ه گفت: سخن جز به عمل راست نشود و سخن و عمل جز به نیت و انگیزه درونی راست نگردد و عمل و نیت نیز جز به طیّ طریق در راه سنّت و موافق با آن راست نگردد.»
آجری ذکر کرده است که ابن سیرین معتقد بود کسانی که با شتاب[دو چندان] به سمت ارتداد می روند صاحبان و پیروان هوا و هوسند.
از ابراهیم یزید نخعی یمانی روایت شده است که گفت: « با صاحبان و پیروان هوا و هوس همنشین نباشید و با آنان از در صحبت و بحث وارد نشوید؛ زیرا بیم آن دارم که قلبتان از دین برگردد.[و دچار تزلزل شوید]
از هشام بن حسان(7)  روایت شده است که گفت: « خداوند، روزه، نماز، حج، عمره، صدقه آزاد کردن برده و عدالت بدعت گزار را نمی پذیرد»
ابن وهب علاوه بر این گفته است: « زمانی بر مردم فرا خواهد رسید که حق و باطل به هم در آمیزند، آن وقت است که دعایی پذیرفته نیست مگر دعای فردی که چون انسانی در حال غرق شدن است که هیچ ملجأ و پناهی ندارد.
از یحیی بن کثیر روایت شده است که گفت: «اگر بدعت گزاری را در راهی دیدی تو مسیرت را عوض کن و از راهی دیگر برو.»(8) 
از برخی از سلف روایت شده است: هرکس همنشین فردی بدعت گزار باشد، خویشتن داری و حمایت از او بر چیده خواهد شد و به نفس[شیطانی‎اش] محوّل می شود[ و اسیر نفس می گردد]
از عوام بن حوشب(9)  روایت شده است که به فرزند خود می گفت: ای عیسی، اصلاح شو تا خداوند قلبت را اصلاح گرداند، آرزوهایت را کم کن و می گفت به خدا قسم، اگر عیسی را در مجلس بزم و موسیقی و باطل ببینم نزد من خوشایندتر است از اینکه او همنشین صاحبان خصومت و دشمنی باشد.
ابن وضاح می‎گوید: منظور از صاحبان خصومت و دشمنی، بدعت گزاران هستند.(10) 
کسانی به ابوبکر بن عیاش گفتند(11) : یا ابابکر، پیرو سنّت حضرت رسول کیست؟ گفت: اهل سنّت واقعی آن است که اگر از هوا و هوس گفته شد بر چیزی از آن خشم نگیرد».
یونس بن عبید گفت(12) : کسی که سنّتی از سنن حضرت رسول بر او عرضه شود و او آن را بپذیرد، آن فرد غریب است، امّا غریب¬تر از او صاحب آن سنّت است.
از یحیی بن ابی عمر شیبانی(13)  روایت شده است که گفت: گفته می شود خداوند ابا دارد از پذیرش توبه¬ی بدعت گزار؛ زیرا تحول و انتقالی در بدعت گزار حاصل نمی شود، جز به بدتر از آن.
از ابن عالیه روایت شده است که گفت: اسلام را دریابید و فراگیرید که چون اینگونه کردید از آن روی برنتابید و پیوسته بر صراط مستقیم که همانا اسلام است بمانید و به راه‎هایی جز آن تغییر مسیر ندهید و بر شماست که به سنّت پیامبر و آنچه اصحاب بر آن بودند، چنگ زنید؛ یعنی قبل از زمانی که حضرت عثمان شهید شود و قبل از اینکه انجام بدهند آنچه را که انجام دادند. ما قبل از شهادت حضرت عثمان(رض) و پیش از ارتکاب آن عمل بدست شورشیان[ به مدت پانزده سال](14)   قرآن می خواندیم. و بپرهیزید از هوا و هوسی که مابین مردم بذر عداوت و کینه توزی خواهد افکند» این حدیث را برای حسن بازگفتند و او گفت این سخن عین راستی و خیر خواهی است. ( روایت از ابن وضاح و دیگران)
و امام مالک بسیار این حدیث را با خود زمزمه می کرد:
و خیر امور الدین ما کان سنة           و شرّ الامور محدثات البدائع
بهترین امور دین، سنّتهای آن است و بدترین آن ابداع ها و بدعت گزاری است.
از مقاتل بن حیان(15)  روایت شده است که گفت: « پیروان اهل هوا و هوس آفت اسلام هستند. آنان از پیامبر و اهل بیت او یاد می‎کنند و با این عوام فریبی، دل عوام الناس را می ربایند و در گرداب مهالک رها می سازند و کار ایشان چه بسیار شبیه کسی است که به جای شیرینی عسل، تلخی صبر می دهد و به جای پادزهر، سمّ کشنده به بدن جامعه تزریق می کند. آن را بشناسید؛ چون اگر تو در دریای مواج نیفتاده باشی، در دریای هوا و هوس افتاده‎ای که بسیار عمیق‎تر و ترسناک‎تر است و آشوب و اضطراب آن بالاتر و رعد و برق آن بسی زیادتر. و این می رساند که روش و اسلوب آن با آنچه خود در آن قرار گرفته‎ای تفاوتی شایان دارد و امّا مرکبی که می توانی با آن، سفر گمراهی و نابودی را در نوردی و نجات یابی، پیروی از سنّت است»
از ابن مبارک روایت شده است که گفت: بدان ای برادر عزیزم، مرگ بهترین تحفه و کرامت است برای مسلمانی که بر سبیل سنّت به حضور خدا می رسد ما از اوییم و به سوی او برمی‎گردیم از تنهایی و وحشت به خدا پناه می‎بریم و از رفتن برادرانمان و کمی یاران و آشکار شدن بدعت باز به نزد او شکوی می بریم و باز به دامان خدا پناه برده و از این بلای بزرگ که به جان این امّت افتاده است؛ چون از بین رفتن علما و اهل سنّت و ظهور بدعت‎ها به آستان او طرح دعوی می کنیم.
ابراهیم تمیمی(16)  می‎گوید: خداوندا، من را بر دین خود و سنّت رسول خود نگهدار و از اختلاف در حق و پیروی از هوای نفس و سبیل گمراهی و از امور مشوّب و از کجی و انحراف و دشمنی دورم کرده و محفوظ بدار!
در نامه¬ای که حضرت عمر بن عبدالعزیز(رح) آن را نوشت: آمده است من شما را برحذر می‎دارم از چیزی که هوا و آرزوهای نفسانی به سوی آن گرایش دارند و از انحراف‎های نابهنجار که به سمتش می شتابند. وقتی مردم با او بیعت کردند به منبر رفت. پس از شکر خدا و درود بر او گفت: بدانید بعد از پیامبرش دیگر رسولی نیست و نه بعد از قرآن شما دیگر کتابی آسمانی نازل خواهد شد و نه بعد از سنّت رسول و اصحاب، سنّت و روشی قابل پیروی خواهد بود و شما آخرین امّت هستید پس بدانید و آگاه باشید، حلال، چیزی است که خدا آن را بر زبان رسول خدا تا روز قیامت حلال کرد و حرام چیزی است که خدا آن را بر زبان رسول خدا تا روز قیامت حرام گردانید، لذا من در دین و سنّت حضرت رسول بدعت گزاری نمی کنم، بلکه پیرو آن هستم. آگاه باشید که من داور و برآورنده¬ی حاجات نیستم، بلکه من مجری و اجرا کننده‎ام و من نگه دارنده‎ی ثروت و خزاین نمی‎باشم، بلکه آن را جایی که به من امر شده قرار خواهم داد. من از شما بهتر نیستم، ولی وظیفه‎ام از شما سنگین¬تر است. آگاه باشید که نباید از مخلوق پیروی کرد در چیزی که گناه خداوند را در پی دارد. و بعد از آن پایین آمد.
عروة بن اُذینه در قصیده‎ای در رثای او می گوید:
و اَحییتَ فی الاسلام علماً و سنةً        و لم تبتدع حکماً من الحکم اضجماً
ففی کل یوم کنت تهدم بدعةً            و تبــــنی لنا من سنة مـــا تهدما
[ای عمر بن¬عبدالعزیز] در اسلام علم و سنّت را زنده کردی و طراوت بخشیدی، امّا حکمی از احکام انحرافی را پدید نساختی و دوباره زنده نکردی //  هر روز نابود کننده¬ی بدعتی بودی، و آنچه را که از سنّت نابود شده بود دوباره زنده ساختی و طراوت بخشیدی.
و باز از سخنان عمربن عبدالعزیز است که علما به حفظش همّت گماشته¬اند، کلامی که امام مالک را به اعجاب و شگفتی وا داشت که فرمود (عمر بن عبدالعزیز): « رسول خدا و خلفای راشدین بعد از او برای ما سنّت را بنا نهادند که تمسّک به آن تصدیق کتاب خداست و مکمّل عبودیت او و استحکام بخش دین خدا، کسی را نسزد آن را تغییر یا به چیزی دیگر بدل نماید هرچه مخالف با آن است شایسته¬ی توجّه نیست هرکس بدان[سنّت رسول و خلفا] ع