 

«الرؤيا الحسنة من الرجل الصالح جزء من ستة وأربعين جزءا من النبوة» (الموطأ اثر مالک، الجزء الثاني، صفحة 237) يعني: «رؤياي نيکو از مرد درستکار، بخشي از چهل و شش بخش پيامبري است»!.

و نيز از آن حضرت مأثور است: «الرؤيا الصالحة بشرى من الله وهي من أجزاء النبوة» (الدرالمنثور اثر سيوطي، الجزء الثالث، صفحة 312) يعني: «رؤياي درست، نويدي از سوي خداوند است و از بخش‌هاي نبوّت شمرده مي‌شود».

اينگونه رؤياها دريچه‌اي است به عالم غيب و نشانة آنستکه مشاعر انسان مي‌تواند به أبعادي فراتر از زمان مادّي گام نهد و از حوادثي که در جهان حسّي روي مي‌دهد سبقت گيرد. پيامبران در حال بيداري با آن عالم اسرارآميز در ارتباط بودند و از آفريدگار زمان و مکان بدون نياز به مدرسه و اوستاد، فرمان مي‌گرفتند. دليل اين مدّعا را علاوه بر معجزات ايشان و شواهد عقلي که بر نبوت آنان دلالت مي‌کند بايد از شکل اطّلاعاتي آن فهميد چنانکه پيامبر اسلام -صلى الله عليه وآله وسلم- به استناد آيات قرآني و وحي الهي، از گذشته و آينده خبر مي‌داد با آنکه اخبار آينده را کسي جز خدا نمي‌دانست و نمي‌داند و کتب ديني گذشته نيز به زبان عبراني و يوناني نگاشته شده بود و پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- از اين دو زبان به هيچ وجه اطّلاعي نداشت و اساساً کتابخوان نبود بويژه که آن حضرت از حوادثي دربارة انبياء سَلَف خبر مي‌داد که قوم او نيز از آنها بي‌خبر بودند چنانکه در قرآن مجيد پس از داستان نوح -عليه السلام- آمده است:

)تِلْكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ مَا كُنتَ تَعْلَمُهَا أَنْتَ وَلا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هَذَا( (هود: 49).
«اين از اخبار غيب است که به سوي تو وحي مي‌کنيم، و پيش از اين نه تو آنها را مي‌دانستي و نه قومت از آنها آگاهي داشتند».
و يا در قرآن کريم پيش از داستان يوسف -عليه السلام- مي‌خوانيم: 
)نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَذَا الْقُرْآنَ وَإِنْ كُنتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنْ الْغَافِلِينَ ( (يوسف: 3).
«ما بهترين داستان‌ها را بنابر آنچه اين قرآن را بسويت وحي کرديم بر تو حکايت مي‌نماييم و پيش از اين در شمار ناآگاهان بودي».

کساني چون گلدزيهر و نويسندة 23 سال که از يکسو پيامبر اسلام -صلى الله عليه وآله وسلم- را دروغگو نمي‌دانند[16] و از سوي ديگر ادّعا مي‌کنند که آن حضرت به اشتباه مي‌پنداشته وحي الهي به او مي‌رسد در برابر اين قبيل آيات، درمانده مي‌شوند! زيرا بفرض آنکه آيات مذکور از اعماق ضمير خود پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- برخاسته باشد ولي مفاد آنها نشان مي‌دهد که پيامبر پيش ازدريافت آيات، از داستان نوح و يوسف و جز اينها آگاهي نداشته است! پس چگونه توانسته از جزئيات حوادثي که براي پيامبران سَلَف رخداده خبر دهد؟! به گونه‌اي که با محتواي کتابهاي گذشته منطبق باشد؟! از جانب ديگر، إعلام پيامبر از رويدادهاي آينده که در قرآن مجيدو احاديث صحيح نبوي آمده جاي توجيه و گريز باقي نمي‌گذارد مانند آنکه در مکّه به مسلمانان خبر رسيد ايران و روم شرقي (بيزانس) با يکديگر به جنگ برخاسته و روميان شکست خوردند آنگاه اين آيات نازل شد: 

)غُلِبَتْ الرُّومُ * فِي أَدْنَى الأَرْضِ وَهُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ * فِي بِضْعِ سِنِينَ لِلَّهِ الأَمْرُ مِنْ قَبْلُ وَمِنْ بَعْدُ وَيَوْمَئِذٍ يَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ * بِنَصْرِ اللَّهِ يَنصُرُ مَنْ يَشَاءُ وَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ * وَعْدَ اللَّهِ لا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ( (روم: 2-6).

«روميان در نزديکترين سرزمين (نسبت به عربستان) مغلوب شدند و ايشان پس از شکستِ خود، در طي نُه سال (بر پارسيان) غلبه خواهند يافت. پيش از اين (شکست) و پس از آن (پيروزي)، فرمان از آنِ خدا بوده و هست و در آنروز مؤمنان از ياري خدا شادمان خواهند شد، خدا هر کس را بخواهد ياري مي‌کند و او غالب و رحيم است. وعدة خدا است و خدا از وعده‌اش تخلّف نمي‌کند ولي بيشتر مردم نمي‌دانند»!.

اين آيات قاطع که کمترين احتمال خلاف را در پيروزي روميان ردّ مي‌کند، بي‌کم و زياد تحقّق پذيرفت و دولت ساساني از روم شرقي شکست خورد و شاهين، سردار بزرگ ايران کشته شد[17] شگفت آنکه پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- در مدينه به هنگام حفر خندق پيش‌بيني فرمود که ياران او بر روميان (و هم بر ايرانيان) بزودي پيروز خواهند گشت چنانکه پيش از اين ذکر آن گذشت و اين وعده نيز متحقّق شد و آيات قرآن و مواعيد پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- تخلّف نپذيرفت.

پيشگوييهاي پيامبر راستين اسلام -صلى الله عليه وآله وسلم- نه چندانست که همة آنها را در اينجا بتوان آورد، علماي اسلام – زاد اللهُ تعالي أجُورَهم – در اين باره رساله‌ها پرداخته‌اند و از ميان ايشان دانشمند معروف ابوحامد، محمّد غزالي طوسي (متوفي در سال 505 هجري قمري) که نويسندة بيست و سه سال در صفحة 158 کتابش از او با عنوان: «حجة الاسلام مطلق و بحق، امام محمّد غزالي» ياد مي‌کند در کتاب ارزشمند خود «إحياء علوم‌الدّين» فهرستي از آنها را آورده است از آن جمله مي‌نويسد:

«وأخبر عليه السلام بالغيوب
وبأن عمارا تقتله الفئة الباغية

وأخبر عليه السلام عن رجل قاتل في سبيل الله أنه من أهل النار فظهر ذلک بأن الرجل قتل نفسه وأخبر بمقتل الأسود العنسي الکذاب ليلة قتله وهو بصنعاء اليمن وأخبر بمن قتله وأخبر بفاطمة ابنته رضي الله عنها بأنها أول أهله لحاقا به فکان کذلک ...». (احياء علوم الدين، المجلد الثاني، چاپ بيروت، صفحة 385)

يعني: «پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- از ناديده‌هاي بسيار خبر داد.

خبر داد که عمّار بن ياسر را گروه ستمگري مي‌کشند (و او به دفاع از علي -عليه السلام- بدست سپاه معايه کشته شد)[18] و خبر داد دربارة مردي از صحابه که در راه خدا کارزار کرده بود به اينکه او از اهل آتش است! و اين امر به ظهور پيوست زيرا آن مرد دست به خودکشي زد![19]

و خبر داد از کشته شدن «أسود عَنَسي» که به دروغ ادّعاي پيامبري نموده بود در شبِ قتل وي، با آنکه او در صنعاء يمَن بود و از قاتل وي نيز خبر داد[20].

و خبر داد به فاطمه -عليها السلام- دخترش، که او نخستين کس از خداندان پيامبر است که مي‌ميرد و به وي مي‌پيودندد و چنان شد...»[21].

غزالي پيشگوئيهاي گوناگون گزارش مي‌کند و در پايان کلام خود مي‌نويسد: 

«إلي غير ذلک من آياته ومعجزاته صلى الله عليه وسلم وإنما اقتصرنا علي المستفيض. ومن يستريب في انخراق العادة علي يده ويزعم أن آحاد هذه الوقائع لم تنقل تواترا بل المتواتر هو القرآن فقط، کمن يستريب في شجاعة علي رضي الله عنه وسخاوة حاتم الطائي ومعلوم أن آحاد وقائعهم غير متواترة ولکن مجموع الوقائع يورث علما ضرورياً». (احياء علوم‌الدين، المجلد الثاني، صفحة 387)

يعني: «جز اينها از آيات و معجزات پيامبر -صلى الله 