صحابه از جمله ابو سعید، ابن عباس، ابن زبیر، ابن مسعود، جندب، سجلی، ابو هریره، عائشه، ابن عمر، انس، و دیگران در صحاح و سنن و مسندها روایت نموده‌اند و کسانی مانند سیوطی و غیره آن را در زمرة احادیث متواتر در آثار خود ذکر نموده‌اند. 
و در روایت دیگری که مربوط به ابوبکر و عمر می‌باشد از پیامبر(ص) روایت شده است: بعد از من به ابوبکر و عمر اقتدا نمائید. امام احمد (5/382، 385، 399، 402). و ترمذی (362-3663) و ابن ماجه (97) و ابن شیبه (12/111 و حمیدی (449) و ابن ابی عاصم (1148/1149) و دیگران آن را روایت کرده‌اند، و هم چنین از رسول خداوند روایت نموده‌اند که فرمود: (در خواب بودم خود را بر روی چاهی دیدم که دلوی بر آن بود و هر آنچه خداوند خواست از آن آب بیرون آوردم سپس ابن ابی قحافه دلو را گرفت دو یا چند دلو آب بیرون کشید و در بیرون آوردن ضعیف بود و خداوند او را می‌بخشاید، سپس به سمت غرب روی کرد و ابن خطاب [عمر] آن را بگرفت من کسی را ندیده بودم مانند او آب بیرون کشد تا اینکه مردم [به علت کثرت آب] گودال‌های کنار چاه را برای شترانشان پر کردند. 
امام احمد (2/368، 450) بخاری (3664، 7021 7022) مسلم (2392) نظیر آن را نزد ترمذی (2289) روایت کرده‌اند. 
و در این روایت مذکور آشکارا به خلافت ابوبکر برای پیامبر و عمر برای ابوبکر اشاره شده است. و در مورد خلافت عثمان(رض) می‌توان به حدیث جابر اشاره کرد که از رسول خدا(ص) روایت می‌نماید که پیامبر فرمود: امشب مردی صالح به رسول خدا(ص) ربط یافته است، و عمر به ابوبکر و عثمان به عمر مربوط شده است، جابر می‌گوید: چون از نزد پیامبر برخاستیم گفتیم مردی صالح [در خواب پیامبر] خلیفه رسول خداوند است، و آنانی که به یکدیگر متوسط و ربط یافته‌اند کارگزاران امری‌اند که خداوند رسول خود را با آن مبعوث نموده است. امام احمد (3/355) ابو داود (4636) ابن ابی عاصم (1134) و حاکم (3/71-72) آن را روایت نموده‌اند و حاکم علی‌رغم گرایش به تشيع آن را صحیح دانسته است و ذهبی هم با آن موافق گشته است. 
و امام احمد (762) (2595) از حدیث ابن عمرو ابن امامه روایت نموده است که پیامبر فرمود: [در خواب] دیدم گویا اینکه در کفه‌ی ترازویی قرار گرفتم و امت در کفه‌ی دیگر آن و من از آنان سنگین‌تر بودم، سپس ابوبکر در کفه‌ای نهاده شد و امت هم در کفه‌ی دیگر آن ابوبکر برتری یافت، و عمر در کفه‌ای و امت در کفه‌ای دیگر باز عمر برتری داشت سپس عثمان آورده شد و با امت موازنه گردید باز عثمان از آنها برتر و سنگین‌تر بود و نظیر این روایت و روایت ابوبکر نزد امام احمد (5/44، 50) ابو داود (4334، 4635) و ترمذی (2287) و ابن ابی عاصم (1135) و حاکم (3/70-71) و بیهقی در (الدلائل) (6/348) تخریج و روایت شده است و اسناد آن [بر مبنای علوم الحدیث] حَسن و مقبول است. و در روایت دیگری اشاره گردیده است که خلافت علی بعد از خلافت خلفای سه گانه می‌باشد. از سمره بن جندب روایت شده است که مردی به پیامبر گفت: ای رسول خدا دیدم دلوی از آسمان فرود آمد و ابوبکر آمد دسته‌ی آن را بگرفت و اندکی از آن بنوشید و سپس عمر آمد تا سیراب گشت از آن بنوشید و عثمان هم تا سیراب گشت از آب آن دلو بنوشید، و پس علی آمد دسته‌ی دلو را بگرفت و دلو تکان خورد و مقداری از آب آن بر روی علی ریخته شد. امام احمد (5/21) ابو داود (4637) ابن ابی عاصم (1141) و طبرانی در (الکبیر) (69655) آنرا روایت و تخریج نموده‌اند. 
و روایات دیگر در زمینه‌ی خلافت ابوبکر و عمر، عثمان و سپس علی فراوان است، که اگر جمع‌آوری گردند [به قول معروف] مثنوی هزار من شود ولی آنچه ذکر کردیم کافی است تا ادعای عدم دلالت روایات بر خلافت خلفای سه گانه‌ی از جانب عبدالحسین حقه باز خنثی شود. 
-------------------------------------------------------------------------------------------------
1) ترجمه آن ذکر شد.مراجعه (53): س: 
- عرضه نمودن حدیث غدیر مراجعه (54): ش: 
نقل مجموعه‌ای از الفاظ حدیث غدیر 

پاسخ و رد بر مراجعه‌ی (54): 
تمام الفاظی که نقل کرده است از لحاظ سند و متن مورد نقد علمی قرار گرفته است و چهار مسأله از روایت غدیر مطرح نموده است که ربطی به خطبه‌ی حجه الوداع ندارد. 
و اکنون می‌خواهیم نمونه‌ای دیگر از دلایل تکراری عبدالحسین که جز تطویل و معنی تراشی ـ به خواسته و میل خود و نیرنگ و حقه بازي ـ بهره‌ای ندارند ذکر کنیم گرچه در سخن بر خطبه‌ی غدیر در (ج 1/43-44) و (ج 1/28) به طور اختصار به آن اشاراتی داشتیم، ولی تکرار آن به نوع دیگر اشکالی ندارد چون عبدالحسین در این مراجعات هر آنچه توانسته دربارة خطبه غدیر احادیث نقل نموده است که به قسمتی از آن اشاره شد، و به امید خداوند قسمت دیگر (روایات نقل شده از عبدالحسین) را ذکر می‌نمائیم‌ ولی قبل از پرداختن به آن به ذکر اموری می‌پردازیم. 
1- می‌بایست به تفاوت و عدم اختلاط میان خطبه‌ی غدیر و حجه الوداع توجه نمود، زیرا او در مراجعه (8) تلاش ورزیده است تا هر دو را یکی به شمار آورد و ما شیعه را به روایت غدیر فرا می‌خوانیم تا یک اسناد صحیح و ثابت بیاورند که در آن به الفاظ احادیث غدیر تصریح نموده باشد که در خطبه‌ی حجه الوداع یا مدینه و یا در هر مکانی دیگر غیر از غدیر گفته شده باشد، و اما از طریق دروغ و با اسنادهای دروغین می‌توانند به سخت‌تر از آن اشاره نمایند، و در ضمن رد بر مراجعه شماره (8) بیان کردیم. که برخی طرق (روایت) در خطبة غدیر به غدیر خم اشاره کرده‌اند و برخی هم به صورت مطلق ذکر نموده‌اند و لذا می‌بایست بر مقید (به غدیر خم) حمل گردد و به بهانة تعدد طرق روایت هم نمی‌توان به تعدد مکان آن قائل شد، زیرا این نهایت جهل و حماقت است، خداوند مرا از گمراهی و سرگردانی محفوظ بدارد.(1)  
2- بعد از بیان تفاوت میان خطبة حجه الوداع و خطبة غدیر خم و عدم ارتباط آن دو با هم ـ نگا: (ج 1/43-44) (ج 1/428) ـ عامل و سبب ایراد این خطبه را دوبارة بازگو می‌نمائیم: که چون علی و کسانی که همراه او به یمن رفتند در مورد او و همراهان وی گفته شده و این توصیه خاص علی نیست و بلکه برای عموم آل بیت است و این توصیه مانند خطبة پیامبر در مدینه به توصیه انصار می‌باشد که بعداً توضیح خواهیم داد. 
3- ذکر کردیم که توصیة پیامبر(ص) به علی به طور خاص و به اهل بیت به طور عام دارای نمونه‌های دیگری می‌باشند که چون پیامبر از ضایع شدن حقوق او و اسائة ادب به وی بعد از خود بیم داشته است به آن توصیه نموده است، و بخاری (5/42) و دیگران از انس(رض) روایت نموده‌اند که ابوبکر و عباس از مجلسی از محافل انصار عبور نمودند و حال آنها می‌گریستند، ابوبکر گفت: چرا گریه می‌کنید؟ گفتند: به یاد نشستن پیامبر با خود افتادیم، و ابوبکر نزد پیامبر(ص) رفت و او را از مسأله مطلع نمود؛ پیامبر بیرون آمد و در حاليكه با عمامه و پیشانی بند بُردی بر سر بسته بود از منبر بالا رفت و بعد از آن دیگر بر بالای منبر نرفت؛ خداوند را سپاس و ستایش نمود و فرمود: دربارة انصار به شما توصیه می‌نمایم آنها نزدیکان من می‌باشند و تکالیف خود را انجام دادند و برخی وفات نموده و دیگری که مانده است به نیکی روی آورده و 