 سه گروه متفرّق می‌شوند و تمام آنها در آتش هستند بغیر از یک گروه از آنان که داخل بهشت می‌شوند. و آنها هم کسانی هستند که خداوند عزوجل در حقشان می‌فرماید: [وَمِمَّنْ خَلَقْنَا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ] {الأعراف:181}  که همانا آنها من و شیعة من هستند).مقصور داشتن این آیه بر اهل بیت بدون هیچگونه دلیلی که نشانگر آن باشد صحیح نیست. چون مفهوم این آیه عام است، و اگر قرار بر تخصیص آن باشد، باید آنرا بر امت پیامبر مختص نمود. همانطور که تعدادی از پیشینیان بر این عقیده بوده و ابن جریر (9/86) و عدّه‌ای دیگر هم آنرا تصدیق داشته‌اند. و موسوی گستاخانه با ارائه اسنادی معضل و بسیار زشت همچنین حدیثی را از پیامبر روایت می‌نماید. و آنچه که موسوی به علی(رض) نسبت داده مثل همیشه اسناد آنرا بیان نکرده تا شاید حجّت آن بر ما لازم آید، و هیچ گمانی هم ندارم که این ادعا نیز همچون ادّعاهای پیشین وی مکذوب و باطل است، و اگر نیست یکی از اسناد آنرا بیان دارد.
و بعداً متوجه شدم که سیوطی در (الدر المنثور( (3/617) به ذکر قولی از علی(رض) پرداخته که در اینجا عین لفظ آنرا می‌آوریم. قال(لتفترقن هذه الأمة علی ثلاث و سبعین فرقة کلها فی النار الافرقة، یقول الله [وَمِمَّنْ خَلَقْنَا أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ] {الأعراف:181}  فهذه هی التی تنجو من هذه الأمة. و با اینکه سیوطی به ثبوت این حدیث تصریح ننموده، اما آنرا موافق با حدیث مشهور و معروف پیامبر(ص) در همین زمینه دانسته، و آنرا بر تفسیر این آیه هم افزوده است. اما آنچه که مهم جلوه می‌کند عدم وجود لفظ (و هم انا وشیعتی) (همانا آنها من و شیعة من هستند) است. و این خود بیانگر تحریف واضافاتی است که یا از جانب موسوی و یا از جانب کسی که موسوی او را ملقّب به صدر الأئمه دانسته – موفق بن احمد – صورت گرفته است. و این چنین تحریفات و بازی با کلماتی که او بر نصوص انجام داده ما را بر آن می‌دارد، به هر آنچه که وی بعنوان حجّت ارائه می‌دهد اطمینان ننمائیم. و یا حداقل تا اینکه اسناد و موضع آنرا بیان می‌دارد. همانطوریکه در بسیاری از نصوص همین منوال را در پیش گرفته است. موسوی: (و قال فی حزبهم و حزب اعدائهم: [لَا يَسْتَوِي أَصْحَابُ النَّارِ وَأَصْحَابُ الجَنَّةِ أَصْحَابُ الجَنَّةِ هُمُ الفَائِزُونَ] {الحشر:20} ) ترجمه (خداوند در رابطه با گروه اهل بیت و گروه معاند با آنها می‌فرماید: دوزخیان و بهشتیان برابر نیستند و تنها اهل بهشت رستگار و کامران هستند).هر صاحب ادّعایی به حق یا باطل این امکان را دارد که بدین آیه بر علیه دشمن و افراد مورد منازعة خود احتجاج ورزد، همانگونه که این احمق بر این آیه چنین احتجاجی نموده است. و یا در پی یافتن نصوصی باشد که آنها را مختص و مقصور به گروه و حزب خویش نماید و بر علیه دشمنان خود آنها را بکار گیرد. همانگونه که موسوی در حاشیة (43/70) به نقل از طوسی و صدوق و موفق بن احمد مطالبی را بر علیه اهل سنت ارائه نموده است. امّا باید بداند که تمامی آنها از ائمة شیعه هستند، و چگونه گفتار آنها را بر علیه اهل سنت بکار می‌بندد و اهل سنت را ملزم به قبول آن می‌دارد؟ و هیچ تردیدی ندارم که وی بخاطر عدم وجود نص یا نصوصی – و لو مکذوب و موضوع – که مؤیید خواسته‌ها و ادعاهایش باشد در کتب اهل سنت به اقوال و کتب طائفه و دستیاران خود پناه برده و از آنان مدد جسته است. پس بااعلام همین نکته دیگر لزومی نمی‌بینم که زحمت رد نمودن آنرا بر خود بدهم. ولله الحمد.
سپس هر کسی که در آیة مذکور و سیاق آن تدبّر نماید، می فهمد که مراد خداوند در آوردن این آیه بیان آن نیست که چه کسی بهشتی و چه کسی دوزخی است، چون چنین موضوعی بصورت مفصّل در آیات دیگری از قرآن کریم بیان شده است، بلکه مراد و مقصود خداوند عزوجل آن است که بیان دارد اهل بهشت و اهل دوزخ در میزان عدل او برابر نیستند، و این خود از عدالت پروردگار سبحان بوده که اکرام نیکوکاران و ابرار را بگیرد و آنها را گرامی دارد و فجّار و گنهکاران را پست نماید و مقام و موقعیت آنها را تنزل بخشد.
همانطوریکه می‌فرماید:[أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئَاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَوَاءً مَحْيَاهُمْ وَمَمَاتُهُمْ سَاءَ مَا يَحْكُمُونَ] {الجاثية:21}  ترجمه (آیا کسانیکه اعمال بد انجام داده‌اند گمان می‌برند که ما آنها را همچون کسانی محسوب می‌داریم که به خدا ایمان آورده‌اند و اعمال صالح انجام داده‌اند. و – گمان می‌برند که – مرگ و زندگی آنها برابر است؟ چه قضاوت بدی می‌کنند). و باز می‌فرماید: [وَمَا يَسْتَوِي الأَعْمَى وَالبَصِيرُ وَالَّذِينَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَلَا المُسِيءُ قَلِيلًا مَا تَتَذَكَّرُونَ] {غافر:58} ترجمه (و نابینایان و بینایان برابر نیستند، آنهائیکه ایمان آورده‌اند وعمل صالح را انجام داده‌اند با بدکاران مساوی نیستند و افراد خیلی کمی پند می‌گیرند). و می‌فرماید: [أَمْ نَجْعَلُ الَّذِينَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَالمُفْسِدِينَ فِي الأَرْضِ أَمْ نَجْعَلُ المُتَّقِينَ كَالفُجَّارِ] {ص:28}  ترجمه (آیا کسانی راکه ایمان می‌آورند و کارهای شایسته انجام می‌دهند همچون تبه‌کاران بشمار آوریم؟ و یا اینکه پرهیزگاران را با بزه‌کاران برابر داریم؟).
و متناسب با این آیه چیزی است که مسلم در (2/705، 706) از جریر اخراج نموده و می‌گوید: ما با پیامبر(ص) نشسته بودیم که گروهی بر ما وارد شدند، آنها افرادی بودند که مثل پلنگ سرزمینها را می‌پیمودند و شمشیرهایشان را بر گردن حمایل کرده و آویخته بودند و بغیر از ملافه یا رواندازی چیز دیگری بر خود نداشتند، عموم آنها از طایفة مضر بودند هنگامیکه پیامبر(ص) آنها را بدان حالت خستگی و جهد و برهنگی وگرسنگی دید صورت مبارکش تغییر پیدا کرد، پس بلند شد و به خانه‌اش رفت و سپس به مسجد آمد و نماز ظهر را ادا نمود و بعد از نماز بر منبر رفت و پس از حمد و ثنای پروردگار فرمود: (و اما بعد خداوند در قرآن می‌فرماید: [يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللهَ إِنَّ اللهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ] {الحشر:18ترجمه (ای اهل ایمان خداترس شوید و هرنفسی نیک بنگرد تا چه عملی برای فردای قیامت خود پیش می‌فرستد و از خدا بترسیدکه او به همة کردارتان به خوبی آگاه است و مانند آنان نباشید که به کلی خدا را فراموش کردند خدا هم نفوس آنها را از یادشان برد، آنان به حقیقت بدکاران عالمند، هرگز اهل جهنم و اهل بهشت با هم یکسان نیستند اهل بهشت به حقیقت سعادتمند عالمند) صدقه بپردازید پیش از آنکه نتوانید، صدقه بپردازید پیش از آنکه حائلی در میان شما و ما قرار گیرد، شخصی از دینار خویش صدقه پرداخت نماید و شخصی هم از درهم خویش ...) الحدیث چنانکه مشاهده می‌شو