گو بود، اما گهگاهی به خاطر سوء حافظه‌اش به خطا می‌رفت. عده‌ای از متشددّین و سخت‌گیرانِ حدیث همچون ابن معین و معاویة بن صالح و نسائی وی را ضعیف دانسته‌اند، لکن نسائی حکایتی را در کتاب (تهذیب التهذیب) دربارة او روایت نموده که گویا او ـ اسماعیل بن اویس ـ برای اهالی مدینه حدیث وضع نموده است.
در همین رابطه نیز حافظ دنبال می‌دارد و می‌گوید: «و او همانی است که نسائی در نتیجه شناخت وی از احادیثش اجتناب ورزیده و گفته که محدّث موثقی نیست، و امید می‌رود که این خصلت‌ها مربوط به دوران جوانی وی بوده و بعداً به اصلاح خویش پرداخته باشد. و گمان نمی‌رود که مسلم و بخاری از وی حدیثی اخراج داشته باشند مگر اینکه آن حدیث صحیح بوده و چند نفر از رجال موثّق آن را روایت کرده باشد». و باز در کتاب (هدی الساری مقدمه فتح البخاری) (551) می‌گوید: «شیخین ـ مسلم و بخاری ـ از وی احتجاج نموده‌اند اما نه زیاد و بخاری نیز احادیثی را که تنها سند آن وی بوده باشد اخراج نداشته است مگر دو حدیث، و مسلم نیز همان‌هایی از وی اخراج نموده که بخاری اخراج داشته است».
اما اعتماد بخاری بر اسماعیل بن ابی اویس در اخراج آن دو حدیثی که تنها سند آنها همان اسماعیل است، جریانی دارد که سبب آن را بهتر بیان می‌دارد. حافظ عسقلانی در (مقدمة فتح الباری) می‌گوید: «در مناقب بخاری با سند صحیح روایت نمودیم که اسماعیل‌بن ابی‌اویس اصول خویش را اخراج داشت و به امام بخاری عرضه نمود، و به وی این اجازه را نیز داد تا که احادیث صحیح را برگزیند، و آنچه را که در زمینة علوم‌الحدیث می‌داند در مورد احادیث وی به کار گیرد و سرة آن را از ناسره جدا نماید». و این خود دلیلی است بر صحت احادیثی که امام بخاری از وی اخراج نموده است، چون اسماعیل کتاب خویش را در اختیار بخاری نهاد و بخاری آن را بررسی و ارزشیابی نمود، پس به این صورت مسألة سوء حافظه  ابن ابی اویس مندفع می‌گردد، به همین خاطر است که ابن حجر این قاعده را ابراز نموده و می‌فرماید: «بنابراین به هیچ‌یک از احادیث اسماعیل ابن ابی اویس احتجاج جایز نیست، به غیر از آنچه که در صحیح بخاری آمده است، به همین خاطر نسائی و دیگرانی هم آنها را معیوب شمرده‌اند، مگر احادیثی که غیر او نیز در آن مشارکت نموده باشد، پس بدان اعتبار می‌گردد».
ولی امام مسلم از اسماعیل‌بن ابی اویس حتی یک حدیث را نیز که راوی آن تنها او بوده باشد اخراج ننموده است، بلکه تمامی آنچه را که از وی اخراج داشته متابعاتی است که در روایت خویش آورده است، خواه متابعة تام یا قاصر. نگاه کنید به (صحیح المسلم): (2/875) (2/1135) (3/1273) (3/1526) (3/1658) (4/1880) به غیر از یک موضع در (3-1191-1192) این حدیثی را که مسلم با این اسناد روایت نموده، خود بخاری آن را از اسماعیل بن ابی اویس اخراج داشته است، نگاه کنید به (صحیح البخاری) (3/244) پس انشاءالله اشتباه برطرف شده باشد، قاعده‌ای که حافظ ابن حجر آن را مستقرّ نمود نیز قطعی شده باشد، ولله الحمد.
پس با این وجود این حدیثی را که تنها اسماعیل‌بن ابی اویس منفرداً روایت داشته و هیچ متابع و شاهدی ندارد ضعیف محسوب شده و صحتّ آن بعید به نظر می‌رسد، چه جای اینکه بر شرط مسلم باشد.
2-	عبدالله بن عبدالله بن اویس، مشهور به ابو اویس:
حافظ عسقلانی در (التقریب) دربارة وی می‌گوید: راستگو بود اما گمان غلط داشت و سهو می‌کرد. غیرحافظ نیز وی را بنا بر سوء حافظه‌اش ضعیف پنداشته‌اند. حتی ابوحاتم می‌گوید: احادیث وی قابل نگارش و کتابت هستند ولی قابل احتجاج نیستند ـ چنانکه در اینجا به آن احتجاج ورزیده‌اند ـ اما احادیث وی در شواهد و متابعات قابل استفاده است، و بر همین اساس امام مسلم در کتاب صحیح خویش از وی حدیث اخراج داشته ولی هیچ‌گاه به احادیث منفرد وی احتجاج ننموده و آن را هم صحیح ندانسته است، بلکه در شواهد و متابعات از وی استفاده نموده است. مخصوصاً اگر در اسناد حدیثی بعلاوة ابو اویس پسرش اسماعیل نیز وجود داشته باشد، که در آن صورت حدیث ضعیف و ضعیف‌تر به نظر می‌رسد.
3-	بله ممکن است که گفته شود معنی اصلی حدیث ـ یعنی: نهی از بغض و تنفّر نسبت به اهل بیت که از موجبات عقوبت و آتش دوزخ است ـ صحیح است، چون شواهد و متابعاتی نیز که دالّ بر صحت آن هستند، وجود دارند. بله ما هم معتقد هستیم و این تنها معنی است که ممکن است از آن احادیث اخراج داشت، والله الموفق للصواب.
(13) در حاشیة (13/58) می‌گوید: «و اخرج الحاکم و ابن حبان فی صحیحه ـ کما فی اربعین النبهانی و احیاء السیوطی ـ عن ابی سعید قال: قال رسول‌الله(ص): «والذی نفسی بیده لایبغضنا أهل البیت رجلٌ إلا دخل النار». 
این حدیث را حاکم در کتاب (المستدرک) (3/150) از طریق محمدبن بکیر الحضرمی ثنا محمد بن فضیل الضبّی ثنا ابان بن جعفر بن ثعلب از جعفربن ایاس از ابی نضره از ابی سعید الخدری(رض) اخراج نموده. حاکم می‌گوید: این حدیث بنا بر شرط مسلم صحیح است. اما ذهبی در این باره کوتاه آمده و چیزی را بیان نداشته است، اگرچه لازم بود بیان نماید که این حدیث مطابق شرط مسلم صحیح نیست.
محمدبن بکیر الخضرمی از رجال مسلم نیست، و گفته می‌شود که بخاری از وی حدیث اخراج نموده ولی آن را ثبت نکرده است. حافظ در مورد وی می‌گوید: راستگو بود اما گهگاهی به خطا می‌رفت. و باز در اسناد این حدیث ابان بن جعفر بن ثعلب آمده که شرح حال او نیز مفقود است. و شاید  ابان بن ثغلب هم بوده باشد که غلط اسم او را درج نموده‌اند، اما چون اسم جعفر در آن میان آمده این احتمال را ضعیف داشته است، و به هر حال اسناد این حدیث صحیح نیست، و اگر آن را هم ـ بالفرض ـ صحیح بدانیم، هیچ دلیلی را بر ادّعا و خواستة موسوی اقامه نمی‌دارد، همانطور که در حدیث (12) بیان شد، که در آن تنها از بغض اهل بیت نهی شده و آن را موجب دخول به آتش دوزخ به شمار آورده است.
(14) و نیز در حاشیة (13/58) آورده است: «وَ اَخْرج الطبرانی ـ کما فی اربعین النبهانی و احیاء السیوطی ـ عن الامام الحسن السبط قال لمعاویة ابن خدیج: «ایاک و بغضنا اهل البیت فأنّ رسول‌ُ الله(ص) قال: لایبغضنا احد و لا یحسدنا احد الا یوم القیامة عن الحوض بسیاط من نار». 
«امام حسن به معاویة ابن خدیج فرمود: از بغض و نفرت نسبت به ما اهل بیت خودداری کنید چون پیامبر(ص) فرمودند: هر کس نسبت به ما اهل بیت بغض و حسد داشته باشد در روز قیامت او را با تازیانه‌هایی از آتش پذیرایی می‌کنند».
طبرانی در (الأوسط) ـ و (مجمع‌الزوائد) (9/172) ـ اخراج نموده است.
هیثمی می‌گوید: «در اسناد آن عبدالله بن عمرو الوافقی وجود دارد که انسانی کذّاب است». پس حدیث هم موضوع و مکذوب و هم مختلق است.
(15) و باز در همان حاشیه می‌گوید: در خطبه‌ای پیامبر(ص) برای ما فرمودند: «یا ایها الناس من ابغض اهل البیت حشره الله یوم القیامةٍ یهودیا». طبرانی در کتاب (الاوسط) ـ (مجمع‌الزوائد) (9/172) ـ از جابربن عبدالله انصاری اخراج نموده که: شنیدم پیامبر خدا(ص) می‌فرمودند: «یا ایّها الناس من ابغضنا ا