 تو مورد استهزاء قرار گرفته‌اند و همان چیزی که پیغمبران را بدان سبب مسخره می‌کرده‌اند، مسخره‌کنندگان را فرا گرفته است.»
همچنین خداوند این موضوع را بیان نمود که مشرکان با استهزاء خویش قصد تکذیب پیامبر اکرم (ص) را نداشتند؛ بلکه آنان قصد تکذیب رسالت او و آیه‌های خدا را داشتند:
(قَدْ نَعْلَمُ إِنَّهُ لَيَحْزُنُکَ الَّذِي يَقُولُونَ فَإِنَّهُمْ لاَ يُکَذِّبُونَکَ وَلَکِنَّ الظَّالِمِينَ بِآيَاتِ اللّهِ يَجْحَدُونَ) (انعام، 33)
«ما می‌دانیم که آنچه می‌گویند ، تو را غمگین می‌سازد؛ چرا که آنان، تو را تکذیب نمی‌کنند؛ بلکه ستمکاران، آیات خدا را انکار می‌نمایند.»
----------------------------------------------------------------------------------------
1) رسالة الانبیاء، عمر احمد عمر، ج 3، ص 46.
2) بخاری، کتاب التفسیر، سورة شعرا، ج 8، ص 501.
3) رسالة الانبیاء، عمر احمد عمر، ج 3، ص 46.
4) الحرب النفیسه ضد الاسلام، عبدالوهاب، کحیل، ص 121.
5) دراسة فی السیره، عماد الدین خلیل، ص 66.
6) رسالة الانبیاء، ج 3 ، ص 48-49.
7) در روایتی از ابن عباس آمده است که این شخصیت، عاص بن وائل بوده است.
8) تفسیر ابن کثیر، ج 3، ص 58.
9) الوسطیة فی القرآن الکریم، ص 402.
10) تفسیر ابن کثیر، ج 2، ص 124.
11) همان، ج 4، ص 126-127.
12) رسالة الانبیاء، ج 3، ص 57.کفار بر این باور بودند که قرآن کریم از جانب خدا نازل نگردیده است و آن را نوعی شعر قلمداد می‌نمودند؛ در حالی که با مقایسه بین قرآن و اشعار عرب به تفاوت قرآن و اشعار پی خواهیم برد. خداوند در این مورد می‌فرماید:
(وَمَا عَلَّمْنَاهُ الشِّعْرَ وَمَا يَنبَغِي لَهُ إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ وَقُرْآنٌ مُّبِينٌ(69) لِيُنذِرَ مَن کَانَ حَيًّا وَيَحِقَّ الْقَوْلُ عَلَى الْکَافِرِينَ(70)) (یس، 69-70)
«ما به پیغمبر شعر نیاموخته‌ایم و برای او چنین چیزی سزاوار نیست. این جز یادآوری و قرآن روشنگری چیز دیگری نیست. تا افراد زنده را با آن بیم دهد و بر کافران فرمان عذاب مسلّم گردد.»
چگونه قرآن می‌تواند شعر باشد و حال آنکه در قرآن، شاعران که مردم را گمراه می‌‌کنند و برخلاف واقعیت سخن می‌گویند، مذمت و نکوهش شده‌اند.(1) 
(وَالشُّعَرَاءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ(224) أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي کُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ(225) وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ(226))(2) (شعرا، 224 - 226)
«سرگشتگان و گمراهان از شعرا پیروی می‌کنند. مگر نمی‌بینی که آنان به هر راهی بی‌هدف پا می‌گذارند و اینکه ایشان چیزهایی می‌گویند که خودشان انجام نمی‌دهند.»
پس قرآن، سخن خدا است که بر پیامبرش نازل نموده و مانند سخن شاعران و سخن کاهنان نیست؛ چنانکه می‌فرماید:
(إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِيمٍ(40) وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَاعِرٍ قَلِيلًا مَا تُؤْمِنُونَ(41) وَلَا بِقَوْلِ کَاهِنٍ قَلِيلًا مَا تَذَکَّرُونَ(42) تَنزِيلٌ مِّن رَّبِّ الْعَالَمِينَ(43)) (حاقه، 40-43)
«این گفتاری است (که) از (زبان) پیغمبر بزرگواری (به نام محمد پخش و تبلیغ می‌شود) و سخن هیچ شاعری نیست؛ شما کمتر ایمان می‌آورید و گفتة هیچ غیبگو و کاهنی نیست. اصلاً شما کمتر پند می‌گیرید؛ (بلکه کلامی است که) از جانب پروردگار جهانیان نازل شده است.»
شاعران نیز قبل از همه درک کرده بودند که قرآن کریم، شعر نیست(3) . مشرکان علاوه بر تکذیب قرآن دربارة پیامبر اکرم (ص) نیز چنین گفتند: «محمد قرآن را از فردی عجمی می‌آموزد که غلام یکی از قبیله‌های قریش بوده است و فروشنده‌ای بوده که در کنار کوه صفا جنس می‌فروخته و او به محمد چیزهایی آموزش داده است؛ در حالی که آن مرد، زبانش عجمی بود و فقط در حد رفع مایحتاج خویش، عربی می‌دانست.» چنانکه خداوند می‌فرماید:
(وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِّسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُّبِينٌ) (نحل، 103)
«ما می‌دانیم که ایشان می‌گویند آن را انسانی بدو می‌آموزد. زبانی کسی که به او نسبت می‌دهند غیرعربی است و این به زبان عربی گویا و روشن است.»
قرآن، در برابر این گفتة مشرکان به این موضوع اشاره نمود که چگونه کسی که قرآن را با این شیوایی و رسایی و مفاهیم کامل و فراگیر بیان می‌کند، آن را از فردی عجمی و غیرعرب آموخته است؟ و انسانهای عاقل و منطقی از گفتن چنین سخنانی بی‌نیاز هستند(4) . همچنین آنها به روش نزول قرآن اعتراض کردند و گفتند باید قرآن یکباره نازل می‌شد. خداوند حکمت نزول قرآن به صورت تدریجی را چنین بیان فرمود که بیشتر مایة تثبیت دلهای مؤمنان می‌گردد و فهمیدن و حفظ کردن و فرمان بردن از آن، آسان‌تر خواهد بود:
(وَقَالَ الَّذِينَ کَفَرُوا لَوْلَا نُزِّلَ عَلَيْهِ الْقُرْآنُ جُمْلَةً وَاحِدَةً کَذَلِکَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤَادَکَ وَرَتَّلْنَاهُ تَرْتِيلًا) (فرقان، 32)
«کافران می‌گویند چرا قرآن یکجا نازل نمی‌شود؟ این گونه است تا دل تو را پا برجا و استوار بداریم و آن را قسمت قسمت و بخش بخش فرو می‌خوانیم.»
سپس خداوند آنها را به مبارزه طلبید که مانند قرآن را بیاورند و برای مشرکان اعلام کرد که از تمامی انسانها و جنها در این مورد می‌توانند کمک و یاری بطلبند:
(قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَن يَأْتُواْ بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لاَ يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ کَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا) (اسراء، 88)
«بگو اگر همة مردمان و جملگی پریان گرد آیند و متفق شوند بر اینکه همچون قرآن را بیاورند، نمی‌تواند مانند آن را بیاورند و ارائه دهند هر چند برخی از ایشان پشتیبان و مددکار برخی دیگر شوند.»
آنها نه تنها از آوردن کتابی همانند قرآن عاجز و ناتوان خواهند بود؛ بلکه از آوردن ده سوره مانند قرآن نیز ناتوان هستند:
(أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِعَشْرِ سُوَرٍ مِّثْلِهِ مُفْتَرَيَاتٍ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّهِ إِن کُنتُمْ صَادِقِينَ(13) فَإِن لَّمْ يَسْتَجِيبُواْ لَکُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا أُنزِلِ بِعِلْمِ اللّهِ وَأَن لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَهَلْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ(14)) (هود، 14-13)
«بلکه می‌گویند: آن را به دروغ به خدا نسبت می‌دهد. بگو: شما ده سوره همانند آن را بیاورید و غیر از خدا هر کس را که می‌توانید، دعوت کنید؛ اگر راستگویید. پس اگر پاسخ شما را ندادند، بدانید این قرآن با آگاهی الله و وحی خدا نازل شده است و معبودی جز خدا، وجود ندارد؛ پس آیا اسلام را می‌پذیرید و فرمانبردار خدا می‌گردید؟.»
قرآن کریم برای اثبات ناتوانی کفار و مشرکان، آنان را به آوردن یک سوره مانند قرآن دعوت نمود:
(وَمَا کَانَ هَذَا الْقُرْآنُ أَن يُفْتَرَى مِن دُونِ اللّهِ وَلَکِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ الْکِتَابِ لاَ رَيْبَ فِيهِ مِن رَّبِّ الْعَالَمِينَ(37) أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مّ