 نحو احسن نزدیک مشوید تا آن گاه که یتیم به رشد کامل خود می‌رسد و پیمانه و ترازو را به تمام و کمال و دادگرانه مراعات دارید و ما هیچ کس را به انجام چیزی جز به اندازه تاب و توانش موظف نمی‌سازیم و هنگامی که سخنی گفتید، دادگری کنید هر چند خویشاوندان باشد و به پیمان خدا وفادار باشید. اینها چیزهایی است که خدا شما را به آنها توصیه می‌کند تا اینکه متذکر شوید و پند بگیرید. این راه مستقیم من است؛ از آن پیروی کنید و از راههای متفرق پیروی مکنید که شما را از راه خدا (منحرف و) پراکنده می‌سازد.»
این پیمان اخلاقی فراگیری است برای اصحاب و یاران پیامبر اکرم (ص) و کسانی که از آنان برای رسیدن به رضایت خداوند، تبعیت می‌نمایند و این شیوة اخلاقی، بخشی از عقیده است که نمی‌توان آنها را از هم جدا دانست. 
امور مرتبط همه جوانب را در بر می‌گیرد و قرآن کریم نیز با بر شمردن آن به عنوان دین و عبادت و پاداش الهی و یا عذاب دردناک به آن اعتبار و اهمیتی فوق العاده بخشیده است و با تفکر و اندیشیدن در آیه‌های ذکر شده سورة انعام به این نتیجه خواهیم رسید که شامل ضرورتهای پنجگانه است. (شامل چیزهایی که منافع دین و دنیای انسانها وابسته به آن است)(14) . هدف دعوت پیامبر اکرم (ص) متوجه نمودن مردم به اهداف شریعت و محافظت بر ضرورتهای پنجگانه بود. آیه‌های فوق شامل موارد زیر هستند:
الف- توجه ویژه به ضرورتهایی که ضامن حفاظت دین می‌باشند؛ چنانکه فرمود: 
(وَلاَ تُشْرِکُواْ بِهِ شَيْئًا)
«که چیزی را انباز خدا نکنید»
و همچنین می‌فرماید:
(وَأَنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلاَ تَتَّبِعُواْ السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِکُمْ عَن سَبِيلِهِ)
«و این راه راست من است؛ پس از آن پیروی کنید و از راههای مختلف پیروی نکنید که شما را از راه خدا پراکنده و دور می‌سازند.»
از آنجا که پایه و اساس هیچ دینی بر اساس شرک ورزیدن به خدا بنا نگردیده است، لذا خداوند، دستور داد تا تنها او را پرستش نمایند و از راه راست که باطل به آن راه ندارد، پیروی کنند و آنها را از پیروی راههای شیطانی بر حذر داشت؛ زیرا راههای شیطان، رویگردانی از دین خدا و پیروی از خواسته‌ها و امیال نفس و وسوسه‌های شیطان است(15)  و پیامبر اکرم (ص) با عمل نمودن به دین و جهاد نمودن در راه آن و دعوت دادن به آن از دین خدا پاسداری نمود(16). 
ب – حفاظت نفس انسانی؛ چنانکه فرمود:
(وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَکُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ) (اسراء، 31)
«فرزندانتان را از ترس فقر نکشید.»
(وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالحَقِّ) (اسراء، 33)
«و نفسی را که خداوند کشتن آن را حرام نموده نکشید، مگر به حق.»
از این رو شریعت، قوانینی وضع نمود و راههایی پیشنهاد نمود که ضامن حفظ جانها بشود(17)  مثلاً حرمت تعدی بر جان خود یا دیگران و مسدودکردن راههایی که به قتل می‌انجامند، مانند قصاص و پرداخت خونبها و تشویق به عفو در قصاص و غیره(18). 
ج – حفاظت نسل و پاسداری از نسب: 
(وَلاَ تَقْرَبُواْ الْفَوَاحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ)
«و به کارهای ناشایست خواه پوشیده باشند خواه آشکار، نزدیک مشوید.»
بزرگ‌ترین گناه و کار ناشایست، زنا است که خداوند در آیه‌‌ای دیگر، آن را فاحشه و کار زشت خوانده و فرموده است:
(وَلاَ تَقْرَبُواْ الزِّنَى إِنَّهُ کَانَ فَاحِشَةً وَسَاءَ سَبِيلاً) (اسراء، 32)
حفاظت نسل از محورهای اساسی در زندگی و از اسباب آبادانی زمین است و با حفاظت نسل، توان رزمی امت رشد می‌یابد و دشمنان از آن بیمناک می‌شوند و نسل اسلامی، با حمایت و پشتیبانی از دین، مقام و منزلت واقعی خویش را به دست خواهد آورد و این عمل موجبات حفاظت از نسل و ناموس و آبرو و مالش را فراهم خواهد آورد. بنابراین، شریعت اسلام، پاسداری از نسل را مقرر داشته و از موانع سلامتی نسل بر حذر نموده و اصول و ضوابط مهمی در این مورد وضع کرده است(19). 
ح – حفاظت و پاسداری مال:
(وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ) (اسراء، 34)
«و به مال یتیم جز به نحو احسن نزدیک نشوید تا آن گاه که یتیم به رشد کامل خود می‌رسد.»
و فرموده است:
(وَأَوْفُواْ الْکَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ) (انعام، 152)
«و ترازو را به تمام و کمال دادگرانه مراعات دارید.»
تجاوز از نظر شریعت، از وسایل حفظ مال و تلف ننمودن آن است و حدود و قوانینی برای حفاظت مال از قبیل: حد دزدی، حد راهزنی، ضمانت و غرامت چیزهای تلف شده، مشروعیت دفاع از مال، نوشتن وامها و گواه گرفتن بر آن، شناساندن و اعلام اشیاء گمشد‌ه‌ای که پیدا شده‌اند و احکام دیگر در دوران مدنی وضع گردید(20).  
د – حفاظت عقل: حفاظت از عقل و خرد نیز مطلوب است؛ چون مکلف بودن به موارد یاد شده جز برای کسی که عقلش سالم است ممکن نیست و کسی که از نظر عقلی دچار مشکل گردد، نمی‌تواند عهده‌دار انجام این امور گردد. چنانکه فرمود : 
(لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ) «باشد که خرد ورزید» (و الله اعلم)(21) . از نظر اسلام انجام هر عملی که موجبات مختل گشتن عقل را فراهم آورده حرام است(22) . و این گونه قرآن کریم همزمان اصحاب و یاران پیامبر اکرم (ص) را بر اساس عقاید و عبادات و اخلاق و مقاصد شریعت تربیت می‌نماید. اخلاق ربّانی از قرآن کریم با تأکید بر یگانه پرستی و بندگی خدا سرچشمه می‌گیرد. این تأکید اساسی است به حقایق و اصول این برنامه و آیین قرآنی که بدین صورت خلاصه می‌شوند:
1- تنها خداوند منبع همه قوانین است و فقط او قانونگذار و تعیین‌کنندة ارزشها و معیارهای اخلاقی است که با فطرت هماهنگ و با عقل سالم مطابقت دارند.
2- اخلاق نه تنها دینی است که باید بدان پایبند بود؛ بلکه اصلی از اصول برنامة الهی است و نمی‌توان آن را تنها به ارزشهای فردی و آداب اجتماعی و سلیقه‌های فرهنگی خلاصه نمود.
3- اخلاق عبارتست از ارزشهایی اساسی در زندگی انسان که شایسته است به استقرار و ثبات آنها اهمیت داده شود تا طاغوتیان آن را کم اهمیت جلوه ندهند و آن را برحسب امیال و مصالح خود تطبیق ندهند(23). 
قرآن کریم حاوی بسیاری از آداب بی‌نظیر است که بالاترین رهنمودها را در زمینه فضایل و روابط فردی و اجتماعی ارائه می‌دهد؛ مثلاً، آیه‌های سورة اسراء، جامع‌ترین و کامل‌ترین آیه‌هایی است که به بیان خصلتهای نیکو و زشت می‌پردازد:
(وَقَضَى رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِندَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ کِلاَهُمَا فَلاَ تَقُل لَّهُمَآ أُفٍّ وَلاَ تَنْهَرْهُمَا وَقُل لَّهُمَا قَوْلاً کَرِيمًا(23) وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا(24) رَّبُّکُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِکُمْ إِن تَکُونُواْ صَالِحِينَ فَإِنَّهُ کَانَ لِلأَوَّابِينَ غَفُورًا(25)