دید را از دست آنها بگیرند؛ چنانکه دادن هدایایی به نجاشی و به اسقفان دربار از جمله این برنامه‌ها بود. در عصر حاضر نیاز است تا درصدد شناسایی دشمن و برنامه‌های آنان برآییم و تا آمادگی کامل را برای مقابله با اقدامات و نقشه‌های فریبکارانه آنان داشته باشیم(12). 
10- قریش برنامة کاملی برای بازگرداندن مهاجران اجرا نمودند، ولی شکست خوردند؛ چون نجاشی که مسلمانان را پناه داده بود، قبول نکرد که بدون تحقیق و شنیدن سخن مهاجران آنها را تحویل دهد و بدین صورت فرصت برای مسلمانان فراهم شد تا قضیه دادگرانه و آیین استوار خویش را ارائه نمایند.
11- وقتی فرستادة نجاشی نزد اصحاب آمد و از آنها خواست تا نزد نجاشی حاضر شوند، آنها گردهم آمدند و به بررسی وضعیت پرداختند و این گونه کار مسلمانان با مشورت و رایزنی انجام گرفت و هر امری که از طریق رایزنی و مشورت انجام گیرد، احتمال موفقیت آن بالاتر می‌رود؛ چون شورا چکیدة تراوش عقلها و اندیشه‌های زیادی است. نهایتاً آنها بر این اتفاق نمودند که اسلام را آن گونه که پیامبرخدا آورده است عرضه نمایند، حال نتیجه هر چه می‌خواهد باشد و تصمیم گرفتند اسلام را قاطعانه و صریح ارائه نمایند؛ حتی اگر این کار به نابودی آنها بینجامد(13). 
12- پیامبر اکرم (ص) بر اوضاع داخلی تسلط کامل داشت بنابراین، جعفر بن ابی‌طالب را به عنوان امیر مسلمانان در هجرت انتخاب نمود و نیز مسلمانان او را انتخاب کردند تا در حضور پادشاه سخنگوی آنها باشد و بتواند با مرد تیزهوش و زیرک عرب، عمرو بن عاص، مقابله کند. جعفر دارای چندین امتیاز بود که او را برای پر کردن این رخنة بزرگ (نبود پبامبر اکرم (ص)) بر دیگران مقدم می‌نمود: یکی اینکه جعفر، پسر ابوطالب بود و با پیامبر اکرم (ص) در یک خانه زندگی نموده بود؛ پس او بیشتر از سایر مهاجران، با رهبر دعوت و سردار امت آشنائی داشت و تنها می‌بایست در حضور نجاشی با بلاغت و شیوایی سخن می‌گفت. بی‌تردید بنی‌هاشم در میان قبیله‌های قریش از نظر نسب معروف‌تر بودند و خداوند از کنانه هاشم را برگزید و پیامبرش را از بنی‌هاشم انتخاب کرد. پس آنها دارای فصاحت زبان و نسب عالی بودند و چون جعفر پسر عموی رسول خدا بود، طبعاً دارای شناخت بیشتری نسبت به محمد (ص) بود تا نجاشی بیشتر به او اعتماد و اطمینان کند(14). 
اخلاق جعفر از مشعل نبوت پرتو گرفته بود و زیبایی اندامهای لاغر او به تیره بنی هاشم برمی‌گشت. پیامبر خدا به جعفر می‌گفت : «تو در آفرینش و اخلاق به من شباهت داری(15) .» پس این نماینده اسلامی که در برابر نجاشی قرار گرفته بود، برای سایر نمایندگان و سفرای مسلمان به خاطر فصاحت، شیوایی بیان، دانش، اخلاق خوب، بردباری، حکمت و زیرکی و قیافه ظاهری الگو قرار گرفت(16). 
13- عمرو بن عاص که نماینده دشمنان خدا و پیامبر اکرم (ص) بود، هوشیار و زیرک و فریبکار بود. او قبل از آمدن جعفر تمام دلایل خود را آماده کرده بود و آن را برای نجاشی در ضمن نکات ذیل مطرح نمود: او از آشوب و برپا شدن غوغا در محیط مکه و تیرگی روابط بر اثر دعوت محمد سخن گفت؛ او سفیر مکه بود و به نمایندگی ازآن نزد نجاشی آمده بود. عمرو از خطرات پیروی از محمد سخن گفت و به نجاشی گوشزد کردکه ممکن است به زودی سرزمین او را نیز به فساد بکشند، همان گونه که مکه را به فساد کشیده‌اند و گفت: اگر محبت و دوستی قریش با نجاشی نمی‌بود، آنها رنج و خستگی این سفر را تحمل نمی‌کردند و افزود که: «شما دوست واقعی ما هستید، رفتار شما با قبیله ما به خوبی و مهربانی است و بازرگانان ما نزدشما از امنیت برخوردار هستند.» پس حداقل در مقابل خوبی باید خوبی کرد. کمال حسن همجواری و ارتباط مکه وحبشه این را می‌طلبد که باید پادشاه از این فتنة جدید بر حذر داشته شود و خطرناک‌ترین کار این مسلمان این است که اینها علیه عقیده نجاشی برخاسته‌اند و به آن کفر ورزیده‌اند، آنها گواهی نمی‌دهند که عیسی پسر خدا است. پس آنها نه بر دین قوم خود و نه پیرو شما هستند و دلیل اینکه آنها پادشاه را تحقیر می‌نمایند و به او توهین می‌کنند، این است که تمام مردم برای پادشاه سجده می‌برند، اما آنها این کار را نمی‌کنند؛ پس چگونه آنها را نزد خود جای می‌دهی؟ جعفر باید به همه این اتهامات باطلی که سفیر و نمایندة قریش به مهاجران نسبت بود، پاسخ می‌داد و از بین می‌برد(17). 
14- پاسخ جعفر به پرسشهای نجاشی در نهایت هوشیاری و مهارت سیاسی، تبلیغاتی، دعوتی و عقیدتی قرار داشت.
او نخست عیب و نقصهای دوران جاهلیت را برشمرد و آن را به صورتی ارائه کرد تا هر شنونده‌ای از آن متنفر گردد و او با این کار، این هدف را دنبال می‌نمود تا چهرة واقعی قریش را به پادشاه بشناسد و بر صفتهای زشتی انگشت گذاشت که جز با نبوت از میان نمی‌روند.
آن گاه شخصیت والای پیامبر اکرم (ص) را در این جامعة آلوده و آکنده از زشتیها معرفی کرد که او چگونه در چنین جامعه‌ای از همه عیبها به دور بوده و نسب و صداقت و امانتداری و پاکدامنی‌اش زبانزد است؛ پس او شایسته پیامبری است.
جعفر، خوبیهای اسلام و منش آن را که با شیوه‌های دعوت پیامبران هم آهنگ است، اظهار داشت. جعفر از تعالیم و دستورات اسلام همانند ترک بت‌پرستی، راستگویی، ادای امانت، صله رحم، رعایت حقوق همسایه و خوبی با آن،دست نگاه داشتن از حرمت‌شکنی و خونریزی، برپا داشتن نماز و پرداختن زکات و ... سخن به میان آورد.
از آنجا که نجاشی و اسقفان از آئین مسیحیت اطلاع کاملی داشتند، پس آنها از سخنان جعفر به این مسئله پی بردند که مطالبی که او بر زبان راند، از پیامهای پیامبران هستند که موسی و عیسی و غیره با آن مبعوث شده‌اند.
همچنین جعفر یکی دیگر از عوامل دشمنی قریش با مسلمانان را رها نمودن بت پرستی مسلمانان و ایمان به آنچه بر محمد نازل شده است و آراستن زنان به اخلاق و کردار نیک عنوان نمود، امّا نجاشی را از آن گونه که بود به خوبی ستایش کرد که کسی نزد او مورد ستم قرار نمی‌گیرد و درمیان قوم خود به عدالت رفتار می‌نماید و نیز گفت که او را از میان دیگران برگزیده‌اند تا از ستم کسانی که می‌خواهند، آنان را شکنجه نمایند، بگریزند. بدین صورت جعفر با این سخنان روشن و واضح، نقشه‌‌های عمرو را درهم شکست و عقل و خرد نجاشی و اسقفهای حاضر را اسیر کرد. وقتی پادشاه از آنها خواست تا پاره‌ای از آنچه بر محمد نازل شده است، برای او بخوانند، جعفر آیه‌های نخست سورة مریم را در نهایت زیبایی تلاوت نمود. این آیه‌ها به قدری در آن مجلس مؤثر واقع شد که نجاشی و اسقفان دربارش به گریه افتادند و چنان گریستند که محاسن و مصحفهایشان خیس شد. جعفر سورة مریم را برای تلاوت در حضور نجاشی انتخاب نمود واین بیانگر فرزانگی و هوشیاری نمایندة مهاجران بود؛ زیرا سورة مریم از مریم و عیسی سخن می‌گوید(18). 
مهارت و نبوغ جعفر در انتخاب درست موضوع و زمان مناسب باعث شد که پادشاه قلباً به او گرایش یابد(19)  و پاسخ او در مورد قضیة عیسی(ع) 