ده می‌گردند. فرمود هم اینک تو از مهلت یافتگانی تا روزی که زمان (فرا رسیدن) آن (در پیش خدا) معلوم است. گفت : پروردگارا، به سبب اینکه مرا گمراه ساختی (گناهان را) در زمین برایشان می‌آرایم و جملگی آنان را گمراه می‌نمایم. مگر بندگان مخلص و پاکیزة تو را.»
اصحاب و یاران پیامبر اکرم (ص) براساس مضامین و محتوای آیه‌های قرآن پی بردند که ارتباط شیطان با انسان ارتباطی براساس دشمنی و عداوت بوده است و تغییر دادن این امر، یعنی برقرار کردن صلح و آشتی بین انسان و شیطان، ناممکن است؛ چون شیطان، کار و هدفی در زندگی جز گمراه کردن انسانها و سوق دادن آنها به نافرمانی خدا ندارد؛ چنانکه خداوند متعال می‌فرماید:
(فَلَوْلا إِذْ جَاءهُمْ بَأْسُنَا تَضَرَّعُواْ وَلَکِن قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ مَا کَانُواْ يَعْمَلُونَ) (انعام، 43)
«آنان چرا نباید هنگامی که به عذاب ما گرفتار می‌آیند، خشوع و خضوع کنند، ولی دلهایشان سخت شده است و اهریمن، اعمالی را که انجام می‌دهند برایشان آراسته و پیراسته کرده است.»
همچنین خداوند با حکایت آنچه هدهد به سلیمان در مورد ملکه سباء گفت می‌فرماید:
(وَجَدتُّهَا وَقَوْمَهَا يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِن دُونِ اللَّهِ وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ فَهُمْ لَا يَهْتَدُونَ) (نمل، 24)
«من، او و قومش را دیدم که به جای خدا برای خورشید سجده می‌برند و اهریمن، اعمالشان را در نظرشان آراسته کرده و ایشان را از راه بدر برده است، پس آنان راهیاب نمی‌گردند.»
یعنی شیطان، کارهایشان را برای آنان آراسته کرد و کفری را که در آن قرار داشتند، زیبا جلوه داد :(فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ) و آنان را از راه توحید بازداشت(9) . بنابراین، اصحاب و یاران پیامبر اکرم (ص) شیطان را بزرگ‌ترین دشمن خود قرار دادند و از گفته الهی فرمان بردند که می‌فرماید: 
(إِنَّ الشَّيْطَانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّمَا يَدْعُو حِزْبَهُ لِيَکُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِيرِ) (فاطر، 6)
«بی‌گمان، اهریمن دشمن شما است؛ پس شما او را دشمن خود بدانید. او پیروان خود را فرا می‌خواند تا از ساکنان آتش سوزان جهنم شوند.»
بنابراین صحابه نه تنها با شیطان دشمنی ورزیدند و از آن اطاعت نکردند؛ بلکه از آن پرهیز نموده و مردم را از آن بر حذر داشتند.
8- اصحاب و یاران پیامبر اکرم (ص) در گفتگو با دیگران از بهترین واژگان استفاده می‌نمودند
یکی از وسایلی که اصحاب و یاران بزرگوار پیامبر اکرم (ص) برای مبارزه با شیطان، از آن استفاده کردند، پیروی از این فرمایش خداوند بود: 
(وَقُل لِّعِبَادِي يَقُولُواْ الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطَانَ يَنزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطَانَ کَانَ لِلإِنْسَانِ عَدُوًّا مُّبِينًا) (اسراء، 53)
«به بندگانم بگو سخنی بگویند که زیباترین سخنها باشد؛ چراکه اهریمن (به وسیلة سخنهای زشت) در میان ایشان فساد و تباهی به راه می‌اندازد و بی‌گمان اهریمن، دشمن آشکار انسان بوده است.»
خداوند متعال به پیامبر بزرگوارش دستور داد تا مؤمنان را فرمان دهد که بهترین واژگان را در گفتگو با دیگران استفاده نمایند؛ چراکه در صورت استفاده ننمودن از چنین واژگانی، شیطان میان آنها اختلاف و کدورت به وجود می‌آورد؛ یعنی، ارتباط آنان را سست و از هم گسیخته می‌نماید و جر و بحث و مجادله را میان آنها تحریک می‌نماید تا دشمنی و کینه ایجاد نماید:(إِنَّ الشَّيْطَانَ کَانَ لِلإِنْسَانِ عَدُوًّا مُّبِينًا)  «همانا شیطان، دشمن آشکار انسان است». یعنی دشمنی او با انسان، شدید و سرسخت است بنابراین، جز شر و بدی و ایجاد دشمنی میان آنان چیزی نمی‌خواهد. بنابراین، رفتار اصحاب و یاران بزرگوار پیامبر اکرم (ص) با دیگران با اخلاقی والا و شیوه‌ای زیبا صورت می‌گرفت؛ چرا که بر اساس تعالیم مکتبی پرورش یافته بودند که به آنان دستور می‌داد :
(ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ السَّيِّئَةَ نَحْنُ أَعْلَمُ بِمَا يَصِفُونَ(96) وَقُل رَّبِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ(97) وَأَعُوذُ بِکَ رَبِّ أَن يَحْضُرُونِ(98)) (مؤمنون، 96-98)
«با بهترین شیوه و سخن، پاسخ بگو. ماکاملاً از چیزهایی که می‌گویند آگاهیم و بگو : پروردگارا، خویشتن را از وسوسه‌های اهریمن و از اینکه با من گرد آیند، در پناه تو می‌دارم.»
همچنین می‌فرماید:(ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ) «با گذشت و خوبیهای اخلاقی، بدی کسی را که با تو بدی می‌نماید، دفع کن» و بدین وسیله دشمنی و نفرت او را به دوستی و محبت تبدیل کن(10). 
و در جایی دیگر می‌فرماید:(وَقُل رَّبِّ أَعُوذُ بِکَ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّيَاطِينِ) «پروردگارا از وسوسه‌های شیطان که انسان را به باطل و بدیها و فساد و بازداشتن از حق می‌کشاند؛ به تو پناه می‌برم.»؛ چون در کنار شیطان، هیچ فایده‌ای متصور نیست و شیطان با معروف و نیکیها سر و کاری ندارد(11) (وَأَعُوذُ بِکَ رَبِّ أَن يَحْضُرُونِ) «پروردگارا به تو پناه می‌برم از اینکه در کاری از کارها یا در چیزی از کارم شیطانها حاضر شوند.» و به خاطر راندن شیطان، شریعت دستور داده است که در آغاز کارها نام خدا برده شود. همچنین خدا می‌فرماید:
(وَلَا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَلَا السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِي بَيْنَکَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ(34) وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِينَ صَبَرُوا وَمَا يُلَقَّاهَا إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٍ(35) وَإِمَّا يَنزَغَنَّکَ مِنَ الشَّيْطَانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ(36)) (فصلت، 34 - 36)
«نیکی با بدی یکسان نیست (بدی و زشتی دیگران را) با زیباترین طریقه و بهترین شیوه پاسخ بده. نتیجة این کار، آن خواهد شد که کسی که میان تو و میان او دشمنی بوده است، به ناگاه همچون دوست صمیمی گردد. به این خو (و خلق عظیم) نمی‌رسند مگر کسانی که دارای صبر و استقامت باشند و بدان نمی‌رسند مگر کسانی که بهرة بزرگی داشته باشند. هر گاه وسوسه‌ای از شیطان متوجه تو گردید، خود را به خداوند بسپار که او بس شنوا و آگاه است.»
و بعد از اینکه فرمود :(ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ) «جواب بدی را با نیکی بده.» و (فَإِذَا الَّذِي بَيْنَکَ وَبَيْنَهُ عَدَاوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَمِيمٌ) «به این خوی و خلق عظیم نمی‌رسند مگر کسانی که دارای صبر و استقامت باشند و بدان نمی‌رسند مگر کسانی که بهره بزرگی داشته باشند.»و این توصیه و سفارش یعنی پاسخ بدی را با نیکی دادن، کار کسانی است که دارای صبر و حوصله باشد؛ زیرا چنین عملی بر نفسها دشوار می‌گذرد و در ادامه فرمود که این را نمی‌پذیرد مگر کسی که دارای بهره فراوانی از سعادت در دنیا و آخرت باشد(12). 
سپس خداوند می‌فرماید:
(وَإِمَّا يَنزَغَنَّکَ مِنَ الشَّيْطَ