 یا با گل آمیخته شده باشد(33).  
ابن اسحاق در مورد کسانی که دفن آن حضرت را بر عهده داشتند، می‌گوید: علی، فضل، قثم (فرزندان ابن عباس) و غلام آزاد شدة رسول خد، شقران، وارد قبر ایشان شدند. و نووی(34)  و مقدسی(35)  نام عباس را نیز ذکر کرده‌اند و نووی از اسامه بن زید و اوس بن خولی نیز سخن گفته است(36).  
پیامبر اکرم(ص) در لحد گذاشته شد و در دهانة لحد خشت خام چیدند؛ سپس در حفرة قبر، خاک ریختند و براساس رای اکثر مورخان، آن حضرت در شب چهارشنبه دفن گردید(37) ؛ چنانکه ابن کثیر می‌گوید : مشهور است که آن حضرت در روز دوشنبه وفات نمود و در شب چهارشنبه دفن گردید(38).  
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) السیرة النبویه، ندوی، ص 401. 
2) بخاری، کتاب المغازی، شماره 448. 
3) السیرة النبویه، ابی شبهه، ج 2، ص 593. 
4) بخاری، کتاب المغازی، شماره 4437. 
5) همان، شماره 4449. 
6) الترمذی، کتاب الجنائز، شماره 978. 
7) بخاری، کتاب المغازی، شماره 4462. 
8) بخاری، کتاب المغازی، شماره 4461. 
9) السیرة النبویه، ندوی، ص 403. 
10) مسلم، کتاب الفضائل، ج 4، ص 1825. 
11) السیرة النبویه، ندوی ص 404. 
12) مسلم، ج 4، ص 1907. 
13) لطائف المعارف، ص 114. 
14) السلسلة الصحیحه، آلبانی، شماره 1106. 
15) تفسیر قرطبی، ج 2، ص 176. 
16) السیره النبویه، ابوشهبه، ج 2، ص 594. 
17) بخاری، کتاب المغازی، شماره 4452. 
18) همان، شماره 4454. 
19) مرض النبی و وفاته، ص 24. 
20) السیرة النبویه، ندوی، ص 406. 
21) المستدرک الحاکم، ج 3، ص 59-60. 
22) مختصر سیرة الرسول، ص 37. 
23) دلائل النبوه، ج 7، ص 250 – سنن ابن ماجه، شماره 1628. 
24) البدایه و النهایه، ج 5، ص 232. 
25) الموطا، شماره 545. 
26) صحیح السیرة النبویه، ص 727. 
27) مرض النبی(ص) و وفاته، ص 160. 
28) البدایه و النهایه، ج 5، ص 238. 
29) المجموع، نووی، ج 5، ص 287. 
30) مرض النبی و وفاته، ص 160. 
31) زاد المعاد، ج 1، ص 524. 
32) تهذیب السنن، ابن قیم، ج 4، ص 338. 
33) السیره النبویه، ابن هشام، ج 4، ص 321. 
34) تهذیب الاسماء، ص 23. 
35) مختصر السیره، ص 35. 
36) مرض النبی(ص) و وفاته، ص 173. 
37) تهذیب الاسماء، نووی، ص 23. 
38) البدایه و النهایه، ج 5، ص 37 – صحیح السیرة النبویه، ص 728. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:806.txt">1- مرثیه سرایی حسان</a><a class="text" href="w:text:807.txt">2- اشعار ابوبکر (رض) در رثای پیامبر اکرم (ص)</a><a class="text" href="w:text:808.txt">3- اشعار ابوسفیان بن حارث در رثای پیامبر اکرم (ص)</a><a class="text" href="w:text:809.txt">4- اشعار صفیه بنت عبدالمطلب در رثای پیامبر اکرم(ص)</a></body></html>حسان بن ثابت که در حیات پیامبر اکرم (ص) همواره با شعرهایش از پیامبر، اسلام و مسلمانان دفاع می‌نمود و با اشعار انقلابی خود، شبه جزیره عربستان را به تحرک  وامی‌داشت، اکنون با تاثر از مرگ پیامبر، اشعاری غم‌انگیز در رثای آن حضرت سرود که تاریخ، آنها را برای ما و نسل‌های بعدی ثبت و ضبط نموده است که به ذکر بخشی از این اشعار می‌پردازیم: 
چه شده است که چشمان تو نمی‌خوابد، گویا به آنها آسیبی رسیده است ... .
به خاطر هدایت‌گری که اکنون در قبر قرار گرفته است ... ای بهترین کسی که در زمین راه رفته‌ای و دیگر کسی همانند تو در زمین پیدا نخواهد شد. 
خاک‌ها به جای تو به چهرة من اصابت می‌کرد. ای کاش، من پیش از تو در گورستان بقیع دفن می‌شدم. 
پدر و مادرم فدای کسی باد که روز دوشنبه دفن گردید، او نبی هدایتگر خدا بود. 
من بعد از او بی‌خرد و حیران ماندم، ای کاش از مادر متولد نشده بودم... 
آیا من بعد از تو در مدینه و در میان ساکنان آن بمانم! ای کاش سیاه ماری مرا نیش می‌زد و یا اینکه خدا، به همین زودی مرگ را به سراغ ما می‌فرستاد و قیامت را بر پا  می کرد. 
ای اولین فرزند مبارک آمنه که او را با پاکدامنی به دنیا آورد ... و نوری بود که دنیا را منور ساخت ... یقیناً هر کس ازاین نور مبارک استفاده نماید، راهیاب می‌شود. 
پروردگارا! به کوری چشم حسودان، ما را با پیامبرمان در بهشت گردهم‌آور و جنت الفردوس را نصیب ما بگردان .... 
به خدا! تا زنده‌ام بر نبی خود (محمد) خواهم گریست ... 
وای بر انصار و یاران پیامبر اکرم (ص) که بعد از گذاشتن آن حضرت در لحد، زمین برای آنها تنگ شده و چهره‌هایشان به گونه‌ای سوخته و سیاه شده است که گویی بر آن سرمه سیاه پاشیده‌اند. 
او از طایفه ما است (به خاطر آن که آمنه از بنی نجار بود) و قبرش نیز در میان ماست و نعمت‌های دیگری که از او به ما رسیده است را نمی‌توان انکار نمود. 
خدا ما را با او گرامی داشت و هدایت کرد و در همه جا، یاران او قرار داد ... 
درود خدا و فرشتگان پیرامون  و همه نیکان بر احمد، مبارک باد. 
به خدا! هیچ مادری مانند رسول هدایتگر خدا، فرزندی به دنیا نیاورده است ... 
هیچ یکی از بندگان خدا، از او وفادارتر به وعده و مهربانتر به همسایه نبوده است. 
ای بهترین انسان‌ها! من در نهری به سر می‌بردم، اما اکنون همانند انسان گم گشتة تشنه‌ای گردیده‌ام.»(1)  
------------------------------------------------------------------------------------------------
1) السیرة النبویه، ابن هشام، ج 4، ص 329. «هنگامی که پیامبر اکرم (ص) را افتاده در روی زمین دیدم، خانه‌ها با وجود وسعت برایم تنگ و کوچک شد. 
قلبم به خاطر مرگش ترسید و استخوانهایم تا زنده‌ام، شکستند. 
ای ابوبکر! وای بر تو، دوست تو مرده و صبر تو کم گردیده است. 
ای کاش قبل از وفات دوستم، می‌مردم و در لحد بودم و بر من تخته سنگهایی گذاشته می‌شد.»(1)  
-----------------------------------------------------------------------------------
1) المستطرف، ابتیهی، ص 366.بیدار ماندم و شب سپری نمی‌شد؛ زیرا شب برای کسی که به مصیبتی گرفتار شده است، طولانی می‌شود. 
گریه به من کمک کرد و اینها در برابر مصیبتی که به مسلمانان رسیده بود، چیزی نیستند. مصیبت ما بسیار بزرگ بود در آن شامگاهی که گفتند: پیامبر اکرم (ص) وفات نموده است. 
زمین نیز به گونه‌ای برای ما تنگ شد که نزدیک بود ما در میان دو طرف آن کوبیده شویم. 
ما وحی الهی را که جبرئیل صبح و شام با آن می‌آمد، از دست دادیم. این مصیبت به قدری بزرگ است که اگر به خاطر آن، تمامی انسان‌ها بمیرند، شایسته است. 
پیامبری در میان ما بود که به وسیلة وحی و سخنان خود، شک و شبهه را از بین ما می‌زدود.
و ما را راهنمایی می‌کرد و چون درمیان ما بود، هیچ سرزنشی متوجه ما نبود. 
ای فاطمه! چه گریه کنی چه گریه نکنی، قبر پدرت سرور تمام قبرهاست و در آن سردار جامعة انسانی و پیامبر خدا قرار گرفته است(1).  
-------------------------------------------------------------------------------------------
1) الاکتفاء، کلامی، ج 2، ص 456. ای رسول خدا! تو امید ما بودی و تو نسبت به ما مهربان بودی نه جفا پیشه. 
تو مهربان، هدایتگر و معلم بودی و هر گریه کننده‌ای باید امروز بر تو گریه کند. 
به خدا! من به خاطر فقدان پیامبر(ص) گریه نمی‌کنم، اما به خاطر فتنه‌ایی که بعد از او می‌آیند، گریه می‌کنم. 
وقتی به یاد پیامبر و اموری که بعد از او اتفاق خواهد افتاد، می‌افتم، گویی بر قلبم آهن داغی گذاشته‌اند. 
ای فاطمه! رحمت خدا بر جسم مبارکی باد که اکنون در یثرب و زیر خاک قرار دارد. 
خودم، پدر، م