مر بن باذان را بر شهر صنعاء ابوموسی را بر مآرب؛ عامر بن شهر همدانی را بر همدان؛ خالد بن سعید را بر مناطق نجران و منطقة زمع و زبید؛ عمرو بن حزام را بر نجران و زیاد بن لبید را بر حضرموت گمارد(14).  
آن حضرت نیز به حسابرسی کامل از عمال و ماموران خویش می‌پرداخت و مصارف و درآمد را کنترل می‌نمود و به برخی از مامورانش حقوق می‌داد؛ چنانکه به عتاب ابن اسید روزی یک درهم تعیین نموده بود(15).  و به قیس ابن مالک همدانی خراج یک قطعه زمین را می‌داد و از آن حضرت منقول است که فرمود: «هر کس را که ما بر کاری گماردیم، اگر خانه‌ای ندارد، برای خود خانه‌ای بسازد و اگر همسری ندارد، برای خود همسری برگزیند و اگر مرکبی ندارد، برای خود مرکبی تهیه نماید.»(16)  
و موارد ذکر شده نیازهای مهم یک والی به حساب می‌آید تا مجبور نشود رشوه بگیرد و این قاعده کلی را که هدیه دادن به حاکم به معنی رشوه دادن به اوست، زمانی توسط اسلام مطرح گردید که هنوز قوانین وضعی و مدنی در جهان تدوین نگردیده بود(17).  
--------------------------------------------------------------------------------------------
1) فقه السیره، بوطی، ص 322. 
2) سیره ابن هشام، ج 4، ص 250. 
3) بخاری، کتاب المغازی، شماره 4349. 
4) الفقه السیاسی للوثائق النبویه، ص 231. 
5) الوثائق السیاسیه، حمید الله، ص 230، شماره 111. 
6) البخاری، کتاب المغازی، شماره 4347. 
7) التاریخ الاسلامی، حمیدی، ج 8، ص 187. 
8) معین السیره، ص 486. 
9) صحیح السیره، ص 654.
10) السیرة النبوی، ابوشعبه، ج 2، ص 559. 
11) بخاری، کتاب المغازی، شماره 4342. 
12) التاریخ الاسلامی، حمیدی، ج 8، ص 186. 
13) دراسات فی عهد النبویه، شجاع، ص 221. 
14) العبرو دیوان المبتدا و الخبر، ابن خلدون، ج 2، ص 59. 
15) السیرة النبویه ابن هشام، ج 4، ص 153. 
16) الدوله العربیة الاسلامیة، ص 44 – التراتیب الداریه کتانی، ج 1، ص 227. 
17) الدولة العربیة الاسلامیة، ص 44.در دوران مکی، قرآن کریم به مسئلة تقدیر و قضا اهتمام ورزیده است؛ چنانکه می‌فرماید: 
(إِنَّا کُلَّ شَيْءٍ خَلَقْنَاهُ بِقَدَرٍ) (قمر، 49)
«ما هر چیزی را به اندازة مقرر آفریده‌ایم.»
و می‌فرماید: 
(الَّذِي لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَلَمْ يَتَّخِذْ وَلَدًا وَلَمْ يَکُن لَّهُ شَرِيکٌ فِي الْمُلْکِ وَخَلَقَ کُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيرًا) (فرقان، 2)
«آن کسی که حکومت و مالکیت آسمانها و زمین از آن اوست و نه فرزندی برای خود برگزیده و نه در حکومت ومالکیت انبازی داشته است و همه چیز را آفریده و آن را دقیقاً اندازه‌گیری و برآورد کرده است.»
پیامبر اکرم(ص)  نیز در وجود یارانش، مفهوم قضا و قدر را غرس می‌نمود و مراتب آن را در خلال نزول قرآن کریم بیان می‌کرد که عبارتند از: 
مرحله اول : علم الهی همة امور را احاطه کرده است: 
(وَمَا تَکُونُ فِي شَأْنٍ وَمَا تَتْلُو مِنْهُ مِن قُرْآنٍ وَلاَ تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلاَّ کُنَّا عَلَيْکُمْ شُهُودًا إِذْ تُفِيضُونَ فِيهِ وَمَا يَعْزُبُ عَن رَّبِّکَ مِن مِّثْقَالِ ذَرَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء وَلاَ أَصْغَرَ مِن ذَلِکَ وَلا أَکْبَرَ إِلاَّ فِي کِتَابٍ مُّبِينٍ) (یونس، 61)
«(ای پیامبر) تو به هیچ کاری نمی‌پردازی و چیزی از قرآن نمی‌خوانی و (شما ای مؤمنان) هیچ کاری نمی‌کنید مگر اینکه ما ناظر بر شما هستیم، در همان حال که شما بدان دست می‌یازید و سرگرم انجام آن می‌باشید و هیچ چیز در آسمان و زمین از پروردگار تو پنهان نمی‌ماند؛ چه ذره‌ای باشد و چه کوچک‌تر و چه بزرگ‌‌تر از آن (همه اینها) در کتاب واضح و روشنی ثبت و ضبط می‌گردد.»
مرحله دوم : هر آنچه انجام می‌شود، نزد خداوند ثبت می‌گردد: 
(إِنَّا نَحْنُ نُحْيِي الْمَوْتَى وَنَکْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ وَکُلَّ شَيْءٍ أحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ) (یس، 12)
«ما خودمان مردگان را زنده می‌گردانیم و چیزهایی را که (در دنیا) پیشاپیش فرستاده‌اند و چیزهایی را که (در آن) برجای نهاده‌اند، می‌نویسیم و ما همه چیز را در کتاب آشکاری سرشماری می‌نماییم و می‌نگاریم.»
مرحله سوم: مشیت و خواست نافذ الهی و قدرت کامل ایشان: 
(أَوَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا کَيْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَکَانُوا أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَمَا کَانَ اللَّهُ لِيُعْجِزَهُ مِن شَيْءٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ إِنَّهُ کَانَ عَلِيمًا قَدِيرًا) (فاطر، 44)
«آیا در زمین به گشت و گذار نپرداخته‌اند تا ببینند فرجام کار پیشینیان به کجا کشیده است در حالی که آنها از اینان قدرت و قوت بیشتری داشته‌اند، هیچ چیزی چه در آسمانها و چه در زمین، خدا را درمانده و ناتوان نخواهد کرد؛ چراکه او بسیار فرزانه  قدرتمند است.»

مرحله چهارم: خداوند همه چیز را آفریده است: 
(ذَلِکُمُ اللّهُ رَبُّکُمْ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ خَالِقُ کُلِّ شَيْءٍ فَاعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَيْءٍ وَکِيلٌ) (انعام، 102)
«آن خدا، پروردگار شما است. جز او خدایی نیست و او آفرینندة همه چیز است؛ پس وی را باید بپرستید و او حافظ و مدبر همه چیز است.»
فهم درست و باور قطعی و راسخ آنها به حقیقت قضا و قدر، برای آنان نتایج مفید و سودمندی در برداشت که بر اثر آن خوبیهای دنیا و آخرت را برایشان به ارمغان آورد که می‌توان به امور ذیل اشاره کرد : 
1- ادای عبادات: ایمان داشتن به تقدیر باعث می‌شود که انسانها به عبادت خدا روی بیاورند.
2- ایمان داشتن به تقدیر: این امر، راهی برای رهایی از شرک است؛ زیرا مؤمن معتقد است که مالک اصلی نفع، ضرر، عزت و ذلت فقط خداوند عزوجل می‌باشد.
3- شجاعت در عمل: ایمان داشتن اصحاب به تقدیر و قضای الهی، چنان تأثیری بر آنها گزارده بود که یقین داشتند، مرگ و اجل در دست خداوند است و هر انسان، نامه تقدیری دارد که اجلش در آن ثبت شده است.
4- صبر را پیشه گرفتن و چشم داشتن به پاداش و مواجه شدن با دشواریها.
5- آرامش و آسایش خاطر: علاوه بر موارد ذکر شده که از نتایج و ثمرات ایمان به تقدیر و قضا بودند و در دنیا همه درصدد رسیدن به آن هستند، اصحاب و یاران پیامبر اکرم(ص) نیز از چنان آرامش خاطر و سکون قلبی برخوردار بودند که هیچ امری نمی‌توانست کوچک‌ترین نقشی در به هم زدن این آرامش درونی داشته باشد. 
6- یکی دیگر از نتیجه‌های ایمان به قضاو قدر، عزت نفس و قناعت و آزاد شدن از بند اسارت و بردگی مخلوقات است؛ پس ایمان به قضا و قدر الهی این امور را در ذهن افراد نهادینه خواهد نمود که روزی‌اش به دست خداست و او را برای خود کافی می‌داند همچنین به خوبی می‌داند که تا روزی‌اش را به طور کامل، دریافت نکرده است، مرگ به سراغش نخواهد آمد و به این باور رسیده است که انسانها در دادن و یا گرفتن رزق و روزی به او بدون ارادة الهی نقشی نخواهند داشت بنابراین، به قناعت و عزت نفس می‌رسد و از اسارت خلق آزاد می‌شود و دل به دنیا نمی‌بندد و چشم طمع به آنچه در دست اهل دنیا است، نمی‌دوزد؛ بلکه ب