َفَرُوا هَلْ يُجْزَوْنَ إِلَّا مَا کَانُوا يَعْمَلُونَ) (سبأ، 33)
«مستضعفان به مستکبران می‌گویند: بلکه توطئه‌ها و تبلیغات مکارانه شما در شب و روز سبب شد که ما از هدایت بازمانیم. در آن هنگامی که به ما دستور می‌دادید که خدا را به یگانگی نشناسیم و انبازها و همتاهایی برای او قرار دهیم و پشیمانی خود را پنهان می‌دارند بدانگاه که عذاب را مشاهده می‌کنند و ما غل و زنجیرها را به گردن کافران می‌اندازیم، آیا به آنان جز پاداش کارهایی که می‌کرده‌اند، داده می‌شود.»
(إِذِ الْأَغْلَالُ فِي أَعْنَاقِهِمْ وَالسَّلَاسِلُ يُسْحَبُونَ) (غافر، 71)
«آن زمان که غلها و زنجیرها در گردن دارند و روی زمین کشیده می‌شوند.»
(إِنَّ لَدَيْنَا أَنکَالًا وَجَحِيمًا) (مزمل، 12)
«نزدما غل و زنجیرها و آتش سوزان دوزخ است.»
سلاسل (زنجیرها) نوعی دیگر از انواع عذاب است که گناهکاران توسط آن بسته می‌شوند، آن طور که در دنیا مجرمان به زنجیر بسته می‌شوند؛ چنانکه قرآن می‌فرماید: 
(خُذُوهُ فَغُلُّوهُ(30) ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ(31) ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعًا فَاسْلُکُوهُ(32)) (حاقه، 30 – 32)
«اورا بگیرید و به غل و بند و زنجیرش کشید، سپس او را به دوزخ بیندازید؛ سپس اورا با زنجیری ببندید و بکشید که هفتاد زراع درازا دارد.»
ح – همراه بودن دوزخیان با معبودان و شیاطینشان در دوزخ
خداوند می‌فرماید: 
(إِنَّکُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنتُمْ لَهَا وَارِدُونَ(98) لَوْ کَانَ هَؤُلَاءِ آلِهَةً مَّا وَرَدُوهَا وَکُلٌّ فِيهَا خَالِدُونَ(99)) (انبیاء، 98 – 99)
«شما و چیزهایی که جز خدا می‌پرستید، آتش‌گیره و هیزم دوزخ خواهید بود، شما حتماً وارد آن می‌گردید. اگر اینها معبودها و خدایانی بودند، هرگز وارد دوزخ نمی‌گشتند و همه در آن جاودانه می‌مانند.»
همچنین می‌فرماید: 
(وَمَن يَعْشُ عَن ذِکْرِ الرَّحْمَنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ(36) وَإِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ(37) حَتَّى إِذَا جَاءنَا قَالَ يَا لَيْتَ بَيْنِي وَبَيْنَکَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ(38) وَلَن يَنفَعَکُمُ الْيَوْمَ إِذ ظَّلَمْتُمْ أَنَّکُمْ فِي الْعَذَابِ مُشْتَرِکُونَ(38)) (زخرف، 36 – 39)
«هر کس از یاد خدا غافل و روگردان شود، شیاطین این گروه را از راه (خدا) باز می‌دارند و گمان می‌کنند ایشان هدایت یافتگان حقیقی هستند، تا آن گاه چنین کسی که به پیش ما می‌آید، می‌گوید: کاش که میان من و میان تو به اندازة مشرق و مغرب فاصله بود، چه همدم و همنشین بدی است. هرگز این گفته‌ها امروز به حال شما سودی نمی‌بخشد؛ چراکه شما ستم کرده‌اید و حق این است که همگی در عذاب دوزخ مشترک باشید.»
خ – حسرت، پشیمانی، اعتراف و فریاد 
خداوند متعال می‌فرماید: 
(وَلَوْ أَنَّ لِکُلِّ نَفْسٍ ظَلَمَتْ مَا فِي الأَرْضِ لاَفْتَدَتْ بِهِ وَأَسَرُّواْ النَّدَامَةَ لَمَّا رَأَوُاْ الْعَذَابَ وَقُضِيَ بَيْنَهُم بِالْقِسْطِ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ) (یونس، 54)
«اگر همه آنچه در زمین است متعلق به کسی می‌بود، آن را برای بازخرید و (نجات خویشتن از عذاب دوزخ) می‌پرداخت و آهسته اظهار پشیمانی می‌نماید. در میانشان دادگرانه داوری می‌گردد و بدیشان ستمی نمی‌شود.»
با آگاهی انسان کافر از نامه عملش و این موضوع که کفر و شرکش او را مستحق وارد شدن به جهنم می‌گرداند، برای هلاکت و نابود شدن خود دعا می‌کند: 
(وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ کِتَابَهُ وَرَاء ظَهْرِهِ(10) فَسَوْفَ يَدْعُو ثُبُورًا(11) وَيَصْلَى سَعِيرًا(12)) (انشقاق، 10 – 12)
«و اما کسی که از پشت سر، نامة اعمالش بدو داده شود، مرگ را فریاد خواهد داشت و هلاک خود را خواهد طلبید و به آتش سوزان دوزخ در خواهد آمد و خواهد سوخت.»
و وقتی در جهنم انداخته می‌شوند و به گرما وسوزش آن می‌رسند، دعا برای هلاک شدن و از بین رفتن را تکرار می‌کنند: 
(وَإِذَا أُلْقُوا مِنْهَا مَکَانًا ضَيِّقًا مُقَرَّنِينَ دَعَوْا هُنَالِکَ ثُبُورًا(13) لَا تَدْعُوا الْيَوْمَ ثُبُورًا وَاحِدًا وَادْعُوا ثُبُورًا کَثِيرًا(14)) (فرقان، 13 – 14)
«هنگامی که ایشان با غل و زنجیر به مکان تنگی از آتش دوزخ افکنده می‌شوند و در آن جا (واویلا سر می‌دهند و) مرگ را به فریاد می‌خوانند، امروز یک بار نه، بارها و بارها مرگ را به آرزو بخواهید و فریادش دارید.»
و در آن جا فریاد و شیون آنها شدید می‌شود و پروردگارشان را به امید اینکه آنان را از عذاب جهنم بیرون نماید، صدا می‌زنند: 
(وَهُمْ يَصْطَرِخُونَ فِيهَا رَبَّنَا أَخْرِجْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا غَيْرَ الَّذِي کُنَّا نَعْمَلُ أَوَلَمْ نُعَمِّرْکُم مَّا يَتَذَکَّرُ فِيهِ مَن تَذَکَّرَ وَجَاءَکُمُ النَّذِيرُ فَذُوقُوا فَمَا لِلظَّالِمِينَ مِن نَّصِيرٍ) (فاطر، 37)
«آنان در دوزخ فریاد بر می‌آورند: پروردگارا! بیرون بیاور تا کارهای شایسته انجام دهیم که جدای از کارهایی که قبلاً می‌کردیم، کافی و بسنده باشد؟ و آیا بیم دهنده به پیش شما نیامد؟ پس بچشید اصلاً برای ستمگران یار و یاوری نیست.»
آنها به گمراهی و کفر و کم خردی خود اعتراف می‌کنند.
(وَقَالُوا لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا کُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ) (ملک، 10)
«و می‌گویند: اگر ما گوش شنوا می‌داشتیم و یا عقل خود را به کار می‌گرفتیم، هرگز از زمرة دوزخیان نمی‌گشتیم.»
اما خواستة آنها به شدت رد کرده می‌شود و خواستة آنان همانند آنچه حیوانات مستحق دریافت جواب هستند، پاسخ داده می‌شود: 
(قَالُوا رَبَّنَا غَلَبَتْ عَلَيْنَا شِقْوَتُنَا وَکُنَّا قَوْمًا ضَالِّينَ(106) رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْهَا فَإِنْ عُدْنَا فَإِنَّا ظَالِمُونَ(107) قَالَ اخْسَؤُوا فِيهَا وَلَا تُکَلِّمُونِ(108)) (مؤمنون، 106 -108)
«در پاسخ می‌گویند: پروردگارا، بدبختی ما بر ما چیره گشته بود و ما مردمان گمراهی بودیم. پروردگارا، ما را از آتش دوزخ بیرون بیاور و اگر برگشتیم ما ستمگر خواهیم بود (خداوند بدیشان) می‌گوید : بتمرگید در آن! و با من سخن مگوئید.»
فرمان الهی به اجرا در می‌آید و آنان به سرنوشتی گرفتار می‌شوند که از آنان دعایی پذیرفته نمی‌شود و امیدی برای قبولی و مستجاب شدن دعاهایشان ندارند.
(وَلَوْ تَرَى إِذِ الْمُجْرِمُونَ نَاکِسُو رُؤُوسِهِمْ عِندَ رَبِّهِمْ رَبَّنَا أَبْصَرْنَا وَسَمِعْنَا فَارْجِعْنَا نَعْمَلْ صَالِحًا إِنَّا مُوقِنُونَ(12) وَلَوْ شِئْنَا لَآتَيْنَا کُلَّ نَفْسٍ هُدَاهَا وَلَکِنْ حَقَّ الْقَوْلُ مِنِّي لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ(13) فَذُوقُوا بِمَا نَسِيتُمْ لِقَاءَ يَوْمِکُمْ هَذَا إِنَّا نَسِينَاکُمْ وَذُوقُوا عَذَابَ الْخُلْدِ بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ(14)) (سجد