 دادن سلام وی خودداری نمود. کعب گفت: تو را به خدا سوگند مگر نمی‌دانی که من خدا و پیامبرش را دوست دارم؟ باز هم ابوقتاده با این‌که او را بیش از همه کس دوست می‌داشت، پاسخی نداد؛ چرا که ابوقتاده در این مورد میان پاسخ دادن به پسر عموی عزیزش و دستور پیامبر قرار گرفته بود، اما آنچه ایمان ابوقتاده بدان حکم می‌نمود، برتری دستور پیامبر بود و این امر را عملی ساخت.(6)  
التزام به دستور پیامبر اکرم (ص) و اطاعت از فرامین ایشان به جایی رسید که آن حضرت به زنان این سه نفر دستور داد که از شوهرانشان فاصله بگیرند و آنان نیز به جز زن هلال ابن امیه که به علت کهنسال بودن شوهرش از پیامبر اجازه خواست که به او خدمت نماید، این امر را عملی ساختند و آن حضرت نیز به شرط مقاربت ننمودن به او اجازه داد و آنها نیز شرط مذکور را پذیرفتند.(7)  
5- دوستی فقط برای رضایت خدا و پیامبرش 
دشمن صلیبی مراقب اوضاع و در انتظار فرصتی بود تا به جبهه داخلی مسلمانان رخنه نماید و آتش فتنه را دامن زند و بنای محکم اخوت اسلامی را تضعیف نماید بنابراین، پادشاه غسان فرصت را غنیمت شمرده و سفیر خود را با دعوت نامه‌ای نزد کعب فرستاد و در آن نوشت: به من خبر رسیده است که صاحب تو بر تو جفا نموده است. تو تنها و بی‌مکان نیستی. نزد ما بیا، با تو همدردی خواهیم کرد.(8)  
کعب بعد از خواندن نامة فوق گفت: این امر، آزمایشی دیگر است و افزود که کار من به جایی رسیده است که مردانی از مشرکان به من چشم طمع دوخته‌اند! آن گاه نامه را در آتش انداخت و آن را سوزاند.(9)  
این موضع‌گیری کعب بیانگر دوستی و ارتباط محکم ایشان با خدا و رسولش و همچنین بیانگر قدرت ایمان و ارادة قوی او می‌باشد؛ چنانکه بلافاصله دریافت که با آزمایش جدیدی روبرو گردیده است که به مراتب سخت‌تر از آزمایشی بود که در آن به سر می‌برد. بنابراین، در این صدد بر نیامد تا پاسخ منفی پادشاه غسان را با کلمات و یا با پاره کردن نامه بدهد؛ بلکه ترجیح داد که نامه را بسوزاند تا خاکستر شود و نوشته‌هایش به دودی تبدیل گردد و در هوا منتشر شود. 
بدین صورت کعب از آزمایش بزرگی جان سالم بدر برد و ایمانش قوی‌تر و روحش پاکیزه‌تر و اخلاقش گرامی‌تر از گذشته گردید.(10)  
عزت والای این انسان‌های مؤمن، هر انسانی را شگفت‌زده می‌نماید و کعب نیز بعد از این آزمایش همچنان در قلة ایمان و اسلام باقی ماند و بدان افتخار می‌ورزید.(11)  
6- پذیرش توبه، هدیه‌ای ارزشمند از جانب خدا است که انسان‌های صادق بدان امیدوارند 
روزی که آیات فوق که بیانگر پذیرش توبه آن سه نفر بود، نازل گردید، روز بسیار بزرگی برای مسلمانان بود و آثار شادمانی در چهرة پیامبر اکرم (ص) هویدا بود؛ به گونه‌ای که قرص چهرة ایشان مانند قرص ماه شب چهارده گردیده بود و صحابه نیز شادمان و خوشحال بودند؛ چنانکه دسته دسته نزد کعب و همراهانش می‌رفتند و به آنها تبریک و تهنیت می‌گفتند و کعب نیز با چهرة خندان و بشاش نزد پیامبر آمد. آن حضرت به ایشان گفت امروز بهترین روز زندگی تو از زمانی است که مادرت تو را به دنیا آورده است. و این موضوع بیانگر مقام والای پذیرش توبه از جانب خداوند است؛ زیرا توبه به معنی بازگشت بنده به رضامندی خدا می‌باشد که بزرگ‌ترین هدف انسان مسلمان محسوب می‌گردد. پذیرش توبه به معنی حفاظت بنده در دنیا و گرامیداشت او در آخرت است. 
بنابراین، کعب به قدری خوشحال شد که لباس‌هایش را در آورد و به عنوان مژدگانی به کسی که خبر پذیرش توبه را برای او آورده بود، بخشید.(12)  
آن دو نفر دیگر نیز بسیار خوشحال و شادمان شدند، اما کعب در این روایت فقط از میزان شادمانی خود سخن گفته است(13) . اما در روایتی که واقدی از قول سعید ابن زید نقل می‌نماید، می‌گوید: من نزد هلال ابن امیه رفتم و او را در جریان پذیرش توبه‌اش قرار دادم. هلال بلافاصله به سجده افتاد، من فکر کردم از خوشحالی جان خواهد داد.(14)  
7- مشروعیت برخی از عبادت‌ها در شکر نعمت 
میزان شادمانی کعب هنگام بشارت ایشان به پذیرش توبه را نمی‌توان تصور نمود، اما از چند برخورد کعب می‌توان شادمانی فوق‌العادة ایشان را حدس زد: 
الف: سجدة شکر 
کعب پس از شنیدن خبر پذیرش توبه خود، باالفور به سجده افتاد و معمولاً صحابة پیامبر، هنگام روبرو شدن با نعمت و یا نجات یافتن از مصیبتی، سجده شکر به جا می‌آورند و این عمل را از پیامبر آموخته بودند.(15)  
ب – مژدگانی دادن به کسی که خبر خوشی می‌آورد 
کعب لباسهایش را به کسی که مژده پذیرش توبه را به او داده بود، بخشید؛ چرا که در آن وقت چیز دیگری نداشت که به او بدهد؛ سپس از کسی دیگر برای خود لباسی عاریه گرفت و پوشید و بدون تردید این نوع بخشش، مشروع و مجاز است با این تفصیل که اگر مژده‌دهنده شخص فقیری است، مژدگانی برایش صدقه و اگر غنی است، برایش هدیه محسوب می‌شود و بخشنده در هر دو صورت، با این کار شکر خدا را به خاطر نعمتی که به او ارزانی نموده، به جای آوده است.(16)  
ج – صدقه دادن تمامی اموال خود 
کعب به عنوان شکرانه توبه خود از پیامبر خواست که تمامی اموال او را به عنوان صدقه بپذیرد، اما پیامبر نپذیرفت و فرمود: اگر بخشی از اموالت را پیش خود نگه‌داری، برایت بهتر است. فقها در این مورد که اگر شخصی نذر کرد که تمامی اموال خود را صدقه نماید، آیا باید بدان عمل نماید یا خیر، اختلاف نظر دارند؛ چون صدقه مستحب و نذر واجب است. 
به هر حال کعب چنین نذری کرده بود و در این باره با پیامبر مشورت نمود؛ چنانکه پیامبر به ایشان اجازه داد که بخشی از مالش را پیش خود نگه دارد. 
-------------------------------------------------------------------------------------------------
1) تاریخ الاسلامی، حمیدی، ج 8، ص 137. 
2) همان. 
3) همان، ص 139. 
4) صحیح مسلم، کتاب البر، شماره 2560، ص 1984. 
5) مسند احمد، ج 4، ص 220. 
6) التاریخ الاسلامی، حمیدی، ج 8، ص 140. 
7) الصراع مع الصلیبین، ص 196. 
8) بخاری، کتاب المغازی، شماره 4418. 
9) المغازی، ج 3، ص 1051-1052. 
10) السیرة النبویه، ابی شبهه، ج 2، ص 517. 
11) فقه السیره، بوطی، ص 307. 
12) التاریخ الاسلامی، ج 8، ص 141. 
13) همان، ص 142. 
14) مغازی، واقدی، ج 3، ص 1054. 
15) صور و عبر من الجهاد النبوی، ص 493. 
16) همان – الصراع مع الصلیبیین، ص 202. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:777.txt">فرازهایی از شیوة بحث قرآن در مورد غزوة تبوک</a><a class="text" href="w:text:778.txt">تمرین عملی شورا در این غزوه</a><a class="text" href="w:text:779.txt">تمرین نظامی جانکاه</a><a class="text" href="w:text:780.txt">مهمترین پیامدهای غزوة تبوک</a></body></html>آیاتی که در قرآن کریم درباره غزوة عسره (تبوک) نازل شده، طولانی‌ترین آیاتی است که در مورد جنگ‌های مسلمانان با کفار نازل گردیده است. 
در نخستین آیات این ماجرا، مسلمانان به رویارویی و جهاد با دشمن تشویق و فراخوانده شده‌اند و به این مسئله پرداخته است که کوچک‌ترین عقب‌نشینی و نداشتن آمادگی برای حمایت از دین و پیامبر اکرم (ص) را نمی‌توان تحمل نمود و ممکن است این عمل، به ارتداد و نفاق بینجامد(1) ؛ چنانک