(راه نجات) برای شما می‌باشم.»
و در مورد هود (ع)، می‌گوید:
(وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَکُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ مُفْتَرُونَ) (هود، 50)
«هود را به سوی قوم عاد فرستادیم که از خودشان بود (هود بدیشان) گفت : ای قوم من، خدا را بپرستید که جز او معبودی ندارید، شما درغگویانی بیش نیستید.»
و در مورد صالح (ع) فرموده است: 
(وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَکُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنشَأَکُم مِّنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَکُمْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُّجِيبٌ) (هود، 61)
«به سوی قوم ثمود یکی از خودشان را فرستادیم که صالح نام داشت. گفت: ای قوم من! خدا را بپرستید که معبودی جز او برای شما وجود ندارد. اوست که شما را از زمین آفریده و آبادانی آن را به شما واگذار نموده است. پس از او طلب آمرزش بنمایید و به سوی او برگردید، بی‌گمان خداوند نزدیک و پذیرنده است.»
درباره شعیب (ع) می‌فرماید: 
(وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَکُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ وَلاَ تَنقُصُواْ الْمِکْيَالَ وَالْمِيزَانَ إِنِّيَ أَرَاکُم بِخَيْرٍ وَإِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْکُمْ عَذَابَ يَوْمٍ مُّحِيطٍ) (هود، 84)
«شعیب را (نیز) به سوی قوم مدین فرستادیم که از خود آنان بود. گفت : ای قوم من! خدا را بپرستید جز او معبودی ندارید و از پیمانه و ترازو مکاهید، من شما را خوب و بی‌نیاز می‌بینم، من بر شما از عذاب روز فراگیر می‌ترسم.»
و در مورد عیسی (ع) فرموده است: 
(إِنَّ اللّهَ رَبِّي وَرَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ هَذَا صِرَاطٌ مُّسْتَقِيمٌ) (آل عمرن، 51)
«بی‌گمان خداوند پروردگار من و پروردگار شماست، پس اورا بپرستید این راهی است راست.»
خلاصه اینکه همة پیامبران علیهم الصلوه و السلام به توحید الوهیت دعوت دادند؛ یعنی، تنها خدا را پرستش نمودن و پرهیز از عبادت طاغوت و بتها؛ چنانکه خداوند متعال می‌فرماید:
(وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي کُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ فَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَانظُرُواْ کَيْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الْمُکَذِّبِينَ) (نحل، 36)
«ما میان هر ملتی، پیغمبری را فرستاده‌ایم که خدا را بپرستید و از طاغوت دوری کنید. خداوند گروهی از مردمان را هدایت داد و گروهی از ایشان گمراهی بر آنان واجب گردید؛ پس در زمین گردش کنید و بنگرید و ببینید که سرانجام کار کسانی که (آیات خدا را) تکذیب کرده‌اند، به کجا کشیده است.»
پیامبر اکرم (ص) نمونة واقعی مؤمنی موحد و یکتاپرست بود که اصحاب و یاران خویش را براساس توحید و دوری آنان از آلایشها تربیت نمود. نمونة واقعی این مسئله، آیه ذیل می‌باشد: 
(قُلْ إِنَّنِي هَدَانِي رَبِّي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ دِينًا قِيَمًا مِّلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا کَانَ مِنَ الْمُشْرِکِينَ(161) قُلْ إِنَّ صَلاَتِي وَنُسُکِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ(162) لاَ شَرِيکَ لَهُ وَبِذَلِکَ أُمِرْتُ وَأَنَاْ أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ(163) قُلْ أَغَيْرَ اللّهِ أَبْغِي رَبًّا وَهُوَ رَبُّ کُلِّ شَيْءٍ وَلاَ تَکْسِبُ کُلُّ نَفْسٍ إِلاَّ عَلَيْهَا وَلاَ تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى ثُمَّ إِلَى رَبِّکُم مَّرْجِعُکُمْ فَيُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ(164)) (انعام، 161 - 164)
«بگو: بی‌گمان پروردگارم مرا به راه راست رهنمود کرده است و آن دین راست و استوار و پابرجا یعنی دین ابراهیم است؛ همان کسی که حق‌گرا بود و از زمرة مشرکان نبود. بگو نماز و عبادت و زیستن و مردن من از آن خداست که پروردگار جهانیان است. خدا را هیچ گونه شریکی نیست و به همین دستور داده شده‌ام و من اولین مسلمان هستم. بگو: آیا پروردگاری جز خدا را بطلبم و حال آنکه خدا پروردگار هر چیز است؟ هیچ کسی جز برای خود کار نمی‌کند و هیچ کس گناه دیگری را بر دوش نمی‌کشد. سرانجام، همه شما به سوی خدا باز می‌گردید و شما را از آنچه در آن اختلاف می‌ورزید، آگاه می‌سازد.»
لازم به یادآوری است که وقتی نتایج و دستاوردهای تربیت پیامبر اکرم (ص) مشخص گردید، صحابه نیز از همه آنچه با توحید الوهیت و ربوبیت و توحید اسماء و صفات متضاد بود، خود را پاک نمودند. آنها برای داوری جز به خداوند، نزد کسی مراجعه نمی‌کردند و جز خدا از کسی در آنچه باعث ناخشنودی خدا می‌گشت، اطاعت نمی‌نمودند و هیچ چیزی را مانند خدا دوست نمی‌داشتند و از هیچ چیزی جز خدا نمی‌ترسیدند و جز خداوند بر کسی توکل ننموده و برای کسی حیوان سر نمی‌بریدند و برای کسی نذر نمی‌کردند و فقط از خداوند کمک می‌خواستند و در آنچه جز خداوند کسی دیگر توانایی انجام آن را ندارد، از کسی یاری نمی‌خواستند و خداوند را نه به مخلوقات و هستی و نه با آنچه وجود ندارد، تشبیه می‌کردند؛ بلکه تا آخرین حد او را پاک و منزه می‌دانستند و تمام صفات و خصوصیاتی که برای خداوند در قرآن بیان شده و یا پیامبر اکرم(ص)  آن را ذکر نموده است، بدون تحریف یا تعطیل یا تأویل می‌پذیرفتند و در تنهایی جز از خدای یکتا از کسی نمی‌ترسیدند و هیچ یکی از آفریدگانش را در صفتی از صفتهای ربوبیتش مانند: زنده کردن، میراندن، روزی دادن، دانش فراگیر، قدرت فوق العاده، پایدار بودن، بقای مطلق، حلال کردن، حرام نمودن و امثال آن شریک نمی‌ساختند. خداوند ما را از زمره کسانی بگرداند که توحید را به صورت قولی و عملی و عقیدتی محقق می‌نمایند؛ چراکه اختیار این امر در دست اوست و او بر آن تواناست(4). 
آیه‌های مکی علاوه بر توضیح وتشریح و اثبات عقیدة توحید، رسالت محمد را به سوی همه انسانها و جنها نیز تثبیت می‌نماید؛ چنانکه خداوند می‌فرماید:
(وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا کَافَّةً لِّلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ) (سباء، 28)
«و ما تو را برای جملگی مردمان فرستاده‌ایم تا مژده‌رسان و بیم دهنده باشی و لیکن اکثر مردم بی‌خبرند.»
همچنین می‌فرماید:
(قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنِّي رَسُولُ اللّهِ إِلَيْکُمْ جَمِيعًا الَّذِي لَهُ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ يُحْيِي وَيُمِيتُ فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرَسُولِهِ النَّبِيِّ الأُمِّيِّ الَّذِي يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَکَلِمَاتِهِ وَاتَّبِعُوهُ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ) (اعراف، 158)
«بگو ای مردم! من فرستاده خدا به سوی جملگی شما هستم؛ خدائی که ملک آسمانها و زمین از آن اوست. جز او معبودی نیست، او است که می‌میراند و زنده می‌گرداند؛ پس ایمان بیاورید و از خدا و فرستاده‌اش، آن پیغمبر درس نخوا