ت که آن حضرت برای حفاظت این روابط سری و دقیق، می‌کوشید و تنها مسئله دعوت به این همه حساسیت نیاز نداشت و اگر می‌خواست دعوت را به مردم برساند، بهترین مکان، برای این امر، کعبه بود که قریش در آنجا جمع می‌شدند، اما مسئله غیر از این بود، باید پنهان کاری کاملاً در تنظیم حاکم باشدو مکانی که در آن با اصحابش دیدار می‌نماید نیز کاملاً سری باشد و نیز در عبور و مرور به محل ملاقات کاملا پنهان کاری نمایند و این اختفا را رعایت نمایند(5). 
---------------------------------------------------------------------------------
1) الاستخبارات العسکریه فی الاسلام، ص 111 - 112.
2) همان، ص 311.
3) فقه التمکین فی القرآن، علی صلابی، ص 311.
4) الدعوة الاسلامیه، د، عبد الغفار محمد عبدالعزیز، ص 96.
5) دولة الرسول من التکوین الی التمکین، ص 218.در نامه‌ای که پیامبر اکرم به منذر بن ساوی فرستاد، به بیان موضع خود در مقابل یهود و مجوسیها پرداخت و نوشت: یهودیان و مجوسیانی که دین اسلام را نپذیرند، می‌بایست جزیه پرداخت نمایند(1). 
ابن قیم وگروهی از علما معتقدند که جزیه گرفتن از هر کس خواه اهل کتاب باشد یا بت‌پرست و غیره، جایز است؛ زیرا جزیه گرفتن از اهل کتاب، یهود و نصارا، در قرآن و جزیه گرفتن از مجوسیان در سنت، تصریح شده است.
بنابراین، حکم کفار دیگر نیز همین است. و حکم سایر گروههای مشرک مانند حکم مجوسیان است، علت اینکه پیامبر اکرم (ص) از بت‌پرستان عرب جزیه نگرفت، این است که آنها قبل از نزول این حکم، مسلمان شده بودند و آیة مربوط به جزیه بعد از تبوک نازل گردید(2). 
-----------------------------------------------------------------------------------
1) غزوة الحدیبیه، ابی‌فارس، ص 242.
2) زادالمعاد، ج 5، ص 91.چنانکه حاکم مصر، مقوقس، با سفیر پیامبر اکرم(ص) ، حاطب بن ابی‌بلتعه، هدایایی از جمله دو کنیز و لباس و قاطری برای ایشان فرستاد و آن حضرت نیز آنها را پذیرفت(1). 
---------------------------------------------------------------------------
1)‌ غزوة الحدیبیه، ابی‌فارس، ص 243.پیامبر اکرم(ص) در این نامه‌نگاریها، موضعگیری فوق‌العاده‌ای در سیاست خارجی از خود به جای گذاشت که از اعتماد به نفس، ایمان و شجاعت ایشان حکایت دارد. نامه نوشتن به پادشاهانی چون هرقل، کسرا و مقوقس در آن شرایط، کار ساده‌ای نبود و در چنین شرایطی، فردی دیگر غیر از پیامبر اکرم (ص) به خاطر پیامدهای ناگوار این نوع نامه‌ها، به خود جرأت چنین کاری را نمی‌داد، امّا ایمان او به تأیید خدا و حرص و اشتیاق وی به ابلاغ دعوتش او را بر آن داشت که به چنین عملی همّت گمارد. نتایجی که از این موضعگیری سیاسی، اتخاذ می‌گردد، عبارتند از: 
الف – آن حضرت با این موضعگیری سیاسی، روش جدیدی جهت روابط و تعامل بین دولتها که تا قبل از آن رایج نبود؛ ایجاد نمود.
ب – دولت نوپای اسلامی، دولتی با اقتدار گردید و از حکومتهای مشهورآن زمان گردید.
ج – پیامبر اکرم (ص) به موضع‌گیری پادشاهان و امیران و سیاست آنان در قبال خود و دعوتش، پی برد.
د – نامه‌نگاری به خارج از جزیره‌العرب، بیانگر جهانی بودن دعوت اسلام بود که در آیات مکی از آن سخن به میان آمده است.
(وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ)
«ما تو را نفرستاده‌ایم مگر رحمتی برای جهانیان.»
آخرالامر اینکه نامه‌نگاری آن حضرت (ص) به سران عرب و پادشاهان مجاور، نقطة عطفی در سیاست خارجی دولت اسلامی به شمار می‌آید که از آن پس دارای جایگاه دینی و سیاسی ویژه‌ای گردید و زمینه برای فتح مکه و ورود وفدهای عرب، برای مسلمان شدن فراهم گردید.(1)
-------------------------------------------------------------------------------------------------------
1) التاریخ السیاسی و العسکری لدولة المدینه، ص 351.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:654.txt">مقدمه</a><a class="text" href="w:text:655.txt">احتیاط و مواظبت در مقابل قریش</a><a class="text" href="w:text:656.txt">ورود به مکه، طواف و سعی</a><a class="text" href="w:text:657.txt">ازدواج با ام‌المؤمنین میمونه، دختر حارث</a><a class="text" href="w:text:658.txt">ملحق شدن دختر حمزه بن عبدالمطلب به کاروان مسلمانان</a><a class="text" href="w:text:659.txt">درسها، فواید و احکام این قضیه</a><a class="text" href="w:text:660.txt">تأثیر عمره‌القضاء در شبه‌جزیره عربستان و اسلام آوردن خالد، عمرو عاص و عثمان بن طلحه</a><a class="text" href="w:text:661.txt">مسلمان شدن عمرو بن عاص</a><a class="text" href="w:text:662.txt">اسلام آوردن خالد بن ولید</a><a class="text" href="w:text:663.txt">درسها و فواید اسلام آوردن خالد و عمرو</a></body></html>در ذی‌قعده سال هفتم هجری، پیامبر اکرم (ص) براساس قرارداد صلح حدیبیه، به قصد انجام عمره، رهسپار مکه شد. در این سفر، غیر از زنان و کودکان حدود دوهزار نفر ایشان را همراهی می‌کردند وتمامی کسانی که در صلح حدیبیه حضورداشتند، به جز آنهایی که مرده و یا در غزوة خیبر شهید شده بودند، حضور داشتند(1). 
آن حضرت و یارانش به صورت کاروانی سنگین و مهیب، از کنار آبادیها، به ادامة مسیر جهت رسیدن به مکه می‌پرداخت. در طول مسیر و با عبور از کنار روستاها، مردم برای تماشای آنان از خانه‌هایشان بیرون می‌آمدند و از آنجا که همه در لباس احرام بودند و تلبیه می‌گفتند و قربانیهایشان نیز با قلاده و رنگهای مخصوص نشانی شده بود، منظره‌ای با وقار و بی‌نظیر ایجاد شده بود(2). 
--------------------------------------------------------------------------------------
1) السیرة النبویة الصحیحة، ص 464.
2) منهج الاعلام الاسلامی فی صلح الحدیبیه، ص 310.پیامبر اکرم (ص) در این سفر با خود سلاح نیز همراه داشت؛ چراکه احتمال وقع هر حادثه‌ای را می‌داد و مشرکان نیز چندان پایبند عهد و پیمان نبودند(1). 
قریشیان با اطلاع از ورود پیامبر اکرم (ص) با این تعداد زیاد همراهان و با سلاحهای گوناگون، که در پیشاپیش آنان محمد بن مسلمه با 200 اسب سوار در حرکت بود، مکرز بن حفص را با چند نفر فرستادند تا از واقعیت امر، مطلع بشوند. مکرز، پیامبر اکرم(ص) را در بطن وادی یأجج،به گذرگاه ظهران ملاقات کرد و گفت: ای محمد! به خدا سوگند! ما تو را تاکنون عهدشکن نیافته‌ایم. تو با این همه سلاح در حرم خدا بر قومت وارد می‌شوی. در حالی که قبلاً عهد کرده ای که وارد حرم نشوی مگر شمشیرها در نیام باشند؟ پیامبر اکرم(ص) فرمود: ما نیز براساس همان شرایط وارد می‌شویم. مکرز، بلافاصله به مکه بازگشت و گفت: محمد با سلاح وارد نمی‌شود و بر عهد و پیمان خویش با شما پایبند است(2). 
پیامبر اکرم (ص) سلاحهایش را بیرون حرم گذاشت و محمد بن مسلمه را با همان دویست نفر، جهت پاسداری از سلاحها گماشت(3). 
بنابراین، آن حضرت ضمن اینکه پایبند به عهدها و قراردادهای خود با قریش بود، از خیانت و مکر و توطئه ی احتمالی آنان غفلت نورزید و بدین صورت به امت اسلامی، درس آماده‌باش و هوشیاری در مقابل دشمنان را داد.
علاوه بر آن گروهی را جهت نگهبانی سلاحها گماشت، تا مواظب اوضاع باشند و در ضمن به جنبه‌ای دیگر از جوانب عبادی این دین واقف گردند(4). 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------
1) صلح ‌الحدیبیه، ابی‌فارس، ص 267.
2) مغازی، وا