‌طالب با نجاشی که پس از گفتگو با او، سورة کهیعص را برای او تلاوت می‌نماید و با زبانی فصیح، عقیده و آئین خود را شرح می‌دهد، به انتخاب شایسته و دقت پیامبر اکرم(ص)  بیشتر پی می‌بریم(1).
-----------------------------------------------------------------------------------------------
1) الفقه السیاسی للوثائق النبویه، خالد هفداوی، ص 114.پیامبر اکرم (ص) با محور قرار دادن شماری از پیروان و یاران و خویشاوندان و دوستانش به دعوت پنهانی‌اش ادامه داد. در این دوران، پیامبران اکرم (ص) کسانی را که مطمئن بود دعوت او را لبیک می‌گویند، آنها را به پذیرفتن اسلام دعوت می‌داد و بدین ترتیب روز به روز بر تعداد پیروانش افزوده می‌گردید و اینها بهترین کمک و یاور برای پیامبر اکرم(ص) در گسترش دایرة دعوت به صورت پنهانی می‌شدند و این مرحله‌ای سخت و دشوار در حیات دعوت پیامبر اکرم(ص)  بود. دعوت افرادی خاص در این دوران، بیانگر وضعیت نامطلوب رشد دعوت به حساب می‌آمد؛ پس داعیان در مسیر دعوت به خاطر دور ماندن از آزار و اذیت کفار هم می‌بایست جانب احتیاط را رعایت می‌کردند و هم آشنایی کاملی از کسی که او را به اسلام دعوت می‌دادند، می‌داشتند؛ زیرا کسی که مسلمان می‌شد، باید نماز می‌خواند و قرآن تلاوت می‌کرد و آنها قادر به انجام این اعمال در انظار مردم نبودند؛ از این رو وقتی می‌خواستند نماز بخوانند به دره‌ها و کوهها پناه می‌بردند(1). 
پیامبر اکرم (ص) نیز برای پیشبرد دعوت نکات زیرا رعایت می‌نمود: 
------------------------------------------------------------------------
1) الغرباء الاولون، سلمان العوده.خداوند می‌فرماید:
(فَاصْبِرْ کَمَا صَبَرَ أُوْلُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَلَا تَسْتَعْجِل لَّهُمْ کَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَ مَا يُوعَدُونَ لَمْ يَلْبَثُوا إِلَّا سَاعَةً مِّن نَّهَارٍ بَلَاغٌ فَهَلْ يُهْلَکُ إِلَّا الْقَوْمُ الْفَاسِقُونَ) (احقاف، 35)
«پس شکیبائی کن آن گونه که پیغمبران اولوالعزم شکیبایی کرده‌اند و برای (عذاب) آنان شتاب مکن. روزی که ایشان چیزی را مشاهده می‌کنند که به آنها وعده داده می‌شد، انگار که آنان جز ساعتی از روز در دنیا نمانده‌اند. (این قرآن) ابلاغ و بسنده است. مگر جز انسانهای گمراه و فاسق کسی دیگر هلاک می‌شود؟.»
در حقیقت صبر، سلاح و توشة همیشگی یک داعی است. با بررسی سیرة پیامبر اکرم(ص) و اصحاب بزرگش به این نتیجه خواهیم رسید که سیرة آنان مملو از صبر درراه دعوت می‌باشد که می‌توان به سفر طائف اشاره نمود.تاریخ اسلام از شجاعت سفیران پیامبر اکرم (ص) و از اینکه آنها از سرزنش هیچ سرزنش‌کننده‌ای واهمه نداشتند، سخن به میان آورده است.سفیرانی که پیامبر اکرم (ص) انتخاب می‌نمود، از حکمت و بصیرت والایی برخودار بودند؛ چنانکه عمرو بن عاص یکی از آنان بود. وقتی از او پرسیدند که عاقل کیست؟ گفت: عاقل کسی است که گمانش راست درآید و قضایای آینده را از روی قضایای گذشته تشخیص دهد. عاقل کسی نیست که خوبی را از بدی تشخیص دهد؛ بلکه عاقل کسی است که هنگام قرار گرفتن از میان دو شر، بهترین آن را انتخاب نماید.(1)
----------------------------------------------------------------------------
1) همان به نقل از سفراء الرسول، ج 2، ص 301.یک سفیر می‌بایست ابعاد سیاسی قضایا را درک نماید و زرنگ و چاره ساز باشد که این امر به ذکاوت و تیزهوشی سفیر بستگی دارد. سفیران پیامبر اکرم(ص)  از تیزهوشی و ذکاوت خاصی برخوردار بودند و قضایا و حوادث را به خوبی پیش‌بینی و ارزیابی می‌نمودند.سعی و تلاش پیامبر اکرم (ص) بر آن بود که سفیرانش را از کسانی انتخاب نماید که ضمن برخوردار بودن از صفات فوق، دارای شکل و قیافة ظاهری مناسبی نیز باشند(1). 
موارد ذکر شده مهم‌ترین صفات و ویژگیهای سفیران اسلام بودند که محمود شیت خطاب آنان را برشمرده است بنابراین، شایسته است که یک سفیر مسلمان، متصف به آنها باشد و دولت اسلامی نیز آنها را ملاک انتخاب سفیران خود قرار دهد.
----------------------------------------------------------------------------
1) مقومات السفراء فی الاسلام حسن فتح الباب، ص 60.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:646.txt">1- اریسیها</a><a class="text" href="w:text:647.txt">2- رعایت تناسب درنامه‌های پادشاهان</a><a class="text" href="w:text:648.txt">3- محتوای مشترک نامه‌های پیامبر اکرم (ص)</a><a class="text" href="w:text:649.txt">4- تجلیل از انسانهای بزرگ</a><a class="text" href="w:text:650.txt">5- جواز گرفتن جزیه از یهود</a><a class="text" href="w:text:651.txt">6- جواز پذیرفتن هدیة کفار</a><a class="text" href="w:text:652.txt">7- نتایج نامه‌نگاری پیامبر اکرم (ص) به پادشاهان و حکام</a></body></html>در نامه‌ای که رسول خدا به هرقل نوشت، سخن از «اریسیین یا یریسیین» آمده است. علما در مورد مدلول این واژه، آراء مختلفی ارائه داده‌اند که براساس مشهورترین آنها «اریسیین» عبارت از اطرافیان و خدمه و گارد پادشاه بوده‌اند(1). 
ابوالحسن ندوی می‌گوید: کلمه اریسیون به پیروان «اریوس» مصری، مؤسس یکی از فرقه‌های مسیحی، اطلاق می‌شود. این فرقه نقشی مهم در تاریخ عقاید واصلاح دینی مسیحیت داشته است و در دورانی نیز موفق به تصرف دولت بیزانس و کلیسای مسیحیت گردیده است. «اریوس» تنها کسی بود که در میان مسیحیان ندای توحیدسر داد و معتقد به تمییز بین خالق و مخلوق و به تعبیر مسیحیان بین پدر و فرزند بود(2). 
عقیدة اریوس مدتی درمیان مسیحیان رواج داشت و پیروانش باکسانی که معتقد به الوهیت مسیح بودند، درگیری و نبرد داشتند و مسیحیان زیادی در ولایات شرقی دولت بیزانس به این عقیده روی آوردند تا اینکه تیوسورس بزرگ، به تشکیل مجمع جهانی مسیحیان در قسطنطنیه اقدام نمود و الوهیت و فرزند بودن مسیح را اعلام نمود که در نتیجة آن، عقیدة اریوس روبه انحطاط و نابودی گذاشت. امّا با این وجود، گروه اندکی همچنان باقی ماند و به فرقة اریسیه مشهور گردید و شاید هدف پیامبر اکرم (ص) از اینکه به هرقل نوشت که اگر تو از پذیرش این دین، اجتناب بورزی، گناه اریسیها به گردن تو می‌باشد، همین گروه باشد که از میان مسیحیان تنها فرقه‌ای است که نسبتاً به توحید معتقد است(3). 
ابوجعفر طحاوی ضمن سخن از این گروه، گفته است: کسانی که نسبت به این مسائل آگاهی دارند، نوشته‌اند که در میان کسانی که هرقل بر آنان حکومت می‌کرد، گروهی معروف به «اروسیه» بودند که معتقد به یگانگی خدا بودند و مسیح را بندة خدا می‌دانستند و همانند دیگر نصارا به ربوبیت و فرزندی مسیح، معتقد نبودند و دین مسیحی را آن گونه که در انجیل بود، قبول داشتند(4). 
--------------------------------------------------------------------------------------------
1) السیرة البنبویه، ندوی، ص304.
2) همان، ص 305.
3) همان، ص 307.
4) مشکل الآثار، ج 3، ص 399.نامه‌های آن حضرت (ص) به پادشاهان براساس عقاید دینی و خصوصیات درونی هر یک از آنان، متفاوت بود. به عنوان مثال چون هرقل و مقوقس، مسیحی و معتقد بودند که مسیح فرزند خدا است، در نامه‌های آنان، کلمة عبدالله را که بیانگر بنده بودن وی بود، به عنوان پسوند نام خود آورد و این گونه نوشت : «مِن محمد