گويد،
-----------------------------------------------------------------------------------
1) صحیح السیره النبویه، ص 459. 
2) تاریخ الذهبی، مغازی، ص 439. 
3) المسند، امام احمد، ج 3، ص 138-139 المصنف عبدالرزاق، شماره 9771 – السنن، بیهقی، ج 9، ص 151. الدلائل، ج 4، ص 266-267 المجمع، هیثمی، ج 6، ص 154-155 البدایه، ابن کثیر، ج 4، ص 23. ابوبکر صدیق از میان مردان آزاد و اشراف، نخستین کسی بود که به پیامبر اکرم (ص) ایمان آورد. او از صمیمی‌ترین یاران پیامبر اکرم (ص) قبل از بعثت بود که در مورد او رسول خدا فرموده است: «هیچ کس را به اسلام فرا نخوانده‌ام مگر اینکه متردد می‌شدند و فکر می‌کردند؛ به جز ابوبکر که چون او را به اسلام دعوت دادم، بی‌درنگ پذیرفت.»(1) 
ابوبکر رفیق رسول الله و در واقع یکی از حسنات آن حضرت به شمار می‌رود. اسلام آوردن او، اسلام آوردن یک نفر نبود؛ بلکه مسلمان شدن او به منزلة مسلمان شدن یک ملت بود؛ چراکه ابوبکر در میان قریش از جایگاه مهمی برخوردار بود؛ چنانکه ابن اسحاق نوشته است: «او مردی دوست داشتنی و نرم خو و مورد پسند قریش بود. به انساب قریش بیش از همه آگاهی داشت و خوب و بد آن را می‌دانست. پیشه‌اش تجارت بود و به اخلاق خوب و نیکوکاری شهرت داشت. مردان قومش نزد او می‌آمدند و به خاطر آگاهی و تجارتش و مجالست خوش و به خاطر خوبیهای زیادی که داشت، او را دوست می‌داشتند.»(2) 
ابوبکر گنجینه‌ای از گنجینه‌های خدا بود که برای پیامبرش ذخیره کرده بود. پیامبر اکرم (ص) در مورد او فرموده است: «ابوبکر نسبت به امت من از دیگران مهربان‌تر است.» علم انساب و تاریخ از مهم‌ترین دانشها نزد اعراب شمرده می‌شد و ابوبکر بهره فراوانی از این دو دانش داشت. قریش اعتراف می‌کردند که ابوبکر به نسب قریش از همه آگاه‌تر است و از تمامی جنبه‌های تاریخ قریش آگاهی داشت. طبقه فرهنگی به مجلس ابوبکر می‌آمدند تا از دانش وی بهره‌مند شوند، آنان نخبگان فکری و فرهنگی بودند که دوست داشتند این دانشها را از ابوبکر فرا بگیرند. طبقه کارگر و دامدار مکه نیز از کسانی بودند که به مجلس ابوبکر آمد و شد داشتند. اگر ابوبکر اولین تاجر مکه نبود، اما از معروف‌ترین تاجران مکه بود بنابراین، صاحبان منافع و عموم مردم به دلیل اخلاق پسندیده‌اش نزد او رفت و آمد می‌کردند و او میزبانی خوش‌خو و مهربان بود که از آمدن مهمانانش شاد و خوشحال می‌شد و با آنان انس می‌گرفت. کوتاه سخن اینکه طبقات و قشرهای مختلف جامعه مکه به گونه‌ای با ابوبکر سر و کار داشتند و ایشان از نظر علمی، ادبی و اجتماعی دارای جایگاه ویژه‌ای بود(3) . بنابراین وقتی داعی اسلام شد، نخبگان جامعة مکه دعوت او را پذیرفتند که عبارت‌اند از: 
-	عثمان بن عفان (رض) در سن سی و چهار سالگی.
-	عبدالرحمن بن عوف(رض)  عنه در سی سالگی.
-	سعد بن ابی وقاص (رض) در هفده سالگی.
-	زبیر بن عوام (رض) در دوازده سالگی.
-	طلحه بن عبیدالله (رض) در سیزده سالگی.(4) 
این پنج قهرمان، نخستین میوه‌های درخت دعوت ابوبکر (رض) بودند که آنان را به اسلام دعوت داد و آنها دعوت او را پذیرفتند و یکی یکی نزد پیامبر اکرم (ص) آمدند و نخستین پایه‌های دژ دعوت را تشکیل دادند و خداوند توسط این گروه، پیامبرش را یاری نمود و به دنبال آنها مردم یکی پس از دیگری به اسلام گرویدند و هر یک از این افراد، طلایه داران دعوت به دین خدا بودند. گرچه تعدادشان اندک بود ولی دژ محکم دعوت و رسالت اسلام به شمار می‌رفتند و در تاریخ اسلام پس از آنها هیچ کس به جایگاه آنها دست نخواهد یافت.(5) 
در حرکت و دعوت ابوبکر به خدا، تصویری از ایمان به دین و اجابت به ندای خدا و پیامبرش مجسم می‌شود؛ تصویری از انسان مؤمنی که لحظه‌‌ای آرام نمی‌گیرد تا اینکه آنچه او به آن ایمان دارد، در دنیا محقق شود و حرکتش از روی عاطفه و احساسات نیست که خیلی زود خاموش شود و از بین برود؛ بلکه فعالیت و نشاط ابوبکر و حماسه و خروش ایمانی او تا دم مرگ همچنان ادامه داشت، بدون اینکه ضعیف بشود و یا خسته و ناتوان گردد و از آنجا که افراد دارای مقام و جایگاه اجتماعی، اثر بزرگی در بدست آوردن یار و انصار برای دعوت دارند بنابراین، تأثیر مثبت ابوبکر برای اسلام بیشتر از دیگران بوده است.(6) 
همراهی ابوبکر با پیامبر اکرم (ص) و محبتش که تا قبل از بعثت، فقط براساس روابط خویشاوندی و اخلاقی بود، بعد از بعثت به محبتی براساس ایمان و همکاری در امر دعوت تبدیل شد و علاوه بر آنکه پیامبر دارای روحیه قوی و جایگاه بلند در پیشگاه خدا و مردم بود، از منزلت ابوبکر و آشنایی او با مردم در دعوت خود استفاده نمود(7) . [دعوت به صورت پنهانی و فردی براساس گزینش و انتخاب عناصری که شایستگی آن را داشت که گروه مؤمنان از آن تشکیل شود، ادامه یافت. گروهی که به زودی برای اقامه دولت اسلام و دعوت مردم به سوی پروردگار باید کوشش می‌کرد و دولتی که به زودی تمدنی الهی و بی‌‌مانند ارائه می‌داد. 

6- مرحله دوم
بعد از اسلام آوردن مسلمانان صدر اسلام، اولین کسانی که در مرحله دوم ایمان آوردند، عبارت بودند از: ابوعبیدة بن جراح، ابوسلمه عبدالله بن عبدالاسد بن مخزوم بن مره پسر عمه پیامبر (بره دختر عبدالمطلب ...)، ارقم بن ابی الارقم مخزومی، عثمان بن مظعون جمحی، عبیده بن حارث بن عبدالمطلب، سعید بن زید بن عمرو بن نفیل، قدامه، عبدالله بن قصی، فاطمه بنت خطاب (خواهر عمربن خطاب)، اسماء دختر ابوبکر صدیق و خباب بن ارت هم پیمان بنو زهره.(8) 

7- مرحلة سوم
در مرحلة سوم، عمیر بن ابی وقاص برادر سعد، عبدالله بن مسعود، ابن الحارث بن شمخ بن مخزوم بن هذیل، مسعود بن القاری یعنی مسعود بن ربیعه بن عمرو و ابن سعد بن عبدالعزی بن حماله اسلام آوردند و سلیط بن عمرو و برادرش حاطب بن عمرو و عیاش بن ابی ربیعه و زنش اسماء بنت سلامه و خنیس بن حذافه السهمی و عامر بن ربیعه هم پیمان آل خطاب و عبدالله بن جحش و برادرش احمد و جعفر بن ابی طالب و زنش اسماء بنت عمیس و حاطب بن حارث و زنش فاطمه بنت مجلل و برادرش خطاب بن حارث و زنش فکیهه بنت یسار و برادرشان معمر بن حارث و سائب بن عثمان بن مظعون و مطلب بن ازهر و زنش رمله بنت ابی عوف و نحام بن عبدالله بن اسید و عامر بن فهیر غلام آزاد شده ابوبکر و فهیره و مادرش، که غلام طفیل بن حارث بن سخبره بود و توسط ابوبکر صدیق خریداری و آزاد گردید، و خالد بن سعید بن عاص بن امیه بن عبد شمس بن عبد مناف بن قصی و زنش امینه بنت خلف و ابو حذیفه بن عتبه بن ربیعه بن شمس و واقدبن عبدالله بن عبد مناف و خالد بن عامر و عاقل و ایاس فرزندان بکیر بن عبدیا لیل و عمار بن یاسر هم پیمان مخزوم بن یقظه که به قول ابن هشام عنسی و از قبیله مذحج بوده است و صهیب بن سنان که از رومیها پیش از همه اسلام آورد و از جمله پیشگامان اسلام ابوذر غفاری و برادرش انیس و مادرش بودند.(9) 
همچنین بلال بن رباح حبشی از پیشگامان بود و سایر پیشگامان اسلام، همه از تیره‌های مختلف قریش بودند و ابن هشام آنها را بیش از چهل نفر بر شمرده است.(10) 
ابن 