 عینی این موضوع را می‌توان این مسئله ذکر کرد که بعضی از داعیان اسلام، از قرآن کریم و رهنمودهای پیامبر اکرم (ص) و سیرة خلفای راشدین، اطلاع کافی ندارند و در سخنرانیهای خود واژه‌های جدید و مفاهیم سست و بی‌پایه‌ای بیان می‌کنند که نتیجة شکست روانی آنها در برابر تمدن غرب است و با وجود اینکه مقالات و کتابهایی در مورد فلسفة زندگی و جهان و انسان و روشهای تغییر جامعه می‌نویسند، اما از سخنان و مقالاتشان چنین استنباط می‌گردد که آنان در فهم تمکین و دستیابی به قدرت و درک سنتهای خداوند تغییر ملتها و تشکیل حکومت از خلال قرآن کریم و روش پیامبر اکرم (ص) یا از خلال دعوت پیامبران به ملتهایشان و یا از رهگذر بررسی تاریخ اسلام، بهرة وافری ندارند تا بتوانند عوامل موفقیت نهضت کسانی را که در تربیت امت و تشکیل حکومت، راه پیامبر اکرم (ص) را در پیش گرفته‌اند، ارائه دهند. عواملی که باعث موفقیت نهضت کسانی همانند نورالدین محمود و صلاح‌الدین، یوسف بن تاشفین، محمود غزنوی و محمد فاتح و دیگر کسانی که در زمینة تربیت امت و تشکیل حکومت راه پیامبر اکرم (ص) را در پیش گرفته بودند، گردید و نه تنها اطلاعی از سیره و روش پیامبر (ص) ندارند؛ بلکه به نظریه‌ها و دیدگاههای برخی از سیاستمداران یا متفکران و فرهنگیان شرقی و غربی و کسانی که از وحی و تعالیم الهی بی‌اطلاع هستند، استدلال می‌نمایند.
بنده علاوه بر اینکه به استفاده از تجربه ملتها و امتها مخالف نیستم؛ بلکه معتقدم حکمت، گشمدة مؤمن است که هر کجا آن را بیابد، از دیگران به آن سزاوارتر است، اما با نظریه و دیدگاه کسانی مخالفم که روش ربانی و خدایی را نمی‌دانند یا تجاهل می‌کنند و تاریخ این امت را که سرشار از درسها و اندرزهاست، نادیده می‌گیرند و تلاش می‌کنند که با نظریه‌ها و دیدگاههای خود که از قرآن کریم و رهنمودهای پیامبر اکرم(ص) فرسنگها فاصله دارد، رهبری مسلمانان را به عهده بگیرند. ابن قیم در این مورد می‌گوید: 
و الله ما خوفی من الذنوب فانها لعلی
		طریق العفو و الغفران

لکنما اخشی انسلاخ القلب عن تحکیم
		هذا الوحی و القرآن

و رضاً بآراء الرجال و خرصها 
		لاکان ذاک بمنه الرحمن

«سوگند به خدا من از گناهان نمی‌ترسم؛ زیرا گناهان، بخشیده می‌شوند، امّا از این می‌ترسم که دلها به حاکم قرار دادن قرآن راضی نگردند و به آراء و نظریه‌های مردم و حدس و گمان آنها راضی شوند. به امید اینکه خداوند بر ما منت نهد و ما را از مبتلا شدن به چنین امری برهاند.»
در تربیت امت و تشکیل دولت به شناخت روش پیامبر اکرم (ص) و سنتهای خداوند در میان ملتها و دولتها نیاز مبرم داریم و باید به چگونگی رفتار پیامبر اکرم(ص)  با دولتها و ملتها و مردم، بعد از اینکه حامل پیام الهی گردید، توجه نماییم تا با شناخت این نکات از رهنمودهای آن حضرت راه درست دعوت و حاکم قرار دادن اسلام بر سایر ادیان را بیابیم و اساس و شالودة حرکت خویش را بر پایه روشی سالم که اصول و فروع آن نشأت گرفته از کتاب و سنت است، بنا نهیم. خداوند می‌فرماید:
(لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن کَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِيرًا) (احزاب، 21)
«برای شما در (رفتار و گفتار) پیغمبر خدا، سرمشق و الگوی زیبائی است. برای کسانی که امید به خدا داشته و جویای قیامت باشند و خدای را بسیار یاد کنند.» 
روش پیامبر اکرم (ص) در تربیت امت و تشکیل دولت، فراگیر و نگرشی همه جانبه و متوازن بود و او در بیداری و احیای ملتها و تأسیس دولت، همراه سنتهای موجود الهی در جوامع، حرکت می‌نمود بنابراین، ایشان در نهایت فرزانگی و هوشیاری با این سنتها رفتار نمود؛ پس پیامبر اکرم (ص) از هر یک از قوانین الهی مانند سنت دعوت تدریجی، تدافع، سنت گرفتار شدن به مشکلات و ناهمواریها، استفاده از اسباب و تغییر انسانها به شیوه‌ای مناسب استفاده نمود و علاوه بر آن در وجود یارانش منهج ربانی و سایر مفاهیم، ارزشها، عقاید صحیح را در مورد خدا، انسان، جهان، زندگی، بهشت، جهنم و قضا و قدر را استوار نمود و بر اثر این شیوة مناسب بود که اصحاب با تمام توان، تحت تأثیر روش تربیتی رسول خدا (ص) قرار می‌گرفتند و می‌کوشیدند تا به رهنمودهای ایشان پایبند باشند و اگر کسی در سفر بود، هنگام بازگشت از سفر از یارانش در مورد آنچه در این فاصله از پیامبر اکرم (ص) دیده و شنیده بودند و از رهنمودها و تعداد آیاتی که در غیاب او نازل شده بود، جویا می‌شد و خلاصه اینکه، یاران رسول اکرم (ص) گام به گام از او پیروی می‌کردند و این اطاعت کامل، منحصر به خود آنان نبود؛ بلکه آن را به فرزندان و اطرافیان خود، انتقال می‌دادند.
این کتاب علاوه بر بررسی سیرة پیامبر اکرم (ص) به بررسی احوال جهان قبل از بعثت و تمدنهای حاکم در آن زمان و حالات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و اخلاقی زمان بعثت می‌پردازد و از رخدادهای مهم قبل از تولد پیامبراکرم (ص) و از نزول وحی و مراحل دعوت، بحث می‌نماید و ساختار ایدئولوژیکی و اخلاقی و عبادی در دوران مکی را بیان می‌نماید و روشهای مشرکان را در مبارزه با دعوت بیان می‌دارد و از هجرت به حبشه و واقعه طائف و سفر اسراء و معراج و دعوت قبایل گوناگون سخن می‌گوید و به چگونگی وضعیت انسانهای نکونام و پذیرش دعوت از جانب مردم یثرب و به هجرت پیامبر اکرم (ص) می‌پردازد. این کتاب، ضمن بیان حوادث و رخدادها، درسهایی که از آن آموخته می‌شود و فوایدی که از آن گرفته می‌شود را با خواننده در میان می‌گذارد تا مسلمانان در دنیای معاصر از آن استفاده کنند. نویسنده نیز به بررسی زندگی پیامبر اکرم (ص) از زمان ورودش به مدینه تا لحظه وفاتش، می‌پردازد و روش پیامبر اکرم (ص) در تحکیم پایه‌های جامعه و تربیت آن و راهکارهای ایشان در تشکیل دولت را بیان می‌نماید و از مبارزة آن حضرت با دشمنان داخلی و خارجی سخن می‌گوید. علاوه بر آن، به بررسی سیاست پیامبر اکرم (ص) در جامعه و پیمان بستن با اهل کتاب که در عهدنامه، ثبت شده است و حرکتهای جهادی و راه‌حلهای اقتصادی و تلاش آن حضرت برای ارتقای مسلمانان به سوی مفاهیم والای این دین که برای نجات انسانها از تاریکیها آمده است، می‌‌پردازد و می‌کوشد تا شکل خلاصه‌نویسی سیره نبوی را که در اذهان بسیاری از فرزندان امت جای گرفته است، حل نماید. در سالهای گذشته هرچند پژوهش و بررسیهای ارزنده‌ای در زمینه سیره نبوی مانند کتاب الرحیق المختوم اثر صفی الدین مبارکفوری، فقه السیرة غزالی، فقه السیرة النبویه بوطی و السیرة النبویه اثر ابوالحسن ندوی انجام شده و مورد قبول امت قرار گرفته و به چاپ و انتشار آنها اقدام شده است، اما این بررسیها مختصر بوده و تمامی حوادث و رخدادهای سیره نبوی را بیان ننموده‌اند. و برخی از دانشگاهها به این کتابها اکتفا کرده و بعضی از دانشجویان گمان برده‌اند که هر کس این کتابها را به طور کامل مطالعه 