شما انسانها داراي عقل و خرد مي‌بود و قرآن را براو نازل مي‌نموديم، از ترس و خشيت الهي قطعه‌قطعه مي‌شد. اين مثالي است براي بيان عظمت و عمق مواعظ و هشدارهاي قرآن و از طرفي نيز سرزنش و توبيخي است به سنگدلي انسان و قلت خشوع و تدبر وي در مضمون آيات قرآن(1) . سپس خداوند حکمت بیان نمودن این مثالها و مشخص نمودن حرام و حلال را این می‌داند تا از اين طريق مسلمانان را به انديشيدن و تفكر در قرآن وادار نمايد؛ زيرا تدبر و انديشيدن در قرآن باعث گشودن و به دست آمدن گنجينه‌هاي علم و شناخت راه خير مي‌شود.
2- در پايان سورة‌ حشر، به بيان اسماء حسناي خدا و اوصاف كريمه وي پرداخته است:
(هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ(22) هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَکَبِّرُ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِکُونَ(23) هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاء الْحُسْنَى يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَکِيمُ(24)) (حشر، 22-24)
«خداوند، ذاتي است كه جز او معبودي نيست. او فرمانروا، منزه، بي‌عيب و نقص، امان‌دهنده و امنيت‌بخشنده، محافظ و مراقب، قدرتمند، چيره،‌ بزرگوار و شكوهمند، والا مقام و فرازمند است. خداوند پاك است از آنچه با وي شريك مي‌گردانيد.
او ذاتي است كه طراح هستي و آفريدگار آن از نيستي و صورتگر جهان است. داراي نامهاي نيك و زيبا است. چيزهایي كه در آسمانها و زمين هستند، تسبيح و تقديس او مي‌گويند و او غالب و با حكمت است.»
بدين صورت سورة حشر با بيان اسماء و صفاتي كه شايسته ذات الهي است به پايان مي‌رسد تا تربیت جامعه اسلامي و تحقق عبوديت و شناخت خدا بر اساس أسماء حسني و صفات والاي وي صورت گیرد.
در ادامه خداوند خود را به داشتن علم كامل و فراگير توصيف مي نمايد؛ علمي كه مشتمل بر تمام أشياء است؛ چه آنچه از خلق پنهان مي‌باشد و چه آنچه آشكار است و همين طور به رحمت بي‌کران خود اشاره مي‌نمايد. رحمتي كه برهمه چيز سايه افكنده و هر جنبنده‌اي را در برگرفته است؛ سپس الوهيت كامل خود را خاطرنشان ساخته است؛ الوهيتي كه خاص برای اوست و به موضوع مالكيت پرداخته؛ يعني، مالك جهان پيدا و ناپيدا او است و همه نيازمند ايشان هستند.
(الْقُدُّوسُ السَّلَامُ) يعني او مقدس و مبري از هر عيب و نقص مي باشد.
(الْمُؤْمِنُ) يعني تأييدكنندة پيامبران در آنچه آورده اند به وسيلة دلایل آشكار،‌ قاطع و دلایل واضح(الْعَزِيزُ) كسي كه نه مغلوب مي‌شود و نه عاجز و ناتوان؛ بلكه بر هر چيز غالب است و همه چيز تابع اوست. (الْجَبَّارُ)خدایي كه همه بندگان را مغلوب خود ساخته است و نواقص و کاستیهای آنان را جبران مي‌نمايد.
(الْمُتَکَبِّرُ) خدایي كه عظمت و كبريایي از آن اوست؛ خدایي كه از همه عیبها و ظلم و ستم پاك است.(سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِکُونَ) اين جمله به مثابة اعلامی عام است كه بیانگر پاكي و قداست خدا است.
(هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ) يعني علاوه بر اینکه خالق همه موجودات مرئي و نامرئي است، تصوير بخش آنان نیز هم هست.(لَهُ الْأَسْمَاء الْحُسْنَى) يعني خداوند داراي نامهاي زياد و نيكي است كه نمی‌توان آنها را شمارش نمود و جز او كسي هم آنها را نمي‌داند. آن نامها زيبا هستند؛ چون خدا آنها را پسنديده و براي خود برگزيده است و هر كس او را با آن نامها بخواند، مورد پسند و محبت خداوند قرار خواهد گرفت.(وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَکِيمُ) او عزيز و غالب و با حكمت است(2).  
شناخت اسماء حسني و صفات الهي متضمن اقسام سه‌گانه توحيد است كه عبارت‌اند از:
1- توحيد ربوبيت 
2- توحيد الوهيت 
3- توحيد اسماء و صفات 
اصحاب و یاران پيامبر اکرم (ص) در پرتو شناخت اسماء و صفات الهي، با مفاهيم توحيد آشنا گرديدند بنابراين، توحيد با اشكال سه‌گانه‌اش روح ايمان، اصل و غايت آن مي‌باشد و طبيعي است به هر ميزاني كه شناخت بنده نسبت به اسماء و صفات الهي افزايش يابد، به همان ميزان ايمان و يقينش نيز فزوني مي‌يابد و بدون ترديد اين معرفت در دلهاي اصحاب ريشه دوانيده بود و موجب فراهم شدن خشيت الهي و شناخت خداوند گرديده بود(3).  
-----------------------------------------------------------------------------------------------
1) تفسیر المراغی، ج 28، ص 57.
2) تفسیر السعدی، ج 7، ص 346-347.
3) الوسطیه فی القرآن الکریم، صلابی، ص 296.در ربيع‌الاول سال چهارم هجري هنگامي كه بني‌نضير تحت محاصره مسلمانان بودند، حكم تحريم شراب نازل گرديد(1). 
تحريم شراب مانند بسياري از احكام ديگر براساس سنت تدريجي انجام گرفت و با نزول آياتي صريح در سوره مائده حرمت آن قطعي گرديد و آخرين آيه‌اي كه در اين مورد نازل شد، خطاب به مسلمانان فرمود:(فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ) آيا شما از اين عمل باز مي‌آئيد؟ مسلمانان در جواب گفتند: بلي پروردگارا! ما باز آمديم(2). 
مراحل تحریم شراب به شرح زير مي‌باشند:
مرحله اول:
(يَسْأَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ کَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَآ أَکْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا وَيَسْأَلُونَکَ مَاذَا يُنفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ کَذَلِکَ يُبيِّنُ اللّهُ لَکُمُ الآيَاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ) (بقره، 219)
«از تو در مورد شراب و قمار مي‌پرسند. بگو در آنها گناه بزرگي است و منافعي هم براي مردم دارند، اما گناهشان بزرگ‌تر از منفعت آنها است. و از تو مي‌پرسند كه چه‌ چيز را صدقه و انفاق بكنند، بگو مازاد (نياز خود) را. اين‌ چنين خدا، آيات را براي شما به صورت شفاف بيان ‌مي‌كند تا شايد بينديشيد.»
سيد قطب(رح) در تفسير اين آيه مي‌گويد: اين نخستين گام در تحريم شراب بود و بايد دانست كه بسياري از اشياء و اعمال، خير يا شر محض نيستند. بسا اوقات خير با شر و شر با خير ملتبس مي‌شود، اما مدار حلال و حرام، چيرگي خير و يا شر است. بنابراين، وقتي كه در شراب و قمار گناه و بدي غالب است، پس آن‌ دو ممنوع و حرام هستند. البته در اين آيه حرمتشان تصريح ‌نشده ‌است.
بنابراین، يكي‌از شيوه‌هاي تربيت اسلامي و تربيت حكيمانة قرآني نمود پیدا می‌نماید كه مي‌توان اين شيوه را در جاهاي متعددي از احكام، فرائض و ارشادات قرآني مشاهده‌ نمود و با توجه‌ به بيان موضوع شراب و قمار به اين اصل اسلامي اشاره ‌مي‌نمائيم:
هرگاه اوامر و نواهي قرآن مربوط ‌به مسئله‌ای اعتقادي و مفهوم ايماني باشد، اسلام در آن موضوع از همان لحظة اول نظریة نهایي و قطعي خود را اعلام‌ مي‌نمايد، اما اگر اوامر و نواهي مربوط ‌به عبادات، عادات و اوضاع پيچيدة اجتماعي باشد، معمولاً اسلام در چنين مواردي با احتياط برخورد می‌نماید و شيوه تغيير تدريجي و مدارا را در پيش مي‌گيرد و نخست 