 از احد واقع شد(2)  و ابن‌كثير نيز همين نظريه را تاييد مي‌كند(3). 
------------------------------------------------------------------------------------
1) زادالمعاد، ج 3، ص 249.
2) احکام القرآن، ابن عربی، ج 4، ص 1765.
3) حدیث القرآن علی الغزوات، ج 1، ص 254.عوامل متعددي موجب گردید تا پیامبر اکرم (ص) با بني‌نضير برخورد نمايد و آنها را وادار به ترك ديارشان گرداند. مهم‌ترين عوامل به شرح ذيل است:
1- عهد شكني بنونضير 
آنها متعهد شده بودند كه هيچ دشمني را عليه مسلمانان حمايت نكنند. آنها علاوه بر اينكه بر اين عهد وفادار نماندند؛ بلكه با دشمنان رسول خدا (ص) همكاري كردند.
اين عهدشكني در غزوه السويق به وقوع پيوست(1) ؛ چراکه ابوسفيان بعد از بازگشت از بدر نذر كرده بود تا وقتي كه به مدينه يورش نبرد، هرگز استحمام نكند. بنابراین براي تحقق اين منظور با دويست تن مهاجم به سوي مدينه رهسپار گرديد. سردار بني‌نضير، سلام بن مشكم، با وي همكاي نمود و نه تنها از او پذيرائي كرد؛ بلکه او را به نكات ضعف مسلمانان آگاه ساخت(2). 
موسي بن عقبه صاحب مغازي مي‌گويد: «بنی‌نضير با قريشیان عليه رسول خدا و قلعه‌هايشان، همكاري نمودند.»(3) 
2- تلاش جهت ترور رسول خدا(ص) 
رسول خدا (ص) با جمعي از ياران از طريق قباء به سوي بني‌نضير جهت جمع‌آوري كمك براي خونبهاي دو مقتول بني‌عامر رفتند.
بنونضير از پيامبر اکرم (ص) به گونة شایسته‌ای استقبال نمودند، امّا از طرفی دیگر نقشة ترور رسول خدا را طراحی نمودند و برنامه‌ريزي آنان از این طریق بود كه سنگي از بالاي ديواري كه پيامبر آنجا نشسته بود، بيندازند، اما رسول خدا(ص)  از آنجائي كه در حفاظت و صيانت خداوند قرار داشت، از اهداف بني‌نضير با خبر شد و به سرعت از آنجا برخاست و به سوي مدينه حركت نمود(4). 
هدف اصلی این توطئه نافرجام تنها به قتل رساندن پیامبر اکرم(ص)  نبود؛ بلكه دولت نوپاي مدينه و دعوت اسلامي را نیز مورد هدف قرار داده بود و به همين جهت رسول خدا (ص) تصميم گرفت تا با آنان به مبارزه پردازد و يارانش را دستور داد تا آماده مبارزه و حركت به سوي بني‌نضير گردند(5). 
عوامل فوق و عوامل ديگري موجب وقوع غزوة بني‌نضير گردید؛ چنانكه قرآن كريم مسلمانان را به اين نعمت بزرگ و چگونگي نجات پيامبرش را از مكر يهود بني‌نضير، خاطرنشان نموده است:
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اذْکُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَيْکُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَن يَبْسُطُواْ إِلَيْکُمْ أَيْدِيَهُمْ فَکَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنکُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ) (مائده، 11)
«اي مؤمنان! نعمت خدا را برخود ياد كنيد. آن گاه كه قومي اراده نمود تا برشما تعدي نمايد. خداوند جلوي تعدي آنها را گرفت. از خدا بترسيد و مؤمنان بايد برخدا توكل نمايند.»
----------------------------------------------------------------------------------------------
1) غزوة سویق بعد از بدر اتفاق افتاد.
2) تاریخ طبری، ج 2، ص 284.
3) فتح الباری، ج 7، ص 332.
4) واقدی، ج 1، ص 365 – التاریخ السیاسی و العسکری، ص 190.
5) التاریخ السیاسی و العسکری لدولة المدینة، ص 190.طبري از أبي‌زیاد نقل مي‌نمايد كه رسول خدا با يارانش، ابوبكر و عمر و علي و ديگران، براي جمع‌آوري كمك جهت پرداخت خونبهایي نزد بني‌نضير آمدند و فرمودند: اي بني‌نضير! ما را در جهت پرداخت این خونبها یاری نمایید.
آنها گفتند: اي أباالقاسم! تو را در این امر یاری خواهیم نمود، امّا صبر كن تا از تو پذيرایي كنيم. رسول خدا و یارانش در انتظار نشستند و سردار آنان نیز به حضور پیامبر اکرم(ص) رسید. او به يارانش گفت: فرصتي بهتر از اين برايتان فراهم نمي‌شود؛ سنگي بر او بيندازيد و او را به قتل برسانید. آنها سنگ بزرگي كه سنگ آسياب بود، آماده كرده بودند، اما خداوند با فرستادن جبرئیل و آگاه کردن پیامبر از این موضوع نقشه آنها را خنثي گردانيد؛ چنانكه خداوند مي‌فرمايد:
(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اذْکُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَيْکُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَن يَبْسُطُواْ إِلَيْکُمْ أَيْدِيَهُمْ فَکَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنکُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ) (مائده، 11)
محمد بن اسحاق، مجاهد، عكرمه و ديگران گفته‌اند: اين آيه در مورد بني‌نضير نازل شده است(2)  وقتي كه ارادة ‌ترور رسول خدا را داشتند و براي اين منظور سنگي را آماده كرده بودند تا از بالاي ديوار بلندي بر سر رسول خدا بيندازند كه خداوند، پيامبرش را از اين نقشة آگاه ساخت و پيامبر و يارانش به سوي مدينه بازگشتند و اين آيه نازل گرديد(3). 
همچنين ابن جرير شأن نزول آيه فوق را در مورد توطئه بني‌نضير می‌داند و مي‌گويد:
«نظرية درست، نظرية كساني است كه بر این عقیده‌اند که منظور از نعمت ياد شده در آية فوق، نعمت نجات رسول خدا(ص)  از توطئة بني‌نضيراست كه رسول خدا جهت خونبهاي دو مقتول كه توسط عمرو بن اميه كشته شده بود، به آنجا رفت و علّت ترجيح اين نظريه آن است كه خداوند بعد از اين آيه به اعمال زشت و خيانت يهود نسبت به احكام خدا و پيامبران الهي پرداخته است.»(4)  
دكتر محمد آل عابد نيز با نظریة طبري موافق است و مي‌گويد: هيچ منافاتی ندارد كه آية فوق بعد از تمام رويدادهاي فوق نازل شده باشد؛ زيرا يك آيه مي‌تواند، چند شأن نزول داشته باشد.
مفهوم آيه نیز چنين است كه اي مؤمنان! نعمت خدا را به خاطر داشته باشيد كه نقشه يهود را از آسيب‌رساندن به پيامبر خنثی نمود و مکر و حیله آنان را باطل نمود و پیامبر را از این نقشه شوم نجات بخشید؛ سپس مسلمانان را به تقوا و توكل وادار نمود و مي‌فرمايد:
(وَاتَّقُواْ اللّهَ وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ)
---------------------------------------------------------------------------------------
1) تفسیر ابن جریر، ج 6، ص 144-145.
2) این روایات هرچند دارای ضعف هستند، امّا مجموعه آنها می‌تواند یکدیگر را تقویت نماید به کتاب المجتمع المدنی فی عهد النبوه، ص 145 مراجعه شود.
3) تفسیر ابن کثیر، ج 2، ص 31.
4) تفسیر طبری، ج 6، ص 144-145.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:464.txt">الف: هشدار به بني‌نضير</a><a class="text" href="w:text:465.txt">ب - محاصرة بني‌نضير و اخراج آنان از مدينه</a></body></html>در كتابهاي سيره آمده است كه رسول خدا (ص)  به بني‌نضير هشدار داد كه تا ده روز منطقه را ترك كنند و براي اين منظور محمد بن مسلمه را به سوي آنها فرستاد و به وي گفت: نزد بني‌نضير برو و به آنها بگو: پيامبر مرا به سوي شما فرستاده و دستور داده است تا از اين سرزمين خارج شويد؛ زيرا شما عهد و پیمان خود را با پیامبر اکرم (ص) شكسته‌ايد و ده روز فرصت داريد؛ اگر بعد از اين فرصت، كسي از شما این منطقه را ترک ننماید، او را به قتل خواهم رساند(1). 
آنها هيچ جوابي نداشتند، امّا گفتند: اي محمد! ما هرگز فكر نمي‌كرديم فردی از بني‌اوس براي ما چنين پيامي بياورد. محمد بن مسله گفت: قلبها تغيير نموده و عهدهاي گذشته محو شده است. یهودیان نیز بعد از آن، چند روز 