مد، اين اصل مهم را تأييد مي‌نمايد و اكنون ما به دو رويداد اشاره خواهيم كرد(1) : 
الف – أصيرم (رض)
اهیرم فردی بود که هرگاه اسلام را بر وي عرضه مي‌كردند، از ایمان آوردن خودداری می‌نمود. ابوهريره (رض) مي‌گويد: تلاش قوم و قبیله‌ اهیرم در جهت اسلام آوردن وی بی‌نتیجه ماند تا اینکه جنگ احد فرا رسید.
أصيرم آمد و گفت: سعد بن معاذ كجاست؟ گفتند: در دامنه احد مشغول نبرد است. همچنين از برادرزاده‌ها خويشاوندان خود پرسيد؟ گفتند : آنها نيز در جنگ احد شرکت نموده‌اند.
اصيرم وقتی با چنین رویدادی مواجه گردید، تصمیم گرفت تا ایمان بیاورد بنابراین، شمشير و سرنيزه‌اش را برداشت و لباس جنگي پوشيد و سوار بر اسب شد و وارد معركه گرديد. مسلمانان خطاب به او گفتند: صحنة مبارزه را ترک کن، امّا در جواب گفت: من مسلمان شده‌ام.
سرانجام بر اثر ضربات دشمن، به شهادت رسید. مسلمانان با مشاهده او را شناختند و از او كه رمقهایي بيش نداشت، پرسيدند: آيا برای دفاع از قوم خود، در جنگ شرکت نموده‌ای یا برای دفاع از اسلام؟ گفت: به خدا و پيامبرش ايمان آورده‌ام و براي جهاد به اینجا آمده‌ام و افزود كه دارایي من از آن محمد (ص) است.
رسول خدا (ص) بعد از اینکه از ماجرای وی آگاهی یافت، فرمود: «او اهل بهشت است و افزود كه عمل اندكي انجام داد و پاداش بزرگي دريافت نمود(2) .» او در حالي به شهادت رسید كه حتي يك بار هم نماز نخوانده بود؛ چنانكه ابوهريره مي‌گفت: مردي را معرفي نمائيد كه هيچ نمازي نخوانده و به بهشت نائل گشته است. اگر كسي نمي‌توانست جواب بدهد، مي‌گفت: اصيرم بن عبدالأشهل است(3). 
2- مخيريق (يهودي)
مخیرین با اطلاع از حرکت رسول خدا (ص) به سمت احد جهت مبارزه با مشركان به اطرافيان خود گفت: به خدا سوگند! شما مي‌دانيد كه حمايت از محمد وظيفه شما است. آنها گفتند: امروز شنبه است. مخيريق گفت: هیچ تفاوتی میان ایام هفته نیست بنابراین، شمشير و تجهيزات جنگي خود را برداشت و گفت: اگر كشته شدم، تمام دارائيم از آن محمد است. سپس جنگيد تا اينكه كشته شد. رسول خدا (ص) فرمود: «مخيريق خير يهود»(4)  «مخيريق، بهترين فرد يهوديان است.»
در مورد اسلام آوردن مخيريق نظريات مختلفي وجود دارد. ذهبي در تجريد و ابن حجر در الإصابه از واقدي نقل نموده‌اند كه مخيريق مسلمان شد و از دنيا رفت(5). 
سهيلي در كتاب الروض الأنف بر این عقیده است که مخیریق ایمان آورد(6) ، اما در مورد روايت فوق بايد گفت كه رسول خدا فرمود: «خير يهود» يعني بهترين فرزند يهود؛ چون يهوديان منسوب به يهود ابن يعقوب هستند.
دكتر عبدالله شقاري در كتاب اليهود في السنه المطهره این مسئله را بررسي نموده و به اين نتيجه رسيده است كه مخيريق ایمان آورد و ایمانش او را وادار نمود تا در كنار مسلمانان قرار گيرد و اموالش را در راه خدا صدقه نمايد؛ زيرا از يهوديان با توجه به حرص و آزي كه دارند، بعید به نظر می‌رسد که اين گونه جان خود را در خطر بيندازند و اموال خود را نيز صدقه نمایند(7).  
------------------------------------------------------------------------------------------------
1) غزوه احد، ابی فارس، ص 117.
2) بخاری، جهاد، شماره 2808.
3) السیرة النبویه، ابن هشام، ج 3، ص 100 – 101.
4) مغازی، واقدی، ج 1، ص 263 – سیره، ابن هشام، ج 3، ص 99.
5) تجرید اسماء الصحابه، ج 2، ص 70، الإصابه، ج 3، ص 393.
6) الروض الأنف، سهیلی، ج 4، ص 408 – 409.
7) الیهود فی السنة المطهره، ج 1، ص 306.در جنگ احد فردي به نام قزمان كه شجاعت بي‌نظيري داشت، در صف مسلمانان بود. وقتي مسلمانان از رشادت وي در حضور رسول خدا (ص) سخن گفتند، آن حضرت(ص) فرمود: او دوزخي است. قزمان از آغاز شروع جنگ احد از شرکت در این جنگ عقب مانده بود، امّا هنگامی که توسط زنان بنی‌ظفر مورد طعنه قرار گرفت، سرانجام خود را به مسلمانان رسانيد و نخستين كسي بود كه از مسلمانان مورد اصابت تير دشمن قرار گرفت. او چون شتري غران بر صف دشمن حمله‌ور شد و هفت الي نه نفر را به هلاكت رساند و خودش نيز زخمي شد. قتاده بن نعمان و بعضي از مسلمانان با مشاهدة وی به او گفتند: شهادتت مبارك باد؛ چراکه امروز امتحان سختي پشت سرگذاشتي. گفت: به چه چيز مرا مژده مي‌دهيد؟ به خدا سوگند! من صرفاً به خاطر قوم خود جنگيدم و اگر به خاطر آنها نبود، در جنگ شركت نمي كردم. آنان اين مطلب را به رسول خدا (ص) انعكاس دادند. فرمود: انه من أهل النار، ان الله تعالي يؤيد هذا الدين بالرجل الفاجر(1) . او دوزخي است، همانا خدا اين دين را توسط انساني فاجر كمك مي‌نمايد.
از روايت فوق این موضوع استنباط می‌گردد که جهاد در راستاي دفاع از قوميت يا به خاطر شهرت و بدون اخلاص از نظر خداوند هیچ ارزشی ندارد و اين روايت بيانگر جايگاه و نقش نيت در تمامی اعمال، به ويژه جهاداست. 
-------------------------------------------------------------------------
1) السیرة النبویه، ابن هشام، ج 3، ص 99 – غزوه احد دراسة دعویه، ص 113.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:379.txt">1- بهبودي چشم قتاده (رض)</a><a class="text" href="w:text:380.txt">2- هلاك‌شدن أبي بن خلف </a></body></html>چشم قتاده (رض) مورد اصابت قرارگرفت و از حدقه درآمد. رسول خدا (ص) با دست مبارك خود چشم وي را سرجايش برگردانيد و چنان بهبود يافت كه از چشم ديگر هم بهتر و تيزبين‌تر شد تا آنجا كه چشم ديگرش گاهي به درد مي‌آمد، اما آن چشمش هرگز به درد نيامد.
روزي فرزندش نزد عمربن عبدالعزيز رفت، عمر از وي سئوال نمود: شما كي هستيد؟ او در جواب گفت: 
أنا ابن الذي سالت علي الخد عينه
		فردت بكف المصطفي احسن الرد

فعادت كما كانت لاول امرها
		فيا حسنها عيناً و يا حسن ما خد

«من فرزند كسي هستم كه چشمش بر گونه‌اش افتاده است، سپس با دست مصطفي به بهترين وجه به حالت اولش برگردانيده شد و چه چشم زيبائي شد.»
عمربن عبدالعزيز در جواب او سخني داراي اين مضمون گفت:
گيرم كه پدر تو بود فاضل 		از فضل پدر، تو را چه حاصل
سپس وي را اكرام نمود و به او جایزه‌اي داد(1). 
---------------------------------------------------------------------
1) البدایه و النهایه، ج 4، ص 35.1- عدالت، ارزشی است که سرچشمة آن نسب نیست و پیامبر اکرم(ص)  به مشارکت خود در تحکیم اصل عدالت قبل از بعثت، افتخار می‌نماید، پس ارزشهای مثبت اگرچه از سوی اهل جاهلیت انجام گرفته باشند، شایستة تقدیراند.(1) 
2- حلف الفضول علاوه بر اینکه درخشی در تاریکی دوران جاهلیت بود، این نکته را نیز به اثبات رساند که شیوع فساد در نظام و جامعه‌ای به معنی خالی بودن آن از سایر ارزشها وخوبیها نیست. مکه جامعه‌ای جاهلی بود که بت‌پرستی و ستم و اخلاق زشت وظلم و زنا و رباخواری آن را فرا گرفته بود، امّا با وجود این در مکه جوانمردان و غیرتمندانی بودند که ظلم را نمی‌پسندیدند و اجازه ظلم را نیز به کسی نمی‌دادند و این درس بزرگی است برای دعوتگرانی که در جامعة آنها بر حسب دستورات اسلام حکم نمی‌شود یا اینکه برخی با اسلام مبارزه می‌کنند.(2) 
3- ظلم به هر نحو و شکلی پذیرفتنی نیست. برای قیام علیه ستمگران فقط این شرط نیست که به دعوتگران راه خدا ستم روا دارند