 تقوا و ایمان را در زندگی مسلمانان نمی‌توان نادیده انگاشت و تقوای الهی وسیله‌ای است که زندگی و جهاد در راستای برقراری فرامین الهی قرار خواهند گرفت(8). 
ياران رسول خدا (ص) توجيهات رباني آيات فوق را پذيرفتند و به دنبال آن، آيات ذيل نازل گرديد كه كيفيت تصرف در غنایم را به رسول خدا(ص)  تعليم داد.
بعد از اينكه غنایم از آن خدا و رسول خدا گرديد، خداوند فرمود:
(وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاکِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِن کُنتُمْ آمَنتُمْ بِاللّهِ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللّهُ عَلَى کُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ) (انفال، 41)
«بدانيد آنچه غنيمت گرفته‌ايد، يك پنجم آن از آن خدا و رسول، ذوي القربي، ايتام، مساكين و مسافران است. اگر به خدا و آنچه بر بنده‌مان روز بدر، روز روبروشدن دو گروه نازل نموديم، ايمان داريد و خدا بر چیز چيز قادر است.»
دستورات فوق، بعد از آن نازل گردید كه قلبهايشان از ناخالصيها پاك گرديد و به طاعت پروردگار درآمد. اين حكم، بيانگر آن است كه چهار قسمت غنایم متعلق به مجاهدان و فقط يك پنجم آن از خدا و رسول مي‌باشد كه آن هم در امور مسلمانان و در جهات بيان شده در آيه مصرف مي‌شود.
براساس تعالیم الهی در مورد غنایم این موضوع به اثبات می‌رسد كه براي اجراي احكام شرعي، نخست بايد فضاي روحي و رواني مناسب را فراهم نمود تا حكم شرعي، جايگاه شايستة خود را در ضمير و عقل مخالفان بيابد و بدين صورت كاملاً ثابت و استوار گردد و نتایج مطلوب را دربرداشته باشد. بنابراين، خداوند متعال نخست بندگانش را از تعلق به غير خود و دلبستگي به غنایم منع نمود تا جزو بندگان مخلصی قرار گیرند كه لياقت نصرت و اتمام نعمت را از جانب خدا دارند.
آنان نيز هنگامي كه جامة عمل به فرامین الهی پوشیدند و مخلصانه جهاد نمودند، خدا آنان را نصرت نمود و چنان مشمول فضل و كرم خود قرار داد كه تصورش را هم نكرده بودند(9) . چنانكه عبدالله بن عمر (رض) مي‌فرمايد: رسول خدا (ص) با 315 نفر از يارانش به سوي بدر حركت نمود. وقتي كه آنجا رسيد، گفت: بارالها اينها گرسنه هستند، سيرشان بگردان؛ پابرهنه هستند، سوارشان بگردان؛ برهنه هستند، بپوشانشان و خداوند نيز دعای پیامبر اکرم (ص) پذيرفت و آنان را فاتح و پیروز گرداند و غنایم هنگفتی را نصیب آنان نمود(10). 
پیامبر اکرم (ص) نیز در تقسیم غنایم جنبه عدالت و انصاف را در نظر گرفت به گونه‌ای که به تمام كساني كه به دستور ایشان جهت انجام وظايف مهم موفق به شرکت در جنگ نشده بودند، سهمي به اندازة سهام كساني كه حاضر بودند بخشید و بر این اساس كه خدا، بندگانش را بيش از طاقت آنها مكلف نساخته‌ است، بنابراین پیامبر اکرم (ص) نیز خواستة خویش را از سپاهیان خود، بر این رویه، استوار گردانده بود؛ چنانكه خداوند متعال مي‌فرمايد: 
(لاَ يُکَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا کَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اکْتَسَبَتْ رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلاَ تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا کَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَآ أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِينَ) (بقره، 286)
«خداوند، هيچ نفسي را بيش از طاقتش مكلف نمي‌گرداند. از آنِ هر نفس است ثواب اعمال نيك وي و به ضرر آن است جزاي اعمال بدش. بارالها ما را مؤاخذه نگردان به آنچه فراموش و خطا كرديم. بارالها آن بار سنگيني كه بر دوش گذشتگان گذاشته بودي، بر ما مگذار و آنچه را طاقت آن را نداريم، بر ما منه. ما را ببخش و از ما در گذر و بر ما رحم نما؛ تو هستي مولاي ما؛ پس ما را بر كافران پيروز بگردان.»
براساس مضامین این آیه، رسول خدا (ص) نیز مسلمانان را بيش از طاقتشان چه در شرائط عادي و چه در جنگ مكلف نمي‌گردانيد. و به این دلیل در جنگ بدر نيز رسول خدا، برخي از اصحاب را به جهت ملاحظة شرایط خانوادگي از شركت در جنگ معاف نمود.
چنانكه عثمان (رض) را به خاطر بيماري همسرش، رقيه رضی الله عنها، كه نياز به مراقبت داشت، از شركت در جنگ معاف نمود(11). 
همچنين آن حضرت، به ابوامامه نيز اجازه داد تا در خانه بماند؛ زيرا مادرش مريض بود و نياز به مراقبت و نگهداری داشت؛ چنانكه ابوامامه بن ثعلبه مي‌گويد: رسول خدا(ص) اعلام كرد كه مي‌خواهد به سوي بدر حركت كند . من آماده حركت شدم. اما دائي‌ام گفت: نزد مادرت بمان! من به او گفتم: تو از خواهرت مراقبت بنما. چون اين خبر به رسول خدا(ص)  رسيد، ايشان دستور داد تا من نزد مادرم بمانم و ابوبرده در جنگ شركت نمود. در بحبوحة جنگ مادر ابوامامه وفات نمود و آن حضرت بر او نماز خواند(12). 
اين اخلاق والا و رعايت نمودن شرایط و وضعيت خانوادگي سپاهيان، سبب مي‌شد كه ارتباطي قوي و دوستانه ميان فرمانده و سپاهيان به وجود آيد.
برخي از اصحاب و یاران پیامبر اکرم (ص) كه وظائف خاصي داشتند و يا به دلیل مشکلات خاص، پيامبر اکرم (ص) آنها را برگرداند عبارتند از:
1ـ ابولبابه: پيامبر اکرم (ص) وي را در مدينه جانشين خويش تعيين نمود.
2ـ عاصم بن عدي: پيامبر اکرم (ص) وي را جهت كاري به سوي مردم «بخش بالاي مدينه» فرستاده بود.
3ـ حارث بن حاطب: پيامبر وي را جهت كاري به سوي مردم بني عمر و بن عوف فرستاده بود.
4ـ حارث بن صمه: در وسط راه افتاد و پايش شكست. رسول خدا وي را بگردانيد.
5ـ خوات بن جبير: در مسير راه سنگي به پايش اصابت كرد و پيامبر اکرم (ص) وي را از«صفراد» برگردانيد(13). 
پیامبر اکرم(ص)  نیز سهم شهدا را از غنایم به وارثان آنان داد و بدين طريق بيش از چهارده قرن است كه اسلام، فرزندان و خانوادهاي شهدا را گرامي داشته است(14). 
----------------------------------------------------------------------------------------------
1) مسند امام احمد، ج 5، ص 324 – تفسیرابن کثیر، ج 2، ص 283.
2) مسند امام احمد، ج 5، ص 322.
3) الاساس فی التفاسیر، ج 4، ص 2113 – 2114.
4) من هدي سورة الانفال، محمد المصري، ص 95 - 96.
5) همان، ص 67.
6) همان، ص 67 – 68.
7) في ظلال القرآن، ج 3، ص 1473-1474.
8) المنهج التربوي للسیرة النبوية التربية الجهادية، غضبان، ج 1، ص 52.
9) صور و عبر من الجهاد النبوي في‌المدينه، ص 61-62.
10) سنن ابي داوود،ج 5، ص 525، حسنه الالياني رحمه الله.
11) بخاري، كتاب الفضائل، باب مناقب عثمان، ج 4، ص 245، شمارة 3699.
12) الطبرانی فی الکبیر و رجاله تقات – مجمع الزوائد، ج 3، ص 31.
13) معین السیرة، ص 215.
14) السیرة النبویة، ابی شهبة، ج 2، ص 176.ابن عباس مي‌گويد: رسول خدا(ص)  در مورد اسیران خطاب به ابوبكر و عمر(رض) فرمود: نظرتان در مورد اسيران چيست؟
ابوبكر(رض) گفت: آنها عموزادگان و اقوام ما هستنند. به نظر من، اگر فديه‌اي از آنها بگيريم، شايد این امر موجب تقويت ما عليه كافران بشود و