 محمد بن عبدالله بن هاشم بن عبد مناف بن قصی بن کلاب بن مره بن کعب بن لوی بن غالب بن فهربن مالک بن النضر بن کنانه بن خزیمه بن مدرکه بن الیاس بن مضر بن نزار بن معدبن عدنان است.»(2) 
بغوی در شرح السنه بعد از بیان نسب رسول الله تا عدنان گفته است: «بعد از عدنان حفظ نسب ایشان دقیق نیست.»(3) 
ابن قیم نیز بعد از بیان نسب پیامبر اکرم (ص) تا عدنان، گفته است: «تا اینجا صحت نسب معلوم و مورد اتفاق تمام علمای انساب است و هیچ اختلافی در آن نیست و بعد از عدنان مورد اختلاف است، اما در اینکه عدنان از فرزندان اسماعیل (ع) است، اختلافی وجود ندارد.»(4) 
ابن سعد در طبقات می‌گوید: «در مورد نسب نامة پیامبر اکرم (ص) از عدنان تا اسماعیل می‌بایست سکوت نمود.»(5) 
از عروه ابن زبیر روایت شده است که می‌گوید: «مشهورترین و عالم‌ترین عالمان انساب، عدنان و قحطان است.»(6) 
ذهبی رحمه الله در کتاب  السیرة النبوی می‌گوید: « نظریة اکثر علما بر این است که عدنان از فرزندان اسماعیل بن ابراهیم علیهما السلام است، اما در میان پدرانی که بین عدنان و اسماعیل هستند، اختلاف‌نظر وجود دارد.»(7) 
مسئلة شرافت نسب در میان اعراب دارای اهمیت خاصی بوده و هست؛ زیرا کسی که از نظر نسب در ردة بالایی قرار دارد و به عنوان پیامبر یا پادشاه بر جامعه رهبری و ریاست نماید، مورد اعتراض قرار نمی‌گیرد، اما این امر برای کسی که از نظر نسب در ردة پایینی قرار دارد، مورد اعتراض قرار می‌گیرد بنابراین، کسی که دارای نسب والایی باشد، افراد زیادی دوست خواهند داشت تا زیر پرچم او گرد بیایند و از آن جا که خداوند قصد داشت تا محمّد را به پیامبری برگزیند، خداوند نسب ممتازی را برای او تدارک دید تا زمینه گرد آمدن مردم زیر لوای او فراهم گردد.(8) 
پیامبر اکرم (ص) دارای نژادی پاکیزه و ارزشمند و از نسل اسماعیل ذبیح الله و ابراهیم خلیل الله و نتیجه پذیرش دعایی بود که ابراهیم (ع) به درگاه خداوند عرضه داشته بود؛ چنانکه خود ایشان می‌گوید : من نتیجة دعای پدرم؛ ابراهیم و مژدة برادرم؛ عیسی هستم.(9) 
بی‌تردید در میان اعراب برخوردار بودن از نژاد پاک و نسب بالا انسان را از کارهای بی‌اهمیت و بی‌ارزش دور می‌داشت و داعیة پرداختن به کارهای والا و ارزشمند را در او به وجود می‌آورد. پیامبران و دعوتگران برای پاکیزه کردن نسبهای خود می‌کوشیدند و نزد مردم به پاکی نسب معروف بودند بنابراین، مورد احترام و اعتماد مردم قرار می‌گرفتند(10). 
با بررسی نسب پیامبر اکرم (ص) به این نتیجه می‌رسیم که خداوند متعال، عرب را از نظر نسب بر سایر مردم و قریش را بر قبیله‌‌های دیگر عرب برتری داده است و محبت پیامبر اکرم (ص) اقتضا می‌نماید که قومی که پیامبر اکرم (ص) در میان آنها ظهور کرد و قبیله‌ای که در آن متولد شد، مورد محبت قرار بگیرند و محبت با آنان براساس ملیت و نژاد نیست؛ بلکه به علت منسوب بودن پیامبر اکرم (ص) به آن و اطاعت آنان از رسول الله است، امّا برخی از قریش راه خدا و پیامبر را در پیش نگرفتند و این انحراف و انحطاط باعث می‌شود تا نسبتی که آنان با پیامبر دارند، از اعتبار ساقط و لغو گردد(11). 
----------------------------------------------------------------------------
1) مسلم، کتاب الفضائل، باب فضل نسب النبی(ص)، ج 4، ص 1782، شمارة 2776.
2) بخاری، کتاب مناقب الانصار، باب مبعث النبی، ج 4، ص 288، شمارة 3851.
3) شرح السنه، ج 13، ص 193.
4) زاد المعاد، ج 1، ص 71.
5) ابن سعد، ج 1، ص 58.
6) همان.
7) السیرة النبوی، ذهبی، ص 1.
8) دراسة تحلیلیه لشخصیه الرسول محمد، ص 96.
9) الحاکم، ج 2، ص 600.
10) السیرة النبویه، ابوفارس، ص 102.
11) فقه السنه، بوطی، ص 45.عباده بن صامت(رض)  مي‌گويد: ما در ركاب رسول خدا (ص) در غزوه بدر شركت داشتيم. بعد از نابودی و شکست دشمن توسط خداوند، گروهي به تعقيب دشمن پرداختند؛ عده‌اي نیز شروع به جمع آوري غنایم نمودند و برخي هم به محافظت و نگهبانی پیامبر اکرم (ص) در برابر دشمن پرداختند.
كساني كه به جمع آوري غنایم پرداخته بودند، براین عقیده بودند که این اموال از آن آنها است؛ چراکه آنها این اموال را جمع‌آوری نموده‌اند؛ امّا در مقابل این ادعا دوگروه ديگر كه به تعقيب دشمن پرداخته و از رسول خدا (ص) حفاظت به عمل آورده بودند، گفتند: شما از ما مستحق‌تر نيستيد. آن گاه خداوند، اين آيه را نازل نمود:
(يَسْأَلُونَکَ عَنِ الأَنفَالِ قُلِ الأَنفَالُ لِلّهِ وَالرَّسُولِ فَاتَّقُواْ اللّهَ وَأَصْلِحُواْ ذَاتَ بِيْنِکُمْ وَأَطِيعُواْ اللّهَ وَرَسُولَهُ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِينَ) (انفال، 1)
«در مورد غنائم از تو سؤال مي‌كنند. بگو: غنائم از آن خدا و رسول خدا است. از خدا بترسيد و اختلافات ما بين خود را اصلاح نمائيد و از خدا و رسولش پيروي كنيد، اگر واقعاً مؤمن هستيد.»
رسول خدا (ص) غنایم را در بين مسلمانان به صورت مساوي تقسيم نمود(1) . در روايتي ديگر عباده بن صامت در مورد غنایم مي‌گويد: اين آیه در مورد افرادی که در بدر شرکت داشتند و بر سر تقسیم غنایم اختلاف نمودند، نازل گردید، بنابراین خداوند متعال غنایم را در اختیار پیامبر اکرم (ص) قرار داد و ايشان، غنایم را به صورت مساوي بين ما تقسيم نمود.
خداوند، رویدادها و حوادث غزوه بدر را در سوره انفال بیان نمود و به ذکر مفصل تمام جزئيات، رويدادها، عوامل و نتايج آن پرداخت و آيه‌های اين سوره به تزکیة نفس بشري و تربيت مسلمانان براساس مفاهيم عميق ايماني و ساختار دقيق آن پرداخته است(2).  
نخست در اين سوره، حكم يكي از آثار جنگ كه غنایم است، بيان گرديده و به این موضوع پرداخته است كه غنایم از آن خدا و رسول خدا (ص) است؛ چرا كه خداوند، مالك همه چيز و رسولش خليفه‌ وي مي‌باشد. سپس خداوند، مؤمنان را به سه چيز دستور مي‌دهد: 1-تقوا 2- اصلاح ذات‌البين 3- اطاعت از خدا و رسول.
موارد فوق پایه و اساس جهاد به شمار می‌روند؛ زيرا جهاد هنگامی معنا پیدا می‌نماید که براساس تقوا بنیان‌گذاری گردیده باشد و وحدت کلمه  یکی از عوامل مهم جهاد به شمار می‌رود و لزوماً بايد اختلاف از بين برود و همين طور انضباط و نظم در جهاد از امور اساسي‌اي است كه بدون آن جهاد تحقق نمي‌يابد و در پايان، خداوند متعال اطاعت از خدا و رسول را از نشانه‌های ايمان برمی‌شمارد.
سپس خداوند، به بيان صفات مؤمنان حقيقي مي‌پردازد كه اين صفات در موضوع جهاد از اهميت ويژه‌اي برخوردار هستند و آنها عبارت‌اند از:
1- وقتي كه نام الله را می‌شنوند، قلبهايشان هراسان و خوفناك مي‌گردد. 2- تلاوت قرآن موجب تقویت میان آنان می‌گردد. 3- بر خدا توكل می‌نمایند و هيچ اميدي به غير او ندارند و صرفاً به درگاه خدا پناه مي‌برند و نيازهايشان را فقط از او مي‌خواهند و فقط توجه آنان به اوست و يقين دارند آنچه را خداوند بخواهد، شدني است و آنچه را او نخواهد، شدني نيست و تنها اوست كه توانایی تصرف در مخلوقات را دارد و احدي با او شريك نيست و ارادة او هرگز به تعويق نمي‌افتد و خدا در حسابرسي خيلي سريع است. 4- اق