ی‌دهد از قبیل بیماری و غیره که دارایی‌اش در آن راه صرف می‌شود.(13) 
اینها برخی از آداب و رهنمودهای نبوی بود که به آداب تعامل در بازار اسلامی مربوط بود که اثر بزرگی در آبادانی بازارهای مسلمانان و ضعیف شدن بازارهای یهودیان داشت و بدین وسیله مسلمانان توانستند بر اقتصاد مدینه مسلط شوند و در آن به دلخواه خود عمل کنند و با این شیوه و نگرش، یهودیان را درامری که مهم‌ترین تخصص آنها بود، شکست دادند.(14) 
این تعالیم و آداب تنها به این شکل منحصر نماند؛ بلکه با توسعه و گسترش دولت اسلامی و برقراری قوانین در جامعة اسلامی تحول یافت و تجارت براساس دانش و فقه و اصولی خاص بنیانگذاری گردید. و با توجه به چنین معیاری عمر(رض)  گفت: «در بازار ما کسی معامله نکند، مگر اینکه در دین آگاهی داشته باشد.»(15) 
بازارها در اسلام از آنجا که از نظر مالی و اقتصادی در زندگی مردم نقشی مهم ایفا می‌نماید و مکان و محل معامله کردن و مبادلات تجاری بین مردم است و از این طریق هر فرد امور زندگی و نیازهای ضروری و لوازمات ویژه و عمومی‌اش را تأمین می‌کند، از جایگاهی والا و اهمیتی خاص برخوردار است و بر این اساس پیامبر اکرم (ص) در مورد بازار توجیهاتی ارائه داد.(16) 
قرآن کریم نیز از آفت اقتصادی و اجتماعی خطرناک دیگری که بر دین و دنیای مردم حاکم گردیده است و بر آن اثر گذاشته، سخن گفته است و آن کم کردن ترازو و پیمانه است و این عمل با شوه و اسلوب انصاف که خداوند به آن دستور داده است تا مردم بر آن اساس معامله‌های خویش را تنظیم نمایند، مخالف و متضاد است؛ چنانکه خداوند متعال می‌فرماید: 
(اللَّهُ الَّذِي أَنزَلَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ وَالْمِيزَانَ وَمَا يُدْرِيکَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌ) (شوری، 17)
و میزان عدالت است(17)  و ترازوها و پیمانه‌ها وسیله‌ها و آلتهایی برای اقامه عدل می‌باشند بنابراین، خداوند فرمان داده است تا به تمام و کمال داده شوند و از کم کردن در آن نهی کرده است؛ چنانکه می‌فرماید: 
(وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ حَتَّى يَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَأَوْفُواْ الْکَيْلَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ لاَ نُکَلِّفُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا وَإِذَا قُلْتُمْ فَاعْدِلُواْ وَلَوْ کَانَ ذَا قُرْبَى وَبِعَهْدِ اللّهِ أَوْفُواْ ذَلِکُمْ وَصَّاکُم بِهِ لَعَلَّکُمْ تَذَکَّرُونَ) (انعام، 152)
«به مال یتیم جز به نحو احسن نزدیک مشوید تا آن گاه که یتیم به رشد کامل خود می‌رسد و پیمانه و ترازو را به تمام و کمال و دادگرانه مراعات دارید و ما هیچ کسی را به انجام چیزی جز به اندازة تاب و توانش موظف نمی‌سازیم و هنگامی که سخنی گفتید، دادگری کنید هرچند از خویشاوندان باشد و به عهد و پیمان خدا وفا کنید. اینها چیزهایی هستند که خداوند شما را به رعایت آنها توصیه می‌کند تا اینکه متذکر شوید و پند گیرید.»
و خداوند می‌فرماید: 
(وَأَوْفُوا الْکَيْلَ إِذا کِلْتُمْ وَزِنُواْ بِالقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ ذَلِکَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً) (اسراء، 35)
«و هنگامی که چیزی را به پیمانه می‌زنید، آن را به تمام و کمال پیمانه کنید و برتر از وی درست بکشید که این کار سرانجام بهتر و نیکوتری دارد.»
و خداوند کسانی را که پیمانه و ترازو را کم می‌دهند، به هلاکت تهدید کرده است و می‌فرماید: 
‌(وَيْلٌ لِّلْمُطَفِّفِينَ(1) الَّذِينَ إِذَا اکْتَالُواْ عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ(2) وَإِذَا کَالُوهُمْ أَو وَّزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ(3) أَلَا يَظُنُّ أُولَئِکَ أَنَّهُم مَّبْعُوثُونَ(4) لِيَوْمٍ عَظِيمٍ(5)) (مطففین، 1 – 5)
«وای به حال کاهندگان؛ کسانی که وقتی برای خود می‌پیمایند، به تمام و کمال و افزون بر اندازه لازم دریافت می‌دارند و هنگامی که برای دیگران می‌پیمایند یا وزن می‌کنند، از اندازة لازم می‌کاهند. آیا اینان گمان نمی‌برند که دوباره زنده می‌گردند در روز بسیار بزرگ و هولناکی؟.»
همچنین اصحاب و یاران پیامبر اکرم(ص)  براساس آیه‌های موجود دربارة حضرت شعیب به این نتیجه رسیدند که کم کردن ترازو و پیمانه، دوری گزیدن از برنامه الهی و مخالفت با دستورات خداوندی است و این امر موجبات نارضایتی و خشم خداوند جبار و عذاب او را در دنیا و آخرت فراهم می‌آورد و موجب زیان رساندن به مردم را فراهم می‌آورد؛ چراکه بر سختیها و افزایش قیمتها می‌افزاید و در نتیجه مردم در تنگنا قرار می‌گیرند بنابراین، دولت اسلامی در مدینه با آن به مبارزه برخاست.(18) 
کم کردن ترازو و پیمانه یکی از اسبابی بود که به هلاک شدن قوم شعیب انجامید. خداوند متعال می‌فرماید: 
(کَأَن لَّمْ يَغْنَوْاْ فِيهَا أَلاَ بُعْدًا لِّمَدْيَنَ کَمَا بَعِدَتْ ثَمُودُ) (هود، 95)
«بدانگونه که انگار هرگز از ساکنان آن دیار نبوده‌اند. هان! نابود باد قوم مدین همان گونه که قوم ثمود نابود شدند.»
داستان شعیب و قومش علاوه بر اینکه یکی از برنامه‌های نبوی بود در تربیت اصحاب نیز مؤثر واقع گردید. 
بنابراین، آنان انحراف از برنامة خداوندی را به منزلة هلاکت و نابودی می‌دانستند؛ چراکه شمولیت و فراگیری این دین، تمام شئون زندگی آنان را در برمی‌گرفت. 
برنامة الهی از طریق بیان قصه‌های قرآنی به حل مشکلات اقتصادی پرداخت تا مردم وضع حاکم در جامعه را امری طبیعی تلقی نمایند و از اقوام گذشته عبرت بگیرند و این برنامه نیز به قوانین عبادی که اثر بزرگی در ساختار ساماندهی تربیتی دارد پرداخت و خداوند عزوجل نیز نصرت و یاری خویش را نصیب این امت نمود و در تمامی مراحل زندگی آنان، برنامه‌های خاص خویش را فرستاد تا آنان را برای برعهده گرفتن امانت و رساندن رسالت آماده گردند و از نظر این دولت انجام امور کوچک و بزرگ فرقی نداشتند؛ چراکه تمامی این امور برای بلند شدن بنای آن و سربلند و استوار ایستادن آن در برابر فشارهایی که احتمال رویارویی با آن می‌رفت، انجام می‌شدند و از جمله این شعائر عبادی که در دو سال اول هجرت فرض شد زکات، فطریه و روزه بود و سنت تدریجی را در ساختن جامعه مسلمان و رعایت کردن آن براساس واقعیت زندگی مردم و پیش رفتن با آنها به سوی بهترینها را بدون شتاب مشاهده می‌کنیم و هر چیز در وقت خود انجام می‌گرفت.(19) 
---------------------------------------------------------------------------------------
1) ابن ماجه، کتاب التجارات، باب الاسواق، ج 2، ص 75.
2) احکام السوق فی الاسلام، احمد الدرویش، ص 35 – 36.
3) سنن الترمذی، ابواب الدعوات، باب ما یقول اذا دخل السوق، ج 5، ص 155- 156 – قال المنذری فی الترغیب و اسناد متصل حسن و رواته ثقات اثبات.
4) تحفة الاحوذی بشرح جامع الترمذی، ج 9، ص 386.
5) البخاری، کتاب البیوع، باب کراهیه السخب فی الاسواق، ج 2، ص 14.
6) احکام السوق فی الاسلام، ص 41.
7) مسلم، کتاب الطهاره، باب مواضع النهی عن البول فیها.
8) البخاری، کتاب الفتن، باب قول النبی(ص) «من حمل علینا السلاح فلیس منا، ج 4، ص 224.
9) موطاء، امام مال