 ترسان است، تو از او غافل می‌شوی.»
به راستی که در دعوت حق هیچ زمینه و مجالی برای امتیازات نژادی یا ثروت و مقام وجود ندارد؛ بلکه دعوت حق برای ریشه‌کن کردن غرور و خودخواهی و بیان اینکه انسانها از نظر نسب یکی هستند و با یکدیگر برابرند، آمده است. بر اساس مطالب ذکر شده و توجه پیامبر اکرم (ص) به ابی بن خلف و استقبال ننمودن از ابن ام مکتوم که فردی ضعیف بود، می‌توان به علّت اصلی خطاب قرار دادن خدا به پیامبر با اسلوبی شدید پی برد؛ پس ابن ام مکتوم در میزان حق بر میلیونها فرد همچون ابی بن خلف ملعون(5)  برتری دارد. این داستان حاوی درسها و اندرزهایی بود که مسلمانان صدر اسلام از آن استفاده نمودند که از مهم‌ترین این درسها توجه به مؤمنان است. آنچه بر داعیان لازم است، رساندن پیام الهی است و هدایت بر عهدة آنان نیست. ذکر این داستان در قرآن و ابلاغ آن از جانب پیامبر اکرم (ص) دلیلی بر حقانیت محمد است؛ چون اگر ایشان پیامبر نبود، این حادثه را پنهان می‌نمود و مردم را از آن با خبر نمی‌ساخت و اگر ایشان توانایی کتمان وحی را داشت، یقیناً این آیه را پنهان می‌نمود یا آیه‌هایی که در مورد قصه زید و زینب بنت جحش(6)  نازل شده است، را پنهان می‌نمود.
دوم دفاع قرآن کریم از اصحاب در راستای کاستن از دشواریها و آسان نمودن برای آنها بود. قرآن آنان را این گونه دلداری می‌داد؛ آزاری که به شما می‌رسد، در نوع خود بی‌نظیر نیست؛ بلکه قبلاً نظیر آن و حتی سخت‌تر از آن رخ داده است. داستانهایی که از زندگانی پیامبران در قرآن کریم از زمان نوح، ابراهیم، موسی و عیسی(ع)  سخن می‌گوید، مسلمانان را پایدار و روح جان فدایی و بردباری به خاطر دین را در وجودشان تثبیت می‌نمود و الگوها و خصلتهای نیک و پسندیده را از زمانهای گذشته برایشان بیان می‌نمود که این از موفق‌ترین راهکارها در میدان تبلیغات و تربیت و تعلیم و روابط عمومی است. بنابراین، داستانهای قرآنی حاوی بسیاری از عبرتها، پندها و مثالها می‌باشند. یکی از شیوه‌های قرآن در آسان نمودن و کاستن از رنجهای اصحاب یاران پیامبر اکرم (ص) و دفاع از آنان، این بود که آنان و اعمال نیک آنان در قرآن کریم، که تا روز قیامت تلاوت می‌شود، ستایش می‌شد. مثلاً وقتی ابوبکر صدیق هفت نفر از اصحاب را خرید و آزاد کرد تا آنان را از شکنجه و عذاب برهاند، قرآن او را ستایش نمود و از امیه بن خلف که بلال بن ابی رباح را شکنجه می‌کرد، نکوهش و عیب‌جویی می‌کرد. پس قرآن با دستور اخلاقی خود اصول و مبادی پاداش و عذاب را ارائه نمود و مؤمنان را تشویق نمود و مخالفان را بیم داد و این امر مفهومی عمیق و پربار داشت و راه را برای صحابه روشن می‌کرد و اندوه و رنج کافران را که تردید داشتند، افزایش می‌داد؛ قرآن در این باره می‌گوید:
(فَأَنذَرْتُکُمْ نَارًا تَلَظَّى(14) لَا يَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى(15) الَّذِي کَذَّبَ وَتَوَلَّى(16) وَسَيُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى(17) الَّذِي يُؤْتِي مَالَهُ يَتَزَکَّى(18) وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُ مِن نِّعْمَةٍ تُجْزَى(19) إِلَّا ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى(20) وَلَسَوْفَ يَرْضَى(21)) (لیل، 14 - 21)
«من شما را از آتش هولناکی بیم می‌دهم که شعله‌ور می‌شود و زبانه می‌کشد. بدان داخل نمی‌شود و نمی‌سوزد مگر بدبخت‌ترین (انسانها) همان کسی که حق و حقیقت را تکذیب می‌نماید و به آیات آسمانی پشت می‌کند ولیکن پرهیزگارترین (انسانها) از آن بدور داشته خواهد شد. آن کسی دارایی خود را می‌دهد تا خویشتن را پاکیزه بدارد. هیچ کس بر او حق نعمتی ندارد تا نعمت جزا داده شود؛ بلکه تنها هدف او جلب رضای ذات پروردگار بزرگوارش می‌باشد، قطعاً راضی خواهد بود و خشنود خواهد شد.»
و قرآن، ثبات و پایداری هیئت مسیحیان نجران را نیز بر اسلام علی‌رغم تمسخر کافران و تلاش آنان در راستای بازداشتن از اسلام، جاودانه اعلام نمود؛ در مورد مسیحیان آیاتی نازل شد و خداوند متعال فرمود:
(الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْکِتَابَ مِن قَبْلِهِ هُم بِهِ يُؤْمِنُونَ(52) وَإِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ قَالُوا آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّنَا إِنَّا کُنَّا مِن قَبْلِهِ مُسْلِمِينَ(53) أُوْلَئِکَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُم مَّرَّتَيْنِ بِمَا صَبَرُوا وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ(54) وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَقَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَکُمْ أَعْمَالُکُمْ سَلَامٌ عَلَيْکُمْ لَا نَبْتَغِي الْجَاهِلِينَ(55)) (قصص، 52 - 55)
«کسانی که پیش از نزول قرآن، برایش کتاب فرستادیم به قرآن ایمان می‌آورند. هنگامی که قرآن بر آنان خوانده می‌شود، می‌گویند : بدان باور داریم؛ چرا که حق بوده و از سوی پروردگارمان (نازل شده) است. ما پیش از نزول قرآن هم مسلمان بوده‌ایم. آنان کسانیند که دو بار اجر و پاداش داده می‌شوند به سبب اینکه شکیبایی کرده‌اند و بدیها را با نیکیها از میان بر می‌دارند و از آنچه بدیشان عطاء کرده‌ایم، خرج می‌کنند و می‌بخشند.»
همچنین آیه‌های قرآنی، اصحاب را به پاداش بزرگ و به نعمت پایدار و همیشگی بهشت که بر اثر صبر و شکیبایی خود و آزارهایی که در راه خدا متحمل شده‌اند، سزاوار آن می‌باشند، مژده می‌داد تا آنها را تشویق نماید که راه دعوت را بدون توجه به آنچه از دشمنان می‌شنوند و می‌یابند، ادامه دهند؛ زیرا پیروزی و موفقیت نهایی آن گونه که پیامبر اکرم (ص) به آنها گفته و قرآن بیان داشته بود، متعلق به آنان بود؛ چنانکه قرآن می‌گوید:
(إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ(51) يَوْمَ لَا يَنفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ(52)) (غافر، 51 - 52)
«ما قطعاً پیغمبران خود را و مؤمنان را در زندگی دنیا و در آن روزی که گواهی به پا می‌خیزند، یاری می‌دهیم و دستگیری می‌کنیم. آن روزی که عذرخواهی ستمگران بدیشان سود نمی‌رساند و نفرین بهرة آنان خواهد بود و سرای بد (دوزخ) از آن ایشان خواهد بود.»
همچنین فضیلت تمسک آنان و ایمان آنان را این گونه بیان می‌نماید:
(إِنَّ الَّذِينَ يَتْلُونَ کِتَابَ اللَّهِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَأَنفَقُوا مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ سِرًّا وَعَلَانِيَةً يَرْجُونَ تِجَارَةً لَّن تَبُورَ(29) لِيُوَفِّيَهُمْ أُجُورَهُمْ وَيَزِيدَهُم مِّن فَضْلِهِ إِنَّهُ غَفُورٌ شَکُورٌ(30)) (فاطر، 29-30)
«كساني كه كتاب خدا(قرآن) را مي خوانند و نماز را برپاي مي دارند و از چيزهايي كه بديشان داده ايم، پنهان و آشکار بذل و بخشش می‌نمایند. آنان چشم امید به تجارتی دوخته‌اند که هرگز بی‌رونق نمی‌گردد و از میان نمی‌رود تا خداوند اجرشان را به تمام و کمال بدهد و از فضل خود بر پاداششان بیفزاید؛ چرا که خدا آمرزگار و سپاسگزار است.»
خداو