ان دعوت و دولت اسلامی به توان نظامی مسلمانان پی ببرند و در نتیجه هیچ موقع به فکر حمله به دولت اسلامی که دارای لشکری آماده باش و فعال است، نیفتند. یهودیان و قبیله‌های بت‌پرستان اطراف مدینه از این موضوع به شدت در هراس بودند و اعزام دسته‌های کوچک و بزرگ یکی پس از دیگری و بدون وقفه، رعب و وحشت مضاعفی ایجاد نموده بود که این امر باعث شده بود تا قریش بر تعداد پاسداران و نگهبانان قافله‌ها بیفزاید و قیمت کالاها گران‌تر شود و علاوه بر آن مردان قافله‌های قریش و صاحبان اموال در مکه نیز دچار ترس و هراس گردیده بودند(42). 
ب – جلب اعتماد برخی قبیله‌ها و کاستن از نقش اعراب
پیامبر اکرم (ص) با قبیلة جهینه و هم‌پیمانان آنان و نیز با برخی از قبیله‌هایی که در این منطقه سکونت داشتند، پیمان بست تا آنها در نبردی که میان مکه و مدینه وجود دارد، بی‌طرف باشند؛ «چون این قبیله‌ها به قریش گرایش داشتند و با آنها همکاری می‌کردند و میان آنها پیمان و قراردادهای تاریخی وجود داشت که قرآن کریم آن را ایلاف نامیده است(43)  و قریش براساس این معاهدات درصدد برقرار نمودن امنیت برای کاروانهای تجارت خود با شام و یمن بود.»(44) 
بعد از آنکه برخی قبیله‌ها با پیامبر اکرم (ص) پیمان بستند، تأسیس دولت اسلامی، خطری جدی برای تجارت قریش محسوب می‌‌گردید(45). 
همچنین پیامبر خدا (ص)، نقش اعراب بادیه‌نشین را تضعیف و نابود کرد. آنان تا آن زمان قدرتی محسوب می‌شدند که قافله‌های تجاری را تهدید می‌کرد و قافله‌هایی که در مناطق تحت نفوذ آنها عبور می‌کرد جز با پرداخت مالیات نمی‌توانست از آنجا عبور نماید. با تشکیل دولت اسلامی آنها در این درصدد بودند تا این سیاست گذشته را نیز در میان مسلمانان به اجرا بگذارند و عهده‌دار این امر کرز بن فهری گردید، اما پیامبر خدا، فرصت را از او گرفت و کرز را تا سفوان (جایی نزدیک بدر که از مدینه 150 کیلومتر فاصله دارد) تعقیب کرد. سیره‌نگاران این تعقیب و گریز را غزوة بدر اولی نامیده‌اند. این غزوه درس مهمی برای همه اعراب بادیه‌نشین بود و از آن پس هیچ بادیه‌نشینی قصد یورش به مدینه را در سر نمی‌پروراند و هرگز مسلمانان به راهزنان مالیات پرداخت نکردند؛ بلکه آنها را مجبور به عقب‌نشینی و انعقاد صلح کردند و مسلمانها از شر آنان در امان ماندند(46). 
ج – رابطة سریه‌ها با فتوحات اسلامی
اعزام سریه‌ها و دسته‌های نظامی به منزلة تمرینهای مقدماتی نظامی و مانورهای ارتش اسلام محسوب می‌‌گردید و فعالیتهای پرخروش و پی‌درپی نخستین سربازان اسلام، بیانگر شور و نشاط و پویایی دولت نوپای اسلام در مدینه و به فرماندهی پیامبر اکرم (ص) بود.
با بررسی نامهای فرماندهان و سربازان این سریه‌ها و لشکرها به این نتیجه می‌رسیم که بعد از آن سریه‌ها، در تاریخ فتوحات اسلامی بسیار درخشیدند؛ مانند فرمانده فتوحات شام؛ ابی عبیدة بن جراح و فاتح قادسیه و مدائن، سعد بن ابی وقاص و خالد بن ولید، شمشیر برهنة خدا وکسی که روم را در معرکة یرموک به زانو درآورد و عمرو بن عاص، فاتح مصر و لیبی و سایر فرماندهان دیگر. سریه‌ها و غزوه‌هایی که پیامبر اکرم(ص) در حیات خود بر آن اشراف داشت، به منزلة تمرین عملی و متحرکی برای فرماندهانی بود که بعداً شرق و غرب جهان را فتح کردند.
زندگی اصحاب پیامبر، در طی بیست و چهار ساعت شبانه‌روز عبارت بود از تمرین مستمر و برنامة منظم روزانه آنان از این قرار بود : صبح را با ادای نماز فجر با فرمانده کل آغاز می‌کردند و پیامبر اکرم (ص) به آنها تعلیم داد که خواندن نماز صبح، کلید زیبای روزی سرشار از سرحالی و نشاط است و فرمود: «وقتی شما می‌خوابید، شیطان سه گِره بر شما می‌زند و می‌گوید: بخواب که تو شب طولانی‌ای در پیش داری و چون بیدار شوید و نام خدا را بر زبان آورید، یک گره باز می‌شود؛ اگر وضوء بگیرید یکی دیگر از گرهها باز می‌شود و اگر نماز بخوانید، سومی نیز باز می‌شود و آن روز را سرحال و با نشاط شب خواهید کرد و اگر نه با تنبلی و خبث نفس به شب خواهید رساند(47). 
آنان بعد از انجام فریضة الهی به دنبال انجام امور روزمرة خویش می‌رفتند و نمازهای بعدی را نیز بدون تأخیر به جای می‌آوردند و بعد از نماز عشاء استراحت می‌کردند تا اینکه بخش عمدة شب سپری می‌شد. آن گاه در یک سوم آخر شب بیشترشان برای ادای نماز شب بیدار می‌شدند. این عمل، دلهایشان را از روحانیت مالامال می‌کرد و نشاط بیشتری به آنها می‌داد. انجام این امور، علاوه بر امری دیگر همانند آمادگی همیشگی و بیداری کامل و فعالیتها و تمرینها از قبیل اسب سواری و مسابقه دادن و تیراندازی بود که پیامبر اکرم (ص) فرموده بود: تیراندازی بهترین نیرو و آمادگی برای رویارویی با کافران است.
همچنین رسول خدا آنها را به ساخت و تهیة ابزار جنگی تشویق می‌نمود؛ چنانکه عقبه می‌گوید، رسول خدا فرمود: «خداوند به سبب یک تیر، سه نفر را وارد بهشت می‌کند: سازنده‌ای که آن را به امید خیر، ساخته است؛ کسی که آن را در تیرکش قرار می‌دهد و کسی که تیر را در راه خدا شلیک می‌کند و فرمود: از سرگرمیها به جز سه چیز درست نیست: آماده کردن اسب با تمرین و آموزش؛ بازی مرد با همسرش و تیراندازی و هر کس تیراندازی را آموخت سپس آن را ترک کرد، مرتکب ناسپاسی نعمت بزرگی گردیده است.»(48) 
عصر و دوران اصحاب و یاران رسول خدا (ص) بهترین دورانی بود که در آن عصر به تعالیم قرآنی و الهی تمسک می‌جستند و آن را سرلوحة زندگی خود قرار داده بودند و تمامی دستورات قرآن را در زندگی اجرا می‌کردند و با وجود اینکه تعدادشان اندک و فاقد امکانات بودند، امّا در رویارویی با ملتهای بزرگ روی زمین در شرق و غرب، چیره شدند، اما با دوری مسلمانان از تعالیم آن و تبعیت ننمودن از قرآن، ذلت و خواری آنان را فرا گرفت و ملتها از هر سو بر آنها یورش بردند و مسلمانان مانند کف برآمده روی سیل گشتند.
اهداف و امور مهمی که دسته‌های نظامی برای تحقق آن تلاش می‌کردند، براساس شرایط و اوضاع مختلف فرق می‌کرد. نخستین سریه‌ها، هدفشان فقط شناسایی و اکتشاف و توان‌سنجی دشمن بود؛ سپس این سریه‌ها به تدریج هجومی شدند که رعب و آشفتگی در قافله‌های قریش ایجاد می‌کرد و این قبل از غزوه سرنوشت‌ساز بدر بود. با تثبیت قدرت مسلمانان بعد از جنگ بدر، هدف برخی از سریه‌ها، پاکسازی افرادی از دشمنان دولت اسلامی بود که می‌کوشیدند به آن ضربه وارد کنند مانند: کعب بن اشرف و عصما بنت مروان وابی عفک. کشتن کعب، باعث تأدیب یهودیان گردید و کشتن عصماء و ابی عفک، مشرکان و منافقان مدینه را سرکوب ساخت و جنگ احد که به شکست مسلمانان انجامید، موجب گردید تا عربهای بادیه‌نشین به داراییهای مدینه چشم طمع دوختند تا جایی که به برخی از گروههای آموزشی خیانت کردند و حادثة رجیع و بئرمعونه را به وجود آوردند. پیامبر خدا، استراتژی نظامی را تغییر داد و سریه‌ها را که قبلاً به دنبال قریش می