 و مادر و نزدیکان برخوردار شوند و به کسانی که با آنان پیمان بسته‌اید، بهرة ایشان را بدهید. بی‌گمان خداوند به هر چیزی حاضر و ناظر بوده است.»
ابن عباس می‌گوید:(وَلِکُلٍّ جَعَلْنَا مَوَالِيَ ) یعنی مهاجران که به مدینه آمدند و با انصار پیمان برادری بستند و میان آنان قانون ارث حاکم بود، اما وقتی این آیه نازل شد :(وَالَّذِينَ عَقَدَتْ أَيْمَانُکُمْ) یعنی با کسانی که عقد برادری بسته‌اید، حق آن برادری را به وسیلة یاری کردن و خیرخواهی و وصیت در حق آنان، به جای آورید.
-----------------------------------------------------------------------------------------
1) فقه السیره، بوطی، ص 211 – 212.
2) السیرة النبویة الصحیحه، ج 1، ص 246.
3) التاریخ الاسلامی، ج 4، ص 25.
4) این جمله از روایت طبری است، با همان اسناد بخاری، فتح الباری، ج 8، ص 249.از خلال روابط محکمی که میان مهاجران و انصار وجود داشت، ارزشهای انسانی و اجتماعی و مبادی نمونه‌ای پدید آمد که در جامعة قبیله‌ای آن زمان سابقه‌ای نداشت، امّا بعد از آن، این خصلتها مربوط به جوامع پیشرفته و متمدن شد که در مقدمة این ارزشها، می‌توان ارزش کار شرافتمندانه به عنوان وسیله‌ای برای کسب روزی را نام برد. مهاجران در ابتدای کار، میزبانی برادران انصار خود را پذیرفتند، اما دیری نگذشت که به دنبال منبع درآمد برای خود برآمدند و نخواستند با پیوند برادری با انصار باری بر دوش آنان باشند. از این رو برخی به تجارت و برخی به کشاورزی مشغول شدند و آنها از سختیهای کار لذت می‌بردند؛ زیرا عزت و غیرت ایمانی مؤمن به او اجازه نمی‌دهد که وظایف او را دیگران انجام دهند؛ بلکه ایمان از او می‌خواهد که بخشنده باشد تا گیرنده؛ چراکه خداوند دست بالا (بخشنده) را از دستی که پایین است و از دیگران چیزی را می‌طلبد، بهتر قرار داده است. آنها براساس تعالیم اسلام به این نتیجه رسیده بودند که کار کردن عبادت است و این امری است که نظامهای معاصر برای برطرف نمودن نیازهای مادی و معنوی انسان در پرتو مفاهیم اسلامی از آن کوتاهی نموده‌اند و در پرتو این مفهوم اسلامی می‌توانیم ادعا نماییم که برادری و کار و تلاش، دو سنگ اساسی در بنای جامعة مدینه بود و بعد از آن پایه‌های تأسیس تمدن اسلامی شمرده می‌شود که اصول آن در مدینه بعد از برپایی اولین دولت در اسلام به رهبری پیامبر خدا پی‌ریزی گردید؛ سپس این دولت رشد کرد تا اینکه درختش بر تمام جهان سایه گسترانید.(1) 
-------------------------------------------------------------------------------
1) الهجرة فی القرآن الکریم، ص 411.از بین بردن تفاوتها و نابرابریهای جغرافیایی و قبیله‌ای در جوامع جاهلی کار آسانی نیست؛ زیرا نژادپرستی و تعصب پایه و اساس تمامی امور آنان بود، ولی انعقاد پیوند برادری به هدف از بین بردن این وجه تمایزها و تفاوتها به صورت واقعی و برخاسته از قلب محیط جاهلی انجام شد.
یکی از بیماریها در جهت متحد نمودن مسلمانان معاصر، مسلط بودن روحیه وطن‌پرستی ونژادپرستی در وجود بعضی از داعیان است و این بیماری آنها را از رسیدن به قدرت باز می‌دارد و نه تنها صفوف امت اسلام را تضعیف می‌کند؛ بلکه آنها را پراکنده و متفرق می‌سازد و هر گروه به جای پرداختن به اهداف بزرگ، به خود مشغول می‌شود و برخی از حرکتهای اسلامی به بیماری تعصب اقلیمی و شخصی و وطن‌پرستی حتی در سطح شهر و روستای کوچک گرفتار شده‌اند.(1) 
باید گفت که این تعصب زاییده بیماریهایی است که در وجود برخی از افراد نهفته است و علّت اصلی آن دوری از کلام خدا و سنت سرور پیامبران است؛ پس آنها براساس قرآن و سنت، تربیت نیافته‌اند بنابراین، اختلاف و تنفر از یکدیگر در میان آنها زیاد دیده می‌شود. مسلمانان امروزی نیز به برادری و مواخاتی که میان مهاجران و انصار برقرار شد، نیاز شدیدی دارند؛ چون امکان ندارد دوباره زندگی اسلامی قوی و نیرومندی سامان داده شود، مگر اینکه جوامع اسلامی، متخلق به این اخلاق والا باشند و تا به این سطح ایمانی و این جان‌فداییهای بزرگ برسند، اما مظاهر پوچ برادری که فقط با زبان است کوچک‌ترین فایده و اثری نخواهد داشت.
انسان مسلمان وقتی احساس کند که برادرانی دارد که او را دوست دارند و او نیز آنها را دوست دارد و آنها را یاری خواهد کرد و آنها اورا یاری خواهند کرد به خصوص در بحرانها و وقتی که زمین با وجود فراخی‌اش بر او تنگ گردد، این احساس نه تنها روحیه معنوی او را بالا می‌برد؛ بلکه موجب بالا بردن قدرت و توانایی ذاتی او نیز می‌گردد و به حرکت او قوت می‌بخشد و همت و ارادة او را محکم می‌نماید. اما فقدان چنین برادری‌ای باعث تضعیف صفوف مسلمانان می‌گردد و مسلمن را گرفتار چنان یأسی می‌کند که احساس می‌نماید در برابر دشمنانی که کاملاً دشمنی او را در دل دارند و از هر سو او را احاطه کرده‌اند، تنهاست؛ پس چگونه می‌تواند در مقابل این همه فشار روحی و معنوی ومادی مقاومت نماید.(2) 
تاریخ، جهاد جامعه مسلمان با دشمنانش را بعد از آنکه وحدت اجتماعی تحقق یافته بود، ثبت کرده است و جامعة اسلامی هنوز در مرحلة رشد وشکل‌گیری بود که دشمنان تلاشهای زیادی کردند تا با این نقشه‌های شوم خود بتوانند آتش فتنه را میان صفوف جامعه اسلامی برافروزند تا این گونه آنان را متفرق کنند و وحدت و انسجام آنان را از هم بپاشند، اما این تلاشهای تباهکارانه جز زیان و ناکامی، نتیجه‌ای نداشت؛ چراکه این ترفندها با مقاومت جامعه به هم پیوستة مسلمان، روبرو گردید و در برابر آن از بین می‌رفت و این جامعه بر اساس قدرتی که از ترکیب اجتماعی جامعه واحدی که عناصر آن به گونه‌ای به هم پیوسته بودند که جدایی را نمی‌پذیرفتند و حلقه‌های آن از هم گسسته نمی‌شد و گرههای آن به راحتی باز نمی‌شد، تشکیل شده بود.(3) 
---------------------------------------------------------------------------------------------
1) التربیة القیادیه، ج 2، ص 286.
2) الطریق الی المدینه، محمّد عبده، ص 100 – 101.
3) محمد رسول الله، عرجون، ج 3، ص 152.شیخ ابراهیم علی در کتاب ارزشمند خود، صحیح السیرة النبویه، روایت صحیحی در مورد داستان حفر چاه زمزم توسط عبدالمطلب به نقل از علی بن ابی طالب بیان نموده است که از این قرار است: عبدالمطلب می‌گوید من در حجره خوابیده بودم که در  
خواب دیدم شخصی نزد من آمد و گفت طیبه را حفر کن، گفتم طیبه چیست؟ سپس آن مرد رفت.
عبدالمطلب می‌گوید: روز بعد به محل خوابم رفتم و خوابیدم، دوباره همان مرد به خوابم آمد و گفت: بره را حفر کن. گفتم بره چیست؟ چیزی نگفت و رفت. باز فردای آن روز به محل خوابم رفتم و خوابیدم، باز هم او را دیدم که آمد و گفت مضنونه (چیز گرانبها و ارزشمند) را حفر کن. عبدالمطلب می‌گوید: گفتم مضنونه چیست؟ جوابی نداد و رفت. باز فردای روز بعد به همان محل سابق رفتم، آن مرد به خوابم آمد و گفت: زمزم را حفر کن، گفتم زمزم چیست؟ گفت: نه آبش تمام می‌شود و نه به عمق آن کسی می‌رسد؛ به حاجیان آب می‌دهد و در حد فاصل محل اسبها و محل ذبح حیوانات و در جایی که 