‌ای که اسید بن حضیر (رض) جلو رفت تا بار پیامبر اکرم (ص) را خودش بردارد و گفت: ای پیامبر خدا! آن را به من بده؟ فرمود: «مرا واگذار و بار کسی دیگر را حمل کن؛ چراکه تو از من به خداوند نیازمندتر نیستی.»(2) 
مسلمانها آنچه را که پیامبر اکرم (ص) گفت، شنیدید و بر نشاط و قوت و انگیزه آنها برای کار افزوده گردید.
به راستی که صحنة بی‌نظیری است و در جهان مانند آن یافت نمی‌شود. رهبران و حکام با مشارکت در بعضی امور، صفحه‌های تلویزیون برای پوشش دادن و رساندن تصویر کارهایشان آماده می‌شود و رسانه‌های مختلف آن را انعکاس می‌دهند و از تواضع آنان سخن می‌گویند؛ ولی رسول خدا نمی‌گذارد که سنگ را کسی از دوش وی بگیرد و می‌فرماید: من از تو نسبت به پاداش الهی نیازمندتر هستم و برای رسیدن به ثواب از تو حریص‌ترم. صحابه چنین می‌سرودند: 
لئن قعدنا و النبی یعمل
		ذاک منه العمل المضلل

«اگر ما بنشینیم در حالی که پیامبر اکرم (ص) کار می‌کند، چنین کاری از جانب ما کاری نابهنجار است.»
این تربیت عملی از خلال موعظه گفتن حاصل نمی‌گردد و نمی‌توان از رهگذر سخن زیبا، افراد را این گونه تربیت کرد؛ بلکه این تربیت از خلال کار عملی و مستمر و الگوی منتخب از سوی پروردگار جهانیان انجام می‌شود. تربیتی که ممکن نبود در فضای مکه و در بین تعقیب و فشار و ستم و راندن انجام شود؛ بلکه این تربیت در جامعة جدید و دولتی که ساخته می‌شود، به طور کامل انجام می‌شود و گویا همه این جمع یک صدا و یک قلب بودند که فریاد می‌زدند: 
اللهم ان العیش عیش الاخره
		فاغفر الانصار و المهاجره

«بارخدایا زندگی حقیقی زندگی آخرت است؛ پس انصار و مهاجران را ببخشای.»
و با لحن و صدایی واحد فریاد می‌زدند: 
لئن قعدنا و النبی یعمل
		فذاک منا العمل المضلل

«ما بنشینیم در حالی که پیامبر اکرم(ص)  کار می‌کند چنین کاری از جانب ما، کاری نابهنجار است.»
و فریاد سوم این بود: 
هذی الحمال لاحمال خیبر
		هذا ابر لربنا و اطهر

«این بارها نه بارهای کشاورزی خیبر است!  این نیکو تر وپاکیزه تر است درنزد پروردگار ما!.»
حمل و بار خرما و کشمش از خیبر به مدینه که جایگاه مهمی در جامعة یثرب داشت، اینک در برابر بار سنگ برای ساختن مسجد بزرگ پیامبر اکرم (ص) اهمیتی نداشت؛ چراکه آنها یقین کرده بودند: (مَا عِندَکُمْ يَنفَدُ وَمَا عِندَ اللّهِ بَاقٍ) (نحل، 96)
«آنچه در دست شماست، تمام و نابود می‌شود و آنچه نزد خدا است، برای همیشه خواهد ماند.»
و اما فریاد چهارم این بود: 
لایستوی من یعمر المساجدا
		و من یری عن الغبار حائدا(3) 

«گرد و غباری که بر بدن فرد به دلیل تعمیر و آباد کردن مساجد می‌نشیند، با گردوغباری که بر بدن او به دلیل تشویق شترش به راه رفتن می‌نشیند، یکسان و برابر نیست و از هم فاصله می‌گیرند.»
--------------------------------------------------------------------------------------
1) التاریخ الاسلامی و العسکری، د. علی معطی، ص 158.
2) صور من حیاة الرسول، امین دویدار، ص 261.
3) محمد رسول الله، محمد عرجون، ج 3، ص 15.امام احمد از طلق بن علی یمامی حنفی روایت نموده است که گفت: من همراه پیامبر اکرم (ص) مسجد را می‌ساختم. ایشان می‌گفت: «یمامی بهتر از شما گل را می‌مالد.» همچنین امام احمد از طلق روایت می‌کنند که می‌گوید: نزد پیامبر اکرم (ص) آمدم. او و یارانش مسجد را می‌ساختند و گویا کارشان مورد پسند پیامبر نبود، من بیلچه را گرفتم و گل را مخلوط کردم گویا آن حضرت کار مرا پسندید. فرمود: «حنفی را مسئول ساختن گل نمایید؛ چراکه او بهتر از شما گل درست می‌کند.» و ابن حبان از طلق روایت نموده است که گفت: من گفتم: ای پیامبر خدا، آیا من مانند آنها خشت و سنگ بیاورم؟ فرمود: «نه بلکه برایشان گِل را مخلوط کن تو آن را بهتر می‌دانی(1) .» بدین صورت پیامبر اکرم(ص)  به این فرد که تازه به مدینه آمده بود، توجه کرد و او فردی بود که از سابقین اولین نبود، امّا پیامبر اکرم (ص) از مهارت او در مخلوط کردن گل و محکم کاری استفاده نمود و این درسی برای مسلمانهاست که بر شایستگیها و کفایتها ستایش کنند و از آن استفاده نمایند(2).
--------------------------------------------------------------------------------------
1) محمد رسول الله، محمد عرجون، ج 3، ص 15.
2) التربیة القیادیه، ج 2، ص 252.اذان نماز، اولین شعار جهانی دولت اسلامی است : «الله اکبر، الله اکبر» یعنی خداوند از این طاغوتها و از کسانی که موانع بر سر راه درست می‌کنند بزرگ‌تر است و او بر کارش تواناست. «اشهد ان لا اله الا الله» گواهی می‌‌دهم که هیچ معبودی بر حق جز الله نیست. یعنی هیچ حاکمیت و فرمانروایی و سلطه‌ای جز حاکمیت خداوند که پروردگار جهانیان است، پذیرفته نیست. «ان الحکم الا الله» حکم فقط از آن خداست. پس معنی «لا اله الا الله» این است که هیچ حاکم و فرمانده و قانون‌گذاری جز خدا نیست. «اشهد ان محمداً رسول الله» گواهی می‌دهم که محمد پیامبر خداست. خداوند رهبری جامعة انسانی رابه او سپرده است؛ پس هیچ کس حق ندارد که با او در این امر به کشمکش و ستیز بپردازد و ایشان این رهبری را ادامه می‌دهد تا اینکه خداوند با قرآنی که بر پیامبرش نازل می‌‌نماید و سنتی که به او الهام می‌کند، دین خود را کامل بگرداند(1)  و علاوه بر این جمله یعنی اعتراف و گواهی دادن به رسالت پیامبر اکرم (ص) و رهبری دینی و دنیوی و اطاعت و فرمانبری مطلق از او(2) . «حی علی الصلاه حی علی الفلاح» بشتابید به سوی نماز بشتابید به سوی رستگاری. یعنی ای انسان بیا و زیر پرچم این دولت که خالصانه برای خداست، در بیا. دولتی که یکی از اهداف آن، این است که رابطه انسان را با پروردگارش تحکیم بخشد و روابط مؤمنان را با همدیگر براساس ارزشهای والا محکم کند. «قد قامت الصلوه» نماز از میان سایر عبادتها انتخاب شد؛ چون ستون دین و در آن شعائری مانند رکوع و سجده و قیامت است که بزرگ‌ترین مظهر عبادت به معنی گستردة آن یعنی فروتنی و کرنش است؛ پس نماز فروتنی است که بالاتر از آن فروتنی‌ای وجود ندارد و هر طاعتی که به صورت فروتنی و کرنش انجام بگیرد، عبادت و اطاعت بنده از مولایش می‌باشد. بنده در محضر او می‌ایستد در حالی که به اطاعت از او خود را تسلیم نموده و در برابر او کرنش و فروتنی کرده است. خداوند متعال می‌فرمایند:
(قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَمَّا جَاءنِيَ الْبَيِّنَاتُ مِن رَّبِّي وَأُمِرْتُ أَنْ أُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ) (غافر، 66)
«بگو من بازداشته شده‌ام از اینکه معبودهایی را به جز خدا بپرستم که شما آنها را به فریاد می‌خوانید، از آن زمانی که آیات روشن و دلائل آشکاری از جانب پروردگار برایم آمده است و به من فرمان داده شده است که خاشعانه و خاضعانه تسلیم پروردگار جهانیان گردم.»
و شعار رسمی دولت به حاکمیت خدا و سیادت شریعت و سقوط طاغوت و قوانین و برنامه‌هایشان با «حی علی الفلاح و قد قامت الصلوه» اشاره به این مطلب دارد که نماز به صورت شایسته برپا داشته نمی‌شود