ّا من مردی فقیر از فقرای صفه بودم که زمانی که آنها فراموش می‌کردند، من به یاد و خاطر می‌سپردم.»(8) 
همچنین او علّت اصلی اقامت خویش در صفه را علاقمندی خویش به تعالیم  و احادیث پیامبر اکرم (ص) ذکر می‌نماید. ابوهریره نیز در مدینه خانه‌ای داشت، امّا مادرش در آن سکونت می‌کرد که ابوهریره از پیامبر اکرم (ص) خواست تا دعا کند که خداوند مادرش را هدایت نماید(9). 
براساس آنچه در روایات صحیح آمده است، او چنان فقیر نبود که از نظر مادی چیزی نداشته باشد؛ بلکه در اولین روزی که او در خیبر نزد پیامبر اکرم (ص) آمد، پیامبر اکرم (ص) از غنایم به او سهمی داد ونیز برده‌ای داشت که خدمت او را انجام می‌داد(10)  پس آنچه موجب فقیری او گردیده بود، همراهی با پیامبر اکرم (ص) و علاقة شنیدن احادیث او بود که وی آن را بر تمامی امور دیگر ترجیح داد و ثروت و دارایی او در حدی بود که اگر می‌خواست به صفه نیازی نداشته باشد(11). 
شرایطی که اهل صفه با آن روبرو می‌گردیدند از قبیل: بازگشت خانواده یا همسر یا ثروتمندی بعد از تنگدستی و یا شهادت در راه خدا بر تعداد آنان اثر می‌گذاشت و فقر آنان به خاطر این نبود که آنها کار نمی‌کردند و به دنبال روزی نبودند؛ چنانکه زمخشری گفته است که آنها در روز هسته‌های خرما را برای علف و خوراک چهارپایان خورد می‌کردند در حالی که آنها گوسفند نداشتند؛ پس آنها برای به دست آوردن روزی تلاش و کوشش می‌کردند(12). 
---------------------------------------------------------------------------------
1) سنن ابی داود، ج 2، ص 237 – ابن ماجه، ج 2، ص 730.
2) السیرة النبویة الصحیحه، ج 1، ص 264.
3) حلیة الاولیاء، ج 1، ص 375.
4) همان، ص 353 – 355.
5) السیرة النبویة الصحیحه، ج 4، ص 264.
6) همان.
7) همان.
8) البخاری، شمارة 2047 – مسلم، شماره 2492.
9) مسلم، شمارة 2491.
10) السیرة النبویه تربیه امه و بناء دوله، ص 184.
11) همان.
12) المدینة النبویه فجرالاسلام و العصر الراشدی، شراب، ج 1، ص 222.تعداد اهل صفه در اوقات مختلف کم و زیاد می‌گردید. آنها وقتی که هیئتها به مدینه می‌آمدند، زیاد می‌شدند و هرگاه افراد ناآشنا کم می‌آمدند، تعداد آنها کمتر می‌شد، ولی تعداد ثابت آنان هفتاد نفر بود وگاهی شمار آنها خیلی بیشتر می‌شد؛ حتی سعد بن عباده به تنهایی هشتاد نفر از آنها را پذیرایی می‌کرد، گذشته از دیگرانی که اصحاب میان خود تقسیم می‌کردند.
برخی از اهل صفه عبارتند از: 
1-	ابوهریره(رض) .
2-	ابوذر غفاری (رض).
3-	واثله بن اسقع.
4-	قیس بن طهفه غفاری.
5-	کعب بن مالک انصاری.
6-	سعید بن عامر بن حذیم الجمحی.
7-	سلمان فارسی.
8-	اسماء بن حارثه بن سعید اسلمی.
9-	حنظله بن ابی عامر انصاری (غسیل الملائکه)
10-	حازم بن حرمله.
11-	حارثه بن نعمان انصاری نجاری.
12-	حذیفه بن أسید ابوسریحه الانصاری.
13-	حذیفه بن یمان.
14-	جاریه بن جمیل بن شبه بن قرط.
15-	جعیل بن سراقه الضمری.
16-	جرهدبن خویلد الاسدی.
17-	رفاعه ابولبابه الانصاری.
18-	عبدالله ذوالبجادین.
19-	دکین بن سعید المزنی و گفته شد خثعمی.
20-	خبیب بن یساف بن عنیه.
21-	خریم بن أوس طائی.
22-	خریم بن فاتک الاسدی.
23-	خنیس بن حذافه السهمی.
24-	خباب بن ارت.
25-	حکم بن عمیر ثمالی.
26-	حرمله بن ایاس وگفته شد حرمله بن عبدالله عنبری(1). 
27-	زید بن خطاب.
28-	عبدالله بن مسعود.
29-	طفاوی دوسی.
30-	طلحه بن عمرو النضری.
31-	صفوان بن بیضاء الفهری.
32-	صهیب بن سنان رومی.
33-	شداد بن أسید.
34-	شقران غلام آزاد شدة پیامبر اکرم (ص).
35-	السائب بن خلاد.
36-	سالم بن عمیر از قبیلة اوس از بنی ثعلبه بن عمرو بن عوف.
37-	سالم بن عبید اشجعی.
38-	سالم مولای ابوحذیفه.
39-	سفینه بردة آزاد شده پیامبر اکرم (ص).
40-	ابورزین.
41-	الاغر المزنی.
42-	بلال بن رباح.
43-	البراء بن مالک الانصاری.
44-	ثوبان بردة آزاد شده پیامبر اکرم (ص).
45-	ثابت بن ودیعه الانصاری.
46-	ثقیف بن عمرو بن شمیط الاسدی.
47-	سعد بن مالک ابوسعید خدری.
48-	العرباض بن ساریه.
49-	غرفه الازدی.
50-	عبدالرحمان بن قرط.
51-	سالم بن عمیر.
52-	عبادة بن خالد غفاری(رض)(2)   
برخی از پژوهشگران به اشتباه بزرگی افتاده‌اند و آن اینکه بر مسلک برخی از صوفیان منحرف که دست از کار و فعالیت می‌کشند و به استراحت و تنبلی روی می‌آورند و در زاویه‌ها و تکیه‌ها به حجت توکل باقی می‌مانند، صحه می‌گذارند و برای این عمل باطل خویش به اهل صفه استدلال می‌کنند. امّا واقعیت امری غیر از این است؛ چراکه ابوهریره که بیش از همه به صفه مربوط است، تمام عمر خود را در آن جا نماند و به زندگی پرداخت و در بعضی از روزهای زندگی در دوران عمربن خطاب در بحرین امیر بود و او زندگی را به سختی نمی‌گذراند و اهل صفه از مجاهدان در راه خدا بودند که در میدانهای کارزار جهاد می‌کردند و برخی از آنها نیز به شهادت رسیدند. 
---------------------------------------------------------------------------------------
1) السیرة النبویة الصحیحه، ج 1، ص 262.
2) السیرة النبویة الصحیحه، ج 1، ص 263.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:223.txt">مسجد یکی از مهم‌ترین پایگاهها در تشکیل جامعه اسلامی</a><a class="text" href="w:text:224.txt">مسجد، نشان فراگیر بودن اسلام است</a><a class="text" href="w:text:225.txt">تربیت با ارائه الگوی عملی</a><a class="text" href="w:text:226.txt">توجه به مهارت و تخصص</a><a class="text" href="w:text:227.txt">شعار دولت مسلمان</a><a class="text" href="w:text:228.txt">محکم کاری در ساختن مساجد و تزئین آن</a><a class="text" href="w:text:229.txt">فضائل مسجد نبوی</a></body></html>مسجد یکی از مهم‌ترین پایگاهها در ساختار جامعه اسلامی به شمار می‌رود؛ زیرا جامعة مسلمان همبستگی را با پایبندی به نظام اسلام و عقیده و آداب آن به دست می‌آورد و این امر از ساختار اصلی مسجد شکل می‌گیرد و از آن الهام می‌گیرد(1). 
چنانکه خداوند متعال می‌فرماید: 
(لاَ تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا لَّمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوَى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ أَحَقُّ أَن تَقُومَ فِيهِ فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَن يَتَطَهَّرُواْ وَاللّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرِينَ) (توبه، 108)
«(ای پیغمبر) هرگز در آن مسجد(ضرار) نایست و نماز مگزار. مسجدی(قبا) که از روز نخست بر پایة تقوا بنا گردیده است، سزاوار آن است که در آن بر پای ایستی و نماز بگزاری. در آن جا کسانی هستند که می‌خواهند خود را پاکیزه دارند و خداوند هم پاکیزگان را دوست می‌دارد.»
همچنین خداوند می‌فرماید: 
(فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْکَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ(36) رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِکْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّکَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ(37) لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَيَزِيدَهُم مِّن فَضْلِهِ وَاللَّهُ يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ(38)) (نور، 36 – 38)
«در خانه‌هایی که خداوند اجازه داده است برافراشته شوند و در آن نام خدا برده شود، در آن سحرگاهان و شامگاهان به تقدیس و تنزیه یزدان می‌پردازند. مردانی که بازرگانی 