زدیک بود سجده‌اش به اندازه قیامش طولانی شود؛ قیامی که در آن، سوره‌های «بقره»، «نساء» و «آل‌عمران» را با گنجانیدن دعا و استغفار خلال آیاتشان، تلاوت کرده بود، چنانکه در بحث قیام اللیل بیان گردید.
.2«سبحان‌ ربّی الأعلی و بحمده» (سه مرتبه)[2].
.3«سبوح قدوس ربّ الملائکة و الرّوح»[3] (سبوح یعنی پاک از هر نوع آلایش، قدوس یعنی مبارک و روح یعنی جبرئیل).
.4«سبحانک اللّهمّ ربّنا! و بحمدک، اللّهمّ! اغفرلی» این دعا را به کثریت در رکوع و سجده می‌خواند و در واقع با این کار، آیه سوره «نصر» را جامه عمل می‌پوشاند که می‌فرماید: «فسبّح بحمد ربّک و استغفره إنّه کان توّابا»[4].
.5«اللّهمّ! لک سجدت و بک آمنت، ولک أسلمت (و أنت ربّی)، سجد وجهی للّذی خلقه و صوّره (فأحسن صوره) و شقّ سمعه و بصره (ف)تبارک الله أحسن الخالقین»[5].
(بار الها! برای تو سجده کرده، به تو ایمان آورده و در مقابل تو تسلیم شده‌ام. تو پروردگار منی، چهره‌ام برای خدایی که آن را خلق نمود و زیبا ساخت و در آن چشم و گوش آفرید، به سجده افتاده است. با عظمت است بهترین سازنده و آفریدگار).
.6«اللّهمّ! اغفرلی ذنبی کلّه، و دقّه و جلّه، أوّله و آخره، و علانیته، و سرّه»[6] (بار الها! همه گناهان؛ اول و آخر، کوچک و بزرگ و ظاهر و باطن مرا بیامرز).
.7«سجدلک سوادی و خیالی، آمن بک فؤادی، أبوء بنعمتک علیّ، هذی یدی و ماجنیت علی نفسی»[7].
.8«سبحان ذی الجبروت و الملکوت و الکبریاء و العظمة»[8].
دعای فوق و دعاهای بعدی را در نماز شب، تلاوت می‌کرد.
.9«سبحانک «اللّهمّ!) و بحمدک، لاإله إلاّ أنت»[9].
.10«اللّهمّ! اغفرلی ما أسررت و ما أعلنت»[10].
.11«اللّهمّ! اجعل فی قلبی نوراً، (و فی لسانی نورا)، و اجعل فی سمعی نوراً، و اجعل فی بصری نوراً، و اجعل من تحتی نوراً، و اجعل من فوقی نوراً، و عین یمینی نوراً، و عن یساری نوراً، و اجعل أمامی نوراً، و اجعل خلفی نوراً، (و اجعل فی نفسی نوراً) و أعظم لی نوراً»[11].
(بار الها! در دلم و بر زبانم و در گوش‌هایم و در دیدگانم نور قرار بده و از پایین، بالا، سمت راست، سمت چپ، مقابل و پشت سرم نور عطا کن و در وجودم نور و روشنی قرار ده و نوری عظیم به من عطا فرما).
.12«(اللّهمّ!) (إنّی) أعوذ برضاک من سخطک، و (أعوذ) بمعافاتک من عقوبتک، و أعوذبک منک، لاأحصی ثناء علیک، أنت کما أثنیت علی نفسک»[12].
(بار الها! از نارضایتی تو به رضایت و از عقوبتت به عفوت و از تو، به تو پناه می‌برم. نمی‌توانم تو را ثنا گویم تو شایسته‌ای که خود از خویشتن ثنا گویی).

--------------------------------------
1.احمد، ابوداود، ابن ماجه، دارقطنی، طحاوی بزاز و طبرانی از هفت صحابی.
2.ابوداود، احمد، دارقطنی و طبرانی و بیهقی و این حدیث، صحیح است.
3.مسلم و ابوعوانه.
4.بخاری و مسلم.
5.مسلم، ابوعوانه، طحاوی و دارقطنی.
6.مسلم و ابوعوانه.
7.ابن نصر، بزاز و به تصحیح حاکم و مخالفت ذهبی.
8.ابوداود و نسائی با سند صحیح.
9.مسلم و ابوعوانه و نسائی و ابن نصر.
10.ابن ابی‌شیبه، (62/2/1)، نسائی و به تصحیح حاکم و موافقت ذهبی.
11.مسلم، ابوعوانه، ابن ابی‌شیبه در «المصنف»، (12/106/2).
12.مسلم، و ابوعوانه و ابن ابی‌شیبه در «المصنف»، (12/106/2).رسول‌الله‌ ص از خواندن قرآن، در رکوع و سجده نهی می‌کرد و به دعای بسیار در آنها دستور می‌داد خصوصاً در مورد سجده فرمود: «أقرب مایکون العبد من ربّه و هو ساجد؛ فأکثروا و الدّعاء (فیه)»[1].
(بنده هنگام سجده، از هر حالتی، به خدا نزدیکتر است. پس در سجده، به کثرت، دعا کنید).

--------------------------------------
1.مسلم، ابوعوانه و بیهقی. «الارواء»، (456).رسول‌الله ‌‌ص سجده‌اش را تقریباً به اندازه رکوع، طولانی می‌کرد، و گاهی موردی پیش می‌آمد که در طولانی نمودن آن مبالغه می‌نمود؛ چنانکه به نقل از بعضی صحابه آمده است که: یک مرتبه رسول‌الله‌ ص در حالی که یکی از نوه‌های، حسن یا، حسین را بر دوش حمل می‌کرد برای نماز ظهر یا عصر تشریف می‌آورد، رسول‌الله ‌ص در جایگاه قرار گرفت، کودک را سمت راست خود بر زمین گذاشت و به نماز ایستاد در میان سجده‌های نماز، یکی را خیلی بیشتر از دیگر سجده‌ها، طولانی کرد (راوی می‌گوید) سر برآوردم، دیدم که کودک، سوار بر پشت رسول خدا‌ ص می‌باشد. من به سجده برگشتم بعد از اینکه نماز به پایان رسید، مردم عرض کردند: ای رسول خدا‌ ص! شما یکی از سجده‌ها را بیش از حد معمول، طولانی نمودید، گمان کردیم اتفاقی برای شما افتاده یا اینکه دستور جدیدی از جانب خدا رسیده است؟ رسول‌الله‌ ص فرمود: هیچ یک از اینها نبود، بلکه فرزندم بر پشتم سوار شده بود، دلم نیامد که او را پایین بیاورم[1].
همچنین در روایتی آمده است که: رسول‌الله‌ ص در حال خواندن نماز بود، هنگامی که به سجده رفت حسن و حسین بر پشت ایشان پریدند، کسی خواست مانع شود، رسو‌ل‌الله‌ ص اشاره نمود که با آنها کار نداشته باش، پس از اتمام‌ نماز، آنها را در بغل گرفت و فرمود: هر کس مرا دوست دارد اینها را نیز دوست داشته باشد[2].

--------------------------------------
1.نسائی، ابن عساکر، (4/257/1) و به تصحیح حاکم و موافقت ذهبی.
2.ابن خزیمه، (887) با سند حسن از ابن مسعود. و بیهقی با سند مرسل. بیهقی برای آن چنین عنوانی آورده است: «باب دلیل بر این اشاره در نماز به گونه‌ای که دیگران هدف او را درک نمایند، مفسد نماز نخواهد بود».
بنده می‌گویم (آلبانی): اینست فقهی که اهل رأی از آن محروم مانده‌اند. در این مورد احادیث دیگری نیز در «صحیحین» وجود دارد.رسول‌الله‌ ص فرمود: من در روز قیامت، تک تک افراد امت خود را می‌شناسم، گفتند: ای رسول خدا ‌ص! در میان آن همه مخلوق، چگونه آنها را می‌شناسی؟! فرمود اگر شما وارد طویله‌ای شوید که پر از اسبان سیاه و خاکستری باشد و فقط یک اسب در میان آنها وجود داشته باشد که دست و پایش سفید باشد، آیا شما آن را تشخیص نخواهید داد؟ گفتند: بلی. رسول‌الله‌ ص فرمود: در آن روز، چهره‌های امت من در اثر سجده می‌درخشد و دست و پایشان به برکت وضو، سفید و درخشان خواهد بود[1].
همچنین فرمود است: زمانی که خداوند می‌خواهد شفقتی در حق بعضی از گناهکاران مسلمان که در دوزخ به سر می‌برند، بنماید، به فرشتگانش دستور می‌دهد، که آنها را از دوزخ بیرون بیاورید، فرشتگان از آثار سجده، آنها را تشخیص می‌دهند، زیرا آتش دوزخ همه جسم آدمی را نابود می‌کند جز آثار سجده را که سالم می‌ماند[2].

--------------------------------------
1.احمد با سند صحیح و قسمتی را ترمذی با تصحیح.
2.بخاری و مسلم. از این حدیث برمی‌آید که نمازگزاران معصیت‌کار، برای همیشه در آتش جهنم نمی‌مانند همچنین انسان موحدی که از روی کسالت نماز را گاهی ترک نموده است. «الصحیحة»، (2054).رسول‌الله‌ ص، بیشتر بر روی خاک، سجده می‌کرد و یارانش نیز در گرمای شدید با ایشان بر روی زمین خالی نماز می‌خواندند و اگر کسی نمی‌توانست پیشانی‌اش را بر زمین، استوار نگه دارد، لباسش را پهن می‌نمود و بر آن، سجده می‌کرد[1].
رسول‌الله‌ ص می‌فرمود: تمام زمین، برای من و امتم، 