نْ يَمْلِكُ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً إِنْ أَرَادَ أَنْ يُهْلِكَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَأُمَّهُ وَمَنْ فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً) 
((بگو پس كيست كه چيزي از اراده ي خدا را مالك بوده و مانع آن شود، اگر خدا بخواهد كه عيسي پسر مريم و مادرش و تمام اهل زمين را هلاك نمايد))؟! و خداي تعالي هر گاه از كسي حساب بگيرد او را عذاب خواهد كرد. چنانكه رسول خدا صلى الله عليه و سلم  فرموده: ((من نوقش الحساب عذّب.)) و نيز آن حضرت صلى الله عليه و سلم  فرموده: ((احدي از شما بعمل خود وارد بهشت نمي شود، گفتند حتي شما يا رسول الله؟ فرمود آري، مگر آنكه رحمت خدا مرا فرا گيرد)) و درست اين است كه اگر مقدر باشد كه خدا كسي را عذاب كند، جز اينكه سزاوار عذاب باشد او را عذاب نمي كند، زيرا كه او از ستم كردن منزه است.
اما گفتار تو كه اهل سنت انبياء را معصوم نمي دانند باطل است بايد گفت اهل سنت متفقند كه انبياء در امر تبليغ رسالت معصومند و همين مقصد رسالت است.
و گاهي مي شود از پيامبران گناهاني سرزند، ليكن خداوند ايشان را بر گناه شان تنبيه مي كند و هرگز بر خطا و فسق باقي نمي مانند يعني خداوند ايشان را بر اشتباه شان متوجه مي سازد.
و به تحقيق حضرت داود عليه السلام پس از توبه بهتر از قبل از توبه بود. البته بنده گناه مي كند ولي به واسطه توبه داخل بهشت مي گردد. اما رافضه روش نصاري را پيش گرفته اند، چه خداوند بندگان را به اطاعت رسولان و تصديق آنان از آنچه از آن خبر داده اند امر كرده، و از غلو و شرك در حق آنان نهي نموده است؛ ولي نصاري بر خلاف دستور خدا در حق حضرت مسيح غلو كرده اند و دين او را عوض كرده و عصيان نموده و به شرك آلوده شده و از دين او خارج شدند؛ همچنين رافضه علي رغم آيات قرآن عمل كرده و درباره ي انبياء و پيشوايان خود غلو نموده و آنها را ارباب گرفتند  (خداي تعالي صريحاً از گرفتن ارباب نهي نموده و در سوره ي آل  عمران آيه ي80 فرموده: (وَلا يَأْمُرَكُمْ أَنْ تَتَّخِذُوا الْمَلائِكَةَ وَالنَّبِيِّينَ أَرْبَاباً أَيَأْمُرُكُمْ بِالْكُفْرِ). در آيه 64 همين سوره فرموده: (وَلا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضاً أَرْبَاباً مِنْ دُونِ اللَّهِ)ودر سوره ي توبه آيه 31 فرموده: (اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَاباً مِنْ دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا إِلَهاً وَاحِداً لا إِلَهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ) در اين آيات حق تعالي هر كس را كه انبياء و اولياء و ملائكه راارباب بگيرد راز آنان چيزي بخواهد مشرك و كافر خوانده است. آيا اينكه علماي شيعه ائمه را باب الحوائج مي دانند و آنان را براي برآورده شدن حاجات خود واسطه قرار ميدهند موافق آيات فوق رفتار مي كنند؟!!.) و آيات قرآني را كه از توبه ي انبياء، و طلب آمرزش ايشان از خدا خبر داده است تكذيب نمودند.
مساجد ايشان خلوت، و نماز جمعه و جماعت در ميانشان تعطيل است. ولي قبور بزرگان خود را تعظيم مي كنند و مشاهدي بر قبرها بنا كرده و بر آنها معتكف شده و به سوي آنها مسافرت نموده و در آنجا اجتماع ميكنند حتي حج به سوي مشاهد را از حج خانه خدا بزرگتر و بالاتر ميدانند (در كتاب وسائل الشيعه و مفاتيح و ساير كتب حديث شيعه ثواب يك زيارتگاهي از هزار حج و گاهي از يك ميليون حج بهتر و گاهي هر قدمي را يك حج و عمره به حساب آورده اند كه شاعر ايشان گويد:
يك طواف مرقد سلطان علي موسي الراضا   هفت مزار و هفتصد و هفتاد حج اكبر است كسي نبوده از ايشان بپرسد اگر ثواب زيارت از يك ميليون و يا هزار حج بالاتر است پس چرا در قرآن حتي در نيم آيه از آيات آن به اين ثواب اشاره نشده، بلكه از رفتن به زيارت نهي شده است. و آيات زيادي خواندن غير خدا را شرك خوانده است ) و حال آنكه رسول خدا صلى الله عليه و سلم  فرموده:
(لعن الله اليهود والنصارى اتخذوا قبور انبيائهم مساجد.)
((خدا لعنت كند يهود و نصاري را كه قبرهاي پيامبرانشان را مساجد قرار دادند.))
و رسول خدا صلى الله عليه و سلم  مردم را بر حذر داشته از اين كار و فرموده:
((إِن من شرار الناس من تدركهم الساعة وهم أحياء يتخذون القبور مساجد.))
((همانا از بدترين مردم كساني اند كه قيامت آنها را دريابد در حالي كه آنان زنده اند و آنان قبرها را مسجد قرار ميدهند.)) (اينان يك قبر را از صد مسجد بالاتر و افضل مي دانند و در حديث ايشان ذكر شده كه: ((من زار قبر فاطمه بقم وجبت له الجنه)) يعني: كسي كه قبر فاطمه دختر موسي بن جعفر را در قم زيارت كند بهشت بر او واجب شود. با اين كه اگر كسي صدها مسجد را زيارت كند بهشت بر او واجب نشود، ولي اينان براي كسي كه قبر فاطمه دختر حضرت كاظم را زيارت كند بهشت را واجب مي دانند، و امثال اين حديث در كتب ايشان فراوان يافت مي شود: شما اگر قم و يا مشهد حضرت رضا برويد خواهيد ديد كه صبح تمام مساجد آنجاها بسته و يا خلوتست، ولي در اطراف قبر شلوغ و روي شانه هم مي روند با اين كه در كتب خودشان نيز طعن و لعن و مذمت زائرين قبور از رسول خدا صلى الله عليه و سلم  نقل و ذكر شده است مانند كتاب وسائل الشيعه و غير آن ولي اينان توجهي به اين احاديث ندارند. و اينان مشاهد را در حكم، مانند مساجد بلكه بالاتر مي دانند و مي گويند در حرمها و مشاهد و قبور امامان نبايد حيض و جنب وارد شود و حتي بعض از ايشان نوشته اند در رواقها نيز نبايد جنب و حيض وارد شود و بعضي از ايشان بول و غائط كردن در تربت و زمين كربلا را حرام دانسته اند و اهالي كربلا را در محظور قرار داده اند.)
و اين روايت را ابن حبان در كتاب صحيح خود نقل كرده. و رسول خدا صلى الله عليه و سلم  فرمود:
((اللهم لا تجعل قبري وثنا يعبد، إشتد غضب الله علي قوم اتخذوا قبور أنبيائهم مساجد.))
اين روايت را مالك در موطأ نقل نموده است. در حاليكه شيخ مفيد كه از علماي شيعه است كتابي نوشته بنام ((حج المشاهد)) و قبور مخلوق را مانند كعبه قرار داده كه حج كنند. (اينان كتب مناسك زيارت را كه بزرگان شان نوشته اند مانند قرآن دست به دست مي گردانند و مشاهد را از عرش الهي بالاتر دانسته و طواف قبري را از طواف عرش بالاتر مي دانند. و شعراي ايشان در تمجيد از زيارت قبر اشعار بسيار سروده و گزافها بسيار گفته اند، خود من در مجله برچم اسلام)) به تاريخ دهم محرم 1366 در بين سطور فارسي ديدم يكي از شعراي ايشان بنام عبدالكريم فقيهي شيرازي در زيارت قبر اشعاري گفته كه مطلع آن اشعار، دو شعر زير بود.
هي الطفوف، فطف سبعا بمعناها 		فمالمكةمعني مثل معناها 
ارض ولكنما السبع الشداد لها 	          دانت وطأطأ أعلاهالأدناها
كه در اين اشعار زيارت قبر حسين در كربلا را از زيارت خانه خدا در مكه بالاتر دانسته دانسته است.
سلاطين شيعه در جنگها مال مسلمين را غارت نموده و سيم و زرهاي غصبي را صرف تزيين مقبره ها و ضريح ها و گنبدها و گلدسته هاي قبور نموده اند.
اما اينكه حلي از قول اهل سنت ميگويد: ((پيامبر خدا صلى الله عليه و سلم  بر اقامت كسي تصري