ان و مربیان باید دو حالت ترغیب و ترهیب و نرمی و شدت را با هم دارا باشند. ولی آنچه در تعامل مقدم است ترغیب و نرمش است، چنانکه امام احمد می‌فرماید: مردم به مدارا و نرمی بدون شدت و سختگیری نیاز دارند مگر کسی که از مردم جدا شود و علناً مرتکب فسق و پستی گردد که بازداشتن وی از این کار واجب است. زیرا گفته می‌شود: فاسق حرمتی ندارد، لذا کسی که علناً مرتکب فسق می‌شود و بر آن مصرّ است حرمتی ندارد.

و شیوة انبیاء مذکور در قرآن استفاده از هر دو اهرم ترغیب و ترهیب بوده است: ﴿اِنَّآ أَرْسَلْنَا نُوحاً إِلَی قَوْمِهِ﴾ تا آنجا که می‌فرماید: ﴿وَيُؤَخِّرُکُمْ إِلَی أَجَلٍ مُسَمّیً﴾[1].

و در مورد محمّد –صلى الله عليه وسلم- در قرآن آمده که: ﴿فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالنُّورِ الَّذِي أَنزَلْنَا وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ * يَوْمَ يَجْمَعُكُمْ لِيَوْمِ الْجَمْعِ ذَلِكَ يَوْمُ التَّغَابُنِ وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ وَيَعْمَلْ صَالِحاً يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئَاتِهِ وَيُدْخِلْهُ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً ذَلِكَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ * وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ خَالِدِينَ فِيهَا وَبِئْسَ الْمَصِيرُ﴾[2].

ایمان بیاورید به خدا و پیغمبرش و نوری که (قرآن نام دارد و آن را) نازل کرده‌ایم. خداوند کاملا آگاه از هر آن چیزی است که انجام می‌‌دهید. * زمانی، خداوند شما را در روز گردهمائی جمع می‌کند. آن روز، روز زیانمندی است. کسانی که به خدا ایمان بیاورند و کارهای شایسته بکنند، خداوند بدیهای ایشان را می‌زداید و آنها را به باغهای بهشتی داخل می‌گرداند که از زیر آن رودبارها جاری است و در آنجا برای همیشه جاودانه می‌مانند، این پیروزی بزرگي است * و کسانی که کافر بشوند و آیات ما را تکذیب بکنند، آنان دوزخیانند جاودانه در آنجا می‌مانند و چه سرانجام و جایگاه بدی (که دارند!)

و در آیاتی به جزای نیک در دنیا و حسن عافیت در آخرت تشویق شده است: ﴿وَأُخْرَی تُحِبِّونَهَا نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ﴾[3].

و (گذشته از این نعمتها) نعمت دیگری دارید که پیروزی خدادادی و فتح نزدیکی است و به مؤمنان مژده بده.

و وعیده‌های خدا و هشدار از هتک حرمات و نیز هشدار از عذاب دردناک دنیوی و اخروی به منظور ترهیب است: ﴿وَكَذَلِكَ أَخْذُ رَبِّكَ إِذَا أَخَذَ الْقُرَى وَهِيَ ظَالِمَةٌ إِنَّ أَخْذَهُ أَلِيمٌ شَدِيدٌ﴾[4].

و عتاب پروردگار تو این چنین است، هرگاه که (بر اثر کفر و فساد، اهالی) شهرها و آبادیهائی را عقاب کند که ستمکار باشند. براستی عقاب خدا دردناک و سخت است.
--------------------------------------------------
[1]. سوره نوح : آیات 1-4 : که در این چهار آیه هم ترهیب است از عذاب الیم و هم ترغیب است به بخشودگی گناهان.

[2]. سوره تغابن: آیات 8-10.

[3]. سوره صفّ: آیه 13.

[4]. سوره هود : آیه 102.
سخن آخر
خواننده گرامی! شاید با ملاحظه این نشانه‌ها و امثال آن نیکی تحقق یابد و راههای [دعوتگری] پخته شوند و حکمت ثمره دهد: ﴿وَمَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الأَلْبَابِ﴾[1].

و به هر کسی که فرزانگی داده شود بیگمان خیر فراوانی بدو داده شده است و جز خردمندان متذکر نمی‌گردند.

انسانها نصیب وافری از اهلیت یافتن برای قبول پیام دعوتگران را دارند، و شنیدن کلام خدا و کلام رسول الله –صلى الله عليه وسلم- را دوست دارند و از پند و اندرزها استفاده می‌کنند، از خیر و نیکی نزدیک و مستعدّ انجام آن هستند پس دعوتگران باید این حقیقت را دریابند و مردم را به ارشادات شارع راهنمایی کنند، و نه تحمیل سرشت شارع بر آنان، و نه به سوی غوغای فراگیر، و از لغزشگاهها و پیچ و خم‌هایی که دشمنان دین از کفار و منافقان ایجاد کرده‌اند، پرهیز کنند.

خداوند همه را به راه هدایت توفیق داده و اعمال و مقاصد را اصلاح کند.

وصلی الله علی محمد وآله وصحبه وسلّم
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. سوره بقره: آیه 269.
بسم الله الرحمن الرحيم
مقدمه مترجم
الحمدلله وصلى الله وسلم على نبينا محمد وآله وصحبه ومن والاه، أما بعد: 

يكى از عوامل ضعف و ركود حركت دعوت و اصلاح، عدم آشنائى برخى از مربيان و دعوتگران و مبلغان از رهنمودها و نحوهء عمل پيامبر اسلام –صلى الله عليه وسلم- و شيوه‌هاى حكيمانه و ابرازى است كه ايشان در راه دعوت و اصلاح بكار می‌گرفتند، از اينجاست كه مربيان و دعوتگران بايد شيوه‌هاى اصلاحى آن حضرت –صلى الله عليه وسلم- و نحوهء برخورد ايشان با خطاكاران و منكرات را فراگيرند و در اين راستا نيز از آن حضرت –صلى الله عليه وسلم- اقتدا و تأسى نمايند، و إن شاء الله اين امر موفقيتهاي چشمگيري در راه دعوت و اصلاح بدنبال خواهد داشت. اين كتاب بيانگر اين مفهوم و حكمت در دعوت و اصلاح می‌باشد. اميدواريم با مطالعهء آن الگو، مفيد و مؤثر بوده ما را از دعاى خويش فراموش نكنند.

إسحاق بن عبدالله دبيرى

عربستان سعودى ـ رياض: 

جمعه: 26/4/1426هـ.ق. برابر با 13/3/1384هـ.ش
بسم الله الرحمن الرحيم
مقدمه
الحمدلله والصلاة والسلام على رسول الله وعلى آله وصحبه وبعد: 

انگیزه نگاشتن این کلمات در مورد حکمت و دعوت، توجه به آنهاست در عرصه فعالیت توسط مردان بزرگواری که به سوی خدا فرا می‌خوانند و همچنانکه سنّت الهی در گذشته و امروزه چنین بوده این بزرگواران نیز به همان چیزهایی برمی‌خورند که پیشگامانشان در گذشته و در عصر حاضر و در همه جا برخورد می‌کرده و می‌کنند.

فراخواندن به سوی خدا راهی است که رسولان پیموده و در آن راه با سختی‌ها، ممانعت‌ها، سرپیچی و استکبارهایی از ناحیه گروههای فراوان و طبقات بزرگ سرمدار و سرکش برخورد نموده‌اند: ﴿قُلْ هَـذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللّهِ عَلَى بَصِيرَةٍ أَنَاْ وَمَنِ اتَّبَعَنِي وَسُبْحَانَ اللّهِ وَمَا أَنَاَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ﴾[1].

بگو: راه و طريقهء من اين است که همگان را به سوی الله (خداوند واحد يكتا) دعوت كنم از روي آگاهي و بصيرت، خود و پيروانم همهء مردم جهان را به سوي اين طريقه می‌خوانيم خداوند پاك و منزّه است از هرگونه عيب و نقص و شبيه و شريك، و من از مشركان نيستم.

در ادامه کلام را منحصر در حکمت [در دعوت] کرده به بیان معنای آن و توضیح مدلول و مفهومش می‌پردازیم. به این دلیل که اگر حکمت به هنگام دعوت مراعات گردد، امیدواری و یقیین را تقویت کرده و مدعوین را به احساس مسئولیت و تکلیف می‌رساند و با ریشه دواندن این درک و شعور، تغییر سرشت داده و راهشان درست و رویکردشان اصلاح می‌گردد. بنابراین داعی باید بر مبنای چنین فهمی دعوتگری نماید.

در ادامه متعرض تعریف اصطلاحات «حکمت»، «موعظة حسنة» و «جدال بالتي هي أحسن» شده، و سپس عوامل تحقق مفهوم حکمت را بی