حمد بن حنبل گوید: « صاحب کلام هرگز رستگار نمی شود،  و نزدیک است کسی را نبینی که در کلام اظهارنظر کرده،  مگر اینکه در دلش،  خیانت و فساد وجود دارد » .
از حسن بن زیاد لؤلؤی نقل است،  که مردی راجع به زفربن هذیل از او پرسید: آیا او در کلام اظهارنظر نموده است ؟ در جواب گفت: سبحان الله ! چقدر تو احمقی . هیچ یک از اساتید و بزرگواران مان از جمله زفر و ابویوسف و ابوحنیفه و کسانی که با آنان هم نشینی کرده و از آنان علم کسب کرده ایم،  را ندیده ام که غیر از فقه و اقتداء به گذشتگان شان چیزی برایشان مهم باشد .
ابن عبدالبر می گوید: « اهل فقه و روایات در تمامی مناطق اتفاق نظر دارند براینکه اهل کلام،  اهل بدعت و انحراف اند و اینان از نظر همه در طبقات علماء به حساب نمی آیند » . وی افزود: « علماء تنها اهل اثر و فقه اند و با محکم کاری و تشخیص و فهم در آن،  بر همدیگر برتری دارند » .
از ابوذر روایت است که گوید: « سوگند به خدا،  ای کاش ما سنت ها را از اهل فقه و افراد موثق و مطمئن می گرفتیم و آن را همچون یاد گرفتن آیات قرآن،  یاد می گرفتیم . کسانی از اهل فقه و فضل را که به خدمت شان رسیده ایم،  پیوسته اهل جدل و تحقیق رأی را سرزنش می کردند و دیگران را از دیدار با آنان و همنشینی با آنان نهی می کردند و ما را به شدت از نزدیکی با ایشان برحذر می داشتند که آنان اهل گمراهی و تحریف کتاب خدا و سنت پیامبر((ص)) می باشند،  و رسول خدا((ص)) وفات نیافت تا اینکه پرس و جوی زیاد و تحقیق و تفحص و کنجکاوی زیاد را ناپسند دانست و از آن نهی کرد و در چندین جا مسلمانان را از آن برحذر داشت . تا جایی که ناپسندی آن را چنین اظهار داشت : 
« ذرونی ما ترکتکم ؛ فإنّما هلک الذین من قبلکم بسؤالهم و اختلافهم علی أنبیائهم، فإذا نهیتکم عن شیء؛ فاجتنبوه؛ و إذا أمرتکم بأمر، فخذوا منه ما استطعتم» 
« آنچه را که برای شما به جا گذاشتم،  [ برایتان بس است و دیگر ] مرا رها کنید [ و چیزی از من نپرسید ] ؛ چون امت های پیش از شما به خاطر پرس و جوی زیادشان و اختلاف شان با پیامبران شان هلاک شدند . هرگاه شما را از چیزی نهی کردم،  از آن اجتناب کنید و هرگاه شما را به کاری امر کردم،  در حد توان آن ا انجام دهید » .
از عمر بن خطاب (رض) نقل است که گوید: از رأی و اظهارنظر در دین تان پرهیز کنید . سحنون گوید: منظورش بدعت ها است .
ابن وهب از عمر نقل کرده که گوید: اصحاب رأی دشمنان سنت اند . آنچه را که می بایست حفظ کنند،  از دست شان رفت و دوست داشتند که موقعی که از آنان سؤال شود،  بگویند: نمی دانیم . پس با رأی خودشان با سنت ها مقابله و معارضه نمودند . زنهار از آنان دور باشید .
ابوبکر بن ابی داود می گوید: « اهل رأی،  اهل بدهت ها هستند » . وی در قصیده اش درباره ی سنت می گوید: 
ودع عنک آراء الرجال و قولَهم                 فقولُ رسول الله أزکی و أشرحُ
  « آراء و گفته ی اشخاص را رها کن،  چون تنها گفته ی رسول خدا((ص)) پاک تر و واضح تر است ». 
از حسن نقل است که گوید: « امت های پیش از شما تنها از آن جهت که به راههای فرعی و بیراهه رفتند و از راه مستقیم،  منحرف شدند و آثار را ترک کردند،  هلاک شدند . آنان در دین،  به رأی خودشان اظهارنظر کردند،  در نتیجه هم خود گمراه شدند و هم دیگران را گمراه کردند » .
 از مسروق نقل شده که گوید: « هرکس با رأی خود از فرمان خدا روی گرداند،  گمراه می شود » .
از هشام بن عروه نقل است که می گفت: « به سنت ها بچسبید ؛ چون سنت ها ستون و برپا دارنده ی دین اند » .
از هشام بن عروه از پدرش روایت شده که گوید: « بنی اسرائیل پیوسته،  امورشان میانه و خوب بود تا اینکه در میان شان افرادی پیدا شدند که فرزندان اسیران دیگر امت ها بودند . پس آنان به رأی خودشان عمل کردند،  در نتیجه هم خود گمراه شدند و هم دیگران را گمراه کردند».
این آثار و امثال آنها به نکوهش ترجیح دادن رأی بر احادیث پیامبر((ص)) اشاره دارد .
 جماعتی از علماء معتقدند که منظور از رأی نکوهیده در این روایات، بدعت های تازه ایجاد شده در زمینه ی مسائل اعتقادی از جمله رأی جهم و دیگر متکلمین می باشد؛ چون آنان افرادی بودند که قیاس و آرای خود را در ردّ احادیث به کار می گرفتند و می گفتند: جایز نیست که خداوند در آخرت دیده شود،  چون خدا خودش می فرماید:(لاَّ تُدْرِکُهُ الأَبْصَارُ وَهُوَ يُدْرِکُ الأَبْصَارَ وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ) الأنعام: ١٠٣‏ چشمها (كُنْهِ ذات) او را درنمي‌يابند،  و او چشمها را درمي‌يابد (و به همه دقائق و رموز آنها آشنا است) و او دقيق (است و با علم كامل و اراده شامل خود به همه ريزه‌كاريها آشنا،  و از همه چيزها) آگاه است . ‏
پس ایشان این فرموده ی پیامبر((ص)) را ردّ کردند که می فرماید: « إنکم ترون ربکم یوم القیامة » : « شما در روز قیامت،  پروردگارتان را می بینید » . و آیات(وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ(22) إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ(23)) القيامة: ٢٢ - ٢٣ ‏ (در آن روز چهره‌هائي شاداب و شادانند . ‏‏ به پروردگار خود مي‌نگرند .)
را تأویل کردند . آنان گفتند: جایز نیست که از شخص مرده در قبرش سؤال شود،  چون خداوند می‎فرماید: (أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ)غافر: ١١
‏ كافران مي‌گويند: پروردگارا ! ما را دوبار ميرانده‌اي و دوبار زنده كرده‌اي،  و ما (در اين مرگها و حياتها به قدرت تو پي برده‌ايم و همه چيز را فهميده‌ايم.
 پس احادیث متواتر در خصوص عذاب و شکنجه ی قبر را ردّ کردند،  و نیز احادیث متواتر درباره ی شفاعت را ردّ کردند و گفتند: « هرکس داخل جهنم شود،  هرگز از آن بیرون نمی آید . آنان گفتند: ما حوض و ترازویی را سراغ نداریم و نمی دانیم اینها چه هستند . در تمام این موارد،  با رأی و قیاس خود،  سنت ها را ردّ کردند . و سخنانی از این قبیل از جمله سخن گفتن درباره ی صفات پروردگار،  که ذکر آنها به طول می انجامد . آنان گفتند: علم در حال پیدایش معلوم، به وجود می آید ؛ چون علم تنها متوجه معلوم می شود. این عقیده به خاطر فرار از قدیم بودن عالم به گمان خودشان بود .
جماعتی می گویند: منظور از رأی نکوهیده،  رأی بدعت گذار می باشد . این قول،  عام تر از قول اول می باشد، چون قول اول تنها مربوط به مسایل اعتقادی بود ولی این قول عام است و مسائل عملی و غیر آن را نیز در برمی گیرد . 
عده ی دیگری می گویند  -ابن عبدالبر گوید: اینان جمهور علماء هستند -: منظور از رأی نکوهیده،  قائل شدن به استحسان و گمان ها در شریعت و مشغول شدن به حفظ مسائل سخت،  و ارجاع دادن مسایل فرعی به یکدیگر و عدم ارجاع آن به اصول می باشد . اینان گفتند: مشغول شدن به اینها موجب تعطیل سنت ها و منجر به جهل سنت ها می شود.
این رأی از آرای قبلی خارج نیست و فرق میان این رأی و آرای قبلی در این است که در این قول اخیر،  قایل شدن به استحسان و پیروی از گمان ها و مشغول شدن به حفظ مسایل سخت،  بدین خاطر مورد نهی قرار گرفته که وسیله ای برای رأی نکوهیده است ؛ چون اگر کسی به دنبال سنت ها نرود،  نسبت به آنها جهل دارد،  در نتیجه 