به جای نیاوردند، ناپسند شده است. پس کسی که در شرط رهبانیت خلل ایجاد نکند یا قبل از بعثت پیامبر((ص)) به آن عمل کند، مستحق پاداش است آن گونه که این آیه بر آن دلالت دارد:(فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ)الحديد: ٢٧ یعنی هر کس به رهبانیت در وقت آن عمل کند و سپس به پیامبر((ص)) پس از بعثت اش ایمان بیاورد، پاداش و اجرش را به او خواهیم داد.
ما بدین خاطر می گوییم که رهبانیت از این جهت بدعت اضافی است، چون اگر بدعت حقیقی بود، به وسیله‏ی آن با شریعت و برنامه ای که پایبندش بودند، مخالفت می کردند؛ زیرا این کار حقیقت بدعت است و اجر و پاداشی در پی ندارد بلکه اینان بر اثر این کار مستحق عقوبت و مجازات می باشند، چون از اوامر و نواهی خدا سرپیچی کرده اند. پس این توضیح نشان می دهد که مسیحیان کاری را کردند که انجام اش برایشان جایز بود و در این صورت انجام بدعت شان برایشان جایز می باشد. بنابراین بدعت شان، بدعت حقیقی نیست. ولی باید دقت کرد که واژه ی بدعت بر چه معنایی اطلاق می شود. به امید خدا بعداً این مطلب خواهد آمد.
 به هر حال، رهبانیت، مربوط به این امت نیست و حکمی از آن شامل حال امت اسلام نمی گردد، چون این عمل در شریعت ما نسخ شده است. بنابراین در اسلام هیچ رهبانیتی نیست. پیامبر((ص)) هم می فرماید:« من رغب عن سنّتی فلیس منّی»(2) :« هر کس از سنت من روی گرداند، از من نیست».
البته ابن عربی راجع به آیه ی فوق چهار قول را نقل کرده است:
اوّل- قولی که ذکر شد.
دوّم- رهبانیت به معنای دوری از زنان است، که این کار در شریعت ما نسخ شده است.
سوّم- رهبانیت به معنای چسبیدن به صومعه ها به منظور گوشه گیری از مردم می باشد.
چهارم- رهبانیت به معنای گوشه نشینی است.
سپس ابن عربی می گوید:« این کار در دین ما هنگام فساد و تباهی زمانه، مندوب است».
ظاهراً این عمل اقتضای بدعت را دارد، چون کسانی که پیش از اسلام رهبانیت را اختیار کردند، به خاطر حفظ دین شان این کار را کردند و از مردم دوری گزیدند سپس این کارشان بدعت نامیده شد، در حالی که زمانی یک عمل مندوب است که بدعتی در آن نباشد، پس چگونه این دو چیز با هم جمع می شوند؟ این مسأله، نکته‏ی دقیقی دارد که به امید خدا بیان می شود. 
بعضی گفته اند: عبارت:(وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا)الحديد: ٢٧ به این معنا ست: آنان حق را رها کردند و گوشت خوک را خوردند و شراب نوشیدند و غسل جنابت را به جای نیاوردند و عمل ختنه‏ را رها کردند.(فَمَا رَعَوْهَا)الحديد: ٢٧ یعنی رعایت طاعت و آیین مسیحیت را نکردند، (حَقَّ رِعَايَتِهَا)الحديد: ٢٧ پس «هاء» به چیزی بر می گردد که ذکر نشده است و آن هم آیین مسیحیت است. معنای این رأی از این آیه فهم می شود:(وَجَعَلْنَا فِي قُلُوبِ الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَرَحْمَةً) چون از آن فهم می شود که دین و آیینی وجود دارد که مورد تبعیت قرار گرفته است. همان طور که آیه‏ ی:(إِذْ عُرِضَ عَلَيْهِ بِالْعَشِيِّ الصَّافِنَاتُ الْجِيَادُ)ص: ٣١«‏ (خاطر نشان ساز) زماني را كه شامگاهان اسبهاي نژاده تندرو و زيباي تيزرو، بدو نموده و عرضه شد. ‏» بر معنای خورشید دلالت دارد تا اینکه ضمیر در آیه‏ ی:(حَتَّى تَوَارَتْ بِالْحِجَابِ)ص:٣٢ «تا از ديدگانش در پرده (گرد و غبار) پنهان شدند. » به آن برگردد. معنای آیه‏ی مذکور براساس این رأی، چنین است: رهبایت را بر آنان به آن صورتی که انجام دادند، مقرر نکردیم، و ما فقط آنان را به حق و پیروی از حقیقت امر کردیم. بنابراین، بدعت در این رهبانیت، حقیقی است نه اضافی.
به هر حال، این تفسیر همان رأی اکثر دانشمندان اسلامی است و به نسبت این امت، جای بحث نیست، چون به امت اسلام ربطی ندارد.
-------------------------------------------------------------------
1) طبرانی در« المعجم الکبیر»،10/220و « المعجم الصغیر»، 1/372 آن را روایت کرده و هیثمی در «المعجم»، 7/515 گوید: « طبرانی با دو اسناد آن را روایت کرده و راویان یکی از این دو اسناد راویان صحیح اند بجز بکیر بن معروف که احمد و دیگران او را ثقه دانسته اند اما کمی ضعف در او وجود دارد.
2) تخریج آن از پیش گذشت.سعید بن منصور و اسماعیل قاضی از ابوامامه باهلی رضی الله عنه روایت کرده اند که گوید:« شما شب زنده داری و نماز تراویح در ماه رمضان را ایجاد کردید و بر شما فرض نگردید. فقط روزه‏ی رمضان بر شما فرض گردید. پس به قیام اللیل در ماه رمضان ادامه دهید، چون این کار را کرده اید، پس آن را رها نکنید؛ چون افرادی از بنی اسرائیل بدعتی را ایجاد کردند که خداوند بر آنان فرض نکرده بود. آنان به خاطر طلب رضای خدا این بدعت را به وجود آوردند اما متأسفانه آن را چنان که در خور رعایت بود، رعایت آن نکردند، از این رو خداوند به خاطر ترک کردن آن، ایشان را سرزنش کرد و فرمود:(وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا کَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاء رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَکَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ)الحديد: ٢٧.
در روایت سعید آمده است:« چون افرادی از بنی اسرائیل بدعتی را به خاطر طلب رضای خدا ایجاد کردند اما متأسفانه آن را چنان که در خور رعایت بود، رعایت آن نکردند، از این رو خداوند به خاطر ترک آن، ایشان را سرزنش کرد. آنگاه این آیه را تلاوت کرد:(وَرَهْبَانِيَّةً ابْتَدَعُوهَا مَا کَتَبْنَاهَا عَلَيْهِمْ إِلَّا ابْتِغَاء رِضْوَانِ اللَّهِ فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا فَآتَيْنَا الَّذِينَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَکَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ)الحديد: ٢٧(1)  این گفته بنا به رأی برخی از مفسران راجع به آیه‏ ی(فَمَا رَعَوْهَا حَقَّ رِعَايَتِهَا)الحديد: ٢٧ نزدیک است. منظور آیه این است که آنان در این رهبانیت کوتاهی کردند و بدان ادامه ندادند.
برخی از ناقلان تفسیر می گویند:« براساس این تفسیر، هر کس سنت و نفلی را شروع می کند، لازم است آن را به پایان برد و حتماً باید آن را چنان که در خور رعایت است، رعایتش بکند».
ابن عربی گوید:« جماعتی از راه درست منحرف شدند و گمان کردند که آن عمل، رهبانیتی بود که بعد از آنکه خود را بدان پایبند کردند، بر آنان فرض گردید».
وی می افزاید:« این پندار از مضمون کلام بر نمی آید و اسلوب و معنای کلام نیز آن را نمی رساند و هیچ چیز بر کسی فرض نمی شود مگر به وسیله‏ی شریعت و دین خدا یا به وسیله‏ی نذر».
ابن عربی افزود:« در این مورد میان اهل ملت ها و آیین های مختلف دینی، اختلافی وجود ندارد».
اگر بخواهیم مطابق این گفته عمل کنیم، این کار نیاز به دقت و تأمل دارد، چون اکثر عالمان اسلامی قائل به قول اول هستند؛ چون در آیین اسلام بدعتی وجود ندارد و در هیچ حالی و تحت هیچ شرایطی قائل شدن به جواز بدعت گذاری ممکن نیست، چون به طور قطع دلیل وجود دارد مبنی بر اینکه هر بدعتی گمراهی است.- همان طور که گفته شد- پس اصل آن است که از دلیل پیروی شود و به خلاف دلیل عمل