نگها 210 تن و روي هم رفته 1335 تن کشته شدند[7].
آيا نهضت عظيم اسلام که بزرگترين انقلاب ديني را در جهان پديد آورد و والاترين فرهنگ‌ توحيدي را به دنيا عرضه داشت و تمدّن پرشکوه و بزرگي را در گيتي بنيان نهاد، با اين تعداد تلفات، ارزش بيشتر خود را نشان نمي‌دهد؟ آيا چنين ديني را مي‌توان آئين شمشير و خونريزي نام نهاد؟ آيا اسلام در مقايسه با ديگر انقلابهاي جهان، کم‌آسيب‌ترين نهضتهاي انقلابي به شمار نمي‌رود؟
سيره‌نويس تازه، در پايان اين فصل به چند آيه از سورة «حُجُرات» پرداخته تا به گمان خود، نشان دهد که پيامبر اسلام در دوران مدينه، سياستمدارانه! از مردم خواسته تا در برابر او آداب و تشريفات ويژه‌اي را رعايت کنند! و در اين باره مي‌نويسد: 
[مردمِ ساده‌لوح که به آزادي خوگرفته و اهل تشريفات نبودند، در آغاز کار با رهبر خود بدون تکلّف رفتار کرده و جز اطاعت از اوامر و نواهي قرآن تکليفي براي خود فرض نمي‌کردند و از اين رو محمّد را يکي چون خود مي‌دانستند. ولي اين راه و رسم بدوي قابل دوام نبود. پيروان بايستي قدري خود را جمع کرده و احترامي را که در خور امير و رئيس است منظور دارند(!!) آيه‌هاي 1-2-3-4-5 سورة حجرات که به منزلة اصول تشريفاتي(!!) است نازل شده تا حدود رفتار آنها را معين کند]! (صفحة 180)
بايد دانست که سورة حجرات همانگونه که ابن هشام و ديگران آورده‌اند به مناسبت ورود «بَني‌تَميم» به مدينه نازل شده است. آنها که غالباً مردمي بي‌ادب و کوته ‌فکر بودند، در پشت خانة پيامبر گرد آمده و فرياد مي‌زدند: 
«أَخرُج إِلَينا يا مُحَمَّدُ... جِئناکَ نُفاخِرُکَ»!. (سيرة ابن هشام، ج 2، ص 561 و 562) 
يعني: «اي محمّد بيرون بيا! ما به نزدت آمده‌ايم تا با تو مفاخرت کنيم»!.
در چنين شرائطي که گروهي نادان و خودستاي، مدينه را با سر و صداي خويش پر کرده بودند، سورة حجرات از عالي ترين مسائل اخلاقي سخن مي‌گويد که: 
)يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ قَومٌ مِنْ قَوْمٍ …( (حجرات: 11)
)وَلا تَلْمِزُوا أَنفُسَكُمْ وَلا تَنَابَزُوا بِالأَلْقَابِ...( (حجرات: 11)
)اجْتَنِبُوا كَثِيرًا مِنْ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ … ( (حجرات: 12)
)وَلا تَجَسَّسُوا وَلا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا...(   (حجرات: 12)
)إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ...( (حجرات: 10)
)إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ...( (حجرات: 13)
يعني: 
«الا اي مؤمنان! هيچ گروهي از شما گروه ديگر را ريشخند نکند...».
«و بر يکديگر طعن مزنيد وبا القاب ناپسند همديگر را ياد مکنيد...».
«از بسياري گمانها دوري کنيد که برخي از گمانها، جرم وگناه است...».
«در کار يکديگر جاسوسي نکنيد و در غياب همديگر بدگويي ننماييد...».
«همانا مؤمنان برادر يکديگرند پس ميان دو برادر خود، صلح و آشتي دهيد...».
«همانا گرامي‌ترين شما نزد خدا کسي است که پرهيزکارتر باشد...».
چنانکه ملاحظه مي‌شود جَوِّ اين سورة کريمه، جوّي اخلاقي است تا آنجا که سيره‌نويس تازه نيز ناچار! بدين امر اذعان نموده و مي‌گويد:
[در سوره حجرات آيه‌هاي ديگر هست که آداب زندگي را ياد مي‌دهد... ده‌ها آيه قرآن، درس آداب سکون و حسن رفتار و اخلاق است...]. (صفحة 186)
در چنين فضاي عطرآگيني، قرآن مجيد علاوه بر پيام عمومي به بشر، بَدَويان عرب را ادب و اخلاق مي‌آموزد و در آغاز سوره مي‌فرمايد: 
)يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيْ اللَّهِ وَرَسُولِهِ...( (حجرات: 1)
)لا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَلا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ...( (حجرات: 2)
)إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى....( (حجرات: 3)
)إِنَّ الَّذِينَ يُنَادُونَكَ مِنْ وَرَاءِ الْحُجُرَاتِ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ ( (حجرات: 4)
)وَلَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ ( (حجرات: 5)
يعني:
«اَلا اي مؤمنان! درانجام کارها از فرمان خدا و فرستاده‌اش پيشي نگيريد...».
«به هنگام سخن‌گفتن، صداهاي خود را از آواي پيامبر بالاتر نبريد و بر سر او فرياد نکشيد...»!.
«کسانيکه صداهاي خويش را نزد فرستادة خدا ملايم مي‌کنند، خدا دلهاي ايشان را به تقوي آزموده است...».
«آنانکه از پشت حجره‌ها تو را ندا مي‌کنند بيشترشان خرد را به کار نمي‌گيرند»!.
«و اگر صبر مي‌کردند تا به سوي آنان بيرون روي براي ايشان بهتر بود و خداوند آمرزنده و مهربانست».
اينست مجموعة آياتي که به نظر سيره‌نگار از «تشريفات شاهانه!» سخن مي‌گويد و پيروان اسلام را به اجراي مراسم ويژه‌اي در برابر پيامبر اسلام فرا مي‌خواند!
شگفتا کسي که سالها در برابر فلان پادشاه ستمگر کمر خم مي‌نموده! از اينکه قرآن مجيد به مسلمانان سفارش کرده است تا بر سر پيامبر خود فرياد نزنند و با وي به آرامي سخن گويند، ايراد مي‌گيرد و اينکار را از «اصول تشريفات در دوران قدرت» مي‌شمرد!
آري پيامبران خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- مردم را به تواضع دعوت مي‌کردند امّا اين دعوت، با آئين سياست ‌بازان! تفاوت جوهري دارد. سياستمداران ، مردم را به فروتني مي‌خوانند تا تمايلات جاه‌طلبانة خويش را اِرضاء خود کنند. ولي انبياء -عليه السلام- مي‌خواستند تا مردم با رعايت تواضع، خود بزيور اخلاقِ پسنديده آراسته شوند و از تکبّر و خودپسندي مصون مانند. پس، شيفتگان سياست! در انديشة منافع نفساني خويش‌اند و پيامبران راستين، براي اصلاح و تهذيب ديگران مي‌کوشيدند.
دستوراتيکه در سورة حجرات آمده – چنانکه گفتيم – در سياق آداب تربيتي و اخلاقي جاي دارد و قرآن کريم به طور کلي با چنين نظري آنها را بيان مي‌کند. روشن‌ترين دليل بر اين موضوع آن است که سفارش به ادب در کلام، و ملايم سخن گفتن، در دوران مکّه نيز آمده و در خلال اندرزهاي قرآني ديده مي‌شود چنانکه در سورة لقمان مي‌خوانيم: 
)وَلا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ وَلا تَمْشِ فِي الأَرْضِ مَرَحًا إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ * وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ وَاغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ( (لقمان: 18-19)
«روي خود از مردم متاب (انها را تحقير مکن) و در زمين به تکبّر گام مزن که خداوند متکبّران و خودستايان را دوست نمي‌دارد
و در رفتارت معتدل باش و صداي خود را ملايم کن که نامطبوعترين صداها، صداي خران است»!.
بنابراين، از تفاخر دورشدن و به ملايمت سخن‌گفتن – هم در مکّه و هم در مدينه – مورد عنايت قرآن مجيد قرار داشته و از اصول تشريفات! شمرده نشده است بلکه در زمرة آداب اخلاقي و فضائل انساني به شمار آمده است. ولي سناتور ناآگاه و مغرور! که نه از درک نکات قرآني بهره‌اي دارد و نه آياتِ همگونِ قرآن کريم را مي‌شناسد ت