ه غنائم جنگي، کمک مالي به مسلمين مي‌کرد ولي جنگ، امري عارضي و دفاعي بود که پيامبر گرامي -صلى الله عليه وآله وسلم- از ورود در آن ناگزير شد امّا تدبير اصلي پيامبر در تنظيم معاش مسلمين از افق‌هاي ديگر سر مي‌زد که با پژوهش در آثار نبوي مي‌توان آنها را شناخت.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]- آنچه نويسنده را به اعتراف مزبور واداشته، گواهي روشن تاريخ است. بعنوان نمونه به: سيره ابن هشام، چاپ مصر،القسم الأوّل، صفحه 501 و عيون الأثر، جاپ لبنان، الجزء الأوّل، صفحه 197 نگاه کنيد.چند کلمه از اقتصاد اسلامي

بطور کلي نظام معيشت بر مبناي دو اصل استوار است، يکي «توليد کافي» و ديگري «توزيع عادلانه». پيامبر ارجمند اسلام -صلى الله عليه وآله وسلم- بگواهي آيات قرآني و آثار نبوي در مدينه به اين هر دو اصل توجّه شايسته‌اي مبذول داشت.

در آن روزگار باتوجّه به امکانات محدود زمان، چيزي که مي‌توانست بطور طبيعي بر ثروت عمومي بيافزايد، توسعة کشاورزي و دامداري بود و سپس مبادلة کالا و بازرگاني. و نيز آنچه که مي‌توانست در تقسيم عادلانة ثروت مؤثّر افتد. مبارزة با گنجينه ساختن اموال و مفت‌خواري – بشکلهاي گوناگون آن – بود و همچنين کوشش در انتقال اموال مالياتي از ثروتمندان به طبقات محروم.

پيامبر اسلام -صلى الله عليه وآله وسلم- براي هر بخش از آنچه گفته شد، دستورات لازم را صادر فرمود و از اقدامات جدّي در اجراي امور نيز فروگذار نکرد و وظيفة خود را که از راه وحي مقدّس و الهامات روحاني به وي مي‌رسيد دقيقاً اداء نمود و با اينکه بدون تجربة پيشين، جامعه‌اي را اداره مي‌کرد چنان نظامي پديد آورد و اهرمي از قدرت ساخت که در رويارويي با ابرقدرتهاي زمان – يعني روم و ايران و مصر – همه را درهم شکست.

در اينجا مناسب است به گوشه‌هايي از سفارش قرآن مجيد و رسول اکرم -صلى الله عليه وآله وسلم- دربارة اصول مزبور نظر افکنيم: 

قرآن شريف در سورة مدني بقره از کسانيکه در نابودي «کِشت» مي‌کوشند بعنوان افراد «تبهکار» ياد مي‌کند و مي‌فرمايد: 

)وَإِذَا تَوَلَّى سَعَى فِي الأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ...( (بقره: 205)

«چون بازمي‌گردد مي‌کوشد تا در زمين به تبه‌کاري پردازد و کشت را نابود کند...».

و پيامبر اکرم -صلى الله عليه وآله وسلم- فرمود:

«ما مِن مُسلِمٍ يغرِسُ غَرساً أَو يزرَعُ زَرعاً فَيأکُلُ مِنهُ طَيرٌ أَو اِنسانٌ أَو بَهيمةٌ إِلا کانَ لَهُ بِهِ صَدَقَةٌ». (صحيح بخاري، ج 3، ص 135 و صحيح مسلم، ج 5، ص 28)

يعني: «هيچ مسلماني درختي ننشاند يا کِشْتي نکارد – تا پرنده‌اي يا انساني يا چرنده‌اي از آن بخورد – مگر آنکه در برابر اينکار به پاداش انفاق در راه خدا نائل مي‌گردد».

در آثار نبوي آمده که رسول خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- چون به مدينه وارد شد فرمود: 

«اِنَّکُم بِأَقَّلِّ الأَرضِ مَطَراً فَاحرُثُوا فَإِنَّ الحَرثَ مُبارَکٌ...». (کنزالعمّال، ج 4، ص 129)

يعني: «در سرزمين شما کمتر باران مي‌بارد، با وجود اين، کشت کنيدکه کاري پربرکت است...».

باز فرمود:

«مَن کانَت لَهُ أَرضٌ فَليزرَعها أَو لِيمنَحَها أَخاهُ...». (صحيح بخاري، ج 3، ص 141)

يعني: «کسي که زميني دارد بايد در آن کشاورزي کند يا آنرا به برادر ديني خود ببخشد (تا او به زراعت پردازد)...».

در همين رابطه، پيامبر فرمود: 

«مَن أَحيا أَرضاً مَيتَةً فَهِي لَهُ». (الموطّأ، ج 2 و صحيح بخاري، ج 3، ص 140)

يعني: «هرکس زمين مُرده اي را زنده کند، زمين مزبور از آنِ وي خواهد شد».

همچنين قرآن کريم کسب و تجارت را در سوره‌هاي مدني سفارش نموده مي‌فرمايد: 

)لا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ إِلا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ مِنْكُمْ( (نساء: 29).

«اموال خويش را در ميان خودتان به باطل مخوريد مگر اينکه تجارتي با رضايت طرفين باشد».

و نيز مي‌فرمايد: 

)فَانتَشِرُوا فِي الأَرْضِ وَابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ ( (جمعه: 10).

«در زمين پراکنده شويد و از فضل خدا (روزي حلال) بجوييد...».

و نيز پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- مردم را به کارهاي دستي تشويق مي‌نمود چنانکه فرمود: 

«ما أَکَلَ أَحَدٌ طَعاماً قَطُّ خَيراًً مِن أَن يأکُلَ مِن عَمَلِ يدِهِ». (صحيح بخاري، ج 3، ص 74)

يعني: «هيچکس غذايي بهتر از آن نخورده که از کارِ دست خويش خورد».

و نيز فرمود: 

«خَيرُ الکَسبِ، کَسبُ يدِ العامِلِ إِذا نَصَحَ». (الجامع الصّغير، ج 1، ص 396)

يعني: «بهترين کسب، دستاورد کارگر است هنگامي که خيرخواه باشد».

همچنين رسول خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- دربارة دامداري فرمود: 

«لَمّا خَلَقَ اللهُ المَعيشَةَ جَعَلَ البَرَکَةَ فِي الحَرثِ وَالغَنَم». (کمنزالعمّال، ج 4، ص 32)

يعني: «هنگامي که خداوند وسائل معيشت را آفريد، برکت را در کشت و گوسفند نهاد».

و باز فرمود: 

«اِتَّخِذُوا الغَنَمَ فَاِنَّ فيها بَرَکَةٌ». (کنزالعمّال، ج 14، ص 183)

يعني: «گوسفنداري کنيد که برکت در آن نهاده شده است»

در برابر اين سفارشها، رسول اکرم -صلى الله عليه وآله وسلم- از تقسيم ثروت به شکلهاي ناعادلانه بشدّت منع نمود چنانکه فرمود: 

«لَيسَ مِنّا مَن غَشَّ». (صحيح مسلم و ابوداود)

يعني: «کسي که در معامله فريبکاري کند از ما مسلمانان نيست».

و ني ز: «مَنِ احتَکَرَ فَهُوَ خاطِئ». (صحيح مسلم و ترمذي)

يعني: «کسي که احتکار کند گناهکار است».

و همچنين در آثار نبوي -صلى الله عليه وآله وسلم- آمده: 

نَهَي النَّبِي صلى الله عليه وسلم عَنِ النَّجشِ. (صحيح بخاري و مسلم)

يعني: «پيامبر خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- از آنکه بر بهاي کالا بيافزايند تا مردم فريب بخورند، جلوگيري کرد».

باز آمده است: 

«نَهَي النَّبِي صلى الله عليه وسلم عَن بَيعِ المُضطَرّ». (صحيح ابوداود)

يعني: «پيامبر خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- از خريدن کالاي کسي که ناچار شده جنس خود را بفروشد (به بهاي اندک) نهي کرد».

و نيز آمده است: 

نَهَي النَّبِي صلى الله عليه وسلم عَن بَيعِ الغَرَر». (صحيح مسلم و ابن ماجه)

يعني: «پيامبر خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- از خريد و فروشي که (بعلّت نامعلوم بودن کالا) ماية فريب مي‌شود جلوگيري نمود».

از سوي ديگر قرآن مجيد، راکد گذاشتن مال و گنجينه‌ساختن آنرا حرام شمرده و مي‌فرمايد: 

)وَالَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّةَ وَلا يُنفِقُونَهَا فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ ( (توبه: 34)

«کساني که زر و سيم را گنجينه مي‌سازند و آنرا در راه خدا انفاق نمي‌کنند، ايشان را به عذابي دردناک نويد ده!...».

قرآن براي فقراء و محرومان در اموال اغنياء سهمي مقرّر داشته و مي‌فرمايد: 

)وَفِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ ( (ذاريات: 19)

و يا: 

)وَالَّذِينَ فِي أَمْوَالِهِمْ حَقٌّ مَعْلُومٌ * لِلسَّائِلِ وَالْمَحْرُومِ ( (معارج: 24)

«در اموال آنان (نيکوکاران و نمازگز