ة 25)

يعني: «زنان در دوان جاهليت برهنه به دور کعبه طواف مي‌کردند و مي‌گفتند: کيست که لباس طواف بما دهد؟ - تا عورات خود را بپوشانند! – و اين بيت را مي‌خواندند: 

امروز برخي از آن، يا همه‌اش آشکار مي‌شود!

و هر چه از آن پيدا شد حلالش نمي‌کنم»!.

آنگاه اين آية کريمه از قرآن نازل شد: 

)خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ ( (اعراف: 31).

«در هر عبادتگاهي جامة خود را که زينتِ شما است بر تن گيريد».

از روايت طبري فهميده مي‌شود که گروهي از مردان نيز برهنه طواف مي‌کردند! چنانکه مي‌نويسد: کان رجال يطوفون بالبيت عراة ... . (جامع البيان، ذيل آية 31 از سورة أعراف)

سبب اين کار چه بود؟ ابوالفتوح رازي در تفسير «روح الجنان» مي‌نويسد: «مفسّران در آن که عرب کردندي از طواف برهنه و در مسجدها شدندي برهنه، دو وجه گفتند. يکي آنکه گفتندي اين جامه‌هاي مُدَنَّس است به معصيت. دوّم آنکه به فال کردندي به آنکه ما از گناه برهنه خواهيم شد چون برهنه طواف کنيم»!. (تفسير روح‌الجنان، چاپ ايران، مجلد دوّم، صفحة 385)

در اينجا نشانه‌اي از کوته‌فکري تازيان و فساد عصر جاهلي را بخوبي مي‌بينيم که به هنگام طواف کعبه نيز خودنمايي مي‌کرد! امّا نمازگزاردن عرب به هنگام حضور در کعبه چگونه بود؟ قرآن کريم چنين خبر مي‌دهد: 

)وَمَا كَانَ صَلاَتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلاَّ مُكَاءً وَتَصْدِيَةً ( (أنفال: 35).

«نماز ايشان بنزد کعبه، جز صفيرکشيدن و دست به هم کوفتن چيزي نيست»!.

و چون از آنگونه طواف و اينگونه نماز!! فراغت مي‌يافتند و مصمّم مي‌شدند تا به خانه‌هاي خود بازگردند بر خويشتن روا نمي‌شمردند که از درِّ خانه به درون روند بلکه از پشت خانه‌ها بالا مي‌رفتند! قرآن کريم به همين عمل اشاره مي‌کند آنجا که مي‌فرمايد: 

)وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ اتَّقَى وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا( (بقره: 189).

«نيکوکاري به آن نيست که (در مراسم حجّ) از پشت خانه‌ها به درون آييد ليکن نيکوکاري، کار کسي است که تقوي پيشه کند، و از درخانه‌ها به درون آييد...».

بُخاري در صحيح خود مي‌نويسد:

«کانوا إذا أحرموا في الجاهلية أتوا البيت من ظهر فأنزل الله: ﴿وَلَيْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ اتَّقَى وَأْتُوا الْبُيُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا﴾». (صحيح بخاري، چاپ مصر، کتاب التفسير، صفحة 32).

يعني: «در جاهليت چون إحرام مي‌بستند از پشت خانه‌ها به درون مي‌آمدند تا آنکه خدايتعالي اين آيه فرو فرستاد: )وَلَيْسَ الْبِرُّ ...(.

عادات و رسوم‌خرافي گوناگوني در عرب رواج داشت که از آن جمله: «رقي السن في الشمس = دندان در خورشيد افکندن»! و «نار الاستمطار = آتش‌افروزي در طلب باران»! و «جلس البلايا = شتران صاحب مُرده‌ را زنداني کردن»! و «ضرب الثور = گاو نر را زدن»! و جز اينها است که شرح هر کدام، سخن را به درازا مي‌کشد و در اين باره کتب و آثار متعددي نوشته شده که مفصّلتر از همه، «تاريخ العرب قبل الإسلام» تأليف دکتر جواد علي را بايد نام برد[9] که در ده مجلّد به چاپ رسيده است.

از آداب جاهلانه که بگذريم، فساد اخلاق در عربِ پيش از اسلام به جايي رسيده بود که برخي از فواحش مکّه بر دَرِ خانه‌هاي خود پرچم مي‌افراشتند!! و به «ذوات الرّايات = پرچم‌داران»! معروف بودند و مردِ عرب، همسر خود را با همسر ديگري چند روزي مبادله مي‌کرد! و اين کار را «نکاحُ البدّل» نام نهاده بودند!

در تفسير قُرطبي اندلسي مي‌خوانيم: 

«دخل عيينة بن حصن الفزاري علي رسول الله صلي الله عليه وسلّم وعنده عائشة فدخل غير إذن فقال له رسول الله صلي الله عليه وسلّم: يا عيينه! فأين الاستئذان؟! فقال: يا رسول الله! ما استأذنت علي رجل من مضر منذ أدرکت! قال: من هذه الحميراء إلي جنبک؟ قال رسول الله صلي الله عليه وسلم: هذه عائشة أم المؤمنين، قال: أفلا أنزل لک عن حسن الخلق؟! فقال: يا عيينة، إن الله قد حرم ذلک فلما خرج قالت عائشة: يا رسول الله! من هذا؟ قال: أحمق مطاع وإنه علي ما ترين لسيد قومه»!!. (الجامع لأحکام القرآن، المجلّد الرابع عشر، صفحة 221)

يعني: «مردي به نام عُيينه پسر حِصن فَزاري بر پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- وارد شد و عائشه همسر پيامبر نزد آن حضرت بود، عُيينه بدون آنکه اجازه طلبد به درون خانه رفت پيامبر فرمود: اي عُيينه اجازه‌خواستن کجا رفت؟! گفت: اي رسول خدا تا اين روزگار از هيچ مردي از قبيلة مُضرّ اجازه نخواسته‌ام! (سپس نگاهي به عائشه افکند و گفت:) اين زن سرخ‌روي که در کنارت نشسته کيست؟ پيامبر پاسخ داد: اين عائشه مادر مؤمنان است. عيينه گفت: آيا مي‌خواهي که از بهترين زنان براي تو پايين آيم؟! (و اين عبارت را هنگامي مي‌گفتند که تبديل همسران خود را با يکديگر پيشنهاد مي‌کردند!) رسول خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- پاسخ داد: اي عيينه، اين کار را خدا حرام کرده است. آنگاه چون عيينه از منزل پيامبر بيرون رفت عائشه از آن حضرت پرسيد: اين مرد چه کسي بود اي رسول خدا؟ پيامبر پاسخ داد: مرد احمقي که قبيله‌اش از او اطاعت مي‌کنند و با وجود آنچه از وي ديدي مهتر طائفة خويش است»!!.

مورّخان عرب و مفسّران قرآن آورده‌اند که عرب‌ها در جاهليت با همسران پدر خود ازدواج مي‌کردند! بلکه جز مادر خويش، بقية زنان پدر را به «ميراث»! مي‌بردند، طبري در تفسير آية 19 از سورة نساء مي‌نويسد: 

«لما توفي ابو قيس بن الأصلت أراد ابنه أن يتزوج امرأته وکان ذلک لهم في الجاهلية فأنزل الله: ﴿لاَ يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ... ﴾.

يعني: «چون ابوقيس بن اصلت وفات يافت پسرش تصميم گرفت تا با زن پدر خود ازدواج کند و اين رسم در دوران جاهليت رواج داشت آنگاه خداوند اين آيه را فرو فرستاد: )لا يَحِلُّ لَكُمْ أَنْ تَرِثُوا النِّسَاءَ...( يعني: بر شما حلال نيست که زنان را به ميراث بريد».

و نيز آية 22 از سورة نساء در همين باره نازل شده چنانکه مي‌فرمايد: 

)وَلا تَنكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُمْ مِنْ النِّسَاءِ...(  (نساء: 22).

«با همسران پدران خود زناشويي مکنيد».

در ميان عرب، باده‌گساري نيز رونقي تمام داشت و کمتر شاعري را از عرب جاهلي مي‌توان يافت که از مجالس مي‌گساري، و انواع باده‌ها، و جام‌ها، و نديمان مجلس شراب، و فوائد مي‌خواري!! تعريف و توصيف نکرده باشد!

حَسّان بن ثابت (که پس از ظهور اسلام در دفاع از پيامبر شعرها سرود) در جاهليت گفته است: 

ونشربها فتترکنا ملوکاً
  
 وأسداًً ما ينهنهنا اللقاء!
 

«باده مي‌نوشيم و آنگه چون اميران مي‌شويم 

                      وقت ديدار رقيبان همچو شيران مي‌شويم![10]

در سيرة ابن هشام آمده که «أعشي» شاعر معروف عرب ابياتي بليغ در مدح رسول خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- سرود و ضمن آن احکام و شرايع اسلام را ستود و به سوي پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- حرکت کرد، همينکه به نزديک م