 و  همچنین  نجاستی‌كه  نفع  داشته  باشد.
[3] -‌بیماری  مرگ  عبارت  است  از  بیماریی‌كه  بمرگ  منتهی  می‌شود  و  بیمار  از  انجام  عمل  عاجز  است.‌
[4] -‌مذهب  امام  احمد  آنست‌كه  ترجیح  و  تفضیل  دادن  بعضی  از  فرزندان  بر  بعضی  دیگر  حرام  است  مادام  كه  برای  این‌كار  موجبی  نباشد  ولی  اگر  داعیه‌ای  و  موجبی  برای  آن  باشد  مانعی  ندارد.  در  مغنی‌گفته  است‌:  اگر  بعلت  نیاز  شدید  یا  بیماری  مزمن یا كوری یاكثرت  عائله  یااشتغال  بعلم  یا  فضیلتی  از  فضایل‌،  یكی  را  بر  دیگران  ترجیح  داد  یا  بعلت  فسق  و  بدعت  یا  بكار  بردن  مال  در  معصیت  یا  اعانه  بمعصیت  یكی  راكمتر  داد  در  این  احوال  و  شرایط  مانعی  ندارد  و  مقتضای‌ این  از  امام  احمد  روایت  شده  است‌.  ا.  ه . 
[5] -‌امام  مالك‌گفته  است  تا  زمانی  پدر  حق  دارد  پشیمان  شودكه  عطای  او  یا  هبه  او  تغییر  نكرده  باشد،  در  صورت  تغییر  این  حق  از  او  سلب  می‌شود.  ابوحنیفه‌گفته  است  پدر  از  هبه  و  عطیه  بفرزندان  و  ذوی  الارحام‌،  حق  پشیمانی  ندارد  مگر  برای  بیگانه‌كه  حق  دارد  از  هبه  بیگانه  پشیمان  شود.  واین  مذهب  بعلت  مخالفت  با  احادیث  قوی  درست  نیست‌.  در  احكامی‌كه  در  متن  آمده  است  مادر  هم  حكم  پدر  دارد  واین  رای  اكثرعلماء  است‌.                                    عمري =‌هبه و بخشش مادام العمر 

عمري نوعي است ازهبه و بخشش بدينمعني‌كه‌كسي چيزي را بكسي مي‌بخشد، تا زماني‌كه او زنده است و هروقت اومرد، آن چيزمجدداً مال واهب و بخشنده باشد و بملك او برگردد. و با لفظ‌:" أعمرتك هذا الشئ أو هذه الدار  [اين چيز يا اين خانه را تا عمر داري و تا زنده هستي بتو دادم‌]‌"، يعني درمدت عمر از آن تو باشد. 
و يا با عباراتي مانند آن‌، اين هبه را انجام دهد.گوينده را “‌معمر‌“ و شخص مقابل 

او را “‌معمر“ مي نامند. 
پيامبر صلي الله عليه و سلم  انديشه و فكر استرداد مال بخشيده شده بعد ازوفات معمر وكسي‌كه بوي داده شده‌؛ باطل اعلام‌كرده است بلكه در “‌عمري‌” ملك يمين دائمي را براي “‌معمر“ اثبات‌كرده است تا زماني كه زنده باشد، سپس بعد از مرگش بورثه‌اش مي‌رسد اگرورثه داشته باشد، و اگرورثه نداشته باشد ازآن بيت‌المال است و هرگز بملكيت واهب و “‌معمر“ برنمي‌گردد. بروايت از عروه پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفت‌:
1-" من أعمر عمرى فهي له ولعقبه يرثها من يرثه من عقبه من بعده.  [‌بهركس چيزي مادام العمر بخشيده شد، آن چيز از آن او و فررندانش مي‌باشد، پس از مرگش بوارثان او از فررندانش مي‌رسد]"‌.             
٢- بروايت از ابوهريره و اخراج بخاري و مسلم و ابوداود و نسائي پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفت‌:" العمرى جائزة  [بخشش و هبه مادام العمر جايز است]"‌.
٣- بروايت ابوسلمه از جابر پيامبر صلي الله عليه و سلم  مي‌گفت‌: " العمرى لمن وهبت له   [‌هبه و بخشيده شده مادام العمر، ازآن‌كسي است‌كه بوي بخشيده شده است‌]"‌. بخاري و مسلم و ابوداود و نسائي آن را ذكركرده‌اند.          
٤- باز هم بروايت از او آمده است‌:" أيما رجل أعمر عمرى له ولعقبه فإنها للذي يعطاها لا ترجع للذي أعطاها لانه أعطى عطاء وقعت فيه المواريث  [‌بهركس هبه و عطاي مادام العمر داده شد، اين عطاء و هبه مال او و فرزندان او است چون “‌عمري‌” مال‌كسي است‌كه بوي داده شده است‌، ديگر به عطا كننده برنمي‌گردد چون او عطائي داده است‌كه ارث بدان تعلق‌گرفته و ارث و مواريث در آن واقع شده است‌]"‌. مسلم و ابوداود و ترمذي و نسائي و ابن ماجه آن را ذكركرده‌اند.
 ٥- بروايت ابوداود از طارق مكي آمده است كه جابر بن عبدالله گفت‌. زني از انصار، فرزندش باغي ازنخلستان خود را بوي داده بود، آن زن مرد پسرش‌ گفت‌: من اين نخلستان را تا زماني بوي داده بودم‌،‌كه زنده باشد. او برادراني داشت پيامبر صلي الله عليه و سلم  درباره او حكم‌كرد وگفت‌:" هي لها حياتها وموتها [‌اين نخلستان ازآن زن است‌، چه درطول حيات و چه پس ازمرگ او يعني چون مرد جزو ماترك او است‌]‌". آن مرد گفت‌: از آن باغ به وي صدقه مي‌دادم‌، پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفت‌:" ذاك أبعد لك  [‌آن از شما دورتر است‌]"‌. راي علماي حنفي و شافعي و احمد چنين است‌. اما مالك‌گفت‌: “العمري‌” تمليك منفعت است‌، نه رقبه و اصل آن‌. هركس مالي را “‌عمري‌” قرار داد وگفت‌: تا زنده هستي ازآن تو باشد، تا زماني‌كه عمر دارد ازآن او است و پس از مرگ او ارث‌،‌برده نمي‌شود و جزو ماترك او نيست اگرگفت‌: از آن تو و فرزندانت باشد جزو ميراث و ماترك او مي‌شود. ليكن حديث بر عليه نظريه او است‌. رُقْبَي 

“‌رقبي‌” آنست‌ كه ‌كسي بكسي بگويد، خانه خود را بتو دادم و در زمان حيات و زندگيت آن را از آن تو ساختم‌، اگر تو پيش از من مردي‌، آن مال بملكيت من برگردد و اگرمن پيش از تو مردم‌، آن مال ر‌قبي از آن تو و نسل تو باشد،‌كه هر يك ازآن دو مراقب مرگ ديگري است و خانه ر‌قبي ازآن آن يكي خواهد شد،‌كه مي‌ماند.

مجاهد گفت‌: “‌عمري‌” آنست‌ كه ‌كسي بكسي بگويد: آن چيز ازآن تو است تا زنده هستي “‌وقتي‌ كه چنين ‌گفت آن مال از آن او ورثه‌اش خواهد شد و “‌ر‌قبي‌” آنست‌كه‌كسي بكسي ديگرگويد:"‌مني و‌منك [اين چيز از من و از تو باشد يعني هركدام زنده ماند از آن او باشد]"‌. 

دليل شرعي جواز رقبي
بروايت جابر پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفت‌:" العمرى جائزة لاهلها.والرقبى جائزة لاهلها  [‌عمري وهبه مادام العمر براي اهل آن جائزاست‌، هديه و هبه رقبي يعني تا شخص مورد بخشش و واهب هستند، ازآن شخص مورد بخشش باشد و هركدام پيشترمرد ازآن آن يكي باشد كه زنده مي‌ماند، براي اهل آن جائز است‌]"‌. ابوداود و نسائي و ابن ماجه آن را بيرون آورده‌اند و ترمذي‌گفته است حسن مي‌باشد.

حكم‌ رقبي 
حكم رقبي مثل حكم عمري است بمذهب شافعي و احمد و اين حكم ظاهر حديث است‌، ابوحنيفه‌گفته است‌: “‌عمري‌” ارث برده مي‌شود ولي رقبي عاريه است . نفقه =‌هزينه زندگي 

قبلا گفتيم‌ كه نفقه و هزينه زندگي بر شوهرش واجب است و حالا مي‌خواهيم ‌كه نفقه والدين بر پسرشان و نفقه فرزند برپدرش و نفقه خويشاوندان و نفقه و هزينه زندگي حيو‌ان را ذكركنيم‌: 

نفقه و هزينه زندگي والدين و اخذ آن از مال پسرشان 
هرگاه والدين -‌پدرو مادر-‌تنگ دست و فقير و بي‌چيز باشند، و پسرشان قادر به تامين هزينه زندگي آنان باشد، نفقه آنان در اين حال‌، بر پسرشان واجب است‌. بروايت از عماره بن عمير از عمه‌اش آمده است‌،‌كه او از عايشه پرسش نمود و گفت : 
يتيمي درآغوش من زندگي مي‌كند، آيا من مي‌توانم از مال او بخورم‌؟ عايشه گفت‌: پيامبر صلي الله عليه و سلم  فرمود:" إن أطيب ما أكل الرجل من كسبه وولده من كسبه   [پاكترين و حلالترين چيزي‌كه انسان مي‌خورد آنست‌كه ازكسب او باشد و فرزند هركس از كسب او است پس مي‌تواند از مال او بخورد]"‌.
و اما اينكه والدين از مال پسرشان چيزي بر