 بنده‌ات  می‌گوید، همه  ما  بنده  توایـم‌،  چیزی  را که  تو عطا کنی‌ کسی  نمی‌تواند  مانع  آن  شود،  و چیزی  را  که  تو  منع ‌کنی‌،‌ کسی  نمی‌تواند  آن  را  عطا کند،  در برابر باز خواست  تو،  بخت  و  ثروت  و  عظمت‌،  بنده  را  بکار  نیاید،  بلکه  تنها  عمل  صالح  سودمند  است‌،  خداوندا  همه  چیز  از  تو  است‌]‌".  بروایت  مسلم  و  احمد  و  ابوداود.

٥)  باز  هـم  حدیث  صحیحی  است  از  او  (‌ابوسعید  خدری‌)‌که‌:  او  بعد " سمع الله لمن حمده "‌،  می‌گفت‌:" لربى الحمد، لربي الحمد " تا  اینکه  اعتدالش  باندازه  رکوعش  طول می‌کشید.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1051.txt">هبه و بخشش و تعريف ‌آن</a><a class="text" href="w:text:1052.txt">عمري =‌هبه و بخشش مادام العمر</a><a class="text" href="w:text:1053.txt">رُقْبَي</a></body></html>هبه[1] و بخشش و تعريف ‌آن

در قرآن‌كريم آمده است‌:" قال: رب هب لي من لدنك ذرية طيبة إنك سميع الدعاء  آل عمران ٣٨ [خداوندا بفضل خودت ذريه و نسل خوبي و پاكي بمن عطاكن براستي تو پذيرنده دعا هستي‌]"‌. هبه از هبوب و وزش باد بمعني مرور آن ‌گرفته شده و مناسبت دارد، مقصود از هبه تبرع و بخشش بغير است‌، خواه مالي يا غيرمالي باشد. هبه در اصطلاح شرع اينست‌كه انسان مال خود را در حال حيات و زندگي خود بدون عوض به ملكيت غير درآورد، پس هرگاه انسان استفاده و انتفاع از مال خود را براي غير مباح‌كرد وآن را بملكيت وي درنياورد، اعاره و عاريه دادن است‌، نه هبه و همچنين اگر چيزي راكه شرعاً مال نيست بغير هديه داد، مانند شراب يا مردار، او چيزي را هديه نكرده است و هديه او درست نيست و اگر تمليك در هبه به بعد ازمرگ حواله شود، هبه نيست بلكه وصيت است و اگر اين بخشش وعطاء درمقابل عوض باشد، بيع و فروش است نه هبه‌، و حكم بيع برآن اجراء مي‌گردد، يعني دراين نوع هبه همينكه عقد هبه صورت ‌گرفت‌، بملكيت طرف درمي‌آيد و ديگر تصرفات واهب و بخشنده درآن جايز نيست‌، مگربا اجازه موهوب له وكسي كه بوي بخشيده شده است‌. و در اين نوع هبه خيار و شفعه ثابت است‌، چون در برابر عوض است پس شرط است‌كه عوض معلوم باشد، چنانچه عوض معلوم نباشد اين هبه باطل است‌.
هبه بطور مطلق مقتضي عوض نيست‌، خواه براي شخص مساوي يا پايينتر يا برتر اين هبه صورت‌گيرد، اين است معني خاص هبه ومعني اخص آن‌، ليكن معني اعم آن شامل موارد زير مي‌شود:
1- ‌ابراء‌: بخشيدن وام به بدهكار
٢-‌صدقه‌: بخشيدن چيزي بمنظور و نيت ثواب و پاداش آخرت 
٣-‌هديه‌: بخششي‌كه لازم است موهوب له آن را عوض بدهد. 

دليل شرعي هبه
هبه دلهاي مردم را بهم نزديك مي‌كند و پيوند محبت بين مردم را استحكام مي‌بخشد لذا خداوند آن را مشروع ساخته است‌.
بروايت ابوهريره پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفت‌:" تهادوا تحابوا [به همديگر هديه بدهيد تا همديگر را دوست داشته باشيد]"‌. پيامبر صلي الله عليه و سلم  هديه را مي‌پذيرفت و درعوض آن او نيز بطرف هديه مي‌داد و مردم را بقبول هديه مي‌خواندند و بپذيرفتن آن تشويق مي‌كردند. بروايت احمد از خالد بن عدي پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفت‌: " من جاءه من أخيه معروف من غير إشراف  ولا مسألة فليقبله ولا يرده فإنما هو رزق ساقه الله إليه   [هركس ازطرف برادر مسلمانش چيزي برايش آورده شد، بدون اينكه انتظار آن راكشيده يا درخواست آن‌كرده باشد، آن را بپذيرد، و آن را رد نكند بيگمان اين رزقي است‌كه خداوند برايش فرستاده است‌]‌"‌. پذيرفتن هديه را تشويق و ترغيب كرده است‌، اگرچه چيز حقيري باشد، از اينجهت علما رد هديه را مكروه مي‌دانند، مگر اينكه مانع شرعي وجود داشته باشد از عدم پذيرش آن‌.      
براويت انس پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفت‌:" لو أهدي إلى كراع  لقبلت ولو دعيت عليه لاجبت  [اگر كمتر از قوزك پاي حيوان را بمن هديه‌كنند مي‌پذيرم و اگر بدان دعوت شوم نيز مي‌پذيرم‌]"‌. حضرت عايشه‌گفته است به پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفتم‌: يا رسول الله من دو همسايه دارم بكداميك هديه بدهم‌؟ فرمود:" إلى أقربهما منك بابا [بدانكه در خانه‌اش نزديكتر است‌]"‌.                           

بروايت ابوهريره پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفت‌:" تهادوا فإن الهدية تذهب وحر الصدر ولا تحقرن جارة لجارتها ولو شق فرسن شاه  [‌بهمديگر هديه بدهيد زيرا هديه دادن كينه را از سينه‌ها زايل مي‌كند وهمسايه هديه همسايه را تحقيرنكند حتي يك شق سم گوسفند باشد]"‌.                        

پيامبر صلي الله عليه و سلم  هديه‌ كفار را نيز پذيرفته است‌كه هديه خسرو و هديه قيصر و هديه مقوقس را پذيرفت و او نيز براي ‌كافران هدايا و هبه‌هائي مي‌فرستاد.

اما روايت احمد و ابوداود و ترمذي‌كه در آن آمده است‌كه عياض هديه‌اي را بحضور پيامبر صلي الله عليه و سلم  تقديم‌كرد، و پيامبر صلي الله عليه و سلم  به وي‌گفت‌: آيا مسلمان شده‌اي‌؟‌گفت‌: نخير. پيامبر‌ صلي الله عليه و سلم گفت‌:" اني نهيت عن زبد  المشركين ،  [‌براستي ازپذيرفتن‌كمك و عطاي مشركين نهي شده‌ام‌]"‌.                   
خطابي دراين باره‌گفته است بنظر مي‌رسدكه اين حديث منسوخ باشد چون پيامبر صلي الله عليه و سلم  هديه بيش از يك نفر از مشركين را پذيرفته است‌. شوكاني‌گفته است‌: بخاري در صحيح خود حديثي آورده است‌كه از آن جواز قبول هديه از بت‌پرست را استنباط‌ كرده است‌كه درباب قبول هديه از مشركين ازكتاب الهبه والهديه‌” آن را ذكركرده است‌.                         
حافظ ابن الحجرمي‌گويد: “‌راي‌كسي‌كه نپذيرفتن هديه را مر‌بوط به بت‌پرست دانسته است نه مربوط به اهل‌كتاب‌، اين راي درست نيست چون درآن حديث سخن از بت‌پرست است‌”‌. 

 اركان هبه
با هر صيغه‌اي‌كه مفيد تمليك مال بدون عوض باشد، ايجاب و قبول در هبه صحيح است مثل اينكه واهب ‌گويد: وهبتك = بتوبخشيدم يا ا‌هديتك = بتوهديه كردم يا اعطيتك = بتو عطاكردم و امثال آن و طرف مقابل بگويد: قبول‌كردم‌. مالك و شافعي درهبه قبول را معتبرمي‌دانند و بعضي ازعلماي حنفي ايجاب را براي هبه كافي مي‌دانند و اين اصح است و حنابله‌گفته‌اند تنها معاطات و بهم دادن‌كه برآن دلالت‌كند درهبه صحيح است‌، چون پيامبر صلي الله عليه و سلم  خود هديه مي‌داد و بوي نيزهديه مي‌شد و همچنين يارانش و ازآنان نقل نشده است‌كه ايجاب و قبول را براي آن شرط دانسته باشند.

شرايط هبه و بخشش 
بخشنده بايد داراي شرايط زير باشد: 
1-‌چيزي راكه مي‌بخشد ازآن خودش باشد. 
٢-‌محجور عليه نباشد بهيچ يك از اسباب حجر بر وي حجر نباشد. يعني بهيچ وجه ممنوع ازتصرف نباشد.
٣-‌بالغ باشد چون اهليت و شايستگي‌كودك ناقص است‌.
٤-‌بايد در بخشش آزاد باشد چون هبه عقدي است‌كه در صحت آن رضايت شرط است‌. 

شرايط ‌كسي ‌كه چيزي بوي داده مي‌شود 
1-‌كسي‌كه چيزي بوي هبه مي‌شود بايد درحين هبه وجود حقيقي داشته باشد، اگر اصلا موجود نباشد يا موجود باشد ولي وجود تقديري داشته باشد مانند جنين در شكم مادر هبه بوي صحيح 