  

هرگاه  ديواري  بسوي  راه  يا  بسوي  ملك  ديگري ‌كج  شود  و متمايل ‌گرديده  باشد  سپس  ديوار سقوط‌ كند  و  بر  شخصي  فرود  آيد  و  او  را  بكشد،  اگر قبلا  از مالك  ديوار  خواسته  باشند،‌ كه  آن  را  خراب ‌كند  و  او  با  اينكه  امكان  داشت  ولي  آن  را  خراب  نكرده  بود،  او  ضامن  چيزي  است ‌كه  بوسيله  خراب  شدن  ديوار  تلف  شده  است  درغير  اين  صورت  ضامن  نيست‌[1]‌.

بروايت  اشهب  از  مالك  اگر  وضع  ديوار  بگونه‌اي  باشد  كه  نمي‌توان  از  ايجاد  اتلاف  ايمن  بود،  صاحب  ديوار  ضامن  چيزهاي  تلف  شده  مي‌باشد  خواه  از  او خواسته  باشندكه  خرابش‌كند  يا  نخواسته  باشند  و  خواه  بر  او گواه‌گرفته  باشند  يا گواه  نگرفته  باشند.  
وبنابر  مشهورترين  روايات  از  احمد  و  ظاهرترين  وجه  نزد  علماي  شافعيه  صاحب  ديوار  ضامن  نيست‌.  
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -‌این ‌بر مبنای‌مذهب  حنفی ‌است‌.  یعنی  قاضی  وحاكم  شرع  غرامت ‌و تاوان  آن‌ را  تعیین  می‌كند.ضمانت‌ كسي‌ كه  بئر  و  چاه  را  مي‌كند

هرگاه  انساني  چاهي‌كند  وكسي  درآن  افتاد  اگر  چاه‌كن  چاه  را  در  ملك  خويش  كنده  باشد  يا  درملك  غير و با  اجازه  او كنده  بود،  دراين  احوال  ضامن  نيست  و اگر در ملك  غيرو  بدون  اجازه  مالك  حفركرده  بود،  ضامن  است‌.  اگردرملك  خويش  يا  در  ملك  غيربا  اجازه  مالك  يا  در ارض  موات  چاه  را  بكند،  ضامن  نيست  چون  پيامبر صلي الله عليه و سلم گفت‌:  ’‌’البئر‌جبار’‌’  يعني  دراين  حالت  اگركسي  درآن  افتاد  وهلاك  شد  خونش  هدر است  و  ديه  ندارد.  

امام  مالك‌گويد:  اگر  چاه  را  در  جائي‌كنده  بود،‌كه  معمولا  براي  چاه  مناسب‌-  بود  و  عرفا  جاي  چاه  بود،  چاه‌كن  ضامن  نيست  و  اگر  از  حد  معمولي  تجاوز كرد‌ه  باشد ضامن  است‌.  

اگركسي‌كسي  ديگر  را  ماموركردكه  از  چاه  فرو  رود  يا  از  درخت  بالا  رود  و  او  نيز اين‌كارراكرد،  ولي  هلاك  شد  امركننده  ضامن  نيست‌،  چون  او  را  مجبورنساخته  و  بر  او  اكراه  نكرده  است‌،  و  همچنين  اگر  حاكم‌كسي  را  براي  اين‌كار  بمزدوري  وكرايه  گرفت  و  هلاك  شد،  او  ضامن  نيست  چون  ازاو  جنايتي  وتجاوزي  سرنزده است‌.  اگركسي  خود  را  يا  بچه‌اش  را  بكسي  سپردكه  خوب  شنا  مي‌داند  وغرق  شد  بر ‌شناگر ضمانتي  نيست‌.اجازه‌ گرفتن  براي  اخذ  طعام  و  غير  آن

جمهور  علماگفته‌اند  براي‌كسي  جايزنيست‌كه  حيوان  ديگري  را  بدوشد  مگر  با اجازه  آنان‌.  اگركسي  درگرسنگي  و  تنگنا گيركرد  و  ناچار  بود  بدوشيدن  شير  حيوان  ديگري  و  مالك  و  صاحب  حيوان  حاضر  نبود،  او  مي‌تواند  شير  را  بدوشد  و  بنوشد  و  بهاي  آن  را  بمالي  حيوان  بپردازد.  و  خوراكهاي  ديگر  و  ميوه  درختان  نيز همين  حكم  را  دارد،  چون  اضطرار  و  ضرورت  حق  ديگران  را  باطل  نمي‌كند.  مالك  ازنافع‌ و  او  از  ابن عمر  روايت‌كرده‌ كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم  گفت‌: " لا يحتلبن أحد ماشية أحد بغير إذنه، أيحب أحدكم أن يؤتى مشربته  فتكسر خزانته، فينتقل منها طعامه، وإنما تخزن لهم ضروع مواشيهم أطعماتهم، فلا يحتلبن أحد ماشية أحد إلا بإذنه  [‌هيچ  حيوان  ديگري  را  بدون  اجازه  او  ندو‌شد  آيا  يكي  از  شما  درست  داردكه  به  انبار او  بروند  وآن  را  بشكنند  وطعام  و  خوراكش  را  ببرند  و  براستي  پستان  حيوانات  انبار  و  خزانه  خوراك  صاحبانشان مي باشند،  پس  كسي  حيوان  ديگري  را  بدون  اجازه  او  ندوشد]"‌.  امام  شافعي مي‌گويد  در  صورت  اضطرار  اگركسي  حيوان  ديگري  را  دوشيد  و  نوشيد،  ضامن  نيست  چون  اضطرارموجب  سقوط  مسئوليت  مي‌شود،  زيرا  شارع  اجازه  داده  است  واجازه  و  ضمانت  با  هم  جمع  نمي‌شوند،  يعني  نمي‌شودكه  شارع  به  مضطراجازه بدهد  و  ضامن  هم  باشد.قسامه  

قسامه  بمعني  حسن  و زيبائي  وجمال  بكارمي‌رود  و  دراين  جا  -‌فقه  اسلامي  مراد  از  آن‌:  “‌قسمها“  است  و  از  ماده  ا‌قسم  يقسم  اقساماً  و  قسامه‌گرفته  شده  است  قسامه  مصدري  است  از  “‌قسم‌“‌ گرفته  شده  همانگونه ‌كه  “‌جماعه‌”  از  جمع‌ گرفته  شده  است  قسامه  در شرع  بدين شكل  است ‌كه‌:  مقتولي  يافته  شود  و  قاتل  آن  معلوم  نباشد  جماعتي  و گروهي  كه  ممكن  است  قاتل  در  ميان  آنان  باشد  و  علامتي  و  نشانه‌اي  ظاهري  هم  وجود  داشته  باشد كه  قاتل  از آنان  باشد،  بدين معني‌ كه  مقتول  بين‌گروه  دشمنان  يافته  شود،‌كه  در  ميان  آنان‌ كسي  ديگري  نباشد،  يا  جماعتي  و گروهي  در  خانه‌اي  يا  صحرائي  جمع  شده  باشند  و  پس  ازرفتن  آنان  جنازه  مقتولي  يافته  شود،  يا  مقتول  را  در  ناحيه‌اي  پيداكنندكه‌آنجا  مردي  باشد،  آلوده  به  خون  وي‌،  دراين  احوال  و  اوضاع  “‌قسامه‌“  اجرا  مي‌گردد،  پس  اگرمقتول  درشهري  يا  در  يكي  از  راههاي  آن  يا  نزديك  آن  يافته  شود  درميان  اهل  شهر”‌قسامه‌،  بعمل  مي‌آيد،  اگر  جنازه‌اي  درفاصله  ميان  دو  شهر  يافته  شود،  قسامه  نسبت  باهالي  نزديكترين  شهربه  وي  بعمل  مي‌آيد،  كيفيت  وچگونگي  “‌قسامه‌“  بدينشكل  است‌كه  ولي  مقتول  پنجاه  نفررا  ازاهالي  شهر  برمي‌گزيند  تا  همگي  قسم  بخورند،‌كه  اين  مقتول  را  بقتل  نرسانده‌اند  و  قاتل  اورا  نيز  نمي‌شناسند.  اگر  قسم  بخورند  ديه  از  عهده  آنان  ساقط  مي‌شود  و  اگراز  قسم  خوردن  امتناع‌كنند،  ديه  و  خونبهاي  مقتول  بر  همگي  اهل  شهر  واجب  مي‌گردد  و  اگركار  تعيين  قاتل  بر  همه  مشتبه  و  ملتبس ‌گردد،  بايد  ديه  مقتول  از  بيت‌المال  عمومي پرداخت  گردد.  

نظام  عربي‌كه  اسلام  آن  را  قبول‌كرد  و  پذيرفت  =  قسامه
“قسامه‌”  در  دوران  جاهليت  عربي  معمول  بوده  است  چون  اسلا‌م  آمد  آن  را  بهمان شكل  خود  پذيرفت‌،  فلسفه  اينك  اسلام  آن  را  قبول‌كرد،  اين  بود‌كه  اين  نظام  يكي  از  مظاهر  حمايت  از  جانهاي  مردم  است‌،  تا  خون  مقتول  هدر  نرود  و‌كسي  بيخود  كشته  نشود‌.  

بخار‌ي  و  نسائي  از  ابن  عباس  آورده‌اند،‌كه  نخستين  قسامه  در  جاهليت  بدينشكل  اتفاق  افتاد  كه‌:  “مردي  از  قبيله  قريش‌  از  طايفه  ديگري  از  قريش‌،  مرد‌ي  را  از  بني  هاشم  به  مزدوري  گرفته  بود،  و  همراه  او  رفت‌،  باكارو‌ان  شترانش‌.  مردي  از  بني  هاشم  ازكنار  اوگذشت‌،  كه  بند  جوال  او  پاره  شده  بود  و  باين  مرد  هاشمي  گفت‌:  

بفرياد‌م  برس  و  يك  زانوبند  شتر  را  بمن  بده  تا  جوال  خود  را  بدان  بيندم  و  شتر  را  رم  نده‌.  مرد  هاشمي  يك  زانوبند  را  به  و‌ي  دادكه  جوال  خود  را  بدان  بست‌.  چون  در  منزلي‌،  فرود  آمدند،  مرد  هاشمي‌كه  مزدور  مرد  قرشي  بود،  همه  شتران،  را  زانو  بست  مگر  يك  شتر  را.  صاحب  شتران  گفت‌:  چرا  تنها  اين  يك  شتر  زانويش  بسته  نشده  است  در  ميان  همه  شتران‌.؟‌گفت‌:  آن  يكي  زانوبند  ندارد  گفت‌:  پس  زانوبندش‌كجا  است؟  سپس‌  با  عصاي  خويش  او  را  زدكه  اين  ضربه  منجر  ب