ر صلي الله عليه و سلم   زني  را  به  اجبار  به  ارتكاب  زنا  وادار كرده  بودند كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم   حد  را  از  او  برداشت  و  در‌باره  او  حد  جاري  نفرمود”‌.
گويند: زني  نزد  حضرت  عمر آمد  و گفت‌: تشنه  بودم  و  نزد  چوپاني  رفتم  و  از او  آب  خواستم  و  او  حاضر نشد  به  من  آب  بدهد  مگر اينكه  خود  را  در اختيار او  بگذارم  و  من  نيز  در  برابر آب  دادن  چنين  عملي  را كردم‌. به  حضرت  علي‌ گفت‌: نظرت  چيست‌؟‌ گفت‌: او  ناچار  بوده  و  مضطر  است‌. لذا  چيزي  بدان  زن  داد  و  او  را  بحال خود  گذاشت‌. 
اكراه  و  اجبار  فرق  نمي‌كند كه  بدينصورت  باشد كه  مرد  بر آن  غلبه‌ كند  و  از  عهده‌اش  برنيايد  يا  او  را  تهديد كند،  هيچكس  از  اهل  علم  با  اين  امرمخالفت  نكرده  است‌. بلكه  درباره  وجوب  صداق  و  مهريه  براي  آن  زن  اختلاف  دارند: 
مالك  و  شافعي ‌گويند: مهريه  او  واجب  مي‌گردد،  يعني  مرد  زاني  بايد  به  وي  مهريه  بدهد. مالك  در  موطاء  از  ابن  شهاب  روايت  كرده ‌كه  در  زمان  عبدالملك  بن  مروان  مردي  به  زور و  اكراه  به  زني  تجاوز كرده  بود  و او  دستور داد كه  آن  مرد  بدان  زن  مهريه  بدهد. ابوحنيفه ‌گفته  است‌: مهريه  ندارد. صاحب  بدايه  المجتهد گويد: علت اختلاف  اينست ‌كه  آيا  مهريه  عوض  و  بدل  تمتع  و  برخورداري  جنسي  است  يا فريضه  ازدواج  است‌،  هركس  آن  را  بدل  و  عوض  تمتع‌-  و برخورداري  جنسي  بداند  در  جماع  حلال  يا  حرام  آن  را  واجب  مي‌داند. و كسي‌ كه  مي‌گويد  مهريه  فريضه‌اي  است  كه  خداوند  آن  را  به  زن  و  شوهر شرعي  اختصاص  داده  است  آن  را  واجب  نمي‌داند. 
و  راي  ابوحنيفه  اصح  است‌”‌. باقي  بودن  پرده  بكارت  

اگر  چهار  نفرگواهي  دادند،‌كه  زني  مرتكب  زنا  شده  است  و  چند  زن  مورد  اطمينان  گواهي  دادند،  كه  اين  زن  هنوز  بكر  است‌،  و  پرده  بكارتش  بر  جاي  است‌،  بنظر  ابوحنيفه  و  شافعي  و  احمد  و  شيعه  زيديه‌،  اين‌گواهي  زنان  داير  بر  بقاي  پرده  بكارت  او  شبهه  تلقي  مي‌شود  و  موجب  سقوط  و  دفع  حد  ازآن  مي‌گردد  و  حدي  در‌باره  اين  زن  و گواهان  بر  عليه  او  اجرا  نمي‌گردد.٦-‌اشتباه  در  وط‌ء  و  عمل  جنسي

هرگاه  زن  بيگانه‌اي  را  براي  مردي  آماده  و آرايش‌ كردند  و  به  وي‌ گفتند: اين  زن  و همسر  تو  است  و  او  نيز  با  وي  جماع‌ كرد  و  معتقد  بود كه  همسر خودش  مي‌باشد،  باتفاق  بر  وي  حدي  نيست‌. و  اگر  بوي‌ گفته  نشد كه  اين  زن  تو  است‌،  باز  هم  همين حكم  را  دارد. و  همچنين  اگر  در  بستر  خود  زني  يافت  و گمان ‌كرد كه  زن  خودش  مي‌باشد  و  با  وي  همبستر گرديد،  يا  زن  خود  را  صدا  زد  و زن  ديگري  آمد  و گمان ‌كرد  كه  زن  خودش  آمده  است  و  با  وي  همبستر گرديد،  در  هر  دو  صورت  بر  او  حدي  نيست‌. در  هر مورد كه  خطاء  و  اشتباه  درجماع  و  وطه  مباح  پيش  آيد،  حكم  چنين  است‌. 

اما  اشتباه  و  خطاء  در وط‌ء  و  جماع  محرم  و  حرام‌،  موجب  اجراي  حد  است  براي  مثال  اگر كسي  زني  را  پيش  خود  بخواند كه  بروي  حرام  باشد،  و زن  ديگري  پيش  او  آمد و  او  با  آن  همبستر شد،  بگمان  اينكه  او  همان  زني  است‌ كه  پيش  خود  خوانده است‌،  بايد  بر او  حد  جاري  شود  و  اگركسي  زني  را  پيش  خود  بخواند كه  براو  حرام است  و  درجواب  او  همسر خودش  آمد  او  بگمان  اينكه  همان  زن  است ‌كه  بر  او  حرام  است‌،  با  وي  همبستر  شد  و  نمي‌دانست‌ كه  زن  خودش  مي‌باشد  بر  او  حدي  نيست  اگرچه  با  اين  گمان  نابجا گناهكار  مي‌شود.٧-‌وط‌ء  و  جماع  در نکاحي که  مورد  اختلاف  باشد  

وقتي‌که  بر  اثر  نکاحي‌که  صحت  و  درستي  آن  مورد  اختلاف  علماء  باشد، جماعي  و  همبستريي  صورت‌گيرد،  اجراي  حد  شرعي  زنا  واجب  نيست‌،  چون  اختلاف  علماء  شبهه  تلقي  مي‌گردد  و  شبهه  موجب  دفع  و  عدم  اجراي  حد  شرعي  مي‌گردد.

بنابراين  در  ازدواج  موقت  (‌متعه‌)  و  ازدواج  شغار[1]  و  ازدواج  با  خواهري‌که  خواهرش  از همين  شخص  درعده  طلاق  بائن  است‌،  و  ازدواج  محلل  وازدواج  بدون  حضور  ولي  زن  و  بدون  حضورگواهان  و  ازدواج  با  زن  پنجم  در  حاليکه  هنوز  زن  چهارم  در  عده  طلاق  بائن  باشد،  در  همه  اين  احوال  حدي  واجب  نيست  بعلت همين  اختلاف  علماکه  شبهه  تلقي  مي‌گردد. بخلاف  علماي  ظاهريه‌که  هرجماعي  و  وطئي ‌که  بر  اثر  نکاح  باطل  و  فاسد  صورت‌گيرد  آن  را  موجب  حد  شرعي  زنا  مي دانند.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -‌نکاحی  است‌که  در  ان  مهریه  وجود  نداشته  باشد  مثل  اینکه‌کسی  بدیگری‌کوید  تو  دخترت  یا  خواهرت  را  بازدواج  من  دژآوربشرط  اینکه  من  نیز  دختر  یا  خواهر  خود  را  بازدواج  شما  درآورم  و  هیح  مهریه‌ای  در  بین  نباشد  در  حقیقت  ازدواج  یکی  بجای  مهریه  دیگری  باشد  و  برعکس‌که  اینگونه  ازدواج  در  دوره  جاهلی  مرسوم  بوده  است‌که  درکردی  آن  را  “‌ژن  به  ژن‌“‌کویند  مشروط  بر  آنکه  هرکدام  مهریه  شخصی  نداشته  باشند.  مترجم8-وط‌ء  و  همبستري  بدنبال  نکاح  باطل

هرازدواج  و نکاحي‌که  علماء  بربطلان  و عدم  صحت  آن  اجماع  داشته  باشند  اگر  بر  اثر  آن  همبستري  صورت ‌گيرد،  موجب  اجراي  حد  شرعي  درباره  مرتکبين  زنااست  . 

مانند  همبستري  با  زن  پنجم‌که  بعد  ازچهار زن  موجود  عقد  شده  باشد  يا  مانند  همبستري  با  زن  بيگانه‌اي‌که  همسر  دارد  و شخصي  با  او  عقد  نکاح  بندد  و  با  وي  همبسترشود  و مانند  نکاح  با  زني‌که  هنوز در عده  ديگري  است  و مانند  نکاح  مجدد  را  زني‌ که  مطلقه  بطلاق  ثلاثه  است  و هنوز با  شخص  ديگري  ازدواج  نکرده  است  در  همه  اين  احوال  اگر  بدنبال  چنين  نکاح  همبستري  صورت‌گيرد،  موجب  حد  شرعي  است  و  چنين  نکاحي  شبهه  تلقي  نمي‌گردد. برای‌ کسی‌ که  اذان  را  می‌شنود،  مستحب  است‌ که ‌کلمات  زبر  را  بر  زبان  آورد:  

1-‌در  همه  احوال‌،  کلمات  موذن  را  تکرار  می‌کند،  جـز  در  "‌   حیعلتین=  حي على الصلاة و حي على الفلاح"  ‌که  هر  بار  بدنبال  شنیدن  آنها،  می‌گوید: " لا حول ولا قوة إلا بالله [‌تمام  کوششها  و  نیروها  تنها  در  دست  خداست‌]"‌.  از  ابوسعید  خدری  روایت  است  که‌:  پیامبر صلی الله علیه و سلم  فرمود: (إذا سمعتم النداء فقولوا مثل ما يقول الموذن) [‌هرگاه  صدای  اذان  را  شنیدید، ‌کلمات  موذن  را  تکرار کنید]"‌. گروه  محدثین  آن  را  روایت ‌کرده‌اند.  از  عمر  روایت  شده  است‌که‌:  پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود:" (إذا قال المؤذن: الله أكبر الله أكبر)، فقال أحدكم: الله أكبر الله أكبر، ثم قال أشهد أن لا إله إلا الله قال: أشهد أن لا إله إلا الله، ثم قال أشهد أن محمدا رسول الله قال: أشهد أن محمدا رسول الله، ثم قال: حي على الصلاة، قال: لا حول ولا قوة إلا بالله، ثم قال: حي على الفلاح، قال: لا حول ولا قوة إلا بالله، ثم قال: الله أكبر الله أكبر، قال: الله أكبر الله أكبر، ثم قال: لا إله إلا الله، قال: