ند ربك، وما هي من الظالمين ببعيد  [2]  [‌بخاطر  بياوريد  لوط  را  هنگامي‌که  به  قوم  خودگفت‌: آيا  عمل  شنيعي  انجام  مي‌دهيدکه  تاکنون  احدي  ازجهانيان  پيش  از  شما  اين  عمل  ننگين  را  انجام  نداده  است‌؟‌!!آيا  شما  ازروي  :‌شهوت  به  سراغ  مردان  مي‌رويد  نه  بسراغ  زنان‌؟‌!ا  براستي  شماگروه تجاوز کار  و  ستم  پيشه  هستيد!!  

ولي  پاسخ  قومش  چيزي  جز اين  نبود که ‌گفتند  اينها  را  ازشهر و آبادي  خود  بيرون  کنيدکه  اينها  افراد  متظاهري  هستند  و  رياکارند: ‌آلودگان  همواره  پاکان  را  به  رياکاري  متهم  مي‌کنند  (‌چون‌کار  به  اينجا  رسيد  وگستاخي  را  از  حد  گذراندند)  ما  او  و  خاندانش  را  رهائي  بخشيديم  جز  همسرش‌که  با  بازماندگان  (‌در  شهر)  بود  و  با  آنان همعقيده  بود. و  (‌سپس  چنان‌)  باراني  بر  آنها  فرستاديم  (‌باراني  از  سنگ  که  آنها  را  نابود  ساخت‌)  اکنون  بنگر  سرانجام‌کار  مجرمان  به‌کجاکشيد.و  هنگامي‌که  رسولان  ما  -‌فرشتگان  مامور  ما  -‌به  سراغ  لوط  آمدند،  او  از آمدنشان  ناراحت  شد  و  قلبش  پريشان‌گشت  وگفت‌: امروز  روز  سختي  است  -  چون  ابتدا  فرشتگان  را که  در  جامه  انسان  بودند  نشناخت  -‌(‌چون  قومش  مهمانان  لوط  را  ديدند)  به  سرعت  به  سراغ  لوط  (‌و  مهمانانش‌)  آمدند  و  قبلا  نيز اين ‌کارهاي  ناپسند  و  شنيع‌  و  ننگين  را  انجام  مي‌دادند. لوط‌ گفت‌: اي  قوم  من  اينها  دختران  من  هستند  -  (‌مقصود  دختران  لوط  يا  دختران  قومش  مي‌باشد که  دختران  قوم  هر  پيامبري  بمنزله  دختران  او  هستند)  -‌آنان  براي  شما  پاکيزه‌ترند  از مردان  بفرمائيد  با  آنها  ازدواج ‌کنيد  و  از  اعمال  شنيع‌ و  ننگين  لواط  صرف  نظرنمائيد. از  خدا  بترسيد  و  مرا  در  مورد  مهمانانم  رسوا  مسازيد،  آيا  در  شما  يک  مرد  رشيد  و  عاقل  و  شايسته  وجود  ندارد؟‌!!  (‌که  شما  را  از  اين  اعمال  ننگين  باز  دارد) ‌گفتند: تو که  مي‌داني  ما  نيازي  و  ميلي  بدختران  تو  -‌بزنان  -‌نداريم  و  تو  خوب  مي‌داني  ما  چه  مي‌خواهيم‌؟‌!  

گفت‌: (‌افسوس‌)  اي  کاش  در  برابر  شما  قدرتي  داشتم  يا  تکيه‌گاه  و  پشتيباني  محکمي  دراختيار  من  بود  (‌آنگاه  مي‌دانستم  با  شما  ددمنشان  چه‌کنم‌؟‌!  (‌چون  لوط در  ميان  قوم  خود  غريب  بود  و  ازعراق  همراه  عمويش  ابراهيم  بدانجا  مهاجرت‌کرده بود  لذا  مي‌گويد: ايکاش  قوم  و  فاميلي  در  اينجا  داشتم‌که  درراندن  شما  به  من‌کمک کند  )‌. 

فرشتگان ‌گفتند: اي  لوط  ما  رسولان  و  پيکان  پروردگار  توايم‌،  آنان  هرگز  دستشان  به  تو  نمي‌رسد  و  بتو  دسترسي  پيدا  نخواهندکرد. دردل  شب  پيش  ازطلوع  فجر  با  خانواده‌ات  از  اين  شهرحرکت‌کن  و  هيچيک  ازشما  پشت  سرش  را  نگاه  نکند،  مگر  همسر  تو که  او  هم  بهمان  بلائي‌که  آنهاگرفتار  مي‌شوندگرفتار  خواهد  شد،  موعد  آنها  صبح  است  آيا  صبح  نزديک  نيست‌؟‌!!

هنگامي‌که  فرمان  ما  فرا  رسيد  آن  (‌شهر و  ديار)  را  زير و زبرکرديم  و زير و رو  شد  و  باراني  از  سنگ‌:‌گلهاي  متحجر  متراکم  بر  روي  هم  و  پي  در  پي  بدون  فاصله  بر  آنها  بارانيديم  و  نازل‌کرديم‌. سنگهائي‌ که  نزد  پروردگارت  نشاندار  بود  و  خاص  آنان  بود  و  بکسي  ديگر  اصابت  نمي‌کرد  و  اين  سرزمين  قوم  تبهکار  از  ستمگران  مشرک  قريش  دور  نيست  (‌و  در  راه  خود  بشام  از آنجا  عبور  مي‌کنند)‌]"‌.

پيامبر  صلي الله عليه و سلم   بکشتن‌کسي‌که  مرتکب  اين  عمل  بي‌شرمانه  مي‌گردد  دستور  داده است  و  او  را  نفرين  و لعن‌کرده  است‌. ابوداود  و  ترمذي  ونسائي  و ابن  ماجه  از عکرمه  از  ابن  عباس  روايت  کرده‌اند  که  پيامبر صلي الله عليه و سلم   گفت‌:"  من وجدتموه يعمل عمل قوم لوط، فاقتلوا الفاعل والمفعول به     [هرکس  را  يافتيدکه  مرتکب  عمل  بي‌شرمانه  قوم  لوط  مي‌گردد  فاعل  و  مفعول  هردو  را  بکشيد]"‌. متن  اين  روايت  نزد  نسائي  چنين  است‌:" لعن الله من عمل عمل قوم لوط.لعن الله من عمل عمل قوم لوط.لعن الله من عمل عمل قوم لوط    [‌سه  بارگفت  خداوند  لعنت  کند  هرکسي  راکه  مرتکب  عمل  قوم  لوط  مي‌گردد  يعني  لواط  مي‌کند]‌’‌’‌.

شوکاني‌گفته  است‌: چقدرشايسته  ومستحق  است‌کسي  راکه  مرتکب  اين  جرم  و  رذيله  و  پستي  مي‌شود  بگونه‌اي‌کيفردهندکه  عبرت  و  پند  براي  ديگران  باشد  و  بگونه‌اي  شکنجه  گرددکه  آتش  شهوت  فاسقان  تبهکار  را  خاموش  سازد. براستي  کسي‌که  اين  عمل  زشت  قوم  لوط  را  مرتکب  شود،‌که  پيش  از  قوم  لوط  احدي  از  جهانيان  بدان  مبادرت  نورزيده  بود،  شايسته  است‌که  عذاب  و  شکنجه  وکيفرسخت  و  زشت  وجانکاهي  مانند  آنان  ببيند  و  بآتش  آنان  بسوزد. خداوند  اين  قوم  تبهکار  را   در  زمين  فرو  برد  و  ريشه‌شان  را  از  بيخ‌کند  و  همه  را  نابودکرد”‌. ا هـ.
اسلا‌م  بدينجهت  درکيفر  و  شکنجه  اين  عمل  بي‌شرمانه  سختگيري  نموده  است  چون  زيانهاي  فردي  و اجتماعي  آن  بسيار  آشکار  و  خطرناک  است‌.
دکتر  محمد  وصفي  درکتاب  “‌الاسلام  و الطب‌”  زيانهاي  آن  را  بدينگونه  برشمرده  است: 

1-‌عدم  تمايل  به  زن  و  انصراف  از  آن
عمل  لواط  سبب  مي‌گردد  شخصي‌که  به  لواط  عادت‌کرده  نسبت  بزن  تمايل نداشته  باشد  و‌گاهي  اين  عدم  تمايل  بدرجه‌اي  مي رسد  که  مرد  از  مباشرت  با  زن ناتوان  و  عاجز  مي‌شود. 

بنابراين  مهمترين  و‌ظيفه  ازدواج که  ايجاد  نسل  است  بحالت  تعطيل  درمي‌آيد  و  از  بين  مي‌رو‌د،  اگر  اين  مرد  سرانجام  موفق  بازدواج ‌گردد،  همسرش  يکي  از  قربانيان  اين  عمل  زشت  او  مي‌شود  و  هرگز  آرامش  نخواهد  داشت  و  از  مهر  و  شفقت‌که  زيربناي  زندگي  زناشوئي  است‌،  محروم  خواهد  بود،  بنابراين  زندگي  دردناکي  خواهد  داشت‌که  نه  زني  است ‌که  شوهرخوبي  داشته  باشد  ونه  آزاد  ومطلقه  است‌که  شوهر  ديگر‌ي  اختيارکند. 

٢-  تاثير  بد  روي  اعصاب
عادت  لواط  نخست  بجنگ  اعصاب  مي‌رود  و  روي  اعصاب  تاثير  خاصي  دارد. يکي  از  نتايج  آن  عکس‌العمل  روحي  است  در  اخلاق‌ و  رفتار  فرد،‌که  از  صميم  قلب  چنان  مي‌پنداردکه  او  براي  اين  آفريده  نشده  است‌که  مرد  باشد  و  احساس  و  شعور او دچار  انحراف  جنسي  شديدي  مي‌گردد  و  احساس  مي‌کندکه  بهمجنس  خود  تمايل  دارد  و  افکار  خبيث  و  پليد  او  متوجه  اعضاي  تناسلي  همجنس  خود  مي‌شود. از  اينجا  است‌که  مي‌توان  علت  حقيقي  اسراف  و  زياده‌ روي  بعضي  از  جوانان  منحط  به  خودآرائي  و  تقليد  زنانه  را  بروشني  فهميد،‌که‌گردهاي  مختلف  و  پمادهاي ‌گوناگون  بچهره  خويش  مي‌زند  و  مي‌خواهند  با  رنگ  سرخ‌،  بگونه  زدن‌،  خود  را  زيبا  جلوه  دهند  و  سرخاب  مي‌زنند،  و  ابروان  را  باريک‌کرده  و  با  ناز  و  تبحتر  و کرشمه  راه  مي‌روند  و  امثال  اينگونه  ادا  و  اطواري  در  هر  جا  مشاهده  مي‌کنيم  و  بسيار  مي‌بينيم‌. بيگمان  کتابهاي  طب  تعداد  بسياري  از  اي