گردد  مگر  اينکه  حاکم  آن  را  مصلحت  بداندکه  دراين  صورت  تبعيد  زن  ومرد  برحسب  تشخيص  او و بمسافتي  است‌که  خود  صلاح  مي‌داند. 
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - مقصود  آنست‌که  این  ضربات  با  چیزی  صورت‌گیرد  که  پوست  را  بیازارد  ولی  استخوان  را  نشکند  و  گوشت  را  قطع  نکند.
[2] - خطابی‌گفته  است‌:  علما  درباره  این  سخن  پیامبر(‌ص‌)  و  ترتیب  آن  در  برابر  آیه  فوق  اختلاف  دارندکه  آیا  این  سخن  پیامبر(‌ص‌)  ناسخ  آیه  است  یا  مبین  آن‌؟‌!  لذا  اختلاف  پیدا  شده  است‌گروهی  نسخ‌کتاب  به  سنت  را  روا  دانسته  و  قول  به  نسخ‌‌کرده‌اند.گروهی  دیگرگفته‌اند  قبلا  خداوند  وعده  تعیین تکلیف  اینگونه  زنان  داده  بود  و  بدینوسیله  پیامبر(‌ص‌)‌گفت‌:  خذوا  عنی‌...  پس  مبهم  را  بیان  و  محمل  را  تفصیل  داده  است  و  آیه  بعدی  در  سوره  نور  ناسخ  این  آیه  است‌. 
[3] -‌این  مسافت  را  سه  میل  یا  سه  فرسخ  و  باندازه  فاصله  مکه  با  طایف  و  مکه  با  جده  و  مکه  با  عسفان  ذکر  شده  است  به  تیسیر  الوصول  ج  2/285  مراجعه  شود.  در  فقه  شافعی  این  مسافت  چهل  و  هشت  میل  هاشمی  و  دو  منزل  کاروانی  ذکر  شده  است‌. 
[4] -‌بنظر  من  ذکر  شوهر  و  زوج  در  اینجا  خالی  از  اشکال  نیست  چون  آن  زن  هنوز  شوهر  نکرده  است  و  الا  رجم  می‌شود.  مترجمحد  زناي  محصن  =  زن  و  مرد  ازدواج کرده  

علماء  بر  اين  اتفاق  نظر  دارندکه  اگر  زن  ازدواج‌کرده  يا  مرد  ازدواج‌کرده  مرتکب  زنا  شدند  بايد  رجم  و  سنگسار  شوند[1]. و  چنين  استدلال‌کرده‌اند:
1-‌از  ابوهريره  روايت  است‌که  مردي  در  مسجد  پيش  پيامبر صلي الله عليه و سلم   آمد  وگفت‌: اي رسول  خدا: من  مرتکب  عمل  زنا  شده‌ام‌. پيامبر صلي الله عليه و سلم    از  او  روي  برگرداند  تا  چهار  بار  اين  اعتراف  را  تکرارکرد  و  پيامبر صلي الله عليه و سلم    به  وي  توجه  نکرد  ولي  چون  چهار  بار  اين  گواهي  را  برعليه  نفس  خويش  داد  پيامبر صلي الله عليه و سلم    اورا  خواند  وگفت‌: " أبك جنون "؟  [‌آيا  تو  ديوانه‌اي‌؟‌]" ‌گفت‌: نخير. پيامبر صلي الله عليه و سلم   گفت‌:"  فهل أحصنت "؟[ازدواج  کرده‌اي‌؟‌]" ‌گفت‌: آري‌. پيامبر صلي الله عليه و سلم   گفت‌:" اذهبوا فارجموه     [او  را  ببريد  و  رجم‌کنيد  و  سنگسار  نمائيد]‌’‌’‌. 

 ابن  شهاب‌ گويد:‌کسي  به  من  خبر  دادکه  از  جابر  بن  عبدالله  شنيده  بود که‌ گفت‌: من   از جمله ‌کساني  بودم ‌که  در  رجم  آن  مرد  شرکت  داشتيم‌،  او  را  در  “‌مصلي  = جاي  نماز  عيد”  رجم‌کرديم وقتي ‌که  باريدن  سنگ  به  سوي  او سرازير شد،  فرار کرد  و  ما  در  “‌حره‌”  به  و‌ي  رسيديم  و  او  را  سنگسار کرديم‌”‌. اين  رو‌ايت  متفق  عليه  است‌. و  اين  دليل  است‌که  احصان  با  يک  بار  اقرار  و  اعتراف  از  شخصي  ثابت  مي‌گردد  و  جواب  دادن  به  “‌نعم  =  آري‌”  خود  اقرار  است‌.

٢-  از  ابن  عباس  نقل  است‌که  عمر  بن  خطاب  در  ضمن  خطابه  گفت‌: “‌خداو‌ند  حضرت  محمد صلي الله عليه و سلم    را  به  حق  مبعوث‌کرده  و قرآن  بروي  نازل  نموده  است  و ‌از  جمله  آنچه  بر  و‌ي  نازل  شده  آيه  رجم  است‌که  آن  را  خوانده  و  حفظ‌ کرده‌ايم‌،  پيامبر صلي الله عليه و سلم    برابر  آن  به  رجم  زناکار  محصن  پرداخته  و  ما  نيز  چنين‌کرده‌ايم‌. من  نگران  اين  هستم  که  اگر  زمان  ط‌ولاني  بگذرد، ‌کسي  بگويد: ما  درکتاب  خدا  اثري  از رجم  نمي‌بينيم  آن  گاه  مردم‌ گمراه  شوند  با  ترک  فريضه‌اي‌که  خداوند  آن  را  نازل‌کرده  و  بدان  دستور  داده‌اند،‌که  هر  مرد  و  هر  زني  محصني  و  ازدواج ‌کرده‌اي  مرتکب  زنا  شود که‌گواهاني  برآن‌ گواهي  دهند  يا  اينکه  زن  بي‌شوهري‌که  قبلا  ازدواج ‌کرده  آبستن‌گردد  يا  وسيله  اعتراف  مرتکب  شونده  جرم  ثابت  شود،  بايستي  مرتکب  زنا  در  اين  حال  رجم‌گردد. بخداي  قسم  اگر  ترس  نبودکه  مردم  بگويند: عمر  چيزي  به  قرآن  افزو‌ده  است  آيه  رجم  را  دستور  مي‌دادم‌که  بنويسند”‌. اين  روايت  را  بطور  مختصر  يا  مطول  شيخين  و  ابوداو‌د  و  ترمذي  و  نسائي  رو‌ايت  کرده‌اند.

درکتاب  نيل  الاو‌طار آمده  است‌که  ثبوت  حکم  رجم  مورد  اجماع  همه  مي‌باشد  درکتاب  “‌البحر”  از  خوارج  نقل  شده‌که  رجم  واجب  نيست  و  ابن  العربي  نيز  از  خوارج  چنين  حکايت‌کرده  است‌. وآن  را  ازبعضي  از  علماي  معتزله  مانند  “‌نظام‌”  و  يارانش  نيز  حکايت‌کرده  است‌. و آنان  بر  اين  ادعاي  خويش  هيچ  سندي  ندارند  جز  اينکه  مي‏‎گويند  درقرآن  نيست  و  اين  باطل  است‌. زيرا  حکم  رجم  با  سنت  متواترکه  بر  آن  اجماع  است  ثابت  شده  است  و  برابر  روايت  عمر  بن  خطاب‌که  جماعت  محدثين  بزرگ  از  او  روايت‌کرده‌اند  برابر  نص  قرآن  نيز  ثابت  شده  است‌. عمرگفت‌: آية  رجم  ازجمله  چيزهائي  است‌که  برپيامبري  نازل  شده  و ما  آن  را  خوانده  وحفظ  کرده‌ايم  و  پيامبر صلي الله عليه و سلم   حکم  رجم  را  اجراکرده  و  ما  نيز  به  پيروي  از  او  اجرا کرده‌ايم‌. نسخ  تلاوت  و  قرائت  آيه‌اي  مستلزم  نسخ  حکم  آن  نيست‌. همانگونه‌که  ابوداود  آن  را  از  حديث  ابن  عباس  بيرون  آورده  است‌. امام  احمد  و  طبراني  درکتاب  “‌الکبير”  از  حديث  امامه  به  سهل  و  او  از  خاله‌اش  “‌عجماء‌”  نقل‌ کرده  است‌که  " الشيخ والشيخة إذا زنيا فارجموهما ألبتة بما قضيا من اللذة  [هرگاه  شيخ  وشيخه  = زن  و مرد  پير و ازدواج  کرده  مرتکب  عمل  زنا  شوند  بسبب  لذتي‌ که  ديده‌اند  آنان  را  سنگسار کنيد]"‌.

از  جمله  چيزهائي  است‌که  جزو  قرآن  است  و  بر  پيامبر صلي الله عليه و سلم    نازل‌گرديده  است  ابن  حبان  در  صحيح  خود  از  ابي  بن ‌کعب  چنين  نقل‌کرده  است‌ که‌:
سوره  احزاب  باندازه  سوره  بقره  بوده  و  آيه " الشيخ والشيخة ...الخ"  جزو آن  سوره  بوده  است‌[2]‌.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -‌رجم‌:  در  اصل  رجم  بمعنی  سنگ  انداختن  است  ولی  تمام  الفاظ  رجم‌که  در  قرآن  آمده  است  بمعنی  قتل  است  -‌بنابراین  رجم  بمعنی  قتل  است  -‌مولف
[2] -بگمانم  این  روایت  صحـیح  نباشدکه  ابی  بن‌کعب  چنین  حرفی  زده  باشد  اگر  چنین  باشد  خدای  نخواسته  باید  قرآن  دستخوش  تحریف  شده  باشدکه  هرکس  مسلمان  باشد  چنین  حرفی  را  نمی‌زند:  “‌انا  نحـن  نزلنا  الذکر  و  انا  له  لحافظون‌“  دوستان  نادان‌که  چنین  ادعائی  عنوان  می‌کنند  می‌خواهند  بگویند  حکم  رجم  ثابت  است  و  ما  برای  اثبات  آن  به  عمل  پیامبر  اکتفا  می‌کنیم  و  نیازی  بچنین  جعلی  نیست‌.  و  عمل  پیامبر(‌ص‌)‌که  بتواتر  رسیده  است‌کافی  و  وکیل  است‌.  مترجماقسام  زنا‌کا‌ران  

زناکار  يا  ازدواج  ناکرده  -‌بکر  -‌يا  ازدواج ‌کرده  -‌محصن  -‌مي‌باشد  و  هرکدام  حکم  جداگانه  و  خاص  خويش  را  دارند.شرايط  احصان  

براي  اينکه  زناکار  محصن  بحساب  آيد  و  حکم  رجم  در‌باره  او  