]‌’‌’‌. يعني  اگرگواهان  براتهام  به  زنا  به  چهار  نفرنرسند  در  حكم  خداوند  دروغ‌گو  به  حساب  مي‌آيند. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:786.txt">مي‌خوارگي  به  تدريج  حرام ‌گرديد</a><a class="text" href="w:text:787.txt">خمر  و مي  چيست</a><a class="text" href="w:text:788.txt">مهمترين  انواع  "‌خمر"</a><a class="text" href="w:text:789.txt">مخدرات</a><a class="text" href="w:text:790.txt">حد  شرعي  شارب  الخمر</a><a class="text" href="w:text:791.txt">مداواي  با  خمر  و  مواد  مخدر</a></body></html>مي‌خوارگي  به  تدريج  حرام ‌گرديد

مسلمانان  همچنان  مي‌خوارگي  مي‌كردند  تا  اينكه  پيامبر صلي الله عليه و سلم    از  مكه  به  مدينه هجرت‌كردند  و  مسلمانان  با  توجه  به  شر  و  فساد  و  تباهي‌كه  درميخوارگي  و  قمار  مي‌ديدند  درباره  آن  دو  فراوان  از  پيامبر صلي الله عليه و سلم   پرس  و  جو  مي‌كردندكه  خداوند  اين  آيه  را  نازل  فرمود:" يسألونك عن الخمر والميسر، قل فيهما إثم كبير ومنافع للناس وإثمهما أكبر من نفعهما     [اي  محمد،  درباره  مي  و  ميخوارگي  و  قمار  و  انواع  آن  از  تو  مي‌پرسند،  بدانان  بگو  در  باده  و  قمار گناه  بس  بزرگ  است  و  براي  مردمي‌ كه  تجارت  مي‌كنند منافعي  نيز  دارد  ليكن‌گناه  آن  دو  بزرگتر  است  از  منفعت  آنها،  بديهي  است‌كه  هيچ  عاقلي‌كاري  راكه‌گناه  و  زيانش  بيش  از  نفع  آن  باشد  نمي‌كند]"‌.

يعني  ميخوارگي  و  قماربازي‌گناه  بزرگي  است  چون  هر  دو  سبب  زيانهاي  مادي  و  معنوي  و  ديني  و  تباهي  اخلاق  مي‌باشند،  دركنار  اين  گناه  بزرگ  و  زيان  مادي  و  معنوي‌،  براي  مردم  منافعي  مادي  ناچيزي  نيز  دارندكه  تجارت  به  مي  فروشي  و  كسب  مال  در  قماربازي  بدون  رنج  فراوان  است  ولي‌گناه  و  زيان  آنها  خيلي  بيش  از  سود  آنها  است  واين  خود  جانب  تحريم  آنها  را  ترجيح  مي‌دهد  اگرچه  بصورت  قطعي  آنها  را  تحريم  نكرده  است‌،  سپس  بعد  ازاين  آيه‌كه  تا  حدي  ميخوارگي  را  محدودكرد  آيه  ديگري  درباره  تحريم  ميخوارگي  به  هنگام  نماز  خواندن  نازل  شد،  تا كساني‌كه  به  ميخوارگي  عادت‌كرده  وآن  را  جزئي  از  زندگي  خود  ساخته  بودند، بتدريج  ازآن  دست  بكشند  وآن  را  رها  سازند.كه  مي‌فرمايد: " يا أيها الذين آمنوا لا تقربوا الصلاة وأنتم سكارى حتى تعلموا ما تقولون    [‌اي  مومنان  در  حاليكه  مست  شده‌ايد  و  مي  نوشيده‌ايد،  به  نماز  نزديك  مشويد  تا  اينكه  بهوش باشيد  و  بدانيد  چه  مي‌گوئيد]"‌. 

در‌باره  سبب  نزول  اين  آيه  آورده‌اندكه  مردي  در  حال  مستي  نماز  مي‌خواند  و  سوره  (‌كافرون‌)  را  بدين  صورت  خواند." قل يا أيها الكافرون.أعبد ما تعبدون..."  بجاي لا اعبد ما تعبدون"  و اين رويداد مقدمه‌اي  بود  براي  تحريم  ابدي  و نهائي  مي خوارگي  سپس  بعد  از اين ‌گام  دوم  در  تحريم  باده  و  مي  و  ميخوارگي  حكم  خداوند  به  تحريم  هميشگي  و  نهائي  آن  نازل  شدكه  مي‌فرمايد: " يا أيها الذين آمنوا إنما الخمر والميسر والانصاب والازلام رجس من عمل الشيطان، فاجتنبوه لعلكم تفلحون، إنما يريد الشيطان أن يوقع بينكم العداوة والبغضاء في الخمر والميسر، ويصدكم عن ذكر الله وعن الصلاة، فهل أنتم منتهون...؟   [‌اي  مومنان  براستي  مي  وميخوارگي  و قمار‌بازي  و بتها  وتيرهاي  فال  زني‌،  همه  پليد  و از كارهاي  شيطاني  است  و  از آنها  بپرهيزيد  تا رستگار شويد كار شيطان  همه  ناپاك  و  پليد  است  و  مي  و هر  چيز  مست‌كننده‌اي‌،  و  قمار‌بازي  و  بتها  و  تيرهاي  فال  زني  همه‌،‌كارهاي  شيطاني  است  و رستگاري  در  پرهيز از آنها  است‌،  آنگونه ‌كه  از آتش  مي‌پرهيزيد  از اين  پليديها  نيز  بپرهيزيد كه  همه  آنها  حرام  و  ناپاك  و  پايمال ‌كننده  عمرو  مال  و  شخصيت  و  خان ومان  برانداز  است‌،  مقصود  شيطان  از  دچار  شدن  شما  به  آن  پليديها،  معلوم  است‌. قصد  او  اينست‌كه  از  طريق  ميخوارگي  و  قماربازي  ميان  شما  دشمني‌كينه  و  شر  و  فتنه  بپاكند  و  شما  را  از  ياد  خدا  و  نماز  باز  دارد  آيا  با  اين  حال  و  تفصيل  ازآنهاخودداري  نمي‌كنيد؟‌!  بايد  خودداري  كنيد،  چون  وظيفه  مومن  پاكي  و  پرهيز  از  ناپاكي  است  و  پذيرفتن  فرمان  خدا  است‌]"‌. در  اين  آيه‌كه  ميسر  و  انصاب  و  ازلام  برخمر  عطف  شده  و  با  هم  آمده‌اند،  بنظرمي‌آيدكه  حكم  همه  آنها  بشرح  زير است‌. 1-‌آلوده  و  ناپاكند  و  خردمندان  آنها  را  پليد  و  ناپاك  مي‌دانند.

٢-‌همه  آنها  از  اعمال  شيطان  و  وسوسه  شيطان  مي‌باشند.
 ٣-‌بنابراين  واجب  است‌كه  از  آنها  دوري  نمود  و  پرهيزكرد  تا  انسان  آماده  براي  رستگاري و نجات  باشد. 
٤-‌شيطان  مي‌خواهد  از  راه  ارتكاب  اين  پليديها  و آراستن  آنها  در  چشم  مردم‌،  در  ميان‌شان  دشمنانگي  وكينه  و  عداوت  پديد  آورد  و  اين  خود  يك  فساد  و  تباهي  دنيائي  است  پس  ميخوارگي  و  قماربازي  فساد  و  تباهي  مادي  و  دنيايي  است‌. 
٥-  شيطان  از  راه  ميخوارگي  و  قماربازي  مي‌خواهد  مردم  را  از  ياد  خدا  و  نماز  گزاردن  غافل  نمايد  و  اينهم  يك  فساد  و  تباهي  ديني  است  -‌پس  فساد  و  تباهي  ديني  و  دنيائي  دارند  بنابراين  نبايد  كسي  بدين  مفاسد  و  تباهي‌ها  بپردازد  وكوچكترين  مقدار  از  آنها  جايز  و  روا  نيست‌.

آيه  فوق  آخرين  حكم  تحريم  است ‌كه  درباره  ميخوارگي  و  باده‌گساري  نازل  شده  وحكم  تحريم  قطعي  ونهائي  آن  است‌.

عبد  بن  حميد  از  عطاء  نقل‌كرده  است‌كه  اولين  چيزي‌كه  در‌باره  تحريم  “‌خمر”  نازل  شد  آيه  ’‌’ يسألونك عن الخمر والميسر  ...’‌’  بودكه  برخي  از  مردم‌گفتند. ما  آن  را  مي‌نوشيم  چون  منافعي  دارد  و برخي  ديگرگفتند  چيزي‌كه  در آن‌گناه  باشد  سودي  و  خيري  ندارد  بنابراين‌،  آن  را  نمي‌نوشيم‌. سپس  آيه  ’‌’ يا أيها الذين آمنوا لا تقربوا الصلاة وأنتم سكارى حتى تعلموا ما تقولون ‌"  نازل‌گرديدكه  بعضي  از  مردم  مي‌گفتند  مي‌  مي‌نوشيم  و  در  خانه  خود  مي‌نوشيم  وگروهي  ديگرمي‌گفتند  چيزي‌كه  مانع  ما  از  نماز  خواندن  همراه  ديگرمسلمانان  باشد  خيري  و  سودي  ندارد. بنابراين  ازآن  پرهيز  كردند. سپس  آيه  ’‌’  يا أيها الذين آمنوا إنما الخمر والميسر والانصاب ... ’‌’  نازل  شد  و  مردم را  بطور  قطعي  و  نهائي  از  باده‌گساري  نهي‌كرد  و  مردم  بدان  پايان  دادند  و  اين  تحريم قطعي  بعد  از  “‌جنگ  احزاب‌”  بود،  از  قتاده  نقل  شده  است‌كه  خداوند  درسوره  مائده  بعد  از  جنگ  احزاب  درسال  چهارم  يا  پنجم  هجري  براي  هميشه  مي  خوارگي  را  تحريم  نمود  و  ابن  اسحاق‌گفته  است  اين  تحريم  بعد  از  جنگ  بني  النضير  در  سال  چهارم  هجري  روي  داده  است‌كه  اين  قول  راجح  مي‌باشد.
دمياطي  در كتاب  سيره  خويش‌ گفته  است‌،  تحريم  قطعي  مي  خوارگي  در  سال  “‌حديبيه‌”  سال  ششم  هجري  بوده  است‌[1]‌.

اسلام  درباره  تحريم  مي  و  مي‌خوارگي  پافشاري  نموده  است‌
هدف  از  تعاليم  اسلامي  ايجاد  شخصي