کرد،  سپس  او قاعده  شد  و  بحيض  افتاد  بايد  عده  خود  را  وسيله  ديدن   سه  حيض  سپري‌کند،  چون  اصل  سه  حيض  است  وسه  ماه  بدل  از آن  است  و  حالا  که  اصل  آمد،  بدل  از  اعتبار  ساقط  است‌. ولي  اگر  سه  ماه  تمام  شده  باشد  سپس  بحيض  افتاد  لازم  نيست  عده  را  با  ديدن  حيضها  ازسرگيرد،  چون  اين  حالت  بعد  از  سپري  شدن  عده  پديد  آمده  است‌،  هرگاه  زني  عده  خود  را  با  حيضها  ياگذشتن  ماهها  آغازکرده  باشد،  سپس  معلوم  شدکه  او  حامله  است  عده  او  بوضع  حمل  تغيير  مي‌يابد  و  وضع  حمل  دليل  قطعي  بر  براء‌ت  رحم  است‌. 

انقضاي  عده
هرگاه  زني  حامله  باشد،  با  وضع  حمل‌،  عده  وي  پايان  مي‌پذيرد  و  هرگاه  عده  با  ماهها  باشد  از  وقت  جدائي  حساب  مي‌شود [8]‌. يا  از  وقت  وفات  شوهر  برايش‌حساب  مي‌شود  تا  اينکه  سه  ماه  يا  چهار  ماه  و  ده  روزاش  باتمام  مي‌رسد.
اگر  عده  با  حيض  باشد  هرگاه  سه  حيض  تمام  شد،  عده  پايان  مي‌يابد  و  شناخت  آن  تنها  از  قول  خود  زن  ميسر  است‌[9]‌.

زني‌که  در  حال  عده  است  بايد  در  خانه  زناشوئي  خويش  بماند  
زني‌که  در  عده  است  تا  مدت  انقضاي  عده‌اش  بايد  درخانه  زناشوئي  خود  بماند  و  حلال  نيست‌که  او  ازخانه  شوهرش  بيرون  رود  وبراي  شوهرش  نيزحلال  نيست‌که  او  را  بيرون‌کند. هرگاه  طلاق  واقع  شد  يا  جدائي  حاصل‌گرديد  و  درآن  حال  زن  در  خانه  شوهر  نبود،  همينکه  زن  ازآن  اطلاع  پيداکرد  بروي  واجب  است‌که  به  خانه  شوهر  برگردد. خداي  بزرگ  مي‌فرمايد:" يا أيها النبي إذا طلقتم النساء فطلقوهن لعدتهن واحصوا العدة واتقوا الله ربكم لا تخرجوهن من بيوتهن ولا يخرجن إلا أن يأتين بفاحشة مبينة  ، وتلك حدود الله ومن يتعد حدود الله فقد ظلم نفسه [‌اي  پيامبر صلي الله عليه و سلم   هرگاه  اراده  کرديدکه  زنازبان  را  طلاق  دهيد  وقتي  اينکار را  بکنيدکه  زنان  به  استقبال  عده  بروند  يعني  پاک  باشند  و در آن  پاکي  با  آنان  همبستري  صورت  نگرفته  باشد  و  عده  را  تا  سه  حيض‌کامل‌کنيد  و  تقواي پروردگارتان  را  داشته  باشيد  و  چيزي  راکتمان  نکنيد. بعد  از  طلاق  تا  سپري  شدن  عده‌،  آنان  را  از  خانه‌هايشان  بيرون  مکنيد  و  آنان  نيز  بدون  رضايت  طرفين  بيرون نروند  مگراينکه  زنان‌گناه  زشت  وآشکاري  مرتکب  شوند  و  براي  شما  به  اثبات  رسيده  باشد،  در  آن  صورت  اخراج  آنها  اشکالي  ندارد. اين  است  مقررات  و  حدود  الهي  هرکس  از  حدود  و  مقررات  الهي  تجاوزکند  بخويشتن  ستم  روا  داشته  است‌]‌’‌’‌. از  فر‌يعه  دختر  مالک  پسر  سنان‌که  خواهر  ابوسعيد  خدري  است  روايت  شده‌که “او  پيش  پيامبر صلي الله عليه و سلم    آمد  و  از  او  سوال  نمودکه  آيا  او  بخانواده  خويش  برگردد  و  پيش  آنها  برود‌؟  زيرا  شوهرش  بردگاني  را  تعقيب‌کرده  بودکه‌گريخته  بودند  تا  اينکه  درمحلي  بنام  “‌قدوم‌”  در  شش  ميلي  مدينه  بدانان  رسيد  و  او  را کشتند. حالا  پيش خانواده‌ام  برگردم‌؟  اگر  برگردم  مرا  در  منزل  او  نمي‌گذارند  و  نفقه‌ام  را  نمي‌دهند،  پيامبر صلي الله عليه و سلم    فرمود: برو  پيش  خانواده‌ات‌. اوگويد: ازپيش  پيامبر صلي الله عليه و سلم    بيرون  رفتم  وهنوز  حجره  يا  مسجد  را  ترک  نکرده  بودم‌،  مرا  صداکرد  يا  دستور  دادکه  مرا  پيش  او  بخوانند،  وقتي‌که  پيش  او  برگشتم‌گفت‌: چه‌گفتي‌؟  من  داستان  شوهرم  را  برايش  مجددا  بازگوکردم‌. او  فرمود:درمنزل  شوهرت  بمان  تا  اينکه  عده‌ات  بپايان  مي‌رسد. اوگفت‌: تا  چهارماه  و  ده روز  عده‌ام  بپايان  رسيد  در  منزل  خويش  ماندم‌. اوگويد: چون  پسر  عفان  در  زمان خلافتش  -‌بدنبال  من  فرستاد  و  در‌باره  اين  ماجري  از  من  پرسش  و  سوال  نمود،  من  ماجري  را  برايش  نقل‌کردم  و  او  ازآن  پيروي  نمود  و  بدان  حکم‌کرد”  اين  روايت  را  ابوداود  و  نسائي  و  ابن  ماجه  و  ترمذي‌که  آن  را  “‌حسن  صحيح‌”  دانسته  است‌،  روايت  کرده‌اند  و  عمر  بن  خطاب  زناني  را که  شوهرشان  مرده  بود  -‌و  عده‌شان  تمام  نشده  بود  -  از  بيابان  برشان  مي‌گرداند  و  مانع  حج  رفتن  آنان  مي‌گرديد. و  زن  بيابان  نشين  مستثني  است  او  مي‌تواند  با  خانواده  و  اهل  خويش‌کوچ‌کند  اگر  اهل‌کوچ  باشند. عايشه  و  ابن  عباس  و  جابر  بن  زيد  و  حسن  و  عطاء  با  اين  نظر  و  راي  مخالفت کرده‌اند. و  از  علي  و  جابر  نيز  روايت  شده  است‌. 

عايشه  فتوي  مي‌دادکه  زن  شوهر  مرده  در  حال  عده  مي‌تواند  بيرون  رود  و  او  خواهرش  ام‌کلثوم  راکه  شوهرش  طلحه  بن  عبيدالله‌کشته  شده  بود،  با  خود  براي  زيارت  “‌عمره‌”  به  مکه  برد. 

عبدالرزاق‌گفته  است‌: ابن  جريج  بما  خبر  دادکه  عطاء  بروايت  ازابن  عباس‌گفت‌: خداوندگفته  است‌: عده  زن  شوهر  مرده  چهار  ماه  و  ده  روز  است  و  نگفته  است  در  منزل  خودش  ايام  عده  را  بپايان  ببرد. پس  هرجا  بخواهد  ايام  عده‌اش  را  سپري مي‌کند. 

باز  ابوداود  از  ابن  عباس  روايت  کرده  است  که ‌گفته‌: اين  آيه  بودن  عده  در  نزد  خانواده  شوهر  را  نسخ‌کرده  است‌. و  در‌باره  وصيت  بزن  چيزي  نگفته  است‌. پس  او  اگر  بخواهد  مي‌تواند  ازآن  بيرون  رود. چون  خداوند  مي‌فرمايد:" فإن خرجن فلا جناح عليكم فيما فعلن في أنفسهن      [هرگاه  خود  بيرون  رفتند  در‌باره  اين  بيرون  رفتن  آنان  برشما  گناهي  نيست  چون  آنان  خود  درباره  خود  چنين  رفتارکرده‌اند]"‌.

عطاء‌ گفت‌: سپس  آيه  ميراث  آمد  وحق  سکونت  را  نسخ‌کرد  و زن  هرجا  بخواهد  ايام  عده‌اش  را  سپري  مي‌کند.

فقيهان  درباره  بيرون  رفتن  زن  در  حال  عده  از  خانه‌اش  اختلاف  دارند: حنفي‌ها گفته‌اند: زن  مطلقه  رجعيه  يا  بائنه ‌نه  شب  و نه  روز،  حق  بيرون  رفتن  ازمنزل  خويش  را  ندارد. ليکن  زني‌که  شوهرش  مرده  است  در روز و  پاره‌اي  از شب‌،  حق  دارد  از منزلش  خارج  شود. ولي  نبايد  جز  درمنزل  خويش  جاي  ديگر بخوابد  و  شب  را  بروز آورد. گفته‌اند: فرق اين  دو  تا،  در  اين  است‌که  زن  مطلقه  نفقه‌اش  از  مال  شوهر  است  پس مانند  زنش  حق  خروج  از  خانه  او  را  ندارد. ولي  زن  شوهرمرده  نفقه‌اي  ندارد  پس  او  بايد  روزانه  براي  اصلاح  حال  خويش  بيرون  رود. وگفته‌اند: بر  وي  واجب‌است‌که  عده  را  در  منزلي  بسر  ببردکه  در  حال  جدائي  جهت  سکونت  وي  تعيين  شده  است‌. 

وگفته‌اند: اگر  منزلي‌که  از  خانه  مرده  نصيب  او  شده‌،  برايش‌کافي  نباشد  يا  ورثه  شوهرش  او  را  از  سهم  خود  بيرون‌کردند،  در  اين  صورت  مي‌تواند  نقل  مکان‌کند،  چون  معذور  است‌. سکونت  در  خانه‌اش  درمدت  عده  عبادت  است  وعبادت  هم  با  عذر  ساقط  مي‌شود. و  مي‌گويند: اگر‌کرايه  خانه  بسيار  بود  و  او  از  پرداخت  آن  عاجز  بود،  مي تواند  خانه  ارزانتري  اجاره‌کند  و  نقل  مکان  نمايد... از  اين  سخنشان  برمي‌آيد که‌کرايه  مسکن  بعهده  زن  است‌. و  سکونت  درمنزل  شوهر