نيد  ازدواج‌کنيد  مگر  اينکه  چهار  ماه  و  ده  روز از فوت  شوهرت  بگذرد. سبيعه ‌گفت‌: چون  اين  سخن  را  به  من ‌گفت‌: من  جامه  خويش  جمع‌کردم  و  صبرکردم  تا  اينکه  شب  فرا  رسيد  و شب  به  حضور پيامبر صلي الله عليه و سلم    رفتم  و  در  اين  باره  از  ايشان  پرسش  نمودم  و  او  برايم  فتوي  داد که  با  وضع  حمل  عده‌ام  تمام  شده  و  به  من  امرکرد که  اگر  صلاح  مي‌دانم  ازدواج ‌کنم‌”‌.

ابن  شهاب ‌گفته  است‌: “‌بنظرم  اگر  بعد  از  وضع  حمل  ازدواج ‌کند  اشکالي  ندارد  حتي  اگر هنوز  خون  بعد  از زايمان  “‌نفاس‌”  هم  داشته  باشد،  ليکن  در اين  صورت  تا  از  خون  پاک  شود  نبايد  شوهرش  با  او  همبستر گردد”‌.

اين  روايت  را  بخاري  و  مسلم  و  نسائي  و  ابن  ماجه  “‌‌تخريج‌”‌ کرده‌اند. دانشمندان  اسلامي  مي‌گويند: آيه‌:" والذين يتوفون منكم ويذرون أزواجا يتربصن بأنفسهن أربعة أشهر وعشرا  [‌کساني‌که  از  شما  مي‌ميرند  و  بعد  از  خود  زناني  را  بجاي  مي‌گذارند،  زنانشان  بعد  از  فوت  شوهر  بايستي  چهار  ماه  و  ده  روز  صبرکنند  و  از  ازدواج  خودداري  ورزند  و  بعد  از  آن  اگر  خواستند  شوهرکنند]‌".

درباره‌ي  زناني  است‌که  حامله  نيستند. و  آيه‌:" وأولات الاحمال أجلهن أن يضعن حملهن    [‌عده  زنان  حامله  آنست‌که  وضع  حمل‌کنند]"  درسوره  طلاق  مربوط  است  به  عده  زنان  حامله‌. پس  بين  اين  دوآيه  تعارضي  وجود  ندارد.

 عده  زني‌ که  شوهرش  مرده  است 
زني‌که  شوهرش  مرده  باشد  عده‌اش  چهار  ماه  و  ده  روز  است  بشرط  آنکه  حامله  نباشد. چوي  خداوند  مي‌فرمايد:" والذين يتوفون منكم ويذرون أزواجا، يتربصن بأنفسهن أربعة أشهر وعشرا ".  اگرکسي  زنش  را  بصورت  طلاق  رجعي  طلاق  داد  ه  هنوز  عده  زن  بپايان  نرسيده  بود،‌که  شوهر  فوت‌کرد،  در  اين  صورت  چون  رابطه  زناشوئي  قطع‌  نشده  است  زن  بايد  بعد  از فوت  شوهر عده  چهارماه  و  ده  روز  را  نگه  دارد،  چون  شوهرش  مرده  است  -‌در  صورتيکه  حامله  نباشد.

عده  زن  مستحاضه =  هميشه  در  حيض  
عده  زن  مستحاضه  با  سپري  شدن  حيض‌هاست‌،  اگر  عادت  ماهيانه‌اش  معلوم باشد  بايد  عادت  خود  را  درحيض  و  طهر  مراعات‌کند،  چون  سه  حيض  ازاوگذشت  عده‌اش  تمام  مي‌شود. و  اگر  از  حيض  مايوس  باشد  عده‌اش  سه  ماه  است‌.

مراعات  عده  بعد  از  ازدواج  غير صحيح  واجب  است
هرگاه ‌کسي  از  روي  “‌شبهه‌”  يا  اشتباه  با  زني  همبستر  شد،  بر آن  واجب  است که  عده  را  مراعات‌کند  زيرا  همبستري  به  “‌شبهه‌”  حکم  همبستري  با  نکاح  را  دارد  و  نسب  را  ايجاد  مي‌کند. پس  عده  براي  آن  واجب  است‌.
و  همچنين  اگر  ازدواج  فاسدي  صورت‌گرفته  و  همبستري  روي  داده  باشد،  نيز  مراعات  عده  واجب  است‌[7]‌.
هرگاه‌کسي  با  زني  مرتکب  زنا  شد،  برآن  زن  عده  واجب  نيست‌. چون  عده  براي  حفظ  نسب  است  و  با  ارتکاب  زنا،  نسب  ثابت  نمي‌شود،  راي  علماي  حنفيه  و  شافعيه  و  ثوري  چنين  است‌. 
 و  راي  ابوبکر  و  عمر  نيز  همين  است‌. امام  مالک  امام  احمدگفته‌اند: موجب  عده  است  درباره  اينکه  آيا  براي  “‌استبراء‌”  و  پاکي  رحمش  سه  حيض  لازم  است  يا  يک  حيض  دو  روايت  از  امام  احمد  نقل  شده  است‌. 

تغيير  عده  از  حيض  به  ماهها
هرگاه‌کسي  زن  خود  را  طلاق  داد  و  زن  قاعده  مي‌شد،  سپس  او  مرد،  اگر  طلاق  رجعي  باشد،  بر  زن  واجب  است  عده  وفات  راکه  چهار  ماه  و  ده  روز  است  نگه  دارد  چون  پيوند  زناشوئي  با  طلاق  رجعي  قطع  نمي‌شود  و  هنوز زن  او  بحساب  مي‌آيد،  لذا  اگر  در  حال  عده  طلاق  رجعي‌،  يکي  از  آن  دو  بميرد  از  همديگر  ارث  مي‌برند. ولي  اگر  طلاق  بائن  باشد،  عده  طلاق  به  عده  وفات  تبديل  نمي‌گردد،  چون  بمجرد  وقوع  طلاق  بائن  پيوند  زناشوئي‌گسسته  مي‌گردد. پس  مرگ  شوهر  پس  از  گسستن  پيوند  زناشوئي  روي  داده  است‌،  لذا  اگر در  حال  عده  طلاق  بائن‌،  يکي  از آن  دو  بميرد  از  همديگر  ارث  نمي‌برند،  مگر  اينکه  شوهر  فراري  محسوب  شود. يعني براي  فرار  از  ارث  زنش  را  طلاق  دهد. 

طلاق ‌کسي ‌که  از  ارث  فرار  مي‌کند
طلاق  فراري  يعني‌کسي‌که  دربيماري  مرگ  است  بدون  رضايت  زنش  او را  طلاق  بائن  مي‌دهد  سپس  آن  شخص  در  حالي‌که  هنوز  عده  زنش  بپايان  نرسيده  است  بميرد،  اين  طلاق  فرار  از  ارث  ناميده  مي‌شود. لذا  امام  مالک  مي‌گويد: “‌اين  زن  از  او  ارث  مي‌برد  حتي  اگر او  بعد  از  انقضاي  عده  زن  بميرد  ولو  اينکه  اين  زن  با  شوهر  ديگري  ازدواج‌کرده  باشد  باز  هم  از او  ارث  مي‌برد  تا  به  خلاف  قصد  و  نيت  بدي  او،  با  وي  معامله  شود”‌.

امام  ابوحنيفه  و  محمد مي‌گويند: در  اين  حال  حکم  تغيير  مي‌کند  و  عده  او،  طولاني‌ترين  اين  دو  عده  است‌: عده  طلاق  و  عده  وفات‌،  هرکدام  طولانيترباشد  بايد  آن  را  مراعات‌کند،  اگرعده  طلاق  بيشترو  طولانيتر باشد  آن  را  مراعات  مي‌کند  و  اگر  عده  وفات  طولانيتر باشد  آن  را  مراعات  مي‌کند. يعني  اگر  مدت  سه  حيض  بيش  از  چهارماه  و  ده  روز طول  بکشد  آن  را  مراعات  مي‌کند  و  اگر چهار ماه  و  ده  روز بيش  از  مدت  سه  حيض  باشد  آن  را  مراعات  مي‌کند  و  اين  بدينجهت  است‌ که  زن  از  حقوق  خود  از  ارث  محروم  نگردد  و  ارثي  را که  شوهر مي‌خواست‌،  زن  را  از آن  محروم ‌کند،  و  به  وسيله  طلاق  از آن  بگريزد،  علي‌رغم  نيت  او،  بزن  برسد. ليکن  ابويوسف  از ياران  ابوحنيفه‌گويد: زن  طلاق  داده  شده  در  اين  حال‌،  تنها  عده  طلاق  را  مراعات  مي‌نمايد،  حتي  اگر  مدت  عده  طلاق ‌کمتر  از  مدت  عده  وفات  -‌چهار  ماه  و  ده  روز  -  باشد  ظاهرترين  قول  شافعي  آنست‌که  اين  زن  ازشوهر  خود  ارث  نمي‌برد،  همانگونه  که  اگر  در  حال  تندرستي  آن  را  طلاق  بائن  مي‌داد  ارث  نمي‌برد،  دراين  حال  نيز چنين  است‌. و  دليل  او  اينست‌که  پيش  ازمرگ  پيوند  زناشوئي‌که  سبب  ارث  بردن  آنان  از  همديگر  است‌،‌گسسته  است  و  اينکه‌گمان  مي‌رود،‌که  ممکن  است  طلاق  بمنظور فرار  از  ارث  باشد،  معتبر  نيست  چون  مناط  و  ملاک  احکام  شرعي‌،  اسباب  ظاهري  است  نه  نيات  پنهاني‌. و  علما  اتفاق  نظردارند  براينکه  اگراو زنش  را  در  بيماري  مرگ خود  طلاق  بائن  دهد،  و  بر  حسب  اتفاق  زن  پيش  ازاو  بميرد  مرد  از او  رث  نمي‌برد. هرگاه  زن  مطلقه  يک  بار يا  دو  بار در  عده  به  حيض  افتاد،  سپس  ازحيض  ايستاد  و  مايوس  شد،  دراين  صورت  او  بايد  عده  سه  ماهه  را  مراعات‌ کند  نه  عده  سه  حيض  را چون  تکميل  عده  با  ديدن  حيضها  ممکن  نيست‌،  زيرا  حيض  قطع‌گرديده  است‌. و  ممکن  است‌که  عده  را  با  از  سرگرفتن  آن‌،  وسيله ‌گذشت  سه  ماه  آغاز کند  و گذشت  سه  ماه  بجاي  سه  حيض  است‌. 

تغيير  عده  باگذشتن  سه  ماه  به  عده  به  وسيله  سه  حيض
هرگاه  زن  مطلقه  بعلت  صغر سن  يا  رسيدن  به  سن  ياس  ازحيض‌،  عده  خود  را  با  سه  ماهه  آغاز