جابر  روايت  کرده  است  که  گفت‌: ما  در‌زمان  پيامبر صلي الله عليه و سلم    از  انزال  پيش‌گيري  مي‌کرديم  و  اين  عمل  ما  بگوش  پيامبر صلي الله عليه و سلم    نيز  رسيده بود  و  از  آن  اطلاع  پيداکرده  بود  و  ما  را  ازآن  منع  نمي نمود.

امام  شافعي  گويد: ما  ازگروهي  از  ياران  ‌پيامبر صلي الله عليه و سلم    روايت  کرده‌ايم  که  آنان جلوگيري  از  انزال را  جايز  دانسته‌اند  و  در  آن  اشکالي  نديده‌اند. بيهقي  گفته  است‌: سعدبن  ابي  وفاض  و  ابوايوب  انصاوي  و زيد  بن  ثابت  و  ابن  عباس  و  ديگران  جلوگيري  از  انزال  را  جايز  دانسته‌اند  و  مذهب  مالک  و  شافعي  نيز  چنين  است‌.

عمر  بن  خطاب  و  علي  بن  ابيطالب  -‌خدايشان بيامرزاد  -‌اتفاق  نظر  دارند  بر  اينکه وقتي اسقاط  حمل  و  سقط  جنين‌،  بچه‌کشي  محسوب  مي‌شود،‌که  هفت  مرحله  بر  وي‌گذشته  باشدوآنها  را  طي‌کرده  باشد  -‌قاضي  ابويعلي  و  ديگران  با  اسناد  خود  از عبيد  بن  رفاعه  و  ازپدرش نقل‌کرده‌اندکه‌گفت‌: علي  بن  ابيطالب  و ز‌بير  و  سعد  و  گروهي  از  اصحاب  پيامبر صلي الله عليه و سلم    درنزد  عمر  بن  خطاب  نشسته  بودند  و  از  مساله  “‌عزل  جلوگيري  ازانزال  بمنظور  پيش‌گيري"  سخن  بميان  آمد،  همه‌گفتند: اشکالي  ندارد. مردي‌گفت‌: مردم‌گمان مي‌کنندکه  اين  عمل  هم  يکنوع  “‌زنده  بگورکردن  بچه‌”  است  علي  بن  ‌‌بيطالب‌گفت‌:وقتي  زنده  بگورکردن  تحقق  مي‌پذيرد،‌که  جنين  هفت مرحله  را  طي‌کرده  باشد. مرحله پرورش  از  خاک‌،  مرحله  تبديل  به  نطفه‌،  مرحله  تبديل به  زن  بسته‌، مرحله  تبديل  به  پاره‌گوشت‌،  مرحله  پديد  آمدن  استخوان  بندي  بدن‌،  مرحله  رويش‌گوشت  براندامها،  و  مرحله  شکل  پذيري‌. عمر  بن  خطاب اين  سخن  را  از  علي  شنيد  وگفت‌: راست‌گفتي‌،  خدايت  عمر  طولاني  دهاد”‌.

ظاهريه‌ گويند: جلوگيري  از حاملگي  حرام  است  و  آنان  بروايتي  استدلال ‌کرده‌اند  که  جذامه  دختر  وهب‌ گفته  است‌:گروهي  ازمردم  درباره  جلوگيري  ازانزال  -‌عزل  -‌از  پيامبر صلي الله عليه و سلم   سوال‌کردند،  پيامبر صلي الله عليه و سلم    گفت‌:" ذلك هو الواد الخفي    [‌اين  عمل  يکنوع  بچه  زنده  بگورکردن  پنهاني  است]"‌‌.

امام  محمد  غزالي  درباره  اين  روايت‌گفته  است‌: در  “‌صحيح‌“  احاديث  صحيحي  آمده  است ‌که  بموجب  آنها  جلوگيري از  انزال  مباح  است  و  اينکه  پيامبر صلي الله عليه و سلم   گفته  است‌:" ذلك   الواد الخفي  "،  درست  مانند  " الشرك الخفي " است‌ که  کراهت  و  مکروه  بودن  آن  عمل  را  مي‌رساند  نه  حرام  بودن  آن  را  و  مقصود  از کراهت  هم  خلاف  الاولي  است‌يعني  پرهيزازاين  عمل  بهتر  است‌. و  اين  عمل  خوب  نيست  همانگونه که‌ گويند: نشستن  در  مسجد  بدون  ذکر  و  نماز  خواندن  مکروه  است  يعني  خوب نيست  بعضي  از  علماي  حنفيه  مي‌گويند: جلوگيري  از  انزال  بمنظور  پيشگيري  از حاملگي  وقتي  مباح  است ‌که  زن  رضايت  داشته  باشد  در  غيراين  صورت  مکروه  است  . سقط  جنين  

پس  از  اينکه  نطفه  در  رحم  زن  قرارگرفت  و  يکصد  و  بيست  روز  برآن گذ‌شت  و  جنين  شد،  انداختن  و  سقط  آن  حلال  نيست‌،  چون  قتل  نفس  محسوب  مي‌شود  و  موجب  عقوبت  دنيا  و  آخرت  مي‌باشد  .

اما  اسقاط  جنين  و  از  بين  بردن  حاملگي  پيش  ازگذشت  اين  مدت  (‌120  روز)  چنانچه  سببي  و  عذري  در  بين  باشد  مباح  است  و  اگر  سببي  و  عذر  حقيقي  در  بين  نباشد  مکروه  است‌. صاحب  “‌سبل  السلام‌”‌گفته  است‌: “‌جواز  يا  عدم  جواز  اسقاط  جنين  پيش  ازآنکه  در  وي  روح  دميده  شود  از  اختلاف  در  جواز  و  عد‌م  جواز  جلوگيري  از  انزال  -‌عزل  -  ناشي  مي‌شود. بنابراين‌کساني‌که  “‌عزل‌”  را  جايز  مي‌دانند سقط  جنين  را  نيز  جايز  مي‌دانند  وکساني‌که  “‌عزل‌”  را  حرام  مي‌دانند  به  طريق  اولي  سقط  جنين  را  حرام  مي‌دانند  و  حرمت  آن  بيشتراست‌. و  هرکاري  راکه  زن بمنظوراز  بين  بردن  حاملگي  انجام  دهد  همين  حکم  را  دارد[1]. پايان  سخن  مولف  سبل  السلام‌. امام  محمد  غزالي  مي‌فرمايد: اسقاط  جنين  جنايت  بر  موجود  بحساب  مي‌آيد  و  اين  جنايت  درجات  و  مراحلي  دارد: وقتي‌که  نطفه  در  رحم  قرارگرفت  و  با  آب  وي  آميخته  شد  و  براي  پذيرش  زندگي  آمادگي  يافت  تباه ساختن  و  از  بين  بردن  آن جنايت  مي‌باشد. وقتي‌که  به  خون  بسته  و  پاره‌گوشت  تبديل  شد  تباه  ساختن  آن  جنايت  بيشتري  مي‌باشد،  وقتي‌که  درآن  روح  دميده  شد  وشکل‌کاملي  بخودگرفت  زشتي  اين  جنايت  بيشتر  و  بيشتر  مي‌گردد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] -‌عبدالله گوید:  پیامبر(‌ص‌)گفت‌:  وقتی‌که  نطفه  در  رحم  زن  قرارگرفت  چهل  روز  بصورت  نطفه  می‌ماند  و  پس  ازآن  به  خون  بسته  تبدیل  و  چهل  روزبصورت  خون  بسته  می‌ماند  و  پس  از  آن  به  پاره گوشت  تبدیل  و  چهل  روز  بصورت  پاره گوشت  می‌ماند،  سپس  در  آن  روح  دمیده  می‌شود  و  سپس  روزی  و  مدت  اجلش  و  عمل  نیک  و  بد  او  معین  می‏‎گردد.  مولف‌ايلاء‌= سوگند خوردن  بر ترک  عمل  زناشوئي  با همسر 

ايلاء  درلغت  بمعني  امتناع  ورزيدن  از  چيزي  است  به  وسيله  سوگند  يادکردن‌  و  دراصطلاح  شريعت  و  فقه  اسلامي  بمعني  امتناع  ورزيدن  ازهمبستري  و  جماع  با  همسربه  وسيله  سوگند  خوردن  مي‌باشد. خواه  اين  قسم  خوردن  و  سوگند  يادکردن‌،  بنام  خدا  يا  بنام  روزه  يا  صدقه  و  احسان  يا  حج  يا  طلاق  باشد.

مردمان  جاهليت  وقتي‌که  مي‌خواستند  زن  را  در  تنگنا  قرار  دهند  و  بوي  زيان  و ضرر  برسانند،  سوگند  ياد  مي‌کردندکه  با  زن  خود  در  مدت  يک  سال  يا  دو  سال  يا  بيشترنزديکي  نکنند  و  بوي  دست  نزنند‌،  بنابراين  حالي  را  براي  زن  پيش  مي‌آوردندکه  زن  از  مزاياي  همسري  استفاده  نمي‌کرد  و  همسر  نبود  و  مطلقه  نيز  بحساب  نمي‌آمد،  تا  بتواند  شوهرديگري  اختيارکند. خداوند  تعالي  خواست  براي  اين  عمل  زيانبخش  حد  و  مرزي  تعيين‌کند،  لذا  براي  آن  مدت  چهار  ماه  را  معين  فرمود،‌که  شوهردراين  مدت  همه  جوانب‌کارخويش  را  بنگرد  و  بسنجد،  شايد  پشيمان‌گردد  و  به  اشتباه  خود  پي  ببرد. اگر  خلال  اين  مدت  يا  درآخراين  مدت  پشيمان  شد  و  برگشت‌،  بدينمعني‌که  با  زن  خود  نزديکي  نمود  وسوگند  را  شکست  وکفاره  و  تاوان شرعي  آن  را  پرداخت‌،  چه  بهتر،  او  اين  حق  را  دارد. در  غير  اين  صورت  پس  از  گذشت  اين  مدت‌،  زن  مطلقه  است  و  شوهر بايد  او  را  طلاق  دهد  و  زن  از  بي‌تکليفي در مي آيد.

خداوند  مي‌فرمايد: " للذين يؤلون من نسائهم تربص   أربعة أشهرفإن فاءوا   فإن الله غفور رحيم.
وإن عزموا الطلاق فإن الله سميع عليم    [کساني  که  از  زنان  خود  “‌ايلاء‌”  مي‌کنند  (‌يعني  سوگند  ياد  مي‌کنندکه  با  آنها  آميزش  جنسي  ننمايند)  حق  دارند  چهار ماه  انتظار  بکشند  (‌و  در  ضمن  اين  چهار  ماه  وضع  خود  را  ب