  می‌رسید.  و  این  بود کیفیت  نماز  پیامبر صلی الله علیه و سلم  تا  اینکه از  دنیا  رحلت ‌کرد‌“‌.  احمد  و بخاری  و  مسلم  و  ابوداود  آن  را  روایت ‌کرده‌اند.

عکرمه ‌گفته  است‌:  به  ابن  عباس‌ گفتم‌:“‌در  بطحاء  نماز  ظهر  را  پشت  سر  پیرمرد  احمقی  بجای  آوردم‌،  او  بیست  و  دو  بار  تکبیر  می‌گفت‌،  هر  وقت  سجده  می‌رفت  تکبیر  می‌گفت  و  چون  سرش  را  برمی‌داشت  تکبیر  می‌گفت‌،  ابن  عباس  گفت‌:  این  کیفیت  نماز  پیامبر صلی الله علیه و سلم  می‌باشد‌“‌.  احمد و  بخاری  آن  را  روایت‌ کرده‌اند.  و  مستحب است‌ که  ابتدای  تکبیر  بوقت  آغاز  انتقال  از  حالتی  به  حالت  دیگر  باشد.ذبح‌ شرعي = ذكات‌ شرعي

كلمه  ذكات  در زبان  عربي  دراصل  بمعني  پاك  شدن  است‌:  رائحةٌ  ذكيةٌ  يعني  بوي  خوش  و  پاك  و  ذبح  شرعي  را  ‌‌“‌ذكات‌“  ‌گفته‌اند،  چون  مباح  بودن  شرعي  نيزگوشت  حيوان  ذبح‌ شده  را  گوارا  و  پاك  مي‌گرداند.  و  برخي  گفته‌اند:  “‌ذكات‌”  بمعني  تمام  كردن  است‌:  فلان  ذكي‌:  يعني  فهم ‌كامل  دارد.

مقصود  از  “‌ذكات‌”  در  فقه  يعني  ذبح  و  سربريدن  حيوان  يا  نحر آن  با  قطع‌ گلو  يا  لوله  مري‌[1]  و درشرع  اسلام  خوردن ‌گوشت  حيوان  حلال‌گوشت  جايز نيست  مگر  با  ذبح  و  ذكات  شرعي‌،  بغير  از  ماهي  و  ملخ‌كه  ذبح  ندارند.

چه  چيزي  واجب  است‌كه  در  ذكات  و  ذبح  شرعي  مراعات‌ گردد  
در  ذبح  شرعي  مراعات  امور  زير  واجب  است‌:
1-‌كسي ‌كه  ذبح  را  انجام  مي‌دهد  بايد  “‌عاقل‌”  باشد  خواه  مرد  يا  زن‌،  مسلمان  يا  كتابي  باشد.  اگر فاقد  اهليت  يعني  مست  يا  ديوانه  يا كودك  غير  مميز  باشد گوشت  حيوان  ذبح  شده  او  حلال  نيست  و  همچنين  خوردن  ذبيحه  و  حيوان  سر  بريده  مشرك  و  بت‌پرست  و  زنديق  و  مرتد  از  اسلام‌،  نيز  حلال  نيست‌.

ذبيحه  و  حيوان  ذبح  شده  بوسيله  اهل ‌كتاب
قرطبي  از  قول  ابن  عباس‌گفته  است‌:" لا تأكلوا مما لم يذكر اسم الله عليه وإنه لفسق انعام  ١٢١  [نخوريد  ازگوشت  حيواني‌كه  براي  غيرخدا  سربريده  شده  و بهنگام  ذبح  اسم  غيرخدا  برآن  برده  شده  است‌كه  اين  عمل  خروج  از  طاعت  خدا  است  و  زشت  است‌]"‌.  سپس  از  آن  استثناء  كرده  است‌:

" وطعام الذين أوتوا الكتاب حل لكم وطعامكم حل لهم     مائده  ٥  [و  ذبح  شده  اهل  كتاب  براي  شما  حلال  است‌،‌كه  ازآن  بخوريد  و  براي  شما  نيزحلال  است‌كه  ازطعام  خويش  بدانان  بدهيد]"‌.  پس  مراد  اين  آيه  از طعام  حيوان  ذبح  شده  وگوشت  ذبيحه يهودي  و  نصراني  است  اگرچه  نصراني  بهنگام  ذبح  بگويد  بنام  مسيح  و  يهودي  بگويد  بنام  عزير  ولي  بهرحال  آنان  برمبناي  دين  آسماني  ذبح  مي‌كنند.  عطاء ‌گفت‌:  بخور  از  ذبيحه  نصراني  حتي  اگر  بهنگام  ذبح  بگويد  بنام  مسيح‌.  چون  خداوند  ذبيحه‌شان  را  مباح  كرده  است  و  خداوند  مي‌داندكه  چه  مي‌گويند.  و  قاسم  بن  المخيمره  گفته  است‌:  بخور  ازگوشت  ذبيحه  او  حتي  اگر  بهنگام  ذبح  بگويد  بنام  سرجس  (‌نام‌كليسائي  بوده  است‌)  و  زهري  و  ربيعه  و  شعبي  و  مكحول  نيز  بر  اين  قولند.  و  از  دو  نفر  صحابي  يعني  ابوالدرداء  و  عباده  بن  الصامت  نيز  روايت  شده  است‌.  

گروهي  گفته‌اند:  هرگاه  شنيدي‌كه  اهل  كتاب  بهنگام  ذبح  نام  غير  خدا  مي‌برند  ذبيحه‌شان  را  مخور  و  از  ميان  اصحاب  علي  بن  ابيطالب  و  عايشه  ام  المومنين  و  ابن  عمر  نيزچنين‌گفته‌اند.  و  طاووس  و  حسن  بصري  نيز  با  تمسك  به" ولا تأكلوا مما لم يذكر اسم الله عليه وإنه لفسق "  نيز  چنين ‌گفته‌اند.  امام  مالك‌گفته  است  آن  را  مكروه  مي‌دانم  و  آن  را  حرام  ندانسته  است‌.

گوشت  حيوان  ذبح  شده  مجوس  و  صابئين
فقها  چون  در  اصل  دين  مجوس  و  زردشتيان  اختلاف  دارند  در‌باره  ذبيحه‌شان  نيز  اختلاف  دارند  كه‌ گروهي  آنان  را  صاحب ‌كتاب  آسماني  دانسته‌اند  كه‌كتابشان  نسخ  شده  است  و  از  علي  بن  ابيطالب  چنين  روايت  شده  است  وگروهي  آنان  را  مشرك مي‌دانند.  بديهي  است‌كه  دسته  اول  ذبيحه‌شان  را  مانند  ذبيحه  اهل‌كتاب  مي‌دانند  و  مندرج  در " وطعام الذين أوتوا الكتاب حل لكم وطعامكم حل لهم  "  مي‌دانند  و  پيامبر صلي الله عليه و سلم   نيز  فرموده  است‌:" سنوا بهم سنة أهل الكتاب     [‌با  آنان  همچون  اهل‌كتاب  رفتاركنيد]"‌.  ابن  حزم  گفته  است‌:  مجوسيان  اهل  كتاب  هستند  و  حكمشان  مانند  ديگر  اهل‌كتاب  است  و  ابوثور و  ظاهريه  نيز  بر  اين  راي  هستند  ولي  جمهور  فقهاء  مجوسيان  را  مشرك  و  ذبيحه‌شان  را  حرام  مي‌دانند.  و  در‌باره  صابئون‌كه  بين  مجوسيت  و  نصرانيت  مي‌باشند  و  بتاثير  نجوم  و كواكب  اعتقاد  دارند،  علماء اختلاف  دارندكه  بعضي  ذبيحه‌شان  را  حلال  و  برخي  حرام  مي‌دانند.
٢-‌شرط  دوم  ذبح  حلال  آنست‌كه  آلت  و  ابزار  ذبح  نيز  تيز  و  برا  باشد،  بگونه‌اي‌كه  خون  جاري  سازد  وگلو  را  ببرد  و  قطع‌كند  ازقبيل‌كارد  و  چاقو  و  سنگ  تيز و  چوب  تيز  و  برنده  و  شمشير  و  شيشه  و  ني  نوك  تيز و  برنده‌اي‌كه  چون‌كارد  و  چاقو  ببرد  و استخوان  تيز  بجز  ناخن  و  دندان‌:  
الف‌:  مالك  روايت‌كرده  است‌كه  زني‌گوسفند  مي‌‌چرانيد،‌گوسفندي  دچار  حادثه  شد،  آن  زن  آن  را  دريافت  و با  سنگي  تيز آن  را  سربريد.  دراين  باره  ازپيامبر صلي الله عليه و سلم   سوال شد  فرمود:  “‌اشكالي  ندارد”‌.  
ب‌:  روايت  شده  است  كه  از  پيامبر صلي الله عليه و سلم   سوال  شد،  كه  آيا  مي‌توانيم‌كه  به  وسيله سنگ  تيز و  عصاي  پاره  شده  تيز  ذبح  را  انجام  دهيم‌؟‌گفت‌:  شتاب‌كن  وآن  را  سرببر،  و  هر  چيزي‌كه  خون  را  جاري‌كند  و  نام  خدا  برآن  ذكرشده  باشد،  ازآن  بخورجز  با  دندان  و  ناخن‌.  بروايت  مسلم‌.
ج‌:  پيامبر صلي الله عليه و سلم    ازشريطه  الشيطا‌ن  نهي‌كرد  يعني  بگونه‌اي  حيوان  را  سرببرند كه  تنها  پوست  را  پاره ‌كند  و رگهاي‌ گردن  را  قطع  نكنند  و بگذارندكه  حيوان  بتدريج  بميرد  از  اين  نوع  ذبح  نهي‌كرد  و  آن  را  “‌شريطه  الشيطا‌ن‌”  نام  نهاد.

اين  حديث  را  ابوداود  از  ابن  عباس  نقل  كرده  و  در  اسناد  آن  عمرو  بن  عبدالله صنعاني  وجود  داردكه  ضعيف  است‌.  
٣-‌شرط  سوم  ذبح  شرعي  آنست‌ كه ‌گلو  و  مري  هر  دو  بريده  شوند  و  بتمامي  جدا  كردن  آنها  از  تن  شرط  نيست  و  همچنين  قطع  دو  شاهرگ ‌گردن  نيزشرط  نيست‌[2]  چون  حلقوم  ومري  تنها  راه  خوراك  وآب  هستند  وبدون  آنها  حيات  وزندگي  ممكن  نيست  ومراد  ازمرگ  همان  است  واگربكلي  سررا  جدا كردند  اشكالي  ندارد  و  اگر از پشت‌گردن  هم  آن  را  ذبح‌كنند  اشكالي  ندارد،  مشروط  بر  اينكه  وسيله  ذبح  بمحل  ذبح  يعني‌ گلو  و مري  برسد  و آنها  را  قطع ‌كند.
٤-‌چهارم  تسميه  و گفتن  نام  خدا  بهنگام  ذبح  است  امام  مالك‌گفته  است  مادام‌كه  در  هنگام  ذبح  نام  خدا  برده  نشود،  ذبيحه  حرام  است‌،  خواه  بعمد  آن  را  