  چون  يك  فرزند كامل  ارث  مي‌برد  و  همه  آنان  با  هم  از او  ارث  يك  پدر مي‌گيرند.  چون  پدر يكي  بيش  نيست‌.  لقطه[1] =‌يافته  شده  غير  از  انسان 

هرمال  پاك  و  معصومي‌كه  در معرض  هلاك  و  تباهي  باشد  و  مالك  آن  شناخته  نشود،  لقطه  ناميده  مي‌شود  و  بيشتر بر  چيزي  اطلاق  مي‌شود،‌كه  حيوان  نباشد  و  اما  چنين  حيواني  را  ضاله  يعني  حيوان ‌گمشده  مي‌نامند.
حكم  لقطه  آنست ‌كه  نگهداري  آن  مستحب  است  و  برخي ‌گفته‌اند  واجب  است  برخي‌گفته‌اند:  اگر  لقطه  در  محلي  باشدكه  يابنده  ازآن  اطمينان  داشته  باشدكه  تلف  نمي‌شود،  مستحب  است‌كه  آن  را  بردارد  و  نگهداري ‌كند.  ولي  اگر درمحلي  باشدكه  چنين  نباشد  بر  او  واجب  است‌كه  آن  را  نگهداري‌كند  و  اگر  در  خود  طمع  در  آن  را  سراغ  داشته  باشد،  نگهداريش  حرام  است  و  اين  اختلاف  در‌باره  يابنده‌اي  است  كه  آزاده  و بالغ  و  عاقل  باشد،  حتي  اگر مسلمان  هم  نباشد،  ولي  غير آزاده  و كودك  و  غير  عاقل‌،  مكلف  نيست ‌كه  لقطه  را  بردارد  و  نگهداري‌ كند.  اصل  و  دليل  بر  داشتن  و  نگهداري  لقطه  روايتي  است‌كه  از  زيد  بن  خالد  آمده  است ‌كه ‌گفت‌:  مردي  بحضور  پيامبر صلي الله عليه و سلم   آمد  و  از  ايشان  در‌باره  لقطه  سوال  نمود:‌ كه  فرمود: " اعرف عفاصها  ، ووكاءها ، ثم عرفها سنة، فإن جاء صاحبها، وإلا شأنك بها  قال: فضالة الغنم؟ قال: هي لك أو لاخيك  أو للذئب قال: فضالة الابل؟ قال: مالك ولها معها سقاؤها  وحذاؤها وترد الماء وتأكل الشجر حتى يلقاها ربها    [‌فرمود: ‌كيسه  و  ظرفي‌كه  مال‌گمشده  و  يافته  شده  درآن  قرار  دارد  و  طناب  و  بندي‌كه  دهنه  آن  بدان  بسته  شده  است‌،  معرفي‌ كن  يعني  از  مردم  بخواه ‌كه  نشانه  آنها  را  بگويند  و  بگو  فلان  چيزي  را  پيداكرده‌ام‌،  مال‌كيست  و  نشانه  كيسه  و  ظرف  و  دهان  بند  آن  چيست‌؟  سپس  تا  يك  سال  انتظار پيدا  شدن  صاحبش  را  بكش  و آن  را  بگو تاكسي  آن  را  بشناسد  و  نشانه  آن  را  بدهدكه  دراين  مدت  اگر صاحبش  پيدا  شد  چه  بهترمال  اورا  به  وي  برگردان‌،  در  غير اينصورت  خودت  درآن تصرف‌كن  بهر  طريق‌كه  مي‌خواهي‌.گفت‌:‌گوسفند  يافته  شده  و گمشده  چه  طور؟  پيامبر صلي الله عليه و سلم   گفت‌:  اگر  تو آن  را  نگهدراي‌ نكني‌،  شخص  ديگري  آن  را  نگهداري  مي‌كند  يا  حيوان  درنده  و گرگ  آن  را  مي‌خورد گفت‌:  شترگمشده  و  يافته  شده  چه  طور؟
پيامبر صلي الله عليه و سلم   گفت‌:  شما  را  با  آن  چه‌كار  است‌؟‌كه  آن  خود  بقدركافي  آب  در  شكم  ذخيره‌كرده  وكفش  خويش  بپا  دارد  و  خود بموقع  براي  آب  خوردن  به  آبشخور  مي‌رود  و  ازگياهان  و  خارها  مي‌چرد  تا  سرانجام  صاحبش  بدان  مي‌رسد]"‌.  بخاري  و  ديگران  اين  روايت  را  با  الفاظ  مختلف  روايت‌كرده‌اند.

لقطه  و  چيزي ‌كه  در  حرم  خدا  در  مكه  يافته  شود  و گم گردد
آنچه ‌گفته  شد  براي  لقطه  غيرحرم  مكي  بود  ولي  لقطه  حرم  مكي  برداشتن  آن  حرام  است  مگر  بمنظور  نگهداري  و  پي‌گيري  صاحبش  تا  پيدا  شود،  چون  پيامبر صلي الله عليه و سلم   گفت‌:" ولا يلتقط لقطتها   إلا من عرفها   [لقطه  مكه  وسرزمين  حرم  برداشته  نمي‌شود  و  نگهداري  نمي‌گردد،  مگر  اينكه ‌كسي  بمنظور  پيداكردن  صاحبش  و  پي‌گيري  آن‌،  آن  را  بردارد]"‌. و " لا يرفع لقطتها إلا منشد     [‌لقطه  مكه  را  برنمي‌دارد  مگر كسي‌كه  دنبال  صاحبش  بگردد  تا  پيدا  شود  و  مي‌توان  آن  را  برداشت  و  بحكومت  امين  آنجا  تسليم  كرد،  مشروط  بر  اينكه  جاي  مخصوص  لقطه  باشد  و  به  امانت  معروف  و  محل  آن  براي  مردم  معلوم  باشد،  چون  اين‌كار  براي  مردم  آسان‌تر  است‌]"‌.

شناساندن ‌لقطه
كسي‌ كه  لقطه  را  مي‌يابد  و  برمي‌دارد  بر  او  واجب  است‌كه  علامات  و  نشانه‌هاي  مميزه  و  خاص  آن  را  ازقبيل  ظرف  وبند  آن  ونوع  وجنس  و  مقدارآن  را  بخواهد كه  نام  ببرند  و  بدينگونه  سراغ  صاحبش  را  بگيرد،‌كه  هركس  اين  مشخصات  را  درست  گفت  او  صاحب  آنست‌.
بايد  بمانند  مال  خويش  ازآن  نگهداري‌كند،  خواه  بزرگ  ياكوچك  بااهميت  باكم  اهميت  باشد  و  بعنوان  وديعه  پيش  او  مي‌ماند،‌كه  ضمانت  آن  را  بعهده  ندارد،  مگر  اينكه  درآن  تعدي  و  تصرف  نابجا كند.  سپس  بايد  خبر گمشده  را  بوسايل  ممكن  در  بازارها  و  جايي ‌كه‌گمان  وجود  صاحبش  مي‌رود  در  مجمع  مردم  پخش‌كند  و  ازآن  اعلام  نمايد،  سپس  اگر  صاحبش  پيدا  شد  و  علامات  و  نشانه  خاص  و  مميزه  آن  را گفت  يابنده  و  بردارنده  آن  مي‌تواند  لقطه  را  بوي  تسليم‌كند،  حتي  اگراقامه  بينه  هم  نكند.  و  اگركسي  پيدا  نشد،  يك  سال  آن  را  نگهداري  و  ازآن  اعلام  وجود  مي‌كند،  چنانچه  پس  از يك  سال‌كسي  پيدا  نشد،  براي  او  حلال  است‌كه  آن  را  صدقه  بدهد  يا  خود  ازآن  استفاده  و  بهره‌برداري‌كند.  خواه  فقير  يا  ثروتمند  باشد  و  ضمانت  آن  را بعهده  ندارد.  چون  بخاري  و  ترمذي  از  سعيد  بن  غفله  روايت  كرده‌اندكه  گفت‌:  با  اوس  بن‌كعب  ملاقات‌كردم  كه‌گفت‌:  كيسه‌اي  يافتم  كه  يكصد  دينار  در  آن  بود،  و  براي  تعيين  تكليف  آن‌،  بحضورپيامبر صلي الله عليه و سلم  رفتم  و او گفت‌:  يك  سال  آن  را  معرفي‌كن  و  انتظار  پيدا  شدن  صاحبش  را  بكش  و  ازآن  اعلام  وجودكردم  و  يك  سال  صاحبش  را  نيافتم  سپس  سه  بار بحضور  پيامبر صلي الله عليه و سلم   رفتم‌،  پيامبر صلي الله عليه و سلم   گفت‌:  ظرف  و  بند  آن  را  نگهدار  اگر  صاحبش  پيدا  شد،  چه  بهتر  والا  خود  از  آن  استفاده  ‌كن‌.
درباره  چيزي ‌كه  در  شاهراه  و  راه  پر  راه  رو،  يافته  مي‌شود  از  پيامبر صلي الله عليه و سلم   پرسش  بعمل  آمدكه‌گفت‌:  يك  سال  آن  را  معرفي‌كن‌،  اگرخواهاني  برايش  پيدا  شد،  آن  را  به  وي  تسليم‌كن  و  الا  مال  خودت  است‌ گفتند:  چيزي‌كه  در ويرانه  پيدا  شود؟‌گفت‌:  از  آن  و  ازگنج  و  دفينه‌،  خمس  پرداخت  مي‌شود  و  بقيه  آن  مال  يابنده  است‌.  ابن  القيم  گفت‌:  فتوي  دادن  بدان  معين  و  مشخص  است‌،  هركس  مي‌خواهد  مخالفت  كند  اهميت  ندارد،  چون  اين  حديث  معارضي  نداردكه  موجب  ترك  آن  باشد.

خوردنيها  و  چيزهاي  بي‌اهميت  از  اين  قاعده  مستثني  هستند
آنچه  تا  بحال‌گفته  شد،  در‌باره  چيزهائي  بودكه  خوردني  و  بي‌اهميت  نباشند.  چون  اعلام  وجود  ازچيزهاي  خوردني  يافته  شده  واجب  نيست  و  خوردن  آن  جايز  است‌،  از  انس  آمده  است‌كه  پيامبر صلي الله عليه و سلم  ميوه‌اي  را  در  راه  يافت  و  از كنار  آن ‌گذشت  و  گفت‌:  " لولا أني أخاف أن تكون من الصدقة لاكلتها     [‌اگر  از آن  نمي‌ترسيدم‌ كه  ممكن  است  مال  صدقه  و  زكات  باشد  آن  را  مي‌خوردم‌]"‌.  بروايت  بخاري  و  مسلم‌.
وچيزهاي  بي‌اهميت  و حقير لازم  نيست‌كه  يك  سال  معرفي  شود،  بلكه  تا  زماني بايد  آن  را  معرفي‌كرد كه‌گمان  مي‌رود  ديگر  صاحبش  بدنبال  آن  نمي‌گ