ر  بندگی‌كامل  برای  او  و  مغتنم  شمردن  فرصت  برای  امتثال  امرخداوند  باشد،  بدون  اینكه  دراین  باره  سهمی برای  نفس  و  عقل  خویش  قایل  باشد.  

سپس  حاجی  باید  بداند،‌كه  دراین‌كار،  از  حضرت  ابراهیم  پیروی  می‌كند  و  قصد  تشبه  به  او  را  دارد،‌كه  شیطان  ملعون  و  رانده  شده‌،  در  این  مكان  در  سر  راه  او  قرار گرفت  تا  اورا  وسوسه ‌كند  و شبهه‌ای  درحج  او داخل  نماید  یا  او را  بفریبد  و  مرتكب  عصیان  و  نافرمانی  گردد  و  در  امتثال  اوامر  خداوند  سست  شود.  كه  خداوند  بوی  دستور  داد  تا  آن  ملعون  را  با  انداختن  این  سنگ  ریزه‌ها،  ازخود  براند  و  وسوسه  و  آرزوی  او  را،  نقش  برآب‌ كند.

اگر  این  خیال  بردل  شما  بگذرد: ‌كه  حضرت  ابراهیم  شیطان  را  دیدكه  براو  ظاهر  شده  است‌‌،  لذا  آن  را  با  انداختن  سنگ  ریزه‌ها  ازخود  راند،  ولی  شیطان  برمن  ظاهر  نمی‌شودكه  او  را  ببینم  و  از  خود  برانم‌،  بدان‌كه  این  خیال  هم  ازوسوسه‌های  شیطان  می‌باشد،‌كه  آن  را  در  قلب  شما،  انداخته  تا  عزم  و  تصمیم  شما  را  در ر‌می  جمرات  سست‌كند  وگمان  كنی‌كه  رمی  جمرات  فایده‌ای  ندارد.  و  بیشتر  ببازی  می‌ماند،  در  نتیجه  ازآن  غفلت‌كنی  و  بدان  نپردازی‌.  پس  با  جدیت  تمام‌،  دامن  بكمر  زن  و  ر‌می  جمرات  را،  نیكو  انجام  ده  و  شیطان  را  ازخود  بران  و  پوزه‌اش  را  بخاك  بمال‌.  بدان‌ كه تو  درظاهرجمره  عقبه  را  سنگ  باران  می‌كنی  ولی  درحقیقت  شیطان  را  سنگ  باران  نموده‌ای  و  پشتش  را  شكسته‌ای‌،  چون  بحقیقت  وقتی‌كه  شیطان  دریابد،‌كه  توامر  خداوند  را  امتثال  می‌كنی  و  تنها  بخاطر  بزرگداشت  امر  خداوند  و  اجرای  فرمان او  بدون  پیروی  ازهوای  نفس  خویش‌،  بدین‌كارمبادرت  می‌كنی‌،  پوزه‌اش  بخاك  مالیده  می‌شود  و  از  تو  مأ‌یوس  می‌گردد حکم  ر‌می  جمرات

جمهور علما گویند:  رمی  جمرات  واجب  است‌،  ولی  جزو ارکان  حج  نیست پس اگرکسی  آن  را  ترک‌کرد  باید  برای  جبران  آن  فدیه  بدهد.  چون  مسلم  واحمد  ونسایی  از  جابر  روایت‌‌کرده‌اندکه‌گفت‌:  من  پیامبر صلی الله علیه و سلم   را  در  روز  عید  قربان  دیدم‌که  سوار بر  مرکب  خویش‌،  رمی  جمره  می‌کرد  و  می‌گفت‌:" لتأخذوا عني مناسككم، فإني لاأدرى لعلي لا أحج بعد حجتي هذه    [ای  مردم  مناسک  حج  خود  را  از  من  فراگیرید،  زیرا من  نمی‌دانم‌،  شاید  این  حج  آخرین  حج  من  می‌باشد  و  بعد  ازآن  دیگر،  حج  نیایم  اشاره به  رحلت  خویش  فرموده  است‌]"‌.  عبدالرحمن  تیمی‌گوید:  پیامبر صلی الله علیه و سلم    درحجه‌الوع  به  ما  امرکردندکه  با  سنگ  ریزه‌هائی  باندازه  دانه  باقلا  ر‌می  جمارکنیم‌.  طبرانی در  ‌“‌الکبیر“  آن  را  با  رجال  صحیح  و  سند  معتبرروایت‌کرده  است‌ .اندازه  سنگ  ریزه‌ها  و  جنس  آنها  

در  حدیث  فوق‌گفتیم‌که  سنگ  ریزه  باندازه  دانه  باقلا  و  بقول  اثرم  بزرگتر  ازدانه  نخود  وکوچکتر  از  فندق  باشد.  اکثر  اهل  علم  این  اندازه  را  مستحب‌،  می‌دانند.،لذا  اگرکسی  با  سنگ  بزرگ  رمی  جمار  نمود،  کفایت  می‌کند،  ولی‌کراهت  دارد.  امام  احمدگوید:‌کافی  نیست  مگر  اینکه  با  سنگ  ریزه  باشد.  همانگونه‌که  خود  پیامبر صلی الله علیه و سلم  بدان  عمل  نموده  و  از  انداختن  سنگ  بزرگ  نهی  فرموده  است‌.           

  سلیمان  بن  عمرو  احوص  ازدی  ازمادرش  نقل  می‌کندکه‌گفت‌:  دربستر  وادی از  پیامبر  صلی الله علیه و سلم   شنیدم‌که  می‌گفت‌:" يا أيها الناس لا يقتل بعضكم بعضا، إذا رميتم الجمرة فارموا بمثل حصى الحذف [ای  مردم  مواظب  باشیدکه  بهنگام  رمی  جمرات‌کسی  را    نکشید،  با  سنگهای  باندازه  دانه  باقلا  رمی  جمارکنید]"‌.  بروایت  ابوداود.

ابن  عباس‌گوید:  پیامبر صلی الله علیه و سلم    به  من‌گفت‌:  بیا  برایم  سنگ  ریزه  جمع‌کن‌،  من  سنگ  ریزه‌هائی  برایش  جمع  کردم  که  باندازه  دانه  باقلا  بود  چون  آنها  را  بدست  او  دادم  گفت‌:" بأمثال هؤلاء وإياكم والغلو في الدين، فإنما أهلك الذين من قبلكم الغلو في الدين   [سنگ  ریزه‌ها  باید  بدین  اندازه  باشد.  شما  را  از  غلو  و  افراط  در  دین  برحذر  می‌دارم  زیرا  غلو  وافراط  در  دین  مردمان  پیش  ازشما  را  دچار هلاکت ‌کرد]"‌.  بروایت  احمد  و  نسائی  با  سند  حسن‌.  

جمهور  فقها  این  احادیث  را  حمل  بر  اولویت  و  استجاب‌کرده‌اند،  و  اتفاق  دارند  براینکه  ر‌می  جمرات  جز  با  سنگ  جائزنیست‌،  پس  با  آهن  و  سرب  و  امثال  آن  صحیح  نمی‌باشد.  حنفیه  مخالفت‌کرده  وگویند  با  هرچیزی‌که  ازجنس  خاک  باشد  درست  است‌،  سنگ  باشد  یاگل  یا  خشت  یا  خاک  یا  سفال‌.  چون  احادیث  وارده  درباره  ر‌می  جمرات  مطلق  هستند  و  عمل  پیامبر صلی الله علیه و سلم   و  اصحاب  او  حمل  برافضلیت  می‌شود،  نه  برتخصیص‌.  البته  رای  اول  ترجیح  دارد  چون  پیامبر صلی الله علیه و سلم    با  سنگ  ریزه  و  سنگ  ریزه های  باندازه  هسته  خرما  یا  دانه  باقلا رمی  جمارکرده  است  و  غیرسنگ  ریزه  را  شامل  نمی‌شود،  ولی  انواع  سنگ  ریزه‌ها  را  در بر می‌گیرد.سنگ  ریزه  را  ازكجا  با‌ید  جمع‌ كرد؟

ابن  عمر سنگ  ریزه‌ها  را  از مزدلفه  جمع‌آوری  می‌كرد،  و سعید  بن  جبیر نیز از آنجا  جمع‌آوری  می‌كرد  و گفت‌:  سنگ  ریزه‌ها  را  از آنجا  جمع  می‌كردند  و  امام  شافعی  آن  را  مستحب  می‌داند.  و  امام  احمد گفته  است  از  هر  جا  باشد  اشكال  ندارد.  و  قول  عطاء  و  ابن  المنذر  نیز  بر  این  است‌.  زیرا  در  حدیث  ابن  عباس‌ كه  قبلاگفته  شد  محل  برداشتن  و  جمع‌آوری  سنگ  ریزه  معین  نشده  است‌.  اگركسی  سنگ ریزه  را  در محل  رمی  بردارد  و  بدان  رمی‌كند،  برای  حنفیه  و  شافعی  و  احمد  جایز  است  ولی‌كراهت  دارد  و  برای  ابن  حزم  كراهت  ندارد  وگفته‌:  انداختن  سنگ  ریزه‌ای‌كه  قبلا  انداخته  شده  است  جایزاست  و  سواره  سنگ  انداختن  نیزجایزاست‌.  زیرا  نه  قرآن  ونه  سنت  از  انداختن  سنگ  ریزه‌ای‌كه  قبلا  انداخته  شده  است  نهی  نكرده‌اند.  سپس  ابن  حزم  گوید:  اینكه‌گفته‌اندكه  ابن  عباس  روایت‌كرده  است‌كه‌:" أن حصى الجمار، ما تقبل منه رفع   [برداشتن  سنگهای  انداخته  شده  پذیرفته  نمی‌شود]‌"‌.  اگرچنین  می‌بود  و  سنگها  را  بحال  خود  می‌گذاشتند  می‌بایستی  تا  بحال  جمرات  هر  یك‌كوهی  شده  باشدكه  راه  را  می‌بست  و  چنین  نیست  (‌پس  نمی‌توان  آن  را  روایت  معتبر  دانست‌)‌گوئیم‌:  خیلی  خوب‌،  پس  چه  می‌شود؟  اگرانداختن  این  سنگها  از  عمرو  قبول  نشود  پس  از  زید  پذیرفته  خواهد  شد،  زیراگاهی  شخصی  صدقه‌ای  می‌بخشد  و  خداوند  از  او  نمی‌پذیرد  سپس  آن  چیز  بدست  دیگری  می‌رسد  و  او  آن  را  صدقه  می‌دهد  و  از  او پذیرفته  می‌شود.  

و  اما  درباره  سواره  ر‌می  جمرات‌كردن‌،  عبدالله  بن  قدامه ‌گوید:  پیامبر صلی الله علیه و سلم   را  دیدم  كه  روز عید  بر  شتر خویش  -‌ص